وقتی اتحادیه اروپا نقش "خونآشام" را بازی میکند
مرگ بیش از ۸۰۰ پناهجو در آبهای ساحلی لیبی در روزهای گذشته، بار دیگر انتقادها از اتحادیه اروپا را افزایش داده که قبلاً خواستار محدود کردن عملیات نجات دریایی شده بود
گروه بینالملل - نسیم: «تا چند هفته دیگر، این تراژدی احتمالاً فراموش میشود - حداقل تا حالا که اینطور بوده است. اما شاید روزی بیاید که اوضاع کاملاً عوض شود. شاید امروز، آن روز باشد.» این اظهارات را خبرنگار شبکه تلویزیونی «زد دی اف» آلمان دوشنبه هفته گذشته، یک روز بعد از غرق شدن بیش از ۸۰۰ پناهجو در دریای مدیترانه ابراز کرد.
در این روز، بیش از ۸۰۰ نفر در آبهای ساحلی لیبی غرق شدند. با این حادثه شمار پناهجویان قربانی در سال جاری به ۱۷۵۰ نفر رسید. سازمان بین المللی مهاجرت اعلام کرده است که اگر روند کنونی ادامه یابد، شمار مهاجرانی که در دریای مدیترانه کشته میشوند ممکن است در سال جاری به ۳۰ هزار نفر برسد. سران ۲۸ کشور اتحادیه اروپا روز پنجشنبه ۲۳ آوریل/ ۳ اردیبهشت برای یافتن راه حلی برای بحران پناهجویان در مدیترانه در بروکسل جلسهای اضطراری تشکیل دادند اما در همین میان انتقادها هم از بروکسل افزایش یافته و تحلیلگران اقدامات این اتحادیه را عاملی برای تبدیل دریای مدیترانه به گورستان پناهجویان میدانند. واقعیتها هم نشان میدهند که این انتقادها به جا هستند.
دولت ایتالیا اکتبر سال ۲۰۱۳ بعد از واژگون شدن قایقی که به مرگ بیش از ۳۰۰ پناهجو در نزدیکی جزیره «لامپدوسا» منجر شد برنامهای موسوم به «میرنوستروم» برای گشتزنی ونجات پناهجویان در دریای مدیترانه آغاز کرد. این برنامه ظرف مدت یک سال فعالیت، جان ۱۳۰ هزار نفر را نجات داد. با وجود این در پایان سال ۲۰۱۴ دولت ایتالیا اعلام کرد که به تنهایی توان تأمین بودجه ۱۲ میلیون دلار در ماه برای ادامه این عملیات را ندارد و نیازمند یاری اتحادیه اروپا برای ادامه آن است؛ اما اتحادیه اروپا با این استدلال که اجرای این عملیات میتواند عامل ترغیب پناهجویان و یا قاچاکنندگان انسانی باشد از کمک به ایتالیا اجتناب کرد و برنامه «میر نوستروم» تعطیل شد.در روزهای گذشته یکی از عوامل انتقاد از اتحادیه اروپا همین بیتفاوتی در قبال جان انسانها و سپر کردن زندگی مردم برای اهداف سیاسی بوده است. اما این تنها عامل انتقاد نیست. نظام طبقاتی اعطای روادید به پناهجویان در اتحادیه اروپا متقاضیان دریافت روادید کشورهای اروپایی با نوعی نظام طبقاتی مواجه هستند: در صورتی که فرد از ثروت کافی برخوردار باشد میتواند اجازه اقامت بخرد. اما تقریباً تمامی متقاضیان مهاجرت به اروپا از کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه در این دسته قرار نمیگیرند و جزو طبقه دوم هستند، یعنی کسانی که از تمکن مالی چندانی برای به دست آوردن روادید کشورهای اروپایی برخوردار نیستند. به متقاضیان طبقه دوم تنها در صورتی روادید کشورهای اروپایی داده میشود که مشخص باشد که قصد ترک خاک کشورهای اروپایی را دارند. به عنوان نمونه، دولتهای اروپایی به اتباع کشورهایی که در آنها درگیری و نزاعهای داخلی جریان دارد حتی روادیدهای توریستی هم نمیدهند. در چنین شرایطی پناهجویانی بازمانده از ورود به خاک اروپا ترجیح میدهند راههای پرخطرتری نظیر مسیرهای دریایی را امتحان کنند. هنگامی که آنها به خاک کشورهای اروپایی میرسند میتوانند درخواست پناهندگی کنند و معمولاً شانس بالایی هم برای ماندن دارند. اما چرا اتحادیه اروپا به پناهجویان اجازه نمیدهد بدون نیاز به اقدامات پرمخاطره نظیر سفرهای غیرقانونی از دریای مدیترانه برای همین فرایند درخواستهایشان را ثبت کنند؟ ظاهراً کشورهای اروپایی قصد دارند شرایطی ایجاد کنند که مرگ برخی پناهجویان را آینه عبرت سایر پناهجویانی قرار دهند که قصد عزیمت به خاک این کشورها را دارند.
اتحادیه اروپا؛ عامل فلاکت پناهجویان یکی از استدلالهای مخالفان پذیرش پناهجویان بیشتر در اتحادیه اروپا این است که مردم کشورهایی که مهاجرت از آنها انجام میشود باید برای پیشرفت استانداردهای زندگی در کشورهای خودشان باقی بمانند. با این وجود، اتحادیه اروپا در مواقعی که منفعتی عایدش نمیشده توجه چندانی به پیشبرد زندگی مردم در این کشورها نداشته است. قبل از آغاز تحولات بیداری اسلامی در کشورهای عربی، اتحادیه اروپا حامی بسیاری از رژیمهای دیکتاتور در شمال آفریقا و خاورمیانه بود که عاملان اصلی فلاکتهای امروز مردمی محسوب میشوند که به امید آیندهای بهتر رهسپار اروپا میشوند. به عنوان مثال، در سال ۲۰۰۷ نیکلاس سازکوزی، رئیسجمهور وقت فرانسه ملاقاتی پنج روزه با معمر القذافی، دیکتاتور سابق لیبی برای انجام یک قرارداد تسلیحاتی به ارزش ۵. ۸۶ میلیارد دلار داشت. تنها چهار سال بعد بود که فرانسه همراه با کشورهای دیگر از جمله آمریکا برای سرنگونی قذافی به این کشور حمله کردند. قرار بود این مداخله مختصر و مفید باشد اما لیبی را به صحنه آشوب و درگیریهای جناحی تبدیل کرد و کشورهای اروپایی اقدامی برای از میان برداشتن مشکلاتی که خود آغازگر آن بودند انجام نمیدهد. بیثباتی در لیبی یکی از دلایل اصلی فعالیت آزادانه و بیهراس قاچاقگران انسان در این کشور است. آنها به پناهجویان زندگی بهتر در اروپا را وعده میدهند و از آنها برای انجام سفری که ممکن است به بهای جانشان تمام شود، هزینههای گزافی دریافت میکنند.