ترکیه برای گریز از انزوای ژئواستراتژیک چه می‌کند

کدخبر: 2361006

«واکنش به بی‌اعتنایی بروکسل برای پاسخ منفی به تقاضای چهل ساله آنکارا برای عضویت در اتحادیه اروپا» و «خروج از تنگنای ژئواستراتژیک در غرب و جنوب و بهره مندی از حقوق خود در دریای اژه و مدیترانه» را می‌توان از جمله اهداف ماجراجویی های ترکیه در مدیترانه بیان کرد.

تنش های مرزی میان ترکیه و یونان در دریای اژه گرچه روندی عادی و دارای سابقه است اما این بار نه بر سر جزیره های دریای اژه بلکه بخاطر تحولات متغییر مدیترانه شرقی روی می دهد که در ماههای اخیر سرعت بسیاری به خود گرفته است. به راستی علت اصلی ماجراجویی آنکارا در مدیترانه چیست و این چه هدف بزرگی است که ترکیه را مجبور ساخته یک هفته در لیبی بجنگد سپس برای مصر خط و نشان بکشد و ماه بعد با یونان درگیر شود و فرانسه را هم تهدید کند؟

حقیقت این است که بعد از جنگ جهانی اول اروپا به رهبری انگلیس به گونه ای مرزهای ترکیه را ترسیم کردند که این کشور با وجود صدها هزار کیلومتر سواحل در آبهای آزاد اما همواره در یک انزوای ژئواستراتژیک قرار داشته باشد. وضعیتی که به خودی خود تنش ادامه دار و ابدی میان ترکیه و یونان را در دریای اژه و مدیترانه ایجاد می کند.

کافیست به نقشه نگاه کنیم تا دریابیم مرزهای آبی یونان به مانند سدی برای ترکیه خودنمایی می کند حال آنکه ترکیه دارای خط ساحلی طولانی در مدیترانه است. در دریای اژه هم جزایر نزدیک سرزمین اصلی ترکیه به یونان تعلق گرفته و در اصل ترک ها در سواحل خود محاصره شده اند و تنها می توانند از خلیج آنتالیا بهره مند شوند با این حال جزیره های اژه هدف کنونی ترکیه نیست.

آنکارا می خواهد برای فضای تنفس راهبردی در مدیترانه نقش بازیگر اصلی را داشته باشد. دقیقا به همین علت در سال 1974 ترکیه به شمال قبرس لشکرکشی کرد و 37 درصد از خاک این جزیره را در حمایت از ترک های ساکن آن تصرف کرد. اما این هم مشکل ترکیه را حل نکرد چرا که جمهوری ترک قبرس را هیچ کشوری به رسمیت نشناخت و مشمول تحریم های غرب هم قرار گرفت. ماجراجویی خونین اردوغان در سوریه گام بعدی بود که باز هم به نتیجه ای برای ترکیه نرسید.

همان قدر که مداخله و نقش مخرب ترکیه در جنگ سوریه ناپسند بود تلاش آتن در همراهی با تل آویو، مصر و امارات برای محروم کردن مردم ترکیه از حق خود در دریای مدیترانه نیز باید محکوم و متوقف شود. در عین حال نباید از نظر دور داشت رفتار مشمئز کننده و غیر انسانی دو کشور یونان و ترکیه در یک دهه اخیر با پناهندگان جنگ های اخیر منطقه که قصد عبور از این کشورها به مقصد اروپا را داشتند.

تحرکات وسیع ترکیه؛ چرا اکنون

در حال حاضر ترکیه از سمت اروپا رانده شده و از طرف امریکا نیز تهدید به تحریم می شود اما خیال اردوغان از شمال و شرق راحت است چرا که توانسته با ایران و روسیه به همگرایی یا همکاری های محدود دست یابد. درنتیجه بهترین فرصت برای آنکارا فراهم شده تا به بهانه سهیم شدن در خوان نعمت نفتی زیربستر مدیترانه شرقی خودی نشان دهد و آنچه صد سال قبل در جنگ جهانی اول از دست داد را مطالبه کند.

حضور تاثیرگذار در مدیترانه شرقی ضمن کسب ثروت نفتی می تواند سایر راهبرد های ترکیه مبنی بر تبدیل شدن به گذرگاه انرژی میان اروپا و آسیا را برای این کشور تضمین کند. در این میان نه مصر و نه یونان هیچ یک مشکل ترکیه نیستند بلکه اردوغان باید چالش بزرگتری را از سر راه بردارد و آن رژیم صهیونیستی است که نمی خواهد موجودیت خود را در شرق مدیترانه از دست دهد.

در اصل ترکیه از این واقعیت بیم دارد که خود را در برابر رژیم صهیونیستی ببیند و به همین دلیل هر از چندی در برابر مصر و یونان چنگ و دندان نشان می دهد. حال آنکه آنکارا برای بهره مندی از منابع عظیم مدیترانه شرقی ناچار به رویارویی با رژیم صهیونیستی است. تصور اردوغان این است که با تهدید یونان و نیز مداخله در لیبی زمینه فشار به غرب برای مجبور کردن تل آویو به منظور به رسمیت شناختن قدرت ترکیه به عنوان بازیگر اصلی مدیترانه فراهم می شود.

ترکیه در لیبی نیمی از موفقیت را به دست آورد و برخلاف اشتباه در سوریه در آنجا به خوبی توانست امارات و عربستان را از نیمی از لیبی بیرون براند سپس با روسیه به توافق دست یافت.

بااین حال بخش اصلی چالش ترکیه نه در یونان بلکه کنار زدن رژیم صهیونیستی است. در اصل آمریکا یا اروپا هیچ فشاری به تل آویو اعمال نخواهند کرد و ترکیه خود باید حق خویش را از رژیم صهیونیستی بگیرد. حتی حمایت از حماس در ساحل مدیترانه و نیز ماجرای کشتی مرمره برای کمک به غزه که به درگیری لفظی با تل آویو منجر شد در همین راستا قابل بررسی است که با عقب نشینی اردوغان خاتمه یافت و ضعف ترکیه را نشان داد.

اهداف ماجراجویی های ترکیه در مدیترانه را می توان به صورت خلاصه چنین بیان کرد؛

1) واکنش به بی اعتنایی بروکسل برای پاسخ منفی به تقاضای چهل ساله آنکارا برای عضویت در اتحادیه اروپا. 2) خروج از تنگنای ژئواستراتژیک در غرب و جنوب و بهره مندی از حقوق خود در دریای اژه و مدیترانه 3) سهیم شدن در منابع انرژی مدیترانه 4) پذیرفته شدن به عنوان کریدور (راهگذر) انرژی در بالکان 5) مقابله با دخالت های غرب به ویژه آمریکا در امور داخلی ترکیه و داشتن برگ برنده برای سرکوب کردها در شرق و جنوب این کشور. 6) فرافکنی افکار عمومی از ناکارآمدی های موجود در اقتصاد این کشور و تامین خوراک رسانه ای برای ملی گرا نشان دادن حزب حاکم ( تبدیل ایاصوفیه از موزه به مسجد که خشم اروپا و جهان مسیحیت را برانگیخت در همین راستا قابل تعریف است)

غرب همواره تلاش کرده تا به وسیله اقتصاد، ترکیه را به خود وابسته نگه دارد و از بازتولید درگیری قدیمی میان این کشور با اروپا جلوگیری کند. اروپا از این بیم دارد که قدرتی در ترکیه دوباره ظهور کند و حقوق از دست رفته ترک ها را در قاره سبز جستجو کند. ترکها و مسلمانانی که در بلغارستان و رومانی به شدت آسیب دید و موج هایی از مهاجرت اجباری و اخراج از این دو کشور به سمت ترکیه در قرن بیستم انجام شد. در آن زمان به دلیل وابستگی این دو کشور در پیمان ورشو و ترس آنکارا از قدرت شوروی سابق فقط سیاست صبر غیر راهبردی دنبال شد و اکنون خشم انباشته آن را می توان به نظاره نشست.

تا دو دهه قبل امریکا و انگلیس سعی کردند با تقویت اندیشه نئوعثمانی گری در ترکیه این کشور را به عنوان تهدیدی راهبردی به سمت ایران، روسیه و تنش زایی در عراق و سوریه سوق دهند. حال آنکه آنکارا مجبور است برای خروج از تنگنای راهبردی دربرابر اروپا و امریکا صف آرایی کند چه اردوغان در قدرت باشد چه نباشد.

راهبردنگاران ترکیه این نکته را به خوبی دریافته اند و از خط مشی اشتباهی که درگیر شدن با ایران و روسیه بود پرهیز کرده و فشار خود را به اروپا متمرکز کرده اند. منابع انرژی مدیترانه شرقی و توافق با دولت طرابلس در لیبی بهترین فرصت برای ترکیه است تا با رقابت با تل آویو و آتن به نیابت اروپا و امریکا، خود را از انزوای ژئواستراتژیک برهاند.

اگر آنکارا تروریست های مسلح را کاملا از ادلب و حلب سوریه به لیبی منتقل کند و از سوریه خارج شود، سپس نیروی خود را بر مدیترانه شرقی و و نیز اعمال فشار به اروپا از طریق یونان متمرکز کند سپس با حمایت از مقاومت فلسطین و رویارویی جدی با رژیم صهیونیستی در غزه به تل آویو هشدار جدی دهد شاید بتواند به اهداف خود دست یابد اما در صورتی مانند گذشته از درگیری با رژیم صهیونیستی بگریزد در اصل از منافع خود گریخته و بعید است تا زمانی که تل آویو خود را مالک مدیترانه می داند، ترکیه بتواند به سهم خود دست یابد. در این مقابله ترکیه می تواند از حمایت ضمنی مسلمانان به ویژه محور مقاومت نیز برخوردار باشد.

«الف»

ارسال نظر: