اخبار آرشیوی
ولیمراد، کارشناس امور زنان در گفتگوی تفصیلی با «نسیم»: برنامههای پراکنده در همایشها و سمینارها درباره ازدواج کارساز نیست/ خانواده ایدهال و مطلوب هیچگاه به درستی تعریف نشده است/ جوانان ما هر بخشی از سنت یا مدرنیته که به نفعشان بوده را نگه داشته و بقیه را رها کردند
به گزارش خبرنگار «نسیم»، توران ولی مراد، جامعهشناس و نویسنده است. از سال 63 با حضور در صدا و سیما، به فعالیت فرهنگی پرداخت و آثار داستانی و تحقیقاتی زیادی در خصوص زنان و مشکلات آنها از خود برجای گذاشته است. به مناسبت هفته ازدواج در گفتگو با توران ولیمردا به بررسی مسایل جوانان و زنان در حوزه ازدواج پرداختیم. • تعریف شما از خانواده مطلوب و عوامل تهدید کننده آن چیست؟ خانواده مطلوب همانند یک تصویر بسیار زیباست که نگاه میکنیم. از تماشای این تصویر، چشم لذت میبرد حالا اگر قطعات این تصویر را به هم بریزیم، اوضاع تنشزا میشود. در وضعیت نا به سامان خانواده و مسائل زناشویی در جامعه، تنها عدم پذیرش مسئولیت توسط زن و شوهر مسئلهساز نیست که باید با آموزش رفع شود. البته تنها مسئولیتپذیری و عدم پذیرش آن از سوی زوجین عامل جدایی نیست اما یکی از زمینههای بسیار مهم در امر ازدواج است. بعضیها معتقدند که برای حل برخی بحرانها در خانواده، حق طلاق را به زنان بدهیم. اما واقعیت این است که زنان نمیخواهند طلاق بگیرند بلکه خواهان یک زندگی آرام در کنار همسرو فرزندانشان هستند. • مسئولیتپذیری در ایجاد یک خانواده مطلوب چه جایگاهی
دارد؟ البته رابطه زن و شوهر بالاتر و عمیقتر از مسئولیت است. در انگلیسی اصلاح caring برای روابط زوجین استفاده میشود که به معنای توجه کامل و به هم اهمیت دادن است. یعنی اگر خانم خوابش برد، شوهر بداند و بفهمد باید پتویی روی او انداخت تا سردش نشود. این مفهوم بسیار دقیقتر از مراقبت و مواظبت در زبان فارسی است. مسئولیتپذیری پس در سطحی پایین تر از به هم اهیمت دادن قرار دارد و آنچه در حال حاضر خانوادهها و روابط درون آن را به سمت سردی و طلاق عاطفی میکشاند، مسئله عدم توجه به خاست قلبی و نیازهای عاطفی است. رابطه بین دو جنس بیسار حساس و شکننده است. وقتی دختر و پسر از حقوق و تکالیف خود آگاهی نداشته باشند، زندگی مشترک مفهوم خود را از دست میدهد. زندگی مشترک به این معنا نیست که دو نفر نسبت به یکدیگر خطا بکنند و اگر بتوانند از آن تجربه کسب کنند، در آینده از آن استفاده کنند. این آسیبها هر کدام مانند زخم چاقو بر ذهن، عاطفه و روان طرف مقابل است و باقی میمانند. اینها همه از بی مسئولیتی وعدم آموزش تکالیف است. • آسیبهای موجود در زندگی مشترک خانوادههای نوپا و قدیمی چیست؟ متاسفانه جوانان ما به حال خود رها شدهاند و در بسیار
موارد نیز انگشت اتهام به سوی آنان است که چرا ازدواج نمیکنند، طلاق میگیرند، پایبند نیستند و ... اما مشکل اصلی به کسانی که وظیفه داشتند این موارد را تعریف کنند، آموزش بدهند و بستر لازم را برای ایجاد خانواده سالم فراهم کنند. برنامههای پراکنده در همایشها، شبکههای تلویزیونی، سخنرانیها و ... درباره مسائل ازدواج کارساز نیست. در خیلی از این برنامهها کارشناسان میگویند، این افراد کیس مناسبی برای ازدواج انتخاب نکردند. این حرف به جای خود درست است اما با شرایط جامعه ما، بسیار نادرست و اشتباه است زیرا با آمار منتشر شده درباره طلاق و جدایی، وضعیت نامناسبی داریم. برای حل این مشکل باید ببینم زمینه ساز عدم آرامش در خانوادههای ما چیست و آداب رفتار به همسر را آموزش دهند. این آموزش وظیفه مسئولان است. وضعیت سردی روابط درون خانواده و طلاق عاطفی یا عدم درک زوجین به دلیل این است که افراد در جامعه بدون آموزش و کسب مهارتهای لازم در جامعه رها شدند. به طور مثال، خلاء قانونی در باره حقوق مادی زن در زندگی مشترک، باعث شده پسری که پشتوانه مالی ندارد، صدها سکه مهریه را قبول کند اما توان پرداخت آن را ندارد. این مسئله خود مولود تنش
در خانواده و رهاشدگی افراد است. انتقال این مشکلات به مردم، همانند این است که مردم را در حال خودزنی به تصویر بکشیم یعنی مردم خودشان خواهان و ایجاد کننده این وضعیت هستند. • تاثیر آگاهی زوجین از مسائل حقوقی و شروط ضمن عقد تا چه میزان در ثبات زندگی مشترک تاثیر دارد؟ به نظر من فقط مسائل حقوقی نیست که زندگی را پایدار میکند، و حتی در قالب شروط ضمن عقد هم نباید به قضیه نگاه کرد. دلیل این نظرم هم این است که چون ما در یک جامعه در حال گذار هستیم و مسائل پیچیدهتر از آن است که بخواهیم فقط قضایا را در شروط ضمن عقد بدانیم. توجیه این مطلب آن است که وقتی در حال گذار هستیم، مسائلمان با هم همخوانی ندارد یعنی مسائل فرهنگی، آداب و رسوم، عرف، مسائل حقوقی و ... همه یک مبنا و ساختار مشخصی دارند. همسویی این مسائل باعث میشود در داخل خانوادهها، مشکلات زیاد نباشد اما در هنگام برهمریختگی این مسائل، آداب و رسوم، تربیت فرهنگی و روابط بر هم میخورد و باید از زوایه دیگر به مسائل نگاه کرد. • این برهمریختگی در جامعه ما تا چه میزان است و برای رفع برهم ریختگی چه کاری باید صورت گیرد؟ توضیح اصلی من این است که دختران و پسران ما در دنیای
مدرن و سنتی هر یک به نوعی رفتار و بازخورد داشتند که با هم تناسب چندانی ندارد. متاسفانه به دلیل خلا در برنامهریزی، نتوانستیم از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب برسیم زیرا مسیر را درست طی نکردیم و طرحهای ارائه شده حالت جزیرهای بوده است. بنابراین خانواده ایدهآل و مطلب هیچ گاه به درستی تعریف نشده که ما بتوانیم بر مبنای آن، مسیر حرکت را مشخص کرده و ابزارهای لازم را تدارک ببینیم. به عبارت دیگر به دلیل وجود نابه سامانیهای موجود در عزیمت از نقطه الف به نقطه ب، دختران و پسران جوان ما هر بخشی از سنت یا مدرنتیته که به نفعشان بوده را نگه داشتن و بقیه آن را رها کردند. • چرا این شیوه انتخاب از بخشهای مختلف سنت و مدرنیته در جامعه شکل گرفته است؟چه راهکارهایی را میتوان ارائه داد؟ وقتی انسان آموزش نبیند، دچار این مسائل و آسیبها میشود. مثلا دختران جوان از سنت خرید عروسی، مهریه و جهزیه را میخواهند اما در مقابل از مدرنیته بخشهایی را قبول دارد ولی الزامی به هماهگی خودبا اصول مقبول آنها ندارد. پسرها نیز دچار این معضلات هستند، توقعاتشان از زندگی، کسب قدرتی همانند پدربزرگان و پدرانش است در حالی که توان دستیابی به آن جایگاه را
ندارد. این تضادها و کاستیها فضایی پر تنش و پرچالش را ایجاد کرده که تنها مسائل حقوقی و یا تعیین برخی شروط در زمان ازدواج، جوابگویش نیست. راه حل خروج از این بران آن است که با توجه به شرایط موجود، خانواده مطلوب تعریف شود و بر اساس آن، روابط از نوع فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی، حقوقی و ... تحدید و تعریف شود. تا زمانی که این اتفاق نیفتد، در خانوادهها و در درون خانواده با درگیری و کشمکش مواجهیم؛ مسائلی مانند ازدواج گریزی، طلاقهای عاطفی یا طلاقهای سال اولی از پیامدهای این رویه نادرست خواهد بود. در جامعه بدون مبنای ثابت، دختر و سر هر یک از زاویه نگاه خود به قضایا نگاه میکند و خانواده به جای آنکه محلی امن و آرام برای زندگی باشد به فضای تخاصم و درگیری بین اعضا تبدیل شده است. اما زن و شوهر سپرهای نامریی در مقابل هم پوشیدهاند و به نظرم این صدماتی است که مسئولان به زندگی مردم وارد کردند. • پس به نظر شما بیش از عوامل داخلی و خارجی فرهنگی و اجتماعی، عملکرد مسئولان در گسترش و تدوام تنشهای خانوادگی موثر است؟ نه ماهواره و نه اینترنت و . .. در رواج درگیریهای خانوادگی و طلاق نقش اصلی ندارند اما زمانی که جامعه و
خانواده ضربهپذیر میشود، این مسائل میتواند تخریب خانواده و ازدواج را سرعت بخشند. پس اشکال از برنامهریزیها و مسئولان ماست زیرا آنان کار و وظیفه خود را به درستی انجام ندادند؛ حالا اینکه نقص و ایراد کار در کجاست، مسئله دیگریست. • ضعف موجود در عدم پذیرش تکالیف و وظایف زناشویی در خانواده در حوزه فرهنگی و حقوقی قابل رفع است؟ در حال حاضر در دو بعد فرهنگی و حقوقی میتوان این خلاها را تا حد زیادی کاهش داد. در بعد فرهنگی اعم از آموزش، کارگاههای آموزشی- عملی، فرهنگ سازی میتوان با هدف دستیابی به خانوده مطلب برای رفع مشکلات وارد شد. مسائلی مانند آموزش روابط درست فردی، معرفی ارتباط سالم، خودشناسی و ...؛ ممکن است برخی هنر گوش دادن، هنر ارتباط خود، گفتگو با مخالف، کنترل خشم و .. را نداشته باشد، اینها فن هستند و قابل آموزش. فرهنگ سازی نیز از طریق رسانهها و به اشکال مختلف مانند مسجد، سینما، موسیقی و .. قابل ایجاد شود. عملکردها و قوانین نیز به نوعی توان انجام کار فرهنگسازی را در جامعه دارند و نباید از آنها غافل شد. همچنین در بعد قضایی نیز قانون، اشکال قانونی با همین مبنا نگاه شود و مسائل موجود در قوانین رفع شود تا
وضعیت نابه سامان ازدواج و جدایی در جامعه بهبود یابد. • به نظر شما در روز ازدواج چه کارهایی باید برای بهبود وضعیت ازدواج در جامعه انجام داد؟ سالهاست دارم این قبیل روزها آفت را میبینم و دنبال میکنم. در هر روزی که به نامی، نامگذاری شده، مسئولان مربوطه باید گزارش کار بدهند؛ مسئولان باید مورد سوال قرار بگیرند. گزارش کار هم به معنای زدن حرف کلی نیست بلکه دقیق از روند فعالیتها و عملکردشان صحبت کنند. همچنین رسانهها در انتقاد از عملکرد مسئولان باید آزاد باشند و به موانع موجود در عملکردها بپردازند.