مولفه راستیآزمایی در این توافق بسیار چشمگیر است. برای نمونه، وقتی از چرخه اورانیوم سخن گفته میشود، نظارتها و راستی آزماییها بر ایران از مرحله معدن اورانیوم تا مراکز فراوری و مراکز تبدیل اورانیوم و مراکز ساخت و مونتاژ سانتریفیوژها و امثال آن حاکم خواهد بود. همه مراکز پیش از رسیدن به غنیسازی، تحت نظر خواهد بود. این وضع، بیسابقه است.
گروه بینالملل - نسیم: موسسه تحقیقاتی «کارنگی» نشستی درباره تفاهم لوزان و چشمانداز آینده برگزار کرد. سخنرانان این جلسه دیوید سانگر، تحلیلگر نیویورک تایمز، جسیکا تیمتیوس، کارشناس ارشد موسسه تحقیقاتی کارنگی، علی واعظ، کارشناس موسسه تحقیقاتی موسوم به گروه بینالمللی بحران و جرج پرکوویچ، کارشناس ارشد موسسه تحقیقاتی کارنگی بودند.
در ادامه، بخشهای مهم این نشست تخصصی میآید:
- وقتی حسن روحانی، رئیس جمهور ایران در گذشته، مذاکره کننده ارشد هستهای این کشور بود، هدف اصلی ایران در فاصله سالهای دو هزار و سه تا دو هزار و پنج، این بود که از ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد جلوگیری شود. هدف حسن روحانی در دو سال نخست ریاست جمهوری و تلاشهایش برای این بوده است که پرونده ایران را از بررسی شدن در ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد خارج کند. این اتفاق میتواند بزرگترین پیروزی سیاسی برای حسن روحانی باشد و این اتفاق میتواند بهترین توجیه برای امتیازهایی باشد که در توافق هستهای داده میشود.
- از منظر ایران، ضعیفترین بخش توافق هستهای که سبب شده است کار حسن روحانی برای دفاع از تفاهم لوزان دشوار شود، موضوع برداشته شدن تحریمها است. هنوز موضوع برداشته شدن تحریمها بسیار مبهم است. هنوز مشخص نیست که تحریمهای اعمال شده علیه ایران چگونه برداشته خواهد شد. به نظرمن، طرفهای مذاکره کننده توانستهاند درباره موضوع برداشته شدن تحریمها، بسیار بیشتر از آنچه که در محافل عمومی از آن سخن میگویند به توافق رسیده باشند.
- از روزهای نخست شروع مذاکرات، دو طرف به این نتیجه رسیده بودند که لازم است بخشهایی از توافق را برجسته کنند تا بتوانند در محافل داخلی کشورهای خودشان نشان بدهند این مذاکرات، دستاوردهای ملموسی داشته است. به نظرمن، دو طرف میخواهند در ماههای نخست پس از حصول به توافق هستهای، به بیشترین شکل ممکن به اجرای مفاد توافق مبادرت کنند. با این اوصاف، پس از ماههای ژوئیه و اوت و تابستان امسال یا به عبارت دیگر در چهار ماه نخست اجرای این توافق، شاهد بیشترین اجرای مفاد توافق هستهای خواهیم بود. طرف ایرانی به برچیدن و خارج کردن کالندریا (هسته راکتور) از راکتور آب سنگین اراک مبادرت خواهند کرد، امکان دسترسی بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی را فراهم خواهند کرد، اطلاعات جدیدی درباره پرسشهای مطرح درخصوص طراحیها و امثال آن به آژانس بین المللی انرژی اتمی ارائه خواهند کرد. در همین دوره زمانی، گروه پنج بعلاوه یک نیز قوانین و مقرراتی به تصویب خواهد رساند که برای برداشتن تحریمها ضروری است. درواقع، دو طرف به اجرای مفاد توافق مبادرت خواهند کرد.
- مهمترین دستاورد تفاهم لوزان این است که این توافق، همه مسیرهای لازم برای رسیدن به تسلیحات هستهای را به صورت موثر میبندد و سازوکار بسیار قوی درحوزه راستی آزماییها دارد. نقطه منفی این تفاهم از منظر آمریکا این است که بالاخره به هرصورت که نگاه کنیم، این توافق نوعی مصالحه است. برای نمونه ایالات متحده باید اجازه بدهد که هزار سانتریفیوژ در فردو باقی بماند و باید بپذیرد که محدودیتها به تدریج و پس از ده سال پایان خواهد یافت و این توافق که مثلا برای پانزده سال است، در نهایت یک بازه زمانی برای اجرای آن درنظر گرفته شده است و پس از دورهای، پایان خواهد یافت.
- دو طرف به اندازه کافی به دستاورد رسیدهاند که بتوانند از این توافق در داخل کشورهای خودشان دفاع کنند.
- مطالب اساسی درباره برداشته شدن تحریمها و زمان این کار و رژیم راستی آزمایی و بازرسیها باقی مانده است. درباره این رژیم هنوز توافق نشده است. احتمالا مسائل دیگری هم وجود دارد که هنوز درباره آن توافق نشده است. باید توجه داشت که موضوع برداشته شدن تحریمها و رژیم بازرسیهای هستهای، مسائل اساسی هستند و اگر درباره این مسائل، توافقی حاصل نشود، هیچ توافقی به دست نخواهد آمد.
- مولفه راستیآزمایی در این توافق بسیار چشمگیر است. برای نمونه، وقتی از چرخه اورانیوم سخن گفته میشود، نظارتها و راستی آزماییها بر ایران از مرحله معدن اورانیوم تا مراکز فراوری و مراکز تبدیل اورانیوم و مراکز ساخت و مونتاژ سانتریفیوژها و امثال آن حاکم خواهد بود. همه مراکز پیش از رسیدن به غنیسازی، تحت نظر خواهد بود. این وضع، بیسابقه است. دو مولفه دیگر هم در این تفاهم وجود دارند که به نظر من، مهم هستند اما جزئیات آنها اعلام نشده است. در سند انتشار یافته از جانب ایالات متحده گفته شده است که زنجیره تامین اورانیوم تحت نظر خواهد بود. این کار میتواند اطمینان خاطر زیادی به ما بدهد که ایران چرخه تامین مخفیانه نخواهد داشت. البته این مسئله به آن بستگی دارد که ماهیت این نظارت به چه صورت باشد. مولفه دیگری که به اندازه این نظارت بر چرخه تامین اورانیوم اهمیت دارد، نظارت بر کانالهای تدارکات است که تحت نظر سازمان ملل متحد (آژانس) خواهد بود. با این اوصاف، اگر قرار باشد همه کانال تدارکاتی اعلام شده ایران تحت نظر باشد، وجود هرگونه کانالهای تدارکاتی مخفی و امثال آن، نقض توافق خواهد بود.