دغدغههای دانشجویان مسلمان آمریکایی/۲: حجاب مرا از سایر دانشجویان متمایز میکند
واکنشها به حجابم باعث شد تا درباره دستورات دینم تشکیک کنم /گاه باید به سوالات خاصی پاسخ بدهم و یا در مورد موضوعات خاصی کار کنم صرفا به این جهت که ظاهر متفاوتی دارم
گروه بینالملل - «نسیم»: خبرگزاری آمریکایی هافینگتون پست در سلسه مطالبی به بررسی وضعیت دانشجویان مسلمان در دانشگاههای ایالات متحده پرداخته است تا تجارب، مشکلات و خاطرات خود را از دوران دانشجوییشان بگویند. خبرگزاری «نسیم»، روایتهای خواندنی این دانشجویان مسلمان را ترجمه و در اختیار مخاطبان قرار میدهد.
متن ذیل دومین یادداشت از این مجموعه به قلم "رحمه پازی"، فارغ التحصیل روزنامه نگاری دانشگاه نیویورک است. اصالتا اهل مالزی است، کشوری که بیشترین جمعیت ملسمان را دارد. رحمه چهار سال پیش برای درس خواندن در دانشگاه ماسوچوست به آمریکا رفته است و از تجربه اقامتش در این کشور میگوید، از این که از دید دیگران "دیگری" دیده میشود.
از کشوری به آمریکا آمدم که ۵۵ تا ۶۰ درصد آن مسلمان هستند. کشوری که مذاهب متعدد و فرهنگهای متعددی در آن است و در جامعهاش، از مسلمان بودن و مسلمان شناخته شدن راحت بودم. وقتی که میدانی نیمی از جامعه مانند تو هستند و جامعه تو را به عنوان یکی از اعضای خود میپذیرد، فاصله اجتماعیات را زیر سوال نمیبری. اما وقتی برای تکمیل تحصیلات خودم در آمریکا بورسیه شدم و به اینجا امدم، دیدگاهم تغییر کرد.
در اوایل حضورم در این کشور، سخت بود که با جامعه ارتباط برقرار کنم اما دوران خوبی داشتم. سال ۲۰۱۳ از رشته روزنامه نگاری فارغ التحصیل شدم و الان در مرکزی به پژوهش روزنامهنگاری و مستند سازی مشغولم. اما تجارب ارزشمند من از سخنرانیها، یا مطالعه پژوهشهای اکادمیک و یا از نمایش فیلمها به دست نیامد. بلکه زمانی که فهمیدم با همکلاسیهایم خیلی تفاوت دارم و این برداشت موجب شد من در فاصله خاصی از اجتماع قرار بگیرم.
من از کودکی روسری میپوشیدم، در کشورم پوشیدن روسری جزء عادی است و هیچ وقت از من درباره پوششم سوال نمیشود. اما در آمریکا، وقتی در راهروهای دانشگاه تردد میکنم، روسری من توجهات را به خود جلب میکند و باعث شد تا درباره دستورات دینم تشکیک کنم. حتی واکنشها من را بر آن داشت تا وجود خودم را زیر سوال ببرم.
هیچ وقت در عمر بیست ساله خودم درباره ظاهرم اینقدر درگیر نشده بودم، و کم کم فهمیدم که چقدر متفاوت به نظر میرسم. در آمریکا من "دیگری" هستم، و تجربه من به عنوان یک مسلمان در دانشگاه آمریکا به تجارب بیرونی من ربطی ندارد بلکه درباره آن نگاهها و رفتارهای معصوم و آرامی است که درونی میشوند و درون من را شکل میدهند.
در کلاسهای روزنامه نگاری که ۳۰ دانشجو هستیم، معمولا من با همه فرق دارم،گاه باید به سوالات خاصی پاسخ بدهم و یا در مورد موضوعات خاصی کار کنم صرفا به این جهت که ظاهر متفاوتی دارم. شاید از دید بیرون، این نگاهها و توجهات غیر عمدی به نظر برسد اما چون چهار سال تجربیات مشابه این را داشتهام، میدانم که ظاهرم، موجب شده تا انتظارات خاصی از من داشته باشند.
برخی اوقات هم به خاطر حجابم، نظرات من بیشتر مورد توجه قرار میگیرد علیرغم اینکه افراد باسوادتری هم در کلاس هستند. شرایط باعث میشود که مدام کلماتم، رفتارم، ژستهایم و حتی خودم را ارزیابی کنم. همچنین این "دیگری" بودن باعث شده که دیدگاه انتقادی نسبت به محیط پیرامونیام داشته باشم. و معتقدم گفتگو با یکدیگر در بهبود شرایط بسیار مهم است مخصوصا در کشوری مانند ایالات متحده که افراد گوناگونی در آن حضور دارند.
اگر امروز کسی از من بپرسد که تجربه دانشجوی مسلمان بودن در آمریکا چطور است میگویم: علیرغم حس غربت وطن، زندگی در این کشور فراز و فرودهای زیادی دارد اما به طور کلی خوب است.