جاه‌طلبی اردوغان، از سوریه افغانستان دیگری می‌سازد

کدخبر: 989797

چندان تفاوتی میان جاه طلبی‌های رئیس جمهور محمد ضیاء الحق که آرزو داشت دایره نفوذ پاکستان به افغانستان و سپس به آسیا برسد، با رئیس جمهور طیب اردوغان که می‌خواهد در مسجد امامیه دمشق نمازبگذارد و خلیفه آنجا شود، وجود ندارد

کارشناسان معتقدند شباهت‌هایی میان اشتباهات پاکستان در افغانستان، و انگیزه‌های ترکیه برای کشیده شدن به باتلاق سوریه وجود دارد: افزایش دایره نفود و آرزوهایی جاه طلبانه برای تبدیل شدن به قدرت منطقه‌ای.
مسعود شایگان - گروه بین‌الملل نسیم: قیام مسلحانه در سوریه، که با هدف تغییر رژیم این کشور انجام گرفت، سازمان‌هایی ایجاد کرده است که جمعیت تمام منطقه را تهدید می‌کند، اما با این حال ترکیه همچنان بدون در نظر گرفتن خطرپاکستانیزه شدن، به راه خود ادامه می‌دهد.
در حالی که ترکیه قصد دارد مخالفان سوری را تجهیز نموده و در خاک خود آموزش دهد، پاکستان تجربه‌های دردناک خود در این باره را (به این کشور) یادآوری می‌کند. خبرنگار المانیتور در اسلام آباد در گفت‌و‌گو با مشاهدحسین رئیس کمیته دفاعی سنای پاکستان، درباره نقش این کشور در (حوادث) افغانستان، ایجاد طالبان و نظرش پیرامون دخالت ترکیه در سوریه سوالاتی پرسید.
مشاهد حسین که به دلیل سابقه آکادمیک در حوزه روابط بین الملل و نیر تجربه غنی روزنامه نگاری، شهرتی فراوان دارد، به خبرنگار ما گفته است به هنگام بازدید نخست وزیر ترکیه احمد داود اوغلو از اسلام آباد، به او یادآوری کرده است که: " شما در سوریه، در حال تکرار اشتباهات ما در افغانستان هستید، سازمان‌های (تروریستی) مورد حمایت شما در مقطع کنونی، روزی به سراغ شما نیز خواهند آمد. شرکت پاکستان در جنگ افغانستان و نیز حمایت از طالبان اشتباه بود. ما اکنون، در حال پرداخت هزینه اشتباهات گذشته‌مان هستیم ."
هیچ کس هشدار پاکستان را جدی نگرفت. اصرار ترکیه بر حمایت و تجهیز مخالفان، نتیجه‌ای جز ایجاد یک گروه تروریستی دائمی ندارد. ترکیه هم چنان نمی‌خواهد توجهی به عبرت‌های تجربه پاکستان در این زمینه بنماید.
مقامات ترکیه و آمریکا، خود را، درگیر مراحل نهایی آماده سازی فشردهٔ مخالفان در شهر کمان استان قرشهر ترکیه کرده‌اند. ۱۱ مارس، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، ژنرال لوید آستین پس از آنکه به همراه ژنرال بازنشسته جان آلن نماینده ویژه رئیس جمهور اوباما در ائتلاف جهانی علیه داعش و نیز برت مک گورک جانشین معاونت وزارت دفاع، به آنکار رفته بود، بازدیدی نیز از این کمپ آموزشی داشت. هدف از بازدید آن‌ها، تمرکز بر برنامه آموزش و تجهیز و نیر شرکت ترکیه در عملیات‌های ضد داعش بود. گزارش‌ها بیان می‌کنند که برنامه آموزش مخالفان سه سال زمان خواهد برد و طی آن ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ پیکارجو آماده جنگ خواهند شد.
با نگاهی به اظهارات مطرح شده در این مدت، می‌توان دریافت که هدف از آموزش این مخالفان، جلوگیری از بازپس گیری مناطق‌‌ رها شده داعش، توسط رژیم سوریه است. اما باید برای این سوال نیز پاسخی داشت که با وجود این همه سازمان‌های مسلح سرگردان در مرزهای کشورهای مختلف، منطقه (خاورمیانه) چگونه قادر به ادامه حیات خود خواهد بود؟ یادآوری تجربه‌های پاکستان در زمینهٔ این ماجراجویی‌های اشتباه، می‌تواند چراغ راهی برای ترکیه باشد. لازم نیست حتما به مناطق کوهستانی خیبر پختونخوا و یا وزیرستان شمالی در مرز افغانستان بروید، اگر سری به کتابفروشی‌های اسلام آباد بزنید صد‌ها کتاب درباره وضعیت بغرنج پاکستان مشاهده خواهید کرد.
شباهت‌هایی میان روند کشیده شدن پاکستان به افغانستان، و انگیزه‌های ترکیه برای کشیده شدن به باتلاق سوریه وجود دارد: افزایش دایره نفود و آرزوهایی جاه طلبانه برای تبدیل شدن به قدرت منطقه‌ای. چندان تفاوتی میان جاه طلبی‌های رئیس جمهور محمد ضیاء الحق که آرزو داشت دایره نفوذ پاکستان به افغانستان و سپس به آسیا برسد، با رئیس جمهور طیب اردوغان که می‌خواهد در مسجد امامیه دمشق نمازبگذارد و خلیفه آنجا شود، وجود ندارد.
به همین جهت، بخشی از تجربه پاکستان را با هم مرور خواهیم کرد. سال ۱۹۷۹ پاکستان که همراه با سیا مقاومت علیه ارتش مداخله گر روسیه را سازمان دهی می‌کرد، مرزهای خود را به روی میلیون‌ها پناهنده افغان باز کرد. این کار، تعداد فراوانی نیروی انسانی برای مبارزه با شوروری فراهم کرد. هم چنین مبارزانی نیز (به ویژه پشتو‌ها) از طریق تبلیغات مذهبی جذب شدند.
سیا و سرویس اطلاعاتی پاکستان ۸۰ هزار نفر جنگجو را به ترتیب با هزینه ۲ میلیارد، و ۳ میلیارد، آموزش داده و تجهیز کردند. سال ۱۹۸۹ و پس از عقب نشینی شوروی از افغانستان، وقت آن بود که نظم، به کشور بازگردد. پس از آنکه مرد مورد اعتماد اسلام آباد در افغانستان، یعنی گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی نتوانست خود را در افغانستان تثبیت کند، طالبان به وجود آمد. طلاب مشغول به تحصیل در مدرسه دیوبندی، به مدت دو سال با هدایت پاکستان جنگیدند تا بتوانند گروه‌های دیگر را حذف کنند و سرانجام در سال ۱۹۹۶ کنترل کابل را به دست گیرند. بنابر اسناد قابل اعتماد وزارت دفاع آمریکا، پس از آنکه طالبان توانست کنترل کابل در سال ۱۹۹۶ را به دست گیرد، پاکستان هم چنان به کمک‌های تسلیحاتی، سوختی و غذایی خود ادامه داد. پس از حوادث یازده سپتامبر در حالی که طالبان این بار عزم مبارزه با پاکستان را در سر داشت، این کشور وادار شد تا رابطه خود با طالبان را اطلاح نماید. رهبران طالبان که با حمله ۲۰۰۱ آمریکا سرنگون شدند در منطقه وزیرستان پاکستان استقرار پیدا کردند، و گروه‌های محلی طالبان را به وجود آوردند. در حدود ۳۰ سازمان که در امتداد «بزرگراه جهادی‌ها» در سال ۲۰۰۷ گردهم آمدند و تحت رهبری بیت الله محسود با تشکیل جنبش طالبان پاکستان به بزرگ‌ترین تهدید این کشور تبدیل شدند. پاکستان با تمایز قائل شدن بین تروریست‌های خوب و بد به جنگ با جنبش طالبان پاکستان پرداخت و در مقابل با طالبان افغانستان همچنان همکاری خود را ادامه داد.
در کنفرانس اندیشکده‌های کشورهای اسلامی، که توسط مرکز مطالعات راهبردی آسیایی ترکیه‌ تشکیل شد، به خبرنگار المانیتور گفته بود که ادامه در نظر گرفتن ملاک تروریست خوب و بد از سوی پاکستان و این سوال که آیا ترکیه همچنان درحال حمایت از تروریست‌های تندرو است، بخشی از موضوعات گفتگو است.
ترکیه با حمایت از شورش نظامی و حضور گروه‌های مسلح در کشورهای همسایه با چه خطراتی روبه رو است؟ احمد تحریر، محقق مرکز مطالعات خلیج فارس و پاکستان، به مقایسه ترکیه و پاکستان در این زمینه زده است: "شباهت‌های زیادی بین این دو کشور در این زمینه وجود دارد. افراد پرورش یافته توسط آن‌ها جزو متعصبان مذهبی هستند، و به دلیل آنکه به دنبال دولتی با زمینه‌های دینی مورد نظر خودشان خواهند رفت نتیجه‌ای معکوس به بار خواهند آورد و ضمن پس زدن دموکراسی، اتحاد با کشورهای غربی و جریان‌های سکولار را به هیچ عنوان نمی‌پذیرند. یک کشور از نظر جغرافیایی موجویتی به هم پیوسته است. جنگ‌های نیابتی تنها توسط جنبش‌های استقلال و یا قومیتی قابل اداره است و نه با چنین مبارزه‌ای مذهبی و دینی. ملاحظه دوم این است که پرورش چنین مبارزانی، حمایت داخلی از گروه‌های افراطی خواهان اصلاحات داخلی را افزایش خواهد داد و آن را به مساله‌ای امنیتی تبدیل خواهد کرد. ملاحظه سوم مشکلات انسان دوستانه، پناهندگان و درگیری‌های قبیله‌ای ناشی از این درگیری‌ها می‌باشد که بسیار خطرناک‌تر از تهدیدات خارجی است. هم چنین ممکن است که در ترکیه شاهد درگیری‌های درون مذهبی باشیم. ترکیه باید به جای وارد شدن در جنگ، نقشی دیپلماتیک ایفاء کند. اکنون، بهترین زمان برای رهبری و دیپلماسی است و نه جنگ نیابتی."
تفکر اسلامی ما در ترکیه راه را برای این باز گذاشته است که جنگ با همسایگان را به عنوان جهاد تلقی کنیم. ما در ترکیه شاهد تحول تراژیکی مانند فرقه دیوبندی و حرکت از صوفی‌گری به سمت افراط گرایی هستیم. از این رو خبر شنیدن پیوستن صد‌ها نفر شهروند ترکیه‌ای به جبهه النصره و داعش چندان غیر منتظره نیست.
در حالی که پاکستان نتوانست مرزهای خود ار کنترل کند و این مرز‌ها تبدیل به راهی امن برای جهادی‌ها شد، اکنون نیز ترکیه نمی‌تواند مرزهای خود را کنترل کند و مخالفین به راحتی در حال عبور و مرور از آن‌ها هستند.
همه شواهد گفته شده درباره پیوستن ترکیه به فرآیند پاکستانیزه شدن این کشور، هشدارهای مشاهد حسین به عنوان کسی که خواهان رابطه‌ای جز دوستی با ترکیه نیست را بسیار پراهمیت می‌سازد.
ارسال نظر: