اخبار آرشیوی
بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در نامهای خطاب به اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی خواستار رسیدگی این شورا به برگزاری آزمون دکتری، پذیرش دانشجوی پولی، بازنشستگی اساتید و بومیگزینی و عدم توازن جنسیتی در پذیرش دانشجو شدند
به گزارش «نسیم»، متن این نامه به شرح زیر است: حضور محترم اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی آنچه ما را بر آن داشت تا نامهای را خطاب به شما نگاشته و نگرانیهایی را در آن یادآور شویم، اتفاقاتی است که در طول دو سال گذشته در حوزه آموزش عالی کشور رخ داده و تداوم آن میتواند نتایج نامطلوب و غیرقابل جبرانی را به بار آورد. آنچه مسلم است اعضای محترم شورا که منصوبین عالیرتبهترین مقام کشور میباشند و وظیفه تصویب سیاستهای عالی و نظارت را در حوزه مسائل آموزش عالی بر عهده دارند بهترین مرجع برای انتقال این نگرانیها محسوب میشوند. 1- یکی از تصمیمات شتابزده وزارت علوم تحقیقات و فناوری در سال گذشته برگزاری آزمون دکترا به شیوهای جدید بود؛ به طوری که پیش از تدوین آییننامههای لازم و ملاحظه تمامی جزئیات، به یکباره اعلام شد و از ابتدای اجرا و تا به امروز تبعات منفی بسیاری داشته است؛ تصمیمی که حتی جزئیات اجرایی آن از ابتدا پیشبینی نشده بود و از ابتدای اعلام خبر برگزاری آن تا مرحله اعلام نتایج شاهد تغییرات بسیاری در تصمیمات قبلی بودیم. البته شورای عالی انقلاب فرهنگی با ورود دیرهنگام خود به این مسأله سعی در کاهش تبعات منفی این روش
داشت؛ ولی در نهایت تصمیم شتابزده و یک شبه شورای محترم مبنی بر افزایش دوبرابری ظرفیت پذیرش دوره دکترا جز افزودن بر دامنه منفی اتفاقات قبلی نتیجهای دربرنداشت. آیا بهتر نیست چنین طرح عظیمی پیش از اجرای یکباره به محک ارزیابی منتقدان گذاشته شده و پس از دریافت نظر ایشان و اجرای آزمایشی در چند دانشگاه یا چند رشته، به طور سراسری اجرا میشد؟ از سوی دیگر در شرایطی که شاهد هستیم در دانشگاههای کشور، مقاطع تحصیلات تکمیلی به دلیل توسعه کمی از کیفیت لازم برخوردار نیست و اکثر دانشجویان از کمبود وقت اساتید راهنما و مشاور خود گلایهمند هستند، افزایش دوبرابری پذیرش دانشجوی دوره دکترا چه نتیجهای جز کاهش هرچه بیشتر کیفیت این دورهها خواهد داشت؟ 2- از دیگر اقدامات تأملبرانگیز وزارت علوم تصمیم به پذیرش دانشجوی پولی در دوره دکترا با شهریهای در حدود پنجاه میلیون تومان میباشد که نتیجهای جز ورود اقشار مرفه به این دورهها در بر نداشته و آشکارا با خطوط اساسی انقلاب اسلامی مبنی بر حمایت از مستضعفان و پابرهنگان در تعارض است. آیا بهتر نیست شورای عالی انقلاب فرهنگی که به دستور حضرت امام و برای حفظ و حراست از تعالیم و آموزههای
انقلاب اسلامی تشکیل شده است با ورود به این موضوع از رسالت تاریخی خود پاسداری نماید؟ 3- متأسفانه پذیرش اعضای هیأت علمی در ادوار قبلی بدون توجه کافی به صلاحیتهای مکتبی و اعتقادی بوده و در نتیجه افرادی به عنوان هیأت علمی به دانشگاههای کشور راه یافتهاند که بعضاً فاقد هر گونه تعهد علمی و عملی به آرمانهای اصیل اسلامی و انقلابی هستند. خوشبختانه در سالهای اخیر رویکرد دولت خدمتگزار آن بوده است که در پذیرش اساتید، صلاحیتهای اعتقادی را نیز ملاک گزینش خود قرار دهد؛ ولی در این میان آفاتی وجود دارد که در صورت عدم توجه به آنها این اعمال سیاستها نتیجهای معکوس خواهد داشت. از جمله آنکه در سالهای اخیر شاهد هستیم افرادی از مجاری غیرشفاف به عنوان هیأت علمی یا دانشجوی بورسیه دکترا انتخاب و با اعمال پارهای فشارها به عنوان عضو هیات علمی به دانشگاههای کشور تزریق میشوند؛ از آنجا که مجاری انتخاب این افراد چندان روشن نیست نتیجه تمسک به چنین روشی آن است که نه افراد صاحب صلاحیت و مکتبی که برخی از افراد فرصتطلب که یک شبه رنگ عوض مینمایند در این قالب جدید به دانشگاههای کشور راه پیدا کنند. مشخص است که چنین افرادی از صلاحیت
علمی و مکتبی لازم نیز برخوردار نیستند. 4- دستور ریاست محترم جمهور بر توقف بازنشستگی اساتید و متعاقب آن صدور بخشنامه اخیر شورای عالی انقلاب فرهنگی مبنی بر افزایش سن بازنشستگی از دیگر اقدامات تأمل برانگیزی بوده است که پیامدی جز کاهش کیفیت آموزش عالی نخواهد داشت. کسانی که خود در دانشگاههای برتر کشور به تحصیل مشغولند به خوبی میدانند حتی اساتیدی با رتبه ممتاز علمی غالباً در هشتمین دهه عمر از نشاط لازم برای تدریس برخوردار نبوده و کیفیت تدریس ایشان مورد رضایت دانشجویان نیست و این مسأله تقریباً در تمامی رشتهها اعم از فنی - مهندسی و علوم انسانی عمومیت دارد. حال با این تصمیم شورای محترم، این وضعیت صورت اسفبارتری به خود خواهد گرفت. در کنار این تصمیم باید به این مسأله توجه داشت که در چند سال گذشته بازنشستگیهایی صورت گرفته است که گرچه در ظاهر صورتی قانونی دارد، ولی در عمق خود صرفاً بر مبنایی سیاسی صورت گرفته است؛ به طوری که در برخی از دانشگاههای برتر کشور افرادی با رتبه دانشیاری و با کمتر از شصت و پنج سال سن، بازنشسته شده و افرادی با سن شصت و پنج سال که از کیفیت لازم برای تدریس نیز برخوردار نیستند به صرف وابستگی به
مقامات بلندپایه کشور از کرسی تدریس برخوردارند. 5- یکی از اتفاقات نامطلوب در آموزش عالی کشور عدم توازن در پذیرش دانشجویان دختر و پسر بوده است؛ به طوری که در سالهای اخیر حدود شصت درصد از دانشجویان پذیرش شده از میان دختران بودهاند. در سال تحصیلی جاری وزارت علوم با ایجاد سقف جنسیتی در اغلب رشتهها در پی آن برآمده است که بر این معضل غلبه نماید؛ ولی در این میان باید بدین نکته توجه داشت که این روش گرچه در کوتاه مدت میتواند تا حدی به رفع این معضل کمک نماید ولی در بلند مدت موجب ناهمگونی در کلاسهای درسی به دلیل تفاوت محسوس علمی میان دانشجویان دختر و پسر و حتی از میان رفتن عدالت آموزشی میشود؛ و این مسأله در رشتههایی که تا سال گذشته ورودی آنها را تا حدود هشتاد درصد دختران تشکیل میدادهاند، بیشتر مشهود خواهد بود. بنابراین پیشنهاد میشود کارگروهی برای بررسی علل کاهش دانشجویان پسر در ورود به دانشگاهها تشکیل شده و راهکارهایی برای رفع علل اصلی این معضل بیابد. 6- از دیگر تصمیمات شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب بومیگزینی در مقطع کارشناسی بوده است؛ بر مبنای این روش تلاش میشود که دانشجویان حتیالامکان در منطقه محل زندگی خود
پذیرفته شده و از مهاجرت آنها به شهرهای دیگر جلوگیری شود. این تصمیم گرچه در جای خود و در شرایطی که دانشگاههای مختلف کشور از لحاظ کیفیت با یکدیگر تفاوت چشمگیری نداشته باشند، تصمیمی بجا و شایسته محسوب میشود؛ ولی در شرایط کشور ما که تفاوت سطح چشمگیری میان دانشگاههای مختلف کشور وجود دارد یک تبعیض و ظلم آشکار محسوب میشود؛ بر این اساس پیشنهاد میشود شورای عالی انقلاب فرهنگی برای کاهش تبعات تبعیضآمیز این تصمیم ده دانشگاه برتر کشور را از بومیگزینی مستثنی نماید. 7- یکی از اصلاحات آییننامه ارتقای اعضای هیأت علمی الزامی نمودن کسب امتیاز بخش فرهنگی است و به همین منظور نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها اقدام به اجرای طرح ضیافت اندیشه اساتید نموده است؛ ولی باید توجه داشت که اجرای چنین طرحهایی در صورتی میتواند مفید و مؤثر واقع شود که اساتید از روی علاقه شخصی و نه به طمع کسب امتیاز اجباری بخش فرهنگی آییننامه ارتقا در آن شرکت جویند و چنین رویکردی به مسائل فرهنگی، جز کوفتن بر طبل سالوسی و ریا و تهی نمودن چنین جلساتی از معانی و اهداف غنی خود تأثیر دیگری نخواهد داشت. پرسش جدی آن است که اجباری نمودن امتیاز بخش
فرهنگی در آییننامه ارتقای اعضای هیأت علمی و اجرای آن با چنین مدلی که نادرستی آن بارها در گذشته به اثبات رسیده است چه مبنای معقولی دارد؟ بدیهی است دانشجویان بسیجی در انتظار پاسخی قانع کننده از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده و از طرق گوناگون پیگیر مطالباتی خواهند بود که مبتنی بر آرمانهای انقلاب اسلامی و مطالبات امام و رهبری از جنبش دانشجویی است. در پایان برای اعضای محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی در تحقق اهدافی که منجر به تشکیل چنین نهادی شده است، آرزوی توفیق مینماییم.