بشار اسد: غرب ارزشهای ادعایی خود را به دلارهای نفتی عربستان و قطر فروخت
رئیسجمهور سوریه در گفتگو با روزنامه "لیتیرارنی نوفینی" چک: فرانسه از ما خواست ایران را قانع کنیم اقداماتی خلاف منافع هستهای خود انجام دهد ولی ما رد کردیم/ غرب تصور میکند مبارزه با تروریسم، بازی کامپیوتری است + متن کامل
به گزارش خبرگزاری دولتی سوریه(سانا)، رئیسجمهور سوریه گفتگویی تفصیلی با روزنامه "لیتیرارنی نوفینی" کشور چک داشته است که در ادامه متن کامل آن ارائه میگردد:
سوال: سوریه کمتر از یک دهه پیش روابط خود را با غرب به تدریج تقویت کرد، اصلاحاتی را که بانک جهانی درخواست کرد پیاده کرد تا جایی که جان کری تا سال 2010 شما را دوست عزیز خطاب قرار می داد سپس به طور ناگهانی در یک شبانه روز همه چیز تغییر کرد و شما دیکتاتور شدید و شما را به هیتلر تشبیه می کردند. نظر شما در این باره چیست و چگونه می توان این تغییر ریشه ای را تفسیر کرد؟
پاسخ: واقعیت این است که من به هیچ وجه تغییر نکرده ام، نه من و نه سیاستها، نه ارزشها و نه اصول ما تغییر نکرده است. مشکل با غرب است و این مشکل جدیدی نیست و به استقلال کشور ما مربوط می شود. این در واقع مشکل غرب با بسیاری از دیگر کشورها است و از جمله آنها سوریه است. در طول دوره ای که شما گفتید بین سالهای 2008 و 2010، درمورد روابط با غرب، روابط خوب بود اما در حقیقت براساس احترام متقابل نبود. برای مثال فرانسه از سوریه می خواست که در مورد موضوع هسته ای ایران نقش بازی کند. هدف این نبود که در این پرونده مشارکت کنیم بلکه هدف آنان این بود که ما ایران را قانع کنیم اقداماتی انجام دهد که برخلاف منافع ایران بود و ما با این نقش مخالفت کردیم. همانگونه که از ما خواستند که پیش از پایان اشغالگری و تجاوز اسرائیل بر ضد فلسطینیان و کشورهای همسایه، بر ضد مقاومت در منطقه موضع بگیریم و ما این را نیز رد کردیم. از ما خواستند که توافقنامه مشارکت با کشورهای اروپایی را امضا کنیم، توافقنامه ای که با منافع ما ناسازگار بود و کشور ما را به بازاری باز برای تولیدات آنان تبدیل می کرد و ما با آن مخالفت کردیم، زیرا با منافع مردم سوریه در تضاد بود. اینها نمونه های اندکی از این روابط است و به همین علت تصمیم خود را گرفتند. همین مسئله هم اکنون با روسیه در حال رخ دادن است. روسیه دو دهه پیش دوست نزدیک غرب بود و یکباره روسیه به کشوری دشمن تبدیل شد و غرب شروع کرد به فتنه گری برضد ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه و از همان تبلیغاتی که برضد سوریه استفاده کردند، برضد روسیه نیز بهره بردند. بنابر این مشکل در استقلال این کشورها نهفته است. غرب می خواهد این است کشورها تابع و بازیچه آن باشند. این مشکل اساسی با غرب است. مسئله به دموکراسی یا آزادی یا حمایت از مردم منطقه بر نمی گردد. مثال آشکار این مسئله اتفاقاتی است که در لیبی رخ می دهد و کشتار بی امان مردم بیگناه سوریه که با حمایت غرب صورت میگیرد. ما همواره برای همکاری صادقانه با هر کشوری برای مبارزه با تروریسم آماده بوده ایم و موضع ما در این مورد، نه در گذشته تغییر کرده است و نه هرگز در آینده تغییر خواهد کرد.
سؤال: اما در آن زمان، هنگامی که آمریکا نبرد به اصطلاح جنگ با تروریسم را آغاز کرد، سوریه درباره برنامه تحقیقاتی درباره شکنجه ها، با دستگاه اطلاعات مرکزی آمریکا همکاری می کرد. چرا شما به این برنامه پیوستید؟
بشار اسد: مقصود شما پیش از بحران است؟
خبرنگار: بله.
پاسخ: ما بیش از پنج دهه است که از افراطی گری ضربه می بینیم و از تروریسم به شکل آشکار، که در سوریه در دهه هفتاد قرن گذشته ظهور کرد. ما از آن زمان خواستار همکاری بین المللی برای مبارزه با تروریسم بودیم. در آن زمان هیچ کس به این درخواست اهمیت نداد. در غرب از این مشکل آگاهی نداشتند و به همین علت ما همیشه برای کمک کردن و همکاری با هر کشوری که مایل به مبارزه با تروریسم می بود، آماده بودیم. به همین علت به آمریکاییها کمک کردیم و همواره آماده بودیم به هر کشوری که بخواهد صادقانه با تروریسم مبارزه کند، کمک کنیم و موضع ما در این مورد نه در گذشته تغییر کرده است و نه هرگز در آینده تغییر خواهد کرد، چه قبل از بحران سوریه، چه در زمان آن و چه بعد از آن. مشکل غرب این است که نمی داند با این موضوع چگونه برخورد کند. تصور می کنند مبارزه با تروریسم، همانند بازیهای کامپیوتری است و این اشتباه است. مبارزه با تروریسم باید از طریق فرهنگی، اقتصادی و همه زمینهها باشد.
سؤال: درباره تروریسم بدون شک شما از اتفاقات اخیر فرانسه مطلع هستید، نظر شما در این باره چیست؟ پاسخ: هرگاه مسئله به کشتار بیگناهان مربوط شود، بدون توجه به مسائل سیاسی و بدون توجه به موافقت یا مخالفت با افرادی که ربوده می شوند یا کشته می شوند، ما با آن مخالفیم. این تروریسم است و ما با کشتن بیگناهان در هر جای جهان مخالفیم. این برای ما اصل محسوب می شود. ما بیش از هر کشور دیگری با این مسئله درگیر هستیم، زیرا از چنین تروریسمی از چهار سال پیش روبرو هستیم و هزاران نفر از مردم بیگناه سوریه را بر اثر آن از دست داده ایم و به همین علت با خانواده های قربانیان ابراز همدردی می کنیم. با این حال ما به بسیاری در غرب یادآوری می کنیم که ما از چنین تبعاتی از آغاز بحران در سوریه سخن می گفتیم. ما می گفتیم که شما نباید از تروریسم حمایت کنید و چتر حمایتی سیاسی برای آن ایجاد کنید، چرا که این امر در کشورها و ملتهای شما تاثیر خواهد گذاشت، اما آنها به ما گوش ندادند. سیاستمداران غربی افرادی کوته نظر و تنگ نظر هستند. آنچه در چند روز گذشته در فرانسه رخ داد ثابت کرد که گفتههای ما درست بود و چه بسا اتفاقاتی که پیش از آن در دیگر کشورهای اروپایی رخ داده است نیز همان بوده که ما از آن سخن می گفته ایم.
سوال: به نظر شما چگونه باید با تروریسم مبارزه کرد؟
پاسخ: باید بین جنگ با تروریسم و مبارزه با تروریسم تفاوت قائل شویم. اگر بخواهیم درباره شرایط کنونی سخن بگوییم باید با تروریسم مبارزه کنیم، زیرا آنها مردم بیگناه را می کشند و ما باید از این مردم دفاع کنیم. این شیوه در شرایط کنونی مهمترین و ضروری ترین راه برای حل این مسئله است. اما اگر بخواهیم از مبارزه با تروریسم سخن بگوییم، مبارزه با آن به ارتش نیاز ندارد بلکه مستلزم سیاست های مناسب است. ما برای مبارزه با جهالت باید از فرهنگ استفاده کنیم. ما همچنین باید شرایط اقتصادی مناسبی برای مبارزه با تروریسم داشته باشیم و تبادل اطلاعات بین کشورها در زمینه مبارزه با تروریسم وجود داشته باشد. مشکل آنطور که در افغانستان رخ داد یعنی آنچه که در افغانستان در سال 2001 انجام دادند، حل نمی شود. شماری از اعضای کنگره که در آن زمان به دمشق سفر کردند درباره حمله به افغانستان برای گرفتن انتقام آنچه در نیویورک در سال 2001 رخ داد سخن می گفتند. من به آنها گفتم این مسئله اینطور حل نمی شود، زیرا مبارزه با تروریسم شبیه درمان سرطان است. غده سرطانی با ایجاد شکاف در آن یا برداشتن بخشی از آن درمان نمی شود، بلکه باید به طور کامل ریشه کن شود. آنچه در افغانستان رخ داد ایجاد شکافی در غده سرطانی بود که نتیجه آن گسترش سریعتر پدیده تروریسم شد. به همین علت همانطور که گفتم باید بر سیاست های مناسب، فرهنگ و اقتصاد تمرکز شود.
سوال: آیا سیاستهای اتحادیه اروپا یا اعضای آن در برابر بحران سوریه در یک سال گذشته تغییری داشته است؟
پاسخ: تغییر کرده و ضعفی در سیاست های اتحادیه اروپا وجود دارد، اما آنها به صورت علنی اذعان نمی کنند که اشتباه کردند. آنها جرات نمی کنند چنین سخنی را بیان کنند، زیرا فراتر از آنچه می بایست حرکت کردند و سوریه، رئیس جمهور، ارتش و همه چیز را در این کشور زیر سوال بردند. اکنون پس از گذشت چهار سال چه چیزی می توانند به افکار عمومی خود بگویند؟ آیا بگویند اشتباه کرده اند؟ نمی توانند این کار را انجام دهند. آنها به همین علت اذعان می کنند تروریسم در منطقه وجود دارد، اما اضافه می کنند مسئول این شرایط رئیس جمهور سوریه است. بنابراین تغییری در موضع اروپا ایجاد شده است و ما تماس هایی با بعضی مسئولان در سطوح مختلف داریم که بدون شک این تماس ها غیرعلنی است. ما نام افراد یا کشورها را اعلام نمی کنیم. این مسئولان گفتند سیاست های اروپا اشتباه بود و می خواهند این سیاست ها را اصلاح کنند. ما مشکلی در این باره نداریم، زیرا برای ما دوست داشتن و نفرت مطرح نیست، بلکه مسئله مربوط به منافع کشورهاست. اما من فکر نمی کنم آنها تغییرات سریعی در سیاست خود ایجاد کنند، زیرا ما تاکنون شاهد تلاش جدی هیچ یک از کشورها اروپایی در این باره نبوده ایم.
سوال: مواضع جمهوری چک درباره بحران سوریه چگونه بوده است؟
پاسخ: اگر به طور کلی به اتحادیه اروپا نگاه کنیم می بینیم جمهوری چک موضع مشابهی با دیگر کشورها در طول بحران سوریه نداشت. جمهوری چک و رومانی از جمله کشورهایی بودند که روابط خود را با سوریه در طول بحران حفظ کردند که این مسئله مهم است. هر چند که این مسئله به معنای آن نیست که آنها از دولت ما حمایت کردند یا اینکه ما با آنها درباره همه چیز یا بعضی چیزها توافق نظر داریم، بلکه به این معناست که با توجه به حفظ روابط دوجانبه آنها توانستند درک بهتری از آنچه در سوریه رخ می دهد داشته باشند. روابط ما با جمهوری چک پیش از بحران در سوریه خیلی خوب نبود، اما در طول بحران مشخص شد آنها دیدگاهی مناسب تر از دیگر کشورها دارند. این مسئله دلایل مختلفی داشت که مهمترین آن حفظ روابط دوجانبه بود که به این کشور امکان داد اوضاع را ببیند و تحلیل و فهم درستی از آنچه رخ می دهد داشته باشد. به همین علت موضع دولت چک واقع بینانه تر از دیگر کشورهای اروپایی بود.
سوال: آیا مخالفت شما با کناره گیری از قدرت علت جنگ کنونی در سوریه است؟
پاسخ: هیچ رئیس جمهوری در سایه بحران کنونی نمی تواند بدون حمایت افکار عمومی سوریه و ملت سوریه در قدرت باقی بماند. به ویژه که ما با تجاوز آمریکا، بیشتر کشورهای اروپایی و بسیاری از کشورهای منطقه از جمله کشورهای همسایه مانند ترکیه، اردن، بعضی طرف ها در لبنان روبرو هستیم و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس هم میلیاردها دلار در این راه هزینه کردند. ما چگونه می توانستیم بدون حمایت ملت سوریه پایداری کنیم؟ این مسئله بدیهی است و هیچ کسی نمی تواند آن را نفی کند، مگر آنکه از وجود سوپرمن سخن بگویند. ما در سوریه سوپرمن نداریم، بلکه مردم هستند. این مسئله ثابت می کند ملت سوریه از رئیس جمهور خود دفاع می کند. آیا می توان گفت ملت از رئیس جمهور حمایت می کند تا قتل و تروریسم گسترش یابد؟ ما در اینجا درباره اکثریت ملت سوریه یعنی میلیون ها نفر سخن می گوییم. آیا آنها ممکن است از رئیس جمهور حمایت کنند تا با حملات تروریستی بیشتر روبرو شوند؟ چنین مسئله ای غیرمنطقی است. آنها در واقع از رئیس جمهور حمایت می کنند زیرا می دانند آنچه در سوریه از همان ابتدا رخ داد به علت پول هایی بود که در ابتدا قطر برای حمایت از برگزاری تظاهرات و تبلیغات درباره انقلاب در سوریه هزینه کرد و پس از آن هم قطر و عربستان سعودی پول، سلاح و حمایت لجستیکی از تروریست ها داشتند و بعدا ترکیه به آنها پیوست. ترکیه حمایت کامل لجستیکی از گروه های تروریستی داشته است و دارد و کانال های امدادرسانی به تروریست ها در سوریه را اداره می کند. البته اردن و بعضی طرف ها در لبنان هم در این باره نقش داشتند. این واقعیت شرایط در سوریه است و ارتباطی به رئیس جمهور و باقی ماندن او در این سمت ندارد. سوال دیگر آن است که چه ارتباطی بین وجود داعش و القاعده در سوریه با باقی ماندن رئیس جمهور در قدرت وجود دارد؟ این دو مسئله چه ارتباطی دارد؟ آیا می توان گفت عامل وقوع حملات یازدهم سپتامبر در نیویورک جرج بوش رئیس جمهور وقت آمریکا بود و اگر جرج بوش تغییر می کرد این حوادث رخ نمی داد؟ این مسئله منطقی نیست. غربیها این مسئله را می دانند اما اصرار دارند به دروغ پراکنی به همان دلایلی که قبلا بیان کردم ادامه دهند. زیرا جرات نمی کنند به اشتباه خود و اشتباه در تفسیر اوضاع سوریه اعتراف کنند. آنها به حرف مقامات نادان در قطر و عربستان گوش کردند و ارزش های خود را در برابر دلارهای نفتی فروختند و در پشت سر این دو کشور حرکت کردند و این مسئله عامل واقعی شرایط کنونی در سوریه است و این مسئله ارتباطی به باقی ماندن رئیس جمهور در سمتش ندارد.
سوال: نظر شما درباره اتهامات به دولت سوریه در مورد قتل عامل ملت این کشور چیست؟
پاسخ: پاسخ به این سوال هم مانند سوال قبلی است. چگونه یک رئیس جمهور می تواند ملت خود را قتل عام کند و این مسئله باعث موضع گیری ملت و همه جهان علیه او شود، اما باز هم بتواند در سمت خود باقی بماند؟ چه قدرتی باعث حفظ رئیس جمهور در این سمت می شود؟ این مسئله واقع بینانه نیست و ارتباطی به کناره گیری نکردن رئیس جمهور ندارد. ما از ملت خود دفاع می کنیم و از حمایت ملت سوریه هم برخودار هستم، زیرا از این کشور دفاع می کنم. رئیس جمهور نمی تواند ملت خود را بکشد و همزمان با تروریسم و جهان مبارزه کند و با این وجود در قدرت باقی بماند. ما با انواع تروریسم چه داعش، چه جبهه النصره و چه دیگر گروه ها مبارزه می کنیم.
سوال: جدیدترین اتهام این است که شما شریک «داعش» هستید زیرا ارتش سوریه با داعش نمی جنگد همچنین داعش نیز با ارتش سوریه کارزار نمی کند.
پاسخ: بنابراین این یعنی اینکه من از داعش حمایت می کنم تا با سربازان ما نبرد و بر پایگاههای نظامی ما سیطره یابد و در عین حال از داعش استفاده می کنم؟ این چگونه ممکن است؟ بار دیگر می گویم که این مساله تناقض دارد. یک ادعای دیگر وجود دارد در غرب شایع شده که ما از حملات آمریکا علیه داعش بهره برداری می کنیم..برخی ها این را گفتند.. چگونه؟ اگر ما از داعش حمایت می کردیم، پس از حملات آمریکا علیه آن استفاده نمی کردیم. و اگر بگویند که ما از حملات آمریکا استفاده می کنیم پس ما ضد داعش هستیم. غیر از همه اینها، بار دیگر تاکید می کنم ما با تروریست ها در همه اشکال آن مقابله می کنیم حال چه داعش باشد یا جبهه النصره یا غیر از این دو. حتی یک علت وجود ندارد که بتواند مدعی شود ما از داعش حمایت می کنیم. ما هیج توجیهی برای آن نداریم. تفسیر وهابیت از اسلام بسیار افراط گرایانه و بسیار از اسلام واقعی دور است و اساس تروریسم را در این منطقه تشکیل می دهد.
سوال: در خصوص داعش، و دست کم از نقطه نظر اروپائی ها، اسلام تندرو و رادیکالی در حال قدرتمند شدن در منطقه است و دامنه آن روز به روز گسترده تر خواهد شد. آیا به این مسئله اعتقاد دارید یا اینکه پدیده ای است که در طول ده سال ناپدید خواهد شد یا چیزی شبیه به این؟
پاسخ: ما به عنوان مسلمان میانه رو و معتدل، این اسلام افراطی را اسلام نمی دانیم ، در هیچ دینی چه اسلام باشد یا مسیحی و یا یهود، افراط گرایی وجود ندارد. همه ادیان میانه رو و دارای اعتدال هستند. وقتی (در جایی) افراط گرایی وجود دارد، این به منزله انحراف از دین است اما اگر بخواهیم، از اصطلاح اسلام تندرو و رادیکالی استفاده کنیم، همان طور که گفتم، معتقدم این درست است. بر ای اینکه اسلام تندرو طی بیش از چهار دهه تحت تاثیر پول های عربستان سعودی و ترویج تفسیر وهابی از اسلام ، در اذهان ملت های منطقه کاشته شده است. و این تفسیری بسیار افراط گرایانه و بسیار انحرافی از اسلام واقعی و اساس تروریسم در این منطقه است. و این چنین، تا وقتی که سرازیر شدن این پولها(پولهای عربستان) به این سمت و حمایت ها، از طریق شبکه های تلویزیونی مذهبی و شبیه آنها ادامه داشته باشد، (اسلام تندرو) بیش از پیش گسترش خواهد یافت آن هم نه فقط در منطقه ما بلکه در اروپا نیز خواهد بود و آنچه که اخیرا در فرانسه اتفاق افتاد، نشانه بزرگ آن است. مقصودم این است که این حادثه تروریستی که در پاریس اتفاق افتاد از خلأ نیامده است. بخاطر این نبوده که برخی از افراد برای انتشار کاریکاتور پیامبر (اکرم) محمد (صلی الله علیه وآله) در صدد انتقام گیری بودند در حقیقت، این حمله نتیجه طبیعی ایدئولوژی افراط گرایانه ،بسته و قرون وسطایی بوده که منشا اصلی آن، عربستان سعودی است.
سوال: می دانم که شما در تابستان سال گذشته گفتید که عملیات اصلی جنگ پایان خواهد یافت و زمان آغاز بازسازی ها فرا خواهد رسید، آیا فکر می کنید این مساله همچنان درست باشد؟
پاسخ: در واقع هنگامی که جنگی در یک کشور روی می دهد، مساله با اهمیت تر از لحاظ اقتصادی، عملیات بازسازی کشور است. این مساله بخش بزرگ اقتصاد ما خواهد بود. ما برنامه هایی را برای آغاز بازسازی کشور آغاز کردیم. این مساله فقط منحصر به زیر ساخت ها نیست بلکه به بازسازی افراد و مردم نیز هست. اما اکنون من درباره اقتصاد صحبت می کنم. ملت سوریه در مساله بازسازی، مشارکت هیچ شرکتی از کشورهای متخاصم را که مستقیم یا غیر مستقیم مسئول خونریزها در سوریه بوده است، نخواهد پذیرفت.
سئوال: درباره بازسازی صحبت می کنیم برای اینکه بسیاری از کشورها حامی جنگ کنونی در سوریه هستند اما به محض اینکه عملیات بازسازی آغاز می شود، بسیار مشتاق به مشارکت در این امر برای به دست آوردن سود و منافعی از این بازسازیها هستند که همین کشورها اکنون در ویرانی آن مشارکت دارند. به نظر شما کشورهایی که به این مساله خواهند پیوست کدامند؟
پاسخ: بالطبع ما برنامه و طرح خودمان را داریم. ما این امر را در برخی مناطقی که آشتی در آن محقق شده و اوضاع به حالت طبیعی بازگشته آغاز کردیم. این طرحی بلند مدت و شامل مناطق مختلفی از سوریه است که تروریسم در آن ویرانی هایی برجا گذاشته است. درباره کشورهایی که می توانند در بازسازی شرکت کنند، مساله گزینشی خواهد بود و این برای همه امکان پذیر نیست . معتقد نیستم که ملت سوریه مشارکت شرکتی از کشورهای متخاصم را که مستقیما یا غیر مستقیم مسئول خونریزها در سوریه بوده است در عملیات بازسازی بپذیرد. اما برای شما به عنوان خبرنگار روزنامه ای از چک، می توانم بگویم که چک می تواند یکی از کشورهای مشارکت کننده در این بازسازیها باشد برای اینکه از بسیاری از کشورهای دیگر اروپائی، با وجود اعمال فشارها به دولت این کشور و مسئولان آن به منظور قطع روابط با سوریه، منطقی تر و عقلانی ترعمل کرده است. بنابراین ما از این موضع تقدیر می کنیم. می توانم بگویم که درها برای این چنین همکاری در این بخش از اقتصاد باز خواهد بود.
سوال: این مساله من را خوشحال می کند. اما نمی توانم امکان تحقق آشتی در سوریه را پس از چهار سال جنگ در این کشور تصور کنم. معتقدم کار بسیار سختی است تا بر دشمنی هایی که در این مدت شکل گرفته، غلبه کرد. ایا ممکن است شما تلاشهایی را که در این زمینه انجام می دهید برای ما بازگو کنید؟
پاسخ: خوشبختانه شما در حالی این سوال را مطرح می کنید که تلاشها برای آشتی در بسیاری از مناطق موفق بوده است. ما از مساله ای خیالی یا صرفا آمال و آرزو سخن نمی گوئیم. این مساله در عمل انجام شده است. در آغاز سوالی که از خودمان پرسیدیم همان سوالی است که شما الان مطرح کردید. آیا موفق خواهیم شد؟ آیا مردم می توانند دشمنی ها و خونریزیها را فراموش کنند؟ این مساله آسان نیست و در آغاز نیز آسان نبوده بویژه وقتی که آشتی با گروههای مختلفی باشد که برخی از انها افراط گرا هستند که این آشتی را نمی پذیرند مانند جبهه النصره و داعش در برخی از مناطق. این گروهها عملا توانسته اند این تلاشها را به شکست بکشانند. اما در مناطق دیگر یعنی جاهایی که بیشتر گروهها بر تحقق آشتی اصرار داشتند، این امر محقق شد و گروههای دست اندرکار و شرکت کننده در آن توانستند گروههای مخالف آشتی را از این مناطق طرد و اخراج کنند. اگر بخواهیم از واقعیت ها سخن بگوئیم، کسانیکه با یکدیگر کارزار می کنند در کنار حکومت یا علیه آن، به زندگی طبیعی خود بازگشتند و روابط دوستانه را میان خود برقرار کردند و روزانه با همدیگر تعامل و همکاری می کنند چرا که قبل از بحران و این رویدادها، دوستان و همسایگان یکدیگر بودند. در حقیقت تلاشها برای برقراری آشتی در اغلب مناطق موفق بوده است برای اینکه اشخاصی که در آن مشارکت داشتند متوجه شدند که آنها قبل از آشتی در مسیر اشتباهی حرکت می کردند و فهمیدند که آنها به عنوان ابزاری در مقابل پولی که از عربستان و قطر سرازیر شده و در خدمت ایدئولوژی بسته و اخوانی اردوغان در ترکیه، به کار گرفته می شدند. آنها متوجه شدند که به کشورشان ضرر و زیان وارد کردند و به مسیر درست تغییر جهت دادند و این موفقیت بود. بنابراین جواب من این است که عملیات موفق شده است و درها بیش از هر زمان دیگر برای آشتی ها بیشتر باز است و به مرور زمان شمار بیشتری از سوریها به این آشتی خواهند پیوست و تعداد بیشتری از آنها متوجه خواهند شد که نمی توانند به این مسیر ادامه دهند مگر این که بخواهیم جامعه ، خودمان و کشورمان را به کلی نابود کنیم.
سوال: ممکن است یکی از فرایندهای آشتی همانی باشد که در ژانویه جاری در مسکو برگزار خواهد شد، که در جریان آن دولت شما دست کم با برخی از مخالفان بحث و گفتگو خواهد کرد. آیا شما پیش بینی می کنید این گفتگوها نتایج ملموسی داشته باشد؟ نظر شما درباره این ابتکار روسیه چیست؟
پاسخ: به نظر من، موضع روسیه حمایت از سوریه در جنگ با تروریسم است و این مسئله مهمی است. در عین حال، این اقدام، سرآغاز فرایند سیاسی است، موضع ما نیز با این موضع روسیه منطبق است زیرا ما دوست نداریم هیچ فرصت سیاسی را هدر دهیم، این کاری است که ما تلاش می کنیم انجام دهیم. اگر موفق بشویم خوب است و اگر هم موفق نشویم چیزی را از دست نخواهیم داد. بنابراین، ما برای شروع گفتگو به روسیه نمی رویم بلکه به آنجا می رویم تا با این شخصیت ها و افراد مختلف مبانی و اصولی را که گفتگوها در صورت آغاز شدن مبتنی بر آنها خواهد بود، بررسی کنیم مانند: وحدت و یکپارچگی سوریه، مبارزه با گروههای تروریستی، حمایت از ارتش و جنگ با تروریسم و مسائلی از این قبیل. اما در خصوص آنچه که من از این نشست انتظار دارم به نظر من، ما باید واقع بین باشیم، زیرا ما با افراد تعامل می کنیم. وقتی از مخالفان سخن می گوییم منظورمان کسی نیست که با یک چیزی مخالف است چون هر کسی می تواند با چیزی مخالف باشد. اما مخالف به مفهوم سیاسی، حزب یا گروهی است که در دولت یا پارلمان نمایندگانی داشته باشد و بتواند روی مردم در یک کشور تاثیر گذار باشد و برای کشورش تلاش کند نه آن که برای تامین منافع بیگانگان تلاش کند. به عقیده من، این یک مفهوم جهانی است. اکنون ما از شخصیت های مختلفی سخن می گوییم که برخی از آنها شخصیت هایی ملی هستند و برخی از آنها نیز هیچ نفوذی در داخل ندارند و نماینده هیچ بخش مهمی از مردم سوریه نیستند و برخی ها نیز عروسک هایی در دست عربستان سعودی یا قطر یا فرانسه یا آمریکا هستند در نتیجه در راه منافع کشورشان تلاش نمی کنند. برخی شخصیت ها و افراد دیگر آنها هم نماینده یک اندیشه افراطی هستند. به همین علت، فعلا قضاوت درباره موفقیت یا شکست این اقدام زود است. با وجود این، ما از این طرح روسیه حمایت می کنیم و معتقدیم باید به عنوان دولت به آنجا برویم تا حرف های آنها را بشنویم. اگر آنها مطلبی داشتند که به نفع مردم و کشور سوریه بود به این مسیر ادامه خواهیم داد و اگر مسئله آن گونه نبود با آنها تعامل جدی نخواهیم کرد. راه حل مسائل سوریه در درجه نخست و پیش از هرچیز باید از داخل خود سوریه باشد.. آمریکا در جنگ با داعش ظاهرسازی می کند و بازی صبر و انتظار را در پیش گرفته است.
سوال: براساس گزارش های رسانه ای، روس ها این فرایند را با آمریکا هماهنگ می کنند و به نظر می رسد این دو ابرقدرت می توانند شاید برای نخستین بار، در مسئله سوریه، زمینه مشترکی به وجود بیاورند. آیا این سرآغاز روند پایان یافتن جنگ سوریه است؟
بشار اسد: منظور شما آن است که اگر این دو ابرقدرت به چنین زمینه مشترکی برسند؟
خبرنگار: بله. اگر بتوانند روی چیزی به توافق برسند، می تواند مسئله مثبتی باشد.
پاسخ: هر رابطه خوبی میان روسیه و غرب، و در درجه نخست آمریکا، روی این منطقه، خصوصا در این مرحله و به ویژه در رابطه با سوریه، بازتاب مثبت خواهد داشت. ولی من می خواهم روی این مطلب تاکید کنم که راه حل مسئله سوریه باید اولا و پیش از هرچیز، از داخل خود سوریه باشد. ثانیا: اگر بخواهیم از روابط بین المللی و تاثیرات آن سخن بگوییم، به جدیت نیاز داریم. وقتی از زمینه مشترک، صحبت می کنیم، باید ببینیم ماهیت این زمینه مشترک چیست و آمریکا تا چه حد در جنگ (با داعش) جدی است؟ تا کنون اقدام آمریکا در این زمینه ظاهرسازی بوده است، در حالی که روس ها در جنگ با تروریسم بسیار جدی هستند. در همین راستا، باید دید میزان جدیت آمریکا در تاثیر گذاری بر ترکیه، قطر و عربستان سعودی چقدر است ـ این کشورها متحد آمریکا نیستند بلکه عروسک هایی در دست آن هستند ـ آمریکا چقدر حاضر است روی آنها برای متوقف کردن ارسال پول، اسلحه و تروریست به سوریه اعمال نفوذ کند. تا به این سئوالات پاسخ داده نشود نمی توان به زمینه های مشترک دست یافت. تا این لحظه، آمریکا بازی صبر و انتظار را در پیش گرفته است. آمریکا در نهایت دنبال آن است که از روسیه علیه سوریه استفاده کند. این کشور از روسیه می خواهد سوریه را تحت فشار قرار دهد. این زمینه مشترکی است که آمریکایی ها دنبال آن هستند نه زمینه مشترک لازم برای مبارزه با تروریسم و دادن اجازه به مردم سوریه برای تعیین آینده خود و احترام گذاشتن به حاکمیت همه کشورها از جمله سوریه. ما تا حالا شاهد وجود چنین زمینه مشترکی نبوده ایم. روس ها با تمام توان خود برای به وجود آوردن این زمینه مشترک تلاش می کنند ولی فکر نمی کنم آمریکایی ها به این تلاش ها پاسخ مثبت بدهند.
خبرنگار: سپاسگزارم، انشاء الله سال جاری سالی پربرکت برای سوریه باشد.
بشار اسد: ممنون از شما.