فلسطین در آستانه انفجار سوم
روزنامه صهیونیستی "هاآرتص" در گزارشی به بررسی احتمال شکلگیری انتفاضه جدید در سرزمینهای اشغالی پرداخته است
مساله نگران کنندهتر، نظرسنجی ماه دسامبر است که نشان میدهد اکثریت نسبی با راه حل دو دولت مخالف هستند و آن گونه که شیکاکی گزارش کرده است، پس از توقف مذاکرات صلح بود که درصد مخافان ۱۴ درصد افزایش پیدا کرد.
گروه بینالملل - نسیم: نشریه صهیونیستی "هاآرتص" در گزارشی به بررسی احتمال شکلگیری انتفاضه جدید در سرزمینهای اشغالی پرداخته و نوشته است:
اگر پیگیر اخبار باشید، احتمالاً خبر حمله یک جوان فلسطینی به چهار پلیس زن اسرائیلی در یک ایستگاه تراموا و سپس حمله به یک مسافر با چاقو که در روز ۶ مارس اتفاق افتاد را شنیدهاید. اما در ادامه حوادث دیگری را ذکرخواهم کرد که احتمالاً تاکنون چیزی از آنها به گوش شما نرسیده است.
در هفته اول ماه مارس دو جوان فلسطینی که در برابر یورش سربازان اسرائیلی به کمپ پناهندگان الدهیشه در نزدیکی بیت اللحم، مقاومت میکردند، مورد اصابت گلوگه قرار گرفتند. گلولههایی به خانه یک اسرائیلی در شهرک شومرون کرانه باختری و نیز به یک جیپ ارتش در نزدیکی نابلس شلیک شد. یک نوجوان اهل کرانه باختری که با در دست داشتن چاقو قصد عبور از مرز را داشت، توسط پلیس دستگیر شد و به آنها گفت که قصد حمله با سلاح سرد را داشته است. مزار یهودیان در کوه زیتون تخریب شد. جوانان فلسطینی با پرتاب سنگ، شیشه ماشینهای یهودیان در ابوطور که در همسایگی اورشلیم و بین بخش غربی یهودی شرقی عربی وجود دارد را میشکنند و به تراموها آسیب میرسانند.
این اخبار، تنها برخی از درگیریها میان اسرائیلیها و فلسیطینان است که توسط رسانههای محلی گزارش شده و عمدهٔ آنها توسط رسانههای جهانی نادیده گرفته شده است. این اتفاقات هم چنین بخشی بزرگترین شورش فلسطینیان در دهه اخیر را تشکیل میدهد.
در حالی که انتخابات آتی اسرائیل و رجز خوانی بنیامین نتانیاهو، تقریباً به سرخط اخبار تمام رسانههای خارجی پیرامون اسرائیل تبدیل شده، بار دیگر درگیری اسرائیلی فلسطینی شدت گرفته است. همانند انتقاضه قبلی که سال ۲۰۰۰ آغاز شد، این شورش نیز، پس از رادیکالیزه شدن دیدگاههای فلسطینیان به دلیل شکست روند صلح اتفاق افتاده و مقاومت را در دیدگاه مردم فلسطین، به تنها راه رهایی از این وضعیت وخیم تبدیل کرده است.
با این حال انتفاضه کنونی با قیام پیشین متفاوت است. انتفاضه کنونی انتفاضهای فردی و مدیریت شده توسط رسانهها است که حملات و اعتراضاتی خودجوش وتظاهراتهایی خشمگینانه آن را تشکیل میدهند. قیام کنونی فاقد ساختارهای سازماندهی شده است: در حالی که گروههای مقاومت تأسیس شده به آتش اختلاف میدمند، ضعف آنها باعث شده است که مسئولیت اقدامات انجام گرفته عمدتاً بر عهده افراد و گروههای کوچک خودجوش باشد. رفتار تهاجمی هر کدام از طرفها نیز محرک دیگری است که خشونت هر دو طرف را افزایش میدهد و باعث تقویت خودبه خودی بحران میشود.
نتیجه این وضعیت مشتعل شدن فضا است، اما هنوز هم میتوان به کاهش درگیریها امیدوار بود. اگر انتخابات ۱۷ مارس اسرائیل منجر به تشکیل دولتی شود که گامی مؤثر در جهت تشکیل کشور فلسطین بردارد، ممکن است از حجم تنشها کاسته شود. اگر بن بست کنونی ادامه پیدا کند به احتمال بسیار زیاد، بیثباتی کنونی نیز ادامه پیدا میکند و خود این مساله میتواند تهدیدی برای تشکیلات خودگردان و اسرائیل باشد. افزایش این خشونتها درپی ناتوانی کری از شروع روند صلح در آوریل سال گذشته آغاز شد. نیمه دوم سال گذشته میلادی شاهد درگیرها و خشونتهای خودجوش بین جوانان فلسطینی و ماموران امنیتی اسرائیل و نیز شهرک نشینان بودیم. مساله نگران کنندهتر، مجموعهای از حملههای مرگبار فردی توسط فلسطینیهای غیرمرتبط با گروههای مقاومت بود در اسرائیل بود. علاوه بر زیر گرفتن عابران توسط ماشین (همان طور که هقته پیش نیز رخ داد) شاهد حمله با سلاح سرد (حمله روز ۲۱ ژانویه در تل آویو ۱۲ مجروح اسرائیلی داشت) و سلاح گرم (حمله ۱۸ نوامبر به کنیسه یهودیان چهار نمازگزار و نیز افسر پلیس را به قتل رساند) نیز بودهایم. در حقیقت این موج حملات به اسرائیلیها، تاکنون تعداد مرگ
و میر بیش تری نسبت به جنگ غزه در سال گذشته داشته است.
خشونتها در ژانویه و فوریه نیز ادامه داشت تا جایی که گزارشها، خبر از ۷۲ ناآرامی، خشونت و اعتراضی داشته است که فلسطینیها در آن نقش داشتهاند و از این تعداد ۲۰ مورد در اورشلیم و ۵۲ مورد در کرانه باختری روی داده است. در هفته اول مارس نیز ۱۳ مورد دیگر گزارش شده است که تقریباً نیمی از آنها در اورشلیم و نیمی دیگر در کرانه باختری روی داده است.
روشنترین تشابه وضعیت کنونی با وخیم شدن اوضاع ۱۵ سال پیش، سرعت رادیکالیزه شدن دیدگاههای فلسطینیان در طی سالهای گذشته است.
پس از آنکه تلاشهای کری برای صلح شکست خورد نگاه فلسطینیها به اعمال خشونت آمیز تقویت شده است. طبق نظرسنجی خلیل شکاکی در ماه سپتامبر، ازماه ژوئن تا دسامبر، حمایت فلسطینیها از اقدامات خشونت آمیز علیه اسرائیل با رشدی دو برابری، به ۸۰ درصد رسیده است. درصد حمایت از انتفاضه مسلحانه نیز با ۱۵ درصد رشد به ۵۶ درصد رسیده است. هم چنین یک پنجم فلسطینیها از تظاهرات گسترده حمایت میکنند. جنبش حماس نیز از این اتفاقات بیبهره نبوده است و حمایت از فراخوان این سازمان برای اقدامات خشونت آمیز علیه اشغالگری فلسطین، از ۴۲ درصد در ماه ژوئن به ۷۹ درصد در ماه دسامبر رسیده است. اما محبوبیت عباس که رویکردی مذاکره محور دارد، با شکست تلاش هاش کری سقوط کرده و به زیر ۲۰ درصد رسیده است. چندان غیرمنتظره نیست اگر بدانیم اسماعیل هنیه رهبر حماس، علی رغم استقبال خوب جهان از طرح درخواست عباس برای عضویت در دیوان بین المللی کیفری به منظور احقاق حق فلسطینیان، توانست در این نظرسنجی عباس را پشت سر بگذارد
این تحولات، رشد تمرکز فلسطینیان بر درگیری با اسرائیل را نشان میدهد. همان طور که اواخر ژوئن در نظرسنجیها آمد، اقتصاد و اشتغال اولویتهای اول را تشکیل میدادند اما آن طور که شیکاکی گزارش میکند به نظر میرسد که اکنون، اشغالگری اسرائیل به عنوان مشکل اصلی (فلسطینیان) دیده میشود. این مساله به خاطر رشد سریع اقتصادی نیست چرا که نارضایتی از شرایط اقتصادی هم چنان زیاد است، بلکه پس از شکست مذاکرات صلح و جنگ اخیر غزه، ناامیدی جای امید را گرفته و توجه عمومی به مسائل بنیادی معطوف گشته است.
مساله نگران کنندهتر، نظرسنجی ماه دسامبر است که نشان میدهد اکثریت نسبی با راه حل دو دولت مخالف هستند و آن گونه که شیکاکی گزارش کرده است، پس از توقف مذاکرات صلح بود که درصد مخافان ۱۴ درصد افزایش پیدا کرد.
حامیان ایده صلح عربی که در ازای به رسمیت شناخته شدن کشورهای اتحادیه عرب توسط اسرائیل، راه حل دو دولت از سوی این اتحادیه حمایت شود نیز به ۴۳ درصد کاهش پیدا کرد. هم چنین حامیان طرح دو دولت، که بیل کلینتون بیش از یک دهه پیش ارائه داده بود نیز به ۳۸ درصد یعنی کمترین میزان تاکنون، کاهش پیدا کرده است.
با وجود بسته شدن مسیر صلح آمیز رسیدن به کشور فلسطین، چندان غیرمنتظره نیست که شاهد افزایش ناآرامیها باشیم. شیکاکی و یعقوب شامیر استاد اسرائیلی نشان دادهاند که چگونه افزایش خشونت در جریان انتفاضه پیشین، با بن بست دیپلماتیک نشست صلح کمپ دیوید بین اسرائیلیها و فلسطینیان در سال ۲۰۰۰ ارتباط داشته است. تحولات کنونی نیز چندان متفاوت از قبل نیست.
این مساله که انتفاضه کنونی بدون رهبر و فردی و خودجوش است چندان شگفت انگیز نیست. اکنون، نسبت به دور قبلی درگیریها منابع سازمانی بسیار کمتری در اختیار شبه نظامیان فلسطینی است. مدت و شدت انتفاضه دوم که پنج سال به طول انجامید و ادعا میشود که دران ۳۰۰۰ فلسطینی و ۱۰۰۰ اسرائیلی کشته شدند، نشانگر تلاش همه جانبه حماس، دیگر گروههای مقاومت و جنبش فتح بود که بر جنبش خودگردان رهبری میکند.
در زمان عباس، فتح به طور رسمی رویکردی غیرخشونت آمیر دارد و تشکیلات خودگران برای همکاری با اسرائیل مانع از تلاشهای حماس در کرانه باختری شد. تنها در چند روز گذشته، بیش از ۵۰ تن از حامیان حماس توسط نیروهای امنیتی کرانه باختری بازداشت شدهاند. ماه نوامبر تشکیلات خودگردان بیش از ۲۰۰ تن از اعضای حماس را بازداشت کرد. برخی از حوادث روی داده در چند وقت اخیر، مرتبط با دیگر گروههای مقاومت بوده است که شامل شاخه نیمه خودگردان فتح نیزمی شوند. اما با این حال تعداد این حوادث اندک و شدت آنها نیز نسبتاً کم بوده است.
در نتیجه، گروههای مقاومت فلسطینی عمدتاً به دنبال آن رفتند که با شبکههای اجتماعی به بسیج اجتماعی روی بیاورند. دعوت به قیام در توییتر، یوتیوب، بیش از ۹۰ صفحه فیس بوک ونیز از طریق پوسترها و آهنگها انجام گرفت. یکی از صفحات حامی حماس کلیپی کارتونی منتشر کرد که در آن صهیونیستها تهدید به مرگ شده و یهودیان توسط ماشینها زیر گرفته میشوند. این کلیپ پیش از اینکه حذف شود، ۱۳۰۰۰ لایک خورده بود. ماه ژانویه یک گروه از دانش آموزان فلسطینی ویدئویی را منتشر کردند که قتل دو یهودی با لباسهای عبادت در آن طراحی شده بود و آهنگی با مضمون لعنت بر شما و به صهیونیستها شلیک کن در آن پخش میشد. در ماه ژانویه، تصویری در سایت رسمی فتح قرار گرفت که در آن نتانیاهو جلوی طناب دار ایستاده بود. در این تصویر گفته شده بود که نتانیاهو را به دادگاه بین المللی کیفری خواهیم کشاند و به زودی او اعدام خواهد شد.
فاکتور تأثیر گذار دیگر در درگیریها، اقدامات متقابلی است که هر دو طرف در کشمکشهای رخ داده انجام دادهاند. برای مثال حادثه تیراندازی اول مارس الدهیشه، با تیراندازی هفته پیش همراه شد که دران یک جوان فلسطینی که به طرف سربازان اسرائیلی سنگ پرتاب میکرد، کشته شد. مردم خشمگین شدند و هزاران نفر به تشییع جنازه او آمدند. این مساله خود فضا را برای درگیری بعدی آماده کرد. در حالی که پیش از این اقدامات فلسطینیان با واکنش سریع و خشن اسرائیل رو به رو میشد، اکنون اقدامات اسرائیلیها، حرکات تلافی جویانه فلسطینیها را در پی دارد و آزادی عملی که پیش از این شهرک نشینان و نیروهای امنیتی اسرائیل داشتهاند را زیر سؤال برده است.
نتیجه این وضعیت، حملات و اعتراضاتی است که اغلب به صورت تک نفره ویا شبکههایی بین افراد مختلف (و نه سازماندهی شده توسط یک گروه) که به دلیل ناامیدی و خشم گردهم جمع شدهاند، صورت میپذیرد. برای مثال، تحقیقات اسرائیل درباره حمله به کنیسه یهودیان در ماه نوامبر نشان میدهد که احتمالاً مهاجمان توسط برخی از افراد مقیم اورشلیم یاری شده باشند اما این حمله توسط یک گروه سیاسی سازماندهی نشده است. آنها نتیجه گرفتهاند که این حمله احتمالاً پاسخی به فراخوان عمومی حماس و دیگر گروهها برای حمله (به اسرائیل) بوده است: در مواردی از این دست دشمنی شناخته شده و خاص وجود ندارد که به او حمله شود. هیچ رهبری وجود ندارد، هیچ برنامه ریزی وجود ندارد، هیچ انتفاضه برنامه ریزی شده و سازماندهی شدهای وجود ندارد، به عبارت کوتاهتر هیچ زیرساختی برای ترور به وجود نیامده است «این سخنان را رونامه نگار مشهور اسرائیلی یعنی بن کاسپیت بیان میکند.
ممکن است که با روی کارآمدن دولتی که واقعاً در جهات صلح حرکت کند، این مشکل با انتخابات آتی اسرائیل مرتفع شود. نظرسنجیها نشان داده است که احتمال شکست نتانیاهوی چموش و قدرت گرفتن مخالفانی که برضرورت اجرای دو دولت تاکید میکنند، وجود دارد. شیکاکی و شمیر بیان کردهاند که هرگاه در گذشته، دیپلماسی به سرانجامی موفق رسیده است، پشتیبانی از خشونت در میان فلسطینیان کاهش پیدا کرده است. اگر شکافهای باقی مانده (و اساسی) برطرف شوند، ممکن است که درگیریها نیز فروکش کنند.
با این حال اگر این بن بست در دولت بعدی اسرائیل نیز ادامه پیدا کند، به وضعیتی بسیار خطرناک برای فلسطینیان و اسرائیلیها تبدیل خواهد شد. نظرسنجی اواخر ژانویه و اوایل فوریه توسط شیکاکی نشان میدهد که سه چهارم فلسطینیان عقیده دارند که بایستی همکاریهای امنیتی با اسرائیل قطع شود. در حالی که روزبه روز مردم فلسطین به نظامیگری (در برابر اسرائیل) تمایل نشان میدهند و درگیریهای متعدی به وقوع میپیوندد، دولت خودگردان فلسطین تا کجا میتواند در برابر فشار عمومی برای قطع روابط امنیتی با اسرائیل دوام بیاورد؟ تا چه زمانی میتواند از حمله مسلحانه نیروهای امنیتی خود به اسرائیلیها جلوگیری نمیاد؟ نیازی به گفتن نیست که هر کدام از این رویدادها درگیری را آغاز نموده و تلفات سنگین تری از هر دوطرف به بار خواهد آورد.
این تحولات خطرناک مفروضات اساسی بنیامین نتانیاهو (که معتقد است برای مدت نامحدود میتوان درگیری را مدیریت کرد) و جان کری (که معتقد است این اسرائیل است که باید کوتاه بیاید و نه فلسطین) را زیر سؤال میبرد. انتفاضه انفرادی گسترده چالشهایی به وجود آورده است که حتی نیروهای امنیتی پرقدرت اسرائیل نیز از مواجهه با آن عاجز مانده اندو دقیقاً فقدان سازمانی متداول، باعث شده است که این شورش به حرکتی غیرقابل توقف تبدیل شود.