بنازاده در گفتگو با «نسیم آنلاین»:
اگر ثروت ملی دانشبنیان نباشد محکوم به فنا است
رئیس سابق پردیس کیش، درباره وضعیت علمی و پژوهشی کشور گفت: وضع وزارت علوم ما اسفناک است، همه به دنبال مدرکگرایی هستند.
گزارش گروه اجتماعی «نسیم آنلاین»، امسال هفته پژوهش و فناوری از ۲۲ تا ۲۷ آذرماه در دانشگاهها، موسسات و مراکز علمی کشور برگزار شد. مجموعهای از همایشها، مصاحبهها، کنفرانسها و نمایشگاههایی که دغدغه اصلی آنها بررسی دستاوردهای پژوهشی و تجلیل از پژوهشگران برگزیده را در دستور کار قرار داده بودند. اما با همه پیشرفتها و زحمات بسیاری که قشر دانشگاهی و علمی کشور در این راستا انجام دادهاند متاسفانه تاثیر این کارهای علمی در کشور آن گونه که باید مشاهده نمیشود. در ابتدای دولت یازدهم بحث رای اعتماد وزیر علوم مدتی دانشگاهها را درگیر خود میکند و در این بین پرداختن به بحث واهی بورسیهها مزید علت میشود و رشد علمی کشور را کند میکند. مسئلهای که رهبر انقلاب بارها آن را متذکر شدند. امروز سوال مهمی که مطرح میشود این است که چرا وزارت علوم و مجموعه دانشگاهها نمیتوانند با انجام پژوهشهای کاربردی مشکلات کشور را حل کنند؟ در این رابطه گفتگویی با دکتر محمدرضا بنازاده ماهانی پژوهشگر و چهره نام آشنای علوم دریایی و اقیانوسی کشور انجام دادیم.
آقای دکتر! تفاوت محیطهای علمی ما با دنیا در چیست؟
ما در کشور به نوعی کمبود دانش داریم و همه کارهایمان در چارچوب مدرک گرایی خلاصه شده است. در دنیای پیشرفته همه دنبال دوای درد اجتماع خودشان هستند ما دنبال مدرک گرایی و حل مشکل شخصی هستیم. دنبال این نیستیم که برویم درد اجتماعمان را پیدا کنیم.
به طور مثال کارشناسهای ما دنبال درد مملکت نیستند دنبال این هستند که مدرکی بگیرند و حقوقی دریافت کنند و به روزمرگی بپردازند. این مشکل ماست این باید منعکس شود باید گفته شود و خیلی هم باید گفته شود. چه کسی مقصر است؟ دولت یا مردم؟ در این زمینه دولت تنها مقصر نیست، خود ما هم مقصر هستیم. من به عنوان یک ایرانی و یک مسلمان باید احساس مسئولیت داشته باشیم و برای کشورم کار کنم و یک دردی را دوا کنم. حالا پزشک باشم، هواشناس باشم یا اینکه تخصصم چه باشد مهم نیست، هر چه که هستم و در هر کار تحقیقاتی که انجام میدهم به این فکر کنم که در راستای حل مشکلات مملکتم قدم بردارم.
به عنوان مثال سازمان هواشناسی اگر بخواهد پیش بینی صحیحی بکند باید همه دست به دست هم بدهند و امکانات هم بگیرند. باید هم بدانند که اگر پیش بینی صحیحی نمیشود و از سازمان انتقاد میشود به نوعی آنها هم حق دارند. اینکه آنها با چه ابزاری پیش بینی میکنند هم مهم است، مثلا NOAA را با سازمان هواشناسی خودمان مقایسه کنید آنها چه امکاناتی دارند و چه هزینهای میکنند ما چقدر هزینه میکنیم. هر چقدر پول بدهی همان قدر هم آش میخوری.
راهکار پیشنهادی شما برای برون رفت از این وضعیت چیست؟
دولت اگر بخواهد مشکلات مرتفع شوند باید سیستم آموزش کشور را اصلاح کند. وضع وزارت علوم ما اسفناک است همه مدرک میخواهند، همه دنبال گرفتن مدرک هستند تا حقوقشان افزایش پیدا کند اصلا دنبال پیشرفت مملکت نیستند.
یکی از بحثهایی که در رادیو و تلویزیون شنیدم این بود که با وجود حجم بالای تولید مقالات علمی در کشور چرا مشکلات مملکت حل نمیشوند؟ من فکر میکنم به خاطر این است که آنها درد آشنا هستند اما درد دوا کن نیستند. ما آدمها همه درد آشنا هستیم درد دوا کن نیستیم. یعنی مشکلات مملکت را نگاه کنند و در چارچوب توانشان برای حل مشکلات تلاش کنند. این یکی از نکاتی بود که به نظر من در رابطه با وزارت علوم باید گفته بشود. اگر من که به عنوان رئیس انجمن علوم دریایی کشور قبول مسئولیت میکنم و میگویم که وزارت علوم مدرک گرایی میکند درد دوا کن نیست.
یک پارک فناوری در آمریکا داریم یک پارک فناوری در انگلیس داریم اینجا هم پارک فناوری داریم! بیایید با هم مقایسهشان کنیم. ببینید آنها دارند دنیا را تسخیر میکنند و ما فقط مقلد هستیم. چرا نمیخواهیم از فکر و اندیشهمان استفاده کنیم. همین آدمی که اینجا مقلد است میرود آنجا و چون در سیستم درستی میافتد پیشرفت میکند. مثلا در ناسا ما دانشمندان ایرانی خوبی داریم در جاهای مختلف هم همین طور است. ما باید جوانان خودمان را راه بیاندازیم تا بتوانند درد دوا کنند. باید ابزارش را بتوانیم فراهم کنیم. باید امکانات داشته باشیم تا بتوانیم جوانها را راه بیاندازیم که مشکل مملکت را حل کنند.
این فرهنگ چگونه باید نهادینه شود؟
منتظر این ننشینیم که یک نفر پیدا شود تا کارهای ما را انجام دهد. تا ما دستمان را بر روی زانوی خودمان نگذاریم و حرکت نکنیم هیچ اتفاقی نمیافتد هیچ کشوری عوض نمیشود مگر اینکه تاکتیکش عوض شود، آیه صریح قرآن هم وجود دارد، تا ما عوض نشویم مملکتمان عوض نمیشود هر مشکلی که ما داریم از خودمان است. نه میتوانیم دولت را سرزنش کنیم نه میتوانیم سازمان را سرزنش کنیم. باید همان سازمان را نگاه کنیم ببینیم همان افرادی که انتقاد میکنند نشستهاند نگاه میکنند و حرکت نمیکنند. این قضیه باید به یک نحوی اصلاح شود. باید فرهنگ خودساختگی ایجاد شود.
ما دو نوع علم داریم یک علمی که خداشناسی است و به خاطر خدا انسان آموزش میبیند و تحصیل علم میکند و در درون خودش خودساختگی دارد یکی دیگر تکنولوژی است. تکنولوژی اگر پول نسازد به درد نمیخورد. ما یک موقع پیکان میساختیم که نسبتا خودرو خوبی بوده در رقابت با کره عرض اندام میکردیم همه هم راضی بودند اما نسبت به خودروهای ساخت روسیه فاصله معقولی داشتیم. الان کجا هستیم؟ به دلیل اینکه کار تحقیقاتی، علمی و نوآوری بر روی آن انجام نشد نابود شد. کره در خودروسازی بعد از ژاپن شروع کرد. تویوتا آن زمان که ما پیکان تولید میکردیم آنها هم تولید میکردند اما الان آنها لکسوس تولید میکنند و ما که دیگر پیکان را نداریم و پژو هم که به این وضعیت افتاده است. ثروتی که کار تحقیقاتی و نوآوری بر روی آن انجام نشود محکوم به نابودی است.
ما در شرکتهای صنعتی واحدهای تحقیق و توسعه داریم و بعضا بودجههای خوبی به آنها اختصاص داده شده است اما خروجی آنها را که بررسی میکنیم نشانه امیدوارکنندهای نمیبینیم.
چه کسی به مردم و دولت این قضیه را تفهیم کند که ثروت ملی ما باید توام با تحقیقات باشد که رشد کند. الان دنیا دنیای جهان خواری است، درست است که ما آنها را رد میکنیم اما آنها قدرتی که دارند و فشاری که بر ما وارد میکنند بر اساس دانش و علمی است که بر آن تکیه کردهاند. آنها با چراغ جلو میآیند و قوی عمل میکنند. ما هم که منطق قوی داریم منتهی در این جهل هستیم که کار تحقیقاتی و علمی را در جهت پولسازی و ثروت سازی استفاده نمیکنیم. مثلا ماشینی که میسازیم نسبت به مدل سال گذشته متفاوت باید باشد، باید به جلو برویم نه اینکه افت کنیم.
در همه مسائلی که ما مشکل داریم به این دلیل است که ثروت ملی خدادادیمان بیشتر از همه جای دنیا است اما بیشتر از همه به راحتی به بادشان میدهیم. باید وزارت علوم دگرگون شود، نوآوری ایجاد شود باید اصلا مدرک گرایی کنار برود.
چند سال پیش با هدف اینکه مدرک گرایی کنار برود دانشگاه جامع علمی کاربردی و سازمان فنی حرفهای و نظایر آن را ایجاد کردند. قرار بود فن و دانش را به افراد یاد بدهند و پس از آن آنها در صنعت کار کنند. دانشگاهها و موسسات علمی اصلی کشور هم بر روی نوآوریهای علمی فعالیت داشته باشند اما همه شروع به مدرک گرایی کردند.
تعداد بیکاران ما خیلی زیاد است اما تعداد کاردانان ما هم کم است. امکان ندارد کسی کاربلد باشد و بیکار بماند. اکثر اینهایی که بیکار هستند کاربلد نیستند.