اخبار آرشیوی

کدخبر: 331038

پایگاه تحلیلی و تبیینی برهان، در تحلیلی با بررسی "شیوه‌های جدید در ترغیب نوجوانان به دخانیات"، تاکید کرده است؛ مواد دخانی با طرح‌های فرهنگی و در بسته‌هایی مثل آبنبات، خودکار و...عرضه می‌شود

پایگاه تحلیلی و تبیینی برهان نوشت: اخیراً روش جدیدی برای پخش دخانیات از سوی عوامل توزیع‌کننده‌ی مواد مخدر صورت گرفته است؛ این روش در قالب توزیع سیگار با طرح‌های آبنبات، خودکار، پاک کن و لواشک می‌باشد؛ لازم به ذکر است این محصولات فرهنگی در کنار مدارس توزیع می‌شوند و هدف از اجرای این امر به خطر انداختن امنیت مردم به خصوص «نوجوانان و جوانان» است. در این راستا با خانم دکتر «بدری‌السادات بهرامی» استاد دانشگاه و روانشناس و مشاور خانواده به گفت و گو نشستیم که در ادامه ملاحظه می‌کنید. در جریان هستید که در سطح جامعه و برخی مدارس کشور برای ترغیب نوجوانان و جوانان به سیگار با طرح‌های جذاب؛ خودکار، آبنبات، پاک کن و لواشک تولیدات فرهنگی توزیع می‌شود؟ نظرتان در این زمینه چیست؟ اصولاً باید بدانیم بچه‌ها به دلیل الگو پذیری که دارند بعضی وقت‌ها خیلی از چیزی‌هایی که بزرگ‌ترها مطرح می‌کنند برای آن‌ها مطرح نیست. نماد بزرگی یعنی وقتی که پدر سیگار می‌کشد. هر چیزی که شبیه سیگار است، می‌شود نماد بزرگی. همه‌ی ما وقتی بچه هستیم برای این که در گروه مطرح جامعه باشیم، آرزو می‌کنیم بزرگ باشیم و همیشه هم خودمان را بزرگ‌تر معرفی می‌کنیم. به عنوان مثال وقتی 10 ساله هستیم، می‌گوییم 11، 12 سالمان است می‌گوییم 13 و ...؛ تمامی این اعمال به دلیل این که بچه‌ها گرایش به بزرگ سال شدن دارند و آن‌ها را ترغیب می‌کند به انجام کارهایی مثل سیگاری کشیدن که به تصور بچه‌ها نماد بزرگ شدن است. و اگر این ناهنجارهای فرهنگی به شکل محصولات فرهنگی از قبیل خودکار هم باشد خود عاملی می‌شود به این‌که بچه‌ها حتماً وقتی که بزرگ شدند یا حتی قبل از سنینی که مجاز هستند ترغیب وگرایش به مصرف مواد دخانی که زمینه‌های آسیب جسمی و روانی زیادی را برای بچه‌ها تولید می‌کند؛ پیدا کنند. به نظر شما این تولیدات آگاه یا ناآگاهانه‌ای که در کشور اتفاق افتاده تا چه اندازه به فرهنگ جامعه صدمه می‌زند؟ با توجه به این که جامعه یک سیستم است، وقتی ما به دنبال کار مخربی هستیم که در کوتاه مدت منافع شخصی ما را تأمین کند یعنی تشویق بچه‌های نسل آینده به سمت مصرف دخانیات که به شدت سنگین است، برای یک جامعه عوارض جدی را به همراه دارد. قطع به یقین از آن جایی که هر جامعه یک سیستم است و عناصر این جامعه به هم وابسته هستند در طولانی مدت عوارضش به تمامی کسانی که این کار را انجام دادند و فکر کردند که مثلاً در آن مقطع پولی به جیب زده‌اند، می‌رسد برای این که همان‌طور که خدمت شما عرض کردم، جامعه یک سیستم است و عناصر یک سیستم به هم وابسته هستند. به طور قطع این کار اشتباه است حتی به ضرر آن افرادی که در کوتاه مدت به اصطلاح منافعی را به دست می‌آورند. قطعاً به میزانی که مصرف دخانیات افزایش پیدا کند، جامعه دچار خسارت جدی می‌شود حتی همان‌هایی که تولید کننده‌ی این مواد هستند، مانند همان خودکارها بالاخره در آن چرخه خودشان هم آسیب می‌بینند و یک جامعه‌ی سالم برای همه سالم است و یک جامعه‌ی مخرب برای همه مخرب، چنین سیستمی باعث آسیب رسیدن جدی به کل جامعه می‌گردد. نقش دولت و رسانه‌ها و سازمان‌ها مخصوصاً آموزش و پرورش با عرضه این محصولات یا تولیدات در سطح جامعه که بعضاً شنیده می‌شود در برخی مدارس پخش می‌شوند؛ چیست؟ از لحاظ روانشناسی، بچه‌ها در سنینی هستند که الگوپذیری بسیار بالایی دارند یعنی لازم نیست که ما به وسیله‌ی فیلم‌های آموزشی به آن‌ها هشدار بدهیم بلکه بهتر است به جای این کار به آن‌ها الگو معرفی کنیم، زیرا بچه‌ها در این سن بسیار الگوپذیر هستند؛ به عنوان مثال می‌توانیم از رسانه‌ها و فیلم‌های آموزشی و حتی افراد موفقی که در مدرسه حضور دارند مانند معلم‌های خوب، مربی‌های مناسب، به عنوان الگو استفاده کرده و به بچه‌ها معرفی کنیم. در مرحله‌ی اول مدرسه و مسؤولین، خیلی باید مراقبت کنند یعنی مسؤولین نمی‌توانند بگویند این کار از عهده‌ی ما خارج است. مدارس می‌توانند با ایجاد نمایشگاه‌ها، نمایش‌ها و تبلیغات بر علیه چنین تولیداتیبه بچه‌ها آگاهی لازم را بدهند و خانواده‌ها هم با تهیه و خرید ابزارهای زمینه ترغیب و گرایش بچه‌ها به این محصولات را از بین ببرند چه طور مسؤولین مدارس به بچه‌ها مثلاً می‌گوید فلان گلسر را استفاده نکنید و بچه‌ها دچار سردرگمی می‌شوند؛ پس بنابراین مدرسه می‌تواند نقش بسیار مهمی در آموزش و تربیت بچه‌ها در حوزه‌های مختلف داشته باشد و جامعه نیز همین گونه می‌تواند اثرگذار باشد. مرحله‌ی دوم در راستای جلوگیری از این گونه تولیدات این ‌است که؛ اولین قدم را باید دولت بردارد و ما نباید بگوییم که نمی‌توانیم یعنی اگر ما نتوانیم در موضوعی به این کوچکی کنترل و نظارت داشته باشیم، دیگر نباید توقع داشته باشیم که در مسایل بزرگ‌تر که دشمن مجهزتر به سراغ ما می‌آید، بتوانیم از خودمان دفاع کنیم بنابراین اولین قدم را باید دولت برای جلوگیری از تولید این مواد بردارد. دومین قدم را بایستی تک تک توزیع کننده‌ها، مغازه‌دارها به عنوان این که خودشان هم اعضای این جامعه هستند و به عنوان عناصر این سیستم باید از آسیب به آن جلوگیری کنند و این محصولات را در مغازه‌ی خود به فروش نرسانند. مدارس چه طور می‌توانند این کار را انجام دهند. به عنوان مثال فرض کنید مدارس یک مدل گل‌سر را ممنوع می‌کنند و از روی سر تک‌تک بچه‌ها می‌کشند بیرون و آن وقت نمی‌توانند جلوی خودکاری که شکل سیگار است را بگیرند؟ پس گام بعدی را باید مدارس بردارند و بعد هم آگاهی رسانه‌ها به خود بچه‌ها که حالا اگر از تمام این فیلترها توانست بگذرد و یک تعدادی از این محصولات به دست بچه‌ها برسد باید این آگاهی به بچه‌ها داده شود که نباید مصرف کننده‌ی این محصولات باشند. رسانه‌ها هم با تولید فیلم‌ها و سریال و نمایش‌هایی در جهت مضرات استفاده از مواد دخانی و نیز به نمایش کشیدن الگوهای موفق در جامعه می‌تواند در عدم ترغیب نوجوانان و جوانان به دخانیات نقش مؤثری ایفا کند. قطع به یقین بایستی در ابتدا مسؤولین خود مصرف این مواد را در حضور بچه‌ها کنار بگذارند، مثلاً سیگار نکشند. مسؤولین باید نشان دهند که از این موضوع احساس دوری و بیزاری می‌کنند و سپس بهتر است برخورد آن‌ها آگاهی دهنده باشد نه تنبیه کننده، آگاهی دهنده مبنی بر این که موانع ذهنی ما با مصرف وسایل فرهنگی که شبیه مواد دخانی هستند می‌تواند بازاری‌های (افراد منفعت طلب) ذهن ما را غیرفعال کند و در نتیجه گرایش ما را تشدید کند. در واقع می‌توانند به شکل آگاهی‌دهنده و تعلیم و تربیت با بچه‌ها برخورد کنند. به نظر شما آیا عوامل پشت پرده ‌برای این تولیدات فرهنگی حضور دارند؟ اگر پاسخ شما مثبت است، راه مقابله با آن چیست؟ طبیعتاً مهم‌ترین عاملش سودجویی‌های اقتصادی است یعنی کسی که تولید کننده‌ی یک نوع خودکار است وقتی مشاهده می‌کند انواع و اقسام خودکارها در بازار موجود است و جنس آن به فروش نمی‌رسد فکر می‌کند که از یک روان‌شناس برای این که ذائقه‌ی مشتری‌های خود را بشناسد، کمک بگیرد و بخواهد در واقع یک گروه خاصی از این مشتری‌ها را منحصر به فرد برای خودش کند و این باعث می‌شود که مثلاً راهنمایی هم به او بگوید به دلیل این که این‌ها در سن نوجوانی هستند و ترجیح می‌دهند بزرگ شوند و از علامت‌های بزرگ شدن که مصرف سیگار است کمک بگیر برای تشویق بچه‌ها برای خرید، چون همه جور خودکاری در بازار وجود دارد به جز این شکل، این دقیقاً به نظر بنده سودجویی‌ اقتصادی است. در آخر اگر راهکاری مد نظرتان هست بفرمایید: همان‌طور که خدمت شما عرض کردم، آگاهی دادن به بچه‌ها از راه همان نمایش‌هایی که به وسیله‌ی تلویزیون به طور متناوب در طول روز پخش می‌شود، به طور متناوب در مدرسه‌ها نیز پخش شود. آگاهی‌هایی که مربیان مدارس و هم‌چنین والدین به بچه‌ها می‌دهند، بهترین بازدارنده و محافظت کننده است.
ارسال نظر: