جایگاه سازمان هواشناسی پاسخگوی نیاز کشور نیست
بخش دوم میزگرد تخصصی «نسیم» با حضور اساتید برجسته رشته هواشناسی و اقیانوسشناسی کشور درباره جایگاه سازمان هواشناسی و مدلهای پیشبینی آن / چرا سازمان هواشناسی به سمت تولید مدل بومی هواشناسی نمیرود؟
سرویس اجتماعی خبرگزاری «نسیم»، پیشبینیهای سازمان هواشناسی در تابستان مرتب هشدار وقوع سیل را میداد اما سیل نمیآمد. به تعبیری هواشناسی، هشدار دهندهای شده بود که وقتی هشدارهای آنها هم درست از کار در میآمد متأسفانه کسی اهمیتی به آن نمیداد. در حدود شش هفته مرتب هشدار سیلاب میدادند ولی هیچ اتفاقی نمیافتاد و در دفعههای بعد که هشدار سیلابی شدن رودخانهها را دادند طبیعتاً کسی اهمیتی به این هشدارها نداد. نتیجه آن شد که متأسفانه حوادثی در مازندران مانند زیرآب و رامسر به وقوع پیوست.
با ورود به پاییز بازار شایعاتی داغ شد که زمستان و پاییز خیلی سرد و زودهنگامی را خواهیم داشت. سر و کله کلمه اسپانیایی "النینیو" یا به ترجمه فارسی "پسر مسیح" در رسانهها باز شد. بازار شایعات داغ است و هرکسی خودش را صاحبنظر میداند، به قول پروفسور اردکانی" 76 میلیون هواشناس در ایران داریم!". از رئیس شرکت ... تا وزیر... راجع به پدیده النینیو اظهار نظر میکنند. در این بین نامهای بدون امضا با سربرگ سازمان مدیریت بحران کشور به نقل از وزیر نیرو پیشبینی "احتمال وقوع زمستان بسیار سرد" و "بارشهای زیاد و وقوع سیل بسیار شدید" را مطرح کرد، در مقابل دکتر پرهیزکار رئیس سازمان هواشناسی آمدن انسو یا النینیو به ایران را یک حرف غیرعلمی دانسته و امکانپذیر نمیداند.
در بخش اول این میزگرد ابهامات و سوالاتی که حول و حوش پدیده النینیو در جامعه مطرح است با حضور اساتید برجسته رشته هواشناسی و اقیانوس شناسی کشور در خبرگزاری «نسیم» مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه و در بخش دوم این میزگرد به ابهامتی که درباره سازمان هواشناسی، به خصوص درباره مدلهای پیشبینی مطرح است، خواهیم پرداخت.
دکتر حسین اردکانی، متولد 1312، دکترای فیزیک و از شاگردان پروفسور حسابی که از سال 1339 در سازمان هواشناسی ایران به عنوان یکی از بنیانگذاران این سازمان شناخته میشود. پروفسور اردکانی علاوه بر سابقه 15 سال تدریس در دانشکده ژئوفیزیک دانشگاه تهران و بیش از 50 سال تدریس در دانشکده هواپیمایی کشور در دانشگاههای آمریکا نیز به تدریس پرداخته است.
دکتر محمدرضا بنازاده ماهانی، در رشته علوم دریایی گرایش فیزیک دریا و ریاضی کاربردی دکتری خود را از آمریکا اخذ کرده است. تاسیس، راهاندازی و ریاست انجمن علوم و فنون دریایی ایران، دانشگاه کیش و دانشکده علوم دریایی وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی، تاسیس و راهاندازی مرکز علوم جوی و اقیانوسی، مشاور محیط زیست چند وزیر تنها بخشی از سوابق علمی و اجرایی دکتر ماهانی میباشد.
دکتر محمدتقی زمانیان، استاد رشته هواشناسی و عضو سابق کمیته مشترک علمی سازمان هواشناسی جهانی است. استاندار استانهای سمنان و بوشهر، قائم مقام سازمان هواشناسی کشور، رئیس پژوهشکده هواشناسی کشور، عضو هیئت مدیره انجمن علوم و فنون دریایی ایران و معاون فنی و هماهنگی سازمان هواشناسی کشور مختصری از سوابق علمی و اجرایی دکتر زمانیان میباشد.
سازمان هواشناسی از اطلاعات مراکز آمریکا و اروپا استفاده میکند و خودش مدلی ندارد
دکتر اردکانی: پیشبینیهای عددی ۱۰ روزه که الآن آمریکا با مدلهای بسیار پیشرفته میدهد، تا ۳ یا ۵ روز صحت خیلی خوبی را دارند. با اطلاعاتی که این دو مرکز در اختیار تمام جهان قرار میدهند میتوان تا ۴۸ ساعت یا ۷۲ ساعت را پیشبینی کنیم و سازمان هواشناسی ما هم از اطلاعات این دو مرکز در آمریکا و اروپا استفاده میکند و خودش مدلی ندارد. اصلاً مدلی در کشور نداریم که آن را اجرا کنیم و پیشبینیهای کوتاهمدت را حتی برای سه روز و ۵ روز و ۷ روز دریافت کنیم. سازمان هواشناسی ما تازه اگر بتواند اطلاعات بسیار گستردهای که شامل پارامترهای فیزیکی و دینامیکی میشود را خوب تفسیر کند تنها یک استفاده کننده است. من در مریلند آمریکا که بودم در صبح ۳۰۰ تا نقشه برای بریفینگ آماده میشد که از روی این نقشهها تفسیرهای مختلفی انجام میگرفت که در کل صحت پیشبینی را بسیار بالا میبرد تا حدی که پیشبینیهای کوتاهمدت به کمتر از دو ساعت میرسد. این موارد هست که به آنها Now Casting میگویند.
رادارهای ۱۵۰ تا ۲۰۰ کیلومتری که از طولموجهای ۱۰ سانتیمتری استفاده میکنند، این رادارها باهم لوپ میشوند و در نهایت با ماهواره هماهنگ شده و درنتیجه پیشبینیهای کوتاه مدت را سر ساعت میتوانند انجام دهند. مثلاً توفان که اتفاق میافتد و در حال حرکت هست خطی که مسیر توفان را نشان میدهد با ۱۰ یا ۵ دقیقه اختلاف منطقهای را که فرا میگیرد را مشخص کرده و اعلام خطر میکند.
رادارهایی که در ایران داریم به صورت کلوپ نمیتوانند یکدیگر را بگیرند و حتی از رادارهای محلی هم آنطور که باید و شاید نمیتوانیم استفاده بکنیم، با ماهواره هم هماهنگ نمیشوند در نتیجه پیشبینیهای دقیقی انجام نخواهد شد.
پیشبینیهای کوتاهمدت سازمان هواشناسی، بشود! نشود!
بنابراین پیشبینیهای کوتاهمدت روشهای مختلفی دارد که اگر فرصت باشد بحثهای بیشتری در این مورد میتواند انجام شود. من بحثهای خیلی مهمی درباره پیشبینیهای کوتاهمدت دارم. تحلیلهایی که در ایران از روی نقشههای موجود انجام میشود، متأسفانه پیشبینیهای کوتاهمدت را نمیتوانند انجام بدهند در نتیجه شما انتظار این را نداشته باشید که بتوانند سر ساعت اعلام کنند که در جایی توفان اتفاق خواهد افتاد و در چه ساعتی ختم میشود، فقط بهطورکلی میگویند که در ۲۴ ساعت آینده احتمال دارد یک رگبار موقت بشود و بعدش بشود یا نشود دیگر مسئولیتش را ندارند.
بنابراین پیشبینیهای کوتاهمدت و یا میانمدتی که در ایران انجام میشود بر اساس مدلها و اطلاعاتی است که ما از مراکز جهانی میگیریم و خودمان مدل نداریم. یکی از مدلهایی که ما داریم استفاده میکنیم از یک مرکز اروپایی هست که زیرنظر سازمان هواشناسی جهانی است که همانطور که اشاره کردم در شینفیلد در انگلستان است و این مدل به نام (ECMWF (European Centre for Medium-Range Weather Forecasts است و پیشبینی نیمکره شمالی را میدهد. این مدل در یک مقیاس ۱۱۰ کیلومتری اجرا میشود و اخیراً به ۴۰ کیلومتری آوردهاند و درنتیجه تفکیک این در ۴۰ کیلومتری کمی مشکل است.
مدل دیگری که در آمریکا هست (GFS (Global Forecast System نام دارد که با مدل قبلی فرق میکند اما در همین مقیاس است. حالا اخیراً سازمان هواشناسی ایران با فرانسه قراردادی چند صد هزار دلاری بسته است که از مدل آنها که سینرژی (Synergy) نام دارد استفاده کنند.
بر مبنای اطلاعاتی که از آن سه مرکز دریافت میشود اگر بتوانند خوب تفسیر کنند، میتوانند نسبتا پیشبینیهای درستی داشته باشند. مثلاً من دو سه شب پیش که این مدلها و نقشهها را که دیدم و البته مرتب در جریان هستم، مثلاً برای روز شنبه هم GFS و هم ECMWF بارندگی پیشبینی کرده بوند درصورتیکه روی نقشهها دیده بودم که هوای تهران کاملاً باید صاف باشد و از روز شنبه تا یک هفته کاملاً در تهران تا شمال غرب آرامش کامل وجود دارد و این تفسیری است که از روی نقشهها به وجود میآید. از این نقشههایی که ۵ روزه تا ۷ روزه میدهند یعنی اگر کسی از نظر معلومات خیلی قوی باشد میتواند از این نقشهها و خروجی مدلها بهترین بهره را ببرد ولی اگر معلومات آنچنانی نداشته باشد و نتواند خوب تفسیر کند درنتیجه غلط هم پیشبینی میکند.
بهطور مثال یک تکنیسین یک عکسی از مغز میگیرد و درنتیجه ممکن است که خودش چیزی نفهمد و به دلیل اینکه تخصص ندارد لکههای سرطانی را در مغز نمیبیند حالا اگر متخصص باشد لکههای سرطانی را بهطور کامل در مغز میتواند ببیند. یعنی از تصاویر و دیتاها هرکسی یکجور میتواند استنباط کند ولی متخصص بهترین راندمان را از آن اطلاعات خروجی میتواند دریافت کند.
خوب من پیشبینی که دیشب دیدم (در زمان مصاحبه بیان شد) برای یک هفته گفتم تمام منطقه ایران تحت یک پایداری کامل است به استثنا اینکه از روز سهشنبه به بعد از روی خلیجفارس سیستمی توفانزا که دارای رگبار و رعد برق است وارد کشور میشود در نتیجه بندرعباس را میگیرد و از بندرعباس هم به کرمان میآید و ۲۴ تا ۴۸ ساعت آنجا بارندگی ایجاد میکند و در نهایت از منطقه خارج میشود تا یک سیستم دیگری از هفته آینده از روز دوشنبه یا سهشنبه وارد ایران میشود.
ببینید این اطلاعاتی که من گرفتم برای ۱۰ و ۱۵ روز آینده است، خوب حالا مدام ۱۲ ساعت به ۱۲ ساعت اطلاعات جدید وارد کامپیوتر شده و مدل اجرا میشود و درنتیجه مدام با اطلاعات جدید این تصاویر نقشهای تصحیح میشوند. ولی اینکه ما الآن میبینیم این است که تغییرات آنچنان زیادی ندارد ولی من الآن میتوانم بهطور قاطع بگویم که مثلاً این هفته اینطوری هست و ۹۰ درصد احتمال صحت دارد. ولی برای هفته آینده با این تصاویری که دیدم و با پنجاه سال تجربه میتوانم بگویم از اواسط هفته آینده این سیستم وارد ایران میشود و بارندگی شروع میشود (این پیش بینی به وقوع پیوست) و حالا بارندگی بهصورت برف است یا باران است این به زمان بستگی دارد که ما مدام آن را مانیتور کنیم مثلاً من فردا ببینیم که سیستم در چه وضعیتی است آیا تقویتشده است یا تضعیفشده است چون اینهایی که در حال حرکت هستند مرتب مسیر حرکتشان تغییر میکند با پارامترهایی که تغذیه میشوند تقویت و تضعیفشان تغییر پیدا میکند بنابراین ما مدام بهروزرسانی میکنیم. پس بنابراین ما باید خوب این مدلها را بگیریم و خوب بتوانیم تفسیر کنیم و وارد تفسیرهایش نیز بشویم تا بتوانیم یک پیشبینی قابل قبولی ارائه دهیم.
اما در مورد پیشبینیهای طویلالمدت یا فصلی، این نوع از پیشبینیها بههیچوجه مدل عددی نیستند و درست است که الآن گردش کلی جو به نام گردش عمومی (General Circulation) در حال حرکت و مدلبندی است و همین النینیو و پدیدههای دیگر وارد آن میشود یعنی اثرات اقیانوس و جو به مدل داده میشود تا بتواند سه ماه آینده و حتی تا شش ماه آینده را برای مناطق مختلف ازنظر اقلیمی و آبوهوایی پیشبینی کنند.
ما الآن کاملاً وابستگی عجیبی به این سه مدل داریم و در این ۳۰ یا ۴۰ سال فکری نکردهایم که یک مدل منطقهای چه بهصورت اقلیمی سه ماهه یا بهطور کوتاهمدت داشته باشیم که بتوانیم بر روی آن حساب کنیم. مدلهای خارجی اکثراً نمیتوانند جوابگوی کامل ما باشند و تفسیر خوبی از آنها صورت نمیپذیرد. من مدتها در سازمان هواشناسی نبودم. در این ۳۰ یا ۴۰ سال اخیر میلیاردها تومان پول برای تحقیقات در هواشناسی داده شده است. باور کنید یک مدل حالا چه به صورت قیاسی و یا چه بهصورت عددی اصلاً وجود ندارد. در مرکز پیشبینی که ما به آن رجوع میکنیم هیچ الگویی دیده نمیشود. این پولها تنها صرف تحقیقاتی شده که در حال خاک خوردن است یعنی اصلاً به عمل نیامده و کاربردی نشده است.
سازمان هواشناسی زیرمجموعه رئیس جمهور یا حداقل زیرمجموعه وزیر کشور باشد
نسیم: این مسئله تنها مربوط به هواشناسی نیست. در برخی نهادها و دستگاهها مثل شده است که میگویند: "واحدهای تحقیق و توسعه یک تبعیدگاه است". یعنی کسی که آدم کاربلدی است و درعینحال نمیخواهند در رأس کار بگذارند به واحدهای تحقیق و توسعه میفرستند تا یک حقوق خوبی بگیرند و انتظار خروجی از آنها ندارند. خیلی از آنها تولیدات خوبی دارند ولی عمدتاً تئوریک هستند. اما برگردیم به این نقص که سازمان هواشناسی و اقیانوسشناسی باید باهم باشند من فکر میکنم تنزل جایگاهی که الآن در سازمان میبینیم ناشی از این مسئله است که سازمان هواشناسی زیرمجموعه وزارت راه و شهرسازی است. نمیگوییم که بیربط نیست اما واقعاً جایگاه پایینی است نظر من این است که زیرمجموعه رئیس جمهور یا حداقل زیرمجموعه وزیر کشور باید باشد شاید هم این نظر اشتباه باشد.
اردکانی: آقای دکتر زمانیان یک طرحی را زحمت کشیدند که این طرح بسیار مفصل است.
دولتمردان درخصوص سازمان اقیانوسشناسی و هواشناسی توجیه نیستند
دکتر بنازاده: در تائید حرف شما این سازمان نباید زیر پوشش یک وزارتخانه باشد باید نگاه ملی بر آن حاکم بوده و زیرنظر رئیسجمهور یا مجلس شورای اسلامی باشد. باید در جایی باشد که بتواند هوا و جو را خوب پیشبینی کرده واقیانوس و جو را خوب پوشش دهد. یعنی یک سازمان اقیانوسشناسی و هواشناسی داشته باشیم. که ما بر روی این مسئله خیلی کارکردهایم. آقای دکتر زمانیان طرحش را داده است. حتی ما مرکز تحقیقات اقیانوسشناسی را به سازمان اقیانوسشناسی تبدیل کردیم و این دو سازمان را میخواستیم ادغام کنیم که در پیچوخم مسائل اداری درگیر شدیم. آدمهایی که تازه آمدهاند دوباره باید 6 ماه زحمت بکشیم تا آنها را توجیه کنیم. منتهی در سطح کلان شما رسانهها میتوانید آن دولتمردان را توجیه کنید که وقتی سازمان هواشناسی پیشبینی داده است چرا سازمان اقیانوسشناسی پیشبینی نداده است؟ چرا اینها که تحت تأثیر هم هستند مانند تمام دنیا که سازمانهایی مثل NOAA وجود دارد نباید باهم باشند؟ امکاناتی که چنین سازمانهایی در اقیانوس هند دارند ما نمیتوانیم داشته باشیم، آنها در آمریکا هستند و در اقیانوس هند کار تحقیقاتی میکنند. از کف اقیانوس منگنز استخراج میکنند پول درمیآورند یا در بحث ماهیگیری نیز به همین ترتیب است.
اقیانوس یک ثروت ملی است
۷۰ درصد کره زمین آب هست به غیر از ۱۰ درصد آبهای سرزمینی، ۶۰ درصد از کره زمین در اختیار ماست و ما نمیتوانیم از آن استفاده کنیم هر کس که زورش رسیده میرود از آن استفاده میکند. آمریکا توان این را دارد که از این منابع بهره ببرد ما نمیتوانیم به او خرده بگیریم. ما در کشور در دانشگاهها به دنبال مدرکگرایی هستیم. به درد مملکت نمیرسیم. باید شما رسانهها این را پررنگ کنید، نشان بدهید و انتقاد کنید که چرا ما نمیتوانیم از اقیانوس استفاده کنیم؟ چرا وقتی یک توفان دریایی بیاید دچار بحران میشویم و قبل از آن نمیتوانیم آن را پیشبینی کنیم؟ باید از بحران پیشگیری کنیم و پیشبینی این موارد کار سازمانی است که علمی و اصولی حرکت میکند.
نسیم: این در صورتی است که ما هم علاوه بر اینکه ما حاشیه اقیانوس را داریم خلیجفارس را داریم دسترسی به آبهای آزاد را داریم و خلیجفارس هم متأثر است از این اتفاقات اقیانوسی. ما شاهراههای تجاریمان و هنوز صادرات نفتمان از طریق اقیانوس انجام میگیرد. شاهراههای تجاریمان کاملاً وابسته به آبهای آزاد است.
اردکانی: باور کنید یک شرکت نفتی برای مدلی که روی خلیجفارس است من را خواستند. آنها گفتند: «سالیان دراز ما میلیاردها دلار ضرر میدهیم به خاطر اینکه میخواهیم در داخل خلیجفارس اکتشاف نفت کنیم و لوله بگذاریم. بعد از آنکه لولهها را کار گذاشتیم یکدفعه با یک برخورد توفانی همه آن چیزی را که انجام داده بودیم از بین میرود». ببینید حتی ما برای خلیجفارس و دریای عمان و دریای خزر که منطقه خودمان است پیشبینی صحیحی نمیتوانیم بکنیم. گردابهای دریایی برای همین منطقهای که در خلیجفارس استخراج نفت را اجام میدهد خسارتهای بزرگی وارد میسازد.
بنازاده: ما سه نوع پهنه آبی در جهان داریم یک نوع اقیانوس باز است مثل اقیانوس هند، نوع دیگر خلیج است مثل خلیجفارس و مورد بعدی دریاچه بسته است مثل بحر خزر یا دریاچه ارومیه. ا لآن دریاچه ارومیه فاجعه است خوب باید مطالعه بشود چرا این اتفاق افتاده؟ خروج آبش از کجا است؟ ورود آبش از کجاست؟ باید علمی نگاه کنیم ببینیم آبی که در دریاچه بوده است کجا رفته و اگر الآن آب بریزیم کجا میرود و چه مقدار میرود؟ با چه شدتی میرود؟ و چگونه میرود یا چرا میرود؟ اینها را باید علمی بررسی کرد. مثلاً من خودم به عنوان انجمن حاضرم خیلی از پروژهها را بگیرم اما ارتباطمان با دستگاههای اجرایی خیلی سخت است و کار کردن با آنها مشکل است. اما به هرحال حرفمان را که میتوانیم بزنیم. در بعضی جاها که دارند پول خرج میکنند لااقل میتوانند از انجمن علوم دریایی یا چند نفر اقیانوسشناس هم دعوت کنند و حداقل نظرشان را بگیرند. نمیشود که حرف بزنند و بگویند که آب را از فلان جا میآوریم و دریاچه را پر میکنیم. این آب دوباره تمام میشود باید ببینند که دردش چه بوده و دردش را دوا کنند. همینجوری نمیشود حرف زد باید با مطالعه صحبت کرد. الآن آرتمیا بوده و از بین رفته خوب چرا؟ چطور باید آن را احیا کنیم؟
اینها همه مکانیزم علمی دارند و ثروتی است که در اثر جهل ما دارد از بین میرود. ثروت همیشه از دانایی به وجود میآید و به خاطر جهل از بین میرود. ما به خاطر جهلی که داریم ثروتهایمان را داریم از دست میدهیم و این را باید به مردم و دولتمردان آگاهی بدهیم و این وظیفه شماست. بزرگترین کاری که شما به عنوان رسانه میکنید این است که باید این را تفهیم کنید که مسئولان با جهل کار نکنند با علم جلو بروند. باید داد زد و فریاد زد که باید کار علمی صورت بگیرد. همین کار تحقیقاتی و علمی درست است که در کل برای رضای خدا باید باشد ولی باید بتوانی آن را گسترش بدهی یعنی ثروت باید علم بسازد و علم هم باید ثروت بسازد، علمی که نتواند ثروت بسازد مفت گران است و ثروتی هم که علم نسازد به باد میرود.
مسئولان دنبال این هستند که از مدلهای آماده استفاده کنند
دکتر زمانیان: اما در مورد بحث طراحی مدلها که صحبت شد متأسفانه این فکر در مسئولین نیست، این یک اشکال بزرگ است. افرادی که مسئول میشوند میخواهند کاری که به چشم مسئولان بالاتر و مردم بیاید انجام دهند و به همین دلیل کار روزمره را انجام میدهند، به جای اینکه کارهای بنیادی انجام بدهند به نوعی زمان را مدیریت میکنند. کار مدلسازی یک کار سنگین و تخصصی است. کاری است که متأسفانه متخصصین بسیار بسیار نادر و انگشتشمار در کشور که شاید داشته باشیم بتوانند آن را انجام بدهند که هیچکدامشان در این زمینه نیستند تا کار کنند. مسئولین دنبال این کار نیستند دنبال این هستند که از مدلهای آماده استفاده کنند همانطور که استاد عزیزمان آقای اردکانی به آن اشاره کردند.
ما دو روش داریم که یا از مدلهای جهانی استفاده کنیم مثل همین ECMWF یا GFS که همانطور که فرمودند البته هر مدلی دارای یکسری معادلات است و این معادلات دارای یکسری ضرایبی هستند که در محل باید فراسنجی شوند. مثلاً فرض کنیم در مدلها ما معادله حرکت داریم که معادله حرکت شامل جمله اصطکاک است، جمله اصطکاک یک ضریب استاندارد دارد، حالا این ضریب استاندارد چند است بستگی بهجایش دارد. یک وقت این هوا ممکن است روی این میز حرکت کند یک اصطکاک خاصی دارد، مثلاً روی خیابان حرکت کند یک اصطکاک دیگری دارد یا اگر از آب محیط اقیانوسی ما در ساحل بندر لنگه که بستری کاملاً صیقلی دارد عبور کند میزان اصطکاکاش خیلی کم است یا یک وقت است در سواحل خارک که ساحل مرجانی است و اصطکاک بسیار بالایی دارد که اصطکاک زیادی دارد. این عددها یعنی میزان اصطکاک و ضریب اصطکاک باید در آنجا فراسنجی شود یعنی با کار میدانی باید آنجا اندازهگیری شود چون این کارها در آن مدلهای جهانی نمیشود معلوم است که آنها برای ما به هیچ وجه پاسخگو نیستند و پیشبینیهایشان درست نیست.
نرم افزارها یا مدلهای آماده نیز همین مشکل را دارند. ما نمیتوانیم وارد بخشهایی شویم که بتوانیم این ضرایب را دستکاری کنیم چون ا ین بخشها به صورت جعبه سیاه است و نمیشود واردش شد و اگر واردش شویم مدلها ناپایدار میشوند. تنها راه ما این است که خودمان طراحی کنیم. من سال 68 به رئیس سازمان هواشناسی وقت این مطلب را گفتم سال 73 هم تکرار کردم. بعدها بعضی از همکاران در سازمان هواشناسی رفتند و مدل آماده وارد کردند. از اول گفتم اینها جواب نمیدهند منتهی کسانی که کار مدلسازی انجام داده باشند این را متوجه میشوند، هرکسی متوجه نمیشود. بعضیها فکر میکنند مدل مانند اتومبیل رولز رویس هست همانطور که در باکش بنزین بریزی در خیابانهای لندن راه میرود در خیابانهای تهران هم میتواند راه برود، اینطور نیست همانگونه که گفتم باید ضرایبش در محل فراسنجی شود و این کار برای مدلهای آماده امکانپذیر نیست.
برای طراحی و مدلسازی که هم شامل مدل اقیانوسی و هم مدل جوی باشد و ترکیب کردن اینها باهم باید یک همت ملی داشته باشیم. مثل همین بحث انرژی اتمی که همه دولتها آمدند کمک و همراهی کردند و توانستیم بعد از ۱۵ یا ۱۶ سال به یک چنین نتیجه ارزشمندی برسیم. کار مدلسازی برای هوا نیز همینگونه است باید واقعاً مستقل از اینکه چه دولتی سر کار هست، چه کسی وزیر هست و یا چه کسی رئیس سازمان هست باید مسئولین این را بهعنوان یک ضرورت درک کنند و این خیلی مهم است. متأسفانه هواشناسی یک مسالهای است که مسئولان ما از آن اطلاع ندارند و چون اطلاع ندارند درنتیجه نمیتوانند بفهمند که اگر سازمان هواشناسی درست کارکرده است متوجه این شوند یا اگر بد کار کند نیز به همینگونه متوجه نمیشوند. یکی از دلایل عمده همین است که مسئولان بالاتر نسبت به این موضوع بسیار مهم شناخت کافی ندارند.
موضوع بنیادی این است که اگر ما یک سازمان جوی و اقیانوسی یکپارچه داشته باشیم همانطور که آقای دکتر بنازاده اشاره کردند و این سازمان و این سازمان کارش را به درستی انجام دهد بخشهای دیگرمان نیز رشد میکنند. اگر بخواهیم از یک مثال استفاده بکنیم ببیند ما الآن یک چشمانداز۱۴۰۴ را در اختیار داریم در این چشمانداز فرض کنید وزارت کشاورزی تا یک جایی جلو برود وزارت نیرو تا یکجایی جلو برود وزارت نفت همین طور و... اینها نیاز به یک زیرساخت دارند. زیرساختش همان سازمان جوی و اقیانوسی است، چرا؟ برای اینکه میزان محصول در کشاورزی را پیشبینی کند، برای پیشبینی اینکه میزان آبی که از باران برای ما از آسمان نازل میشود چقدر است؟ و ماندگاریاش چقدر است؟ که متأسفانه این موارد را نداریم.
بههرحال نیاز اصلی کشور این هست که به نظر من مسئولین موضوع را درک بکنند. اگر مسئولین متوجه بشوند آنوقت دنبال این کار میروند. البته این کار یک کار زمانبر و طولانی است و نیاز به خیلی تدارکات اولیه دارد وقتی ما بدانیم محاسنش چقدر است و چه بخشهایی را میتواند پشتیبانی بکند و نیازش را درک کردیم آنوقت ممکن است دنبالش برویم.
اردکانی: من یک نکتهای را از گفته آقای دیوید کارلسن رئیس سازمان جهانی هواشناسی میخواهم اضافه کنم. کارلسن میگوید در حال حاضر کره زمین کاملاً با دو وضعیت روبرو است. یکی اینکه با کاهش یخ و پوشش برف قطب ما روبرو هستیم و دیگری با النینیو قوی امسال روبرو هستیم. این دو یا همدیگر را تقویت میکنند یا ممکن است یکدیگر را از بین ببرند. بنابراین وی میگوید که این النینیو را بایستی در مدلهای اقلیمی ترقی بدهیم، اما ما نمیتوانیم مدلهای اقلیمیمان را ترقی دهیم. پس بنابراین ببینید که این سالی که ما داریم یک سال استثنایی است، یعنی با کاهش بسیار زیاد از حجم برف و یخ در حدود تقریباً چند هزار کیلومتر (یک میلیون کیلومتر مربع) در این ۱۵ سال از قطب مواجه هستیم. پس بنابراین با کاهش آن و با افزایش دیگری ممکن است همدیگر را تقویت یا از بین ببرند. بنابراین به این صورت خیلی کار سادهای نیست که ما بتوانیم یک پیشبینی اقلیمی بدهیم که مثلاً امسال زمستان خیلی سردی خواهیم داشت. من سال ۴۲ یا ۴۳ را یادم هست و تحقیق هم در رابطه با آن کردهام که سال ۱۹۶۳ یا ۱۹۶۴ سال لانینا بوده است که کمترین میزان شاخصاش منفی 1.8 بوده است. دوره بعدی در سال ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ اتفاق افتاد.
ببینید الآن ما بعد از این سال شاخص سرد یعنی لانینیا را داریم حالا ممکن است سال بعد که لانینیا که اتفاق میافتد مانسون را انتخاب کردند که در النینیو بسیار ضعیف است ولی در لانینا بسیار قوی است، یعنی بارندگیهایش بسیار شدید میشود. در سال ۱۹۵۵ و ۱۹۵۶ سال ۱۳۳۴ و ۱۳۳۵ بارش مانسونی وارد ایران میشود، بارندگی از جنوب غرب وارد ایران میشود کرمان و یزد را میگیرد و پس از آن وارد تهران شده و امامزاده داود را سیل میبرد. شما گزارشهای آرشیوی را که ببینید در مرداد ماه امامزاده داود را سیل میبرد، اتفاقا آن سال سالی بوده است که لانینیا خیلی قوی بود.
لانینیا هیچوقت بهاندازه النینیو اندازه شاخصاش قوی نیست. مثلاً در سال ۱۹۹۷ که در این زمینه شاخص است در برخی جاها دمای آب ممکن است برخلاف گفتههای رئیس سازمان به ۶ درجه سلسیوس هم برسد ولی شاخص در سال ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸، 2.5 بوده است یعنی بالاترین شاخص. شاخص یک منطقه وسیعی را میگیرد و برای آن منطقه از ۵ درجه عرض جغرافیایی بالای خط استوا و ۵ درجه پایین خط استوا برای محدوده ۱۲۰ درجه غربی اقیانوس آرام تا ۱۷۰ درجه اقیانوس آرام این محدوده را میانگین میگیرند مثلاً شاخصاش در سال ۱۹۹۷و ۱۹۹۸ که بالاترین میزان بوده است، 2.5 میشود. این یک شاخص است و اگر شاخص را بگیرند ممکن است ۳ هم بشود پس بگوییم دما سطح آب ۳ درجه بالا رفته است نه! این شاخص است. رئیس سازمان جهانی هواشناسی هم متأسفانه این را گفته است ولی شاخص را نگفته است. ببینید در اولش گفته است میتواند تا دو درجه سلسیوس میانگین باشد نه اینکه دمای خود آب دو درجه بالا برود که سبب شود اینقدر بارندگی شدید شود.
نسیم: مسئله دیگر بحث مدیریتهای محلی است. مدیریت کلان کشور که راجع به آن صحبت شد ولی من فکر میکنم مظلومتر از این بحث کلان بحثهای محلی است. رابطه مسئول هواشناسی استان با استاندار خیلی کم و در بعضی مناطق قطع است.
زمانیان: این مسئله بستگی دارد به آن منطقه، در برخی جاها مدیرکل هواشناسی هیچوقت با مسئولان محلی تماس نداشته است و اصلاً همدیگر را ندیدهاند ولی در بعضی مناطق مدیر کل با استانداری مرتباً تماس دارند. زمانی که من استانداری فارس بودم تماس آقای مهندس جامع که مدیرکل بودند با استانداری خیلی زیاد و خوب بود خبرهای وضع هوا را میآورد و ما میخواستیم میآمدند. ولی جاهای دیگر اینگونه نیست که البته به مدیرکل و استاندار بستگی دارد.
اردکانی: من جایی را میشناسم که ۶ ماه است مدیرکل هواشناسی آنجا استاندار را ندیده است. اما در مورد پیشبینی استانی در ۵۰ استان آمریکا هرکدام برای خودشان یک مدل مخصوص را دارند و اجرا میکنند. با تفکیک ۴ کیلومتر تمام دیتای اصلی را میگیرند و مدل را اجرا میکنند بنابراین تمام این پدیدههایی که اتفاق میافتد همه را در آن ۴ کیلومتر میبینند. اما متأسفانه استانها هیچ کاری نکردهاند و همین اطلاعاتی که از خارج میگیرند و دوپهلو صحبت میکنند، میشود! نمیشود!
نسیم: سیلابی که امسال اتفاق افتاد کاملاً مشهود است مثلاً استان مازندران به خاطر اقلیمی که دارد یک استان حادثهخیز است یا استان آذربایجان غربی که به خاطر طبیعتی که دارد بارشهای زیادی دارد.
اردکانی: دو سال پیش دو متر برف در شمال کشور آمد اصلاً همچنین پیشبینیشده بود؟ چه خسارتهایی به بار آمده بود. مدل کاملاً معلوم است باید یک مدل مشخص باشد. با چه وضعیتی الآن ما دو متر برف را در آنجا داشتهایم، بازهم اتفاق میافتد. باز اتمسفر خودش را نشان خواهد داد منتهی بهصورت پریودیک است باید دید دورهاش چند ساله است. ببینید ما یک وقتی دیگر بازهم دو متر برف را در شمال خواهیم داشت منتهی آن الگو باید آشنا باشد و تحقیق بشود. این مدل در مرکز پیشبینی باید باشد اگر بچههای پیشبینی آن مدل و نقشهها را دیدند از آن استفاده کنند. من به دانشجویانم مطالعه موردی میدادم، این خیلی مهم است تمام تزها باید بر روی مطالعه موردی باشد و بعداً اینها مدل شوند و بر روی آنها کار بشود. چه فایدهای دارد که دو متر برف ببارد و آن خسارتها به وجود آمد در تهران توفان آمد و...
زمانیان: چیزی که مسلم است این هست که ما راهی جز این نداریم. باید این راه را برویم فقط شرط آن این است که مدت زیادی حداقل ۱۴ یا ۱۵ سال بر روی آن کار کنیم و هر دولت و هر وزیری و یا هر رئیس سازمانی که آمد به طور کامل این مسئله را پشتیبانی کند و آن را بهعنوان مسئله ملی بداند. طبیعتاً ممکن است این مسئله در ۴ یا ۵ سال اول هیچ آثاری نداشته باشد و به همین دلیل است که روسای سازمانها به دنبال آن نمیروند و به دنبال مواردی میروند که نتایج آنها زود دیده شوند که مسلما میدانیم که اینها هیچکدامشان نیاز کشور را جوابگو نیستند.