اخبار آرشیوی
گزارش «نسیم» از حال و روز وزارت ورزش و جوانان در شش ماهی که گذشت// از تداوم سنگینی سایه "ورزش" بر سر "جوانان"، تا شوخ طبعی بهارستانیها برای ایجاد "وزارت ازدواج و طلاق"
به گزارش خبرنگار اجتماعی «نسیم»، وضعیت حوزه "جوانان" از زمان ادغام سازمانهای ملی جوانان و تربیتبدنی در دولت گذشته، همیشه با انتقاد کارشناسان این حوزه همراه بوده است؛ با این حال، این امید وجود داشت که وزارت ورزش و جوانان، ارادهای جدی و اقدامی اساسی برای سامان بخشیدن به این حوزه از خود نشان دهد. انتخاب وزیر ورزش و جوانان یکی از پر سر و صداترین موضوعات روزهای ابتدایی تشکیل دولت یازدهم بود، سرانجام اما پس از چند ماه چالش میان مجلسیها و دولت، محمود گودرزی در 26 آبان ماه از مجلس رای اعتماد گرفت. حالا نزدیک به سه ماه از نشستن دومین وزیر ورزش و جوانان بر صندلی خیابان سئول میگذرد، ولی هنوز اقدام خاصی برای به قشر جوان صورت نگرفته است و به نظر میرسد این وزارتخانه همچنان فقط نام جوانان را یدک میکشد و همچنان با رویکردی کاملاً ورزشی و تحت الشعاع آن، اداره میشود. حالا این سؤال پیش میآید که بعد از آن همه فراز و نشیب برای انتخاب وزیر ورزش و جوانان، امروز بخش جوانان در کجا قرار دارد؟! آیا تمام آن ابراز نگرانیها و وسواسها فقط برای بخش اول مسئولیتهای وزیر یعنی "ورزش" بود و اصولاً توجهی به بخش دیگر تکالیف و وظایف
تعریف شده برای این وزارتخانه یعنی جوانان وجود نداشته و ندارد؟ *شوخی جدید بهارستانیها؛ تولد وزارت ازدواج و طلاق! مجلسیها که دیدند وزارت ورزش و جوانان پس از گذشت سه ماه از آغاز به کار دولت جدید، سکوت اختیار کرده و بازهم شاهد سایه سنگین ورزش بر سر بخش جوانان هستند، خودشان آستینها را بالا زدند و دست به کار شدند و به یکباره پیشنهاد تشکیل «وزارت ازدواج و طلاق» را دادند! خبری که نخستین بار حدود دو هفته پیش از زبان ابراهیم نکو نماینده مردم رباط کریم بر خروجی یکی از رسانهها قرار گرفت که البته بسیار هم خبرساز شد، تا جایی که رسانههای بیگانه با آب و تاب فراوان و به طور ویژه به آن پرداختند! این نماینده مجلس معتقد است "وقتی کارنامه وزارت ورزش و جوانان را بررسی میکنیم متوجه میشویم که دربحث ازدواج و فراهم کردن مقدمات لازم برای ازدواج مانند مسکن و اشتغالزایی، طرح مشخصی را نداشته است". نکو صحبتهای خود را اینطور کامل میکند که "طلاق و افزایش سن ازدواج جوانان تأسف آور است و ما پیشنهاد دادیم که وزارت ازدواج و طلاق تشکیل و به صورت جامع به این موضوع پرداخته شود". این ایده جدید که این روزها بیشتر دستمایه طنز در بین اهالی
رسانه و کارشناسان شده است، این سؤال را پیش میآورد که آیا تشکیل یک وزارتخانه جدید با عنوان ازدواج و طلاق میتواند از مشکلات جوانان بکاهد یا آنکه تشکیل آن تنها هزینه ها و فشارهای روی دوش دولت را تشدید خواهد کرد؟ آیا این اقدام به نوعی مغایر با قانون برنامه پنجم توسعه نیست؟! ماده 53 قانون برنامه پنجم توسعه، دولت را مکلف کرده بود یک یا چند وزارتخانه را به نحوی در وزارتخانههای دیگر ادغام کرده و تا پایان سال دوم اجرای برنامه، تعداد وزارتخانهها از 21 به 17 وزارتخانه کاهش دهد که البته هم اکنون تعداد وزارتخانه ها کاهش یافته است؛ با این حساب، معنی طرح این عده از نمایندگان مجلس، چیزی جز نقض حکم برنامه پنجم توسعه و بزرگتر شدن دولت نیست. پس از انتشار این خبر، نمایندگان نسبت به طرح این موضوع واکنشهای متفاوتی نشان دادند؛ برخی از آنها طرح یادشده را بیشتر شبیه یک شوخی قلمداد کردند. عبدالوحید فیاضی، عضو کمیسیون آموزش مجلس درباره این طرح به خبرنگار «نسیم» گفت: «به نظرم تغییر نام وزارت جوانان به وزارت ازدواج و طلاق بیشتر شبیه یک شوخی است! چرا که اساساً چنین تغییری، اقدامی علمی نیست و قطعاً اگر هم تقدیم هیات رئیسه شود، مورد
موافقت قرار نخواهد گرفت». ابوالفضل ابوترابی عضو فراکسیون جوانان مجلس نیز در واکنش به انتشار این خبر اینطور موضع گرفت؛ «چند روزی صحبتهایی در این باره میان نمایندگان به گوش میرسید، اما طرح این موضوع در حد یک شوخی بوده است"». *واکنش دولتیها به مجلسیها در این میان دولتیها هم مقابل این خبر، ساکت نماندند؛ محمدتقی حسنزاده رئیس مرکز مطالعات و پژوهشهای راهبردی وزارت ورزش و جوانان مشکل اصلی در حوزه جوانان را اجرا نشدن برنامههای مربوط به این حوزه از سوی دستگاههای متولی عنوان کرد و گفت: «پیشنهاد تشکیل وزارتخانه مستقل در حوزه جوانان و ایجاد ساختار جدید، نه تنها مشکلی را از جوانان حل نمیکند، بلکه موانع دیگری را نیز ایجاد خواهد کرد». به اذعان بسیاری از نمایندگان مجلس و صاحبنظران مسائل جوانان، عملکرد وزارت ورزش و جوانان از ابتدای تولد این وزارتخانه تاکنون که بیش از شش ماه از شروع به کار دولت یازدهم میگذرد، در راستای رفع مشکلات جوانان، مطلوب و راضیکننده نبوده است. این کم کاری در حالی به چشم میخورد که وزارت ورزش و جوانان در ساختار سازمانی خود، دو معاونت اختصاصی مرتبط با حوزه جوانان دارد؛ یکی "معاونت ساماندهی امور
جوانان" که در دولت جدید دکتر محمود گلزاری (روانشناس و استاد دانشگاه) عهدهدار مسئولیت آن است و دیگری، "معاونت فرهنگی و تربیتی" که با تغییرات صورت گرفته در ساختار تشکیلاتی وزارتخانه، از این پس با نام "معاونت فرهنگی، آموزشی و پژوهش" معرفی میشود؛ شخص اول این معاونت نیز سیدعبدالحمید احمدی است که حدود یک ماه پیش و بعد از حدود چهار ماه از رفتن پیشنمازی معاون سابق و خالی ماندن این صندلی، ابلاغ خود را از وزیر ورزش و جوانان گرفت. * جوانان، چشمانتظار نتایج دید و بازدیدهای مسئولان اولین نشست خبری معاون ساماندهی امور جوانان، اوایل دیماه امسال برگزار شد و طی آن، گلزاری وعدههایی برای رفع بخشی از مشکلات جوانان و به ثمر رساندن کارهای نیمه تمام در این حوزه داد، اما تا امروز خروجی آن همه وعده، فعلاً چیزی جز دید و بازدید با مسئولان و انعقاد تفاهمنامه نبوده است. وی در نشست خبری خود اعلام کرد که «قرار است در نشستی با رئیس کل بانک مرکزی، راهکارهای رفع مشکلات پرداخت وام ازدواج جوانان را بررسی کنیم»؛ ولی گویا تاکنون نتیجهای که از این رایزنیها حاصل شده، تنها چند دستورالعمل کلی برای بانکها در سال آینده است که حالا باید منتظر
ماند و دید که آیا زور این جلسات به بانکها خواهد رسید یا نه. "تشکیل یکی از جلسات شورای عالی جوانان تا پایان سال، پیگیری قانون تسهیل ازدواج جوانان، تشکیل شورای راهبردی برای حل مشکلات وام ازدواج و ایجاد سایتهای علمی همسریابی"، از دیگر خبرهایی بود که از زبان معاون ساماندهی امور جوانان اعلام شد، اما تا امروز هنوز هیچ خبری از اقدامات مقدماتی و همراستا با این وعدهها به گوش نمیرسد. بیتوجهی به حوزه جوانان به نسبت حوزه ورزش، حتی معاون امور زنان و خانواده رئیس جمهور را هم به واکنش وادار کرد؛ شهیندخت مولاوردی 22 بهمن امسال در مصاحبه با یکی از رسانه ها، با ابراز نگرانی از اینکه موضوع جوانان در وزارت ورزش و جوانان تحتالشعاع ورزش قرار گرفته است، خواستار اقدامات کارساز و توجه بیشتر به این حوزه شد. *دفتر ازدواجی که چراغ خاموش حرکت میکند! دفتر برنامهریزی ازدواج و تعالی خانواده که به تازگی در زیرمجموعه معاونت ساماندهی امور جوانان قرار گرفته، یکی دیگر از بخشهای اصلی حوزه جوانان است که از زمان انتخاب وزیر، سیاست حرکت با "چراغ خاموش" را ترجیح داده و چندان اشتیاقی برای پاسخگویی به رسانهها ندارد. این دفتر با هدف ایجاد
ساز و کار مناسب و بسترسازی برای ازدواج آسان و تحکیم بنیان خانواده و تشویق جوانان به ازدواج آسان تشکیل شده، اما این اهداف تاکنون تنها به برگزاری چند جشنواره ختم شده است و حالا هم مسئولان این دفتر "مجوز نداشتن از مسئولان بالادست" را مهمترین علت ارتباط کمرنگ یا حتی بیرنگ خود با رسانهها عنوان میکنند؛ آنهم در شرایطی که هنوز تکلیف مهمترین و چالش برانگیزترین موضوع این حوزه یعنی "مراکز مشاوره ازدواج و همسرگزینی" چندان روشن نشده است. *همه یک طرف؛ دو باشگاه پر سر و صدا هم یک طرف خلاصه همه گفت و شنودها جز این نیست که حال این روزهای حوزه مدیریتی امور جوانان خوب نیست و نیازمند نسخهای عملی برای برونرفت از این وضعیت است؛ این نکته کم نگرانکننده نیست که وقتی زمانی جوانان با مشکلات قدیمی و جدیدی مثل اشتغال، ازدواج، مسکن و ... دست به گریبان هستند، واگذاری دو باشگاه ورزشی به چالش اصلی و اولویت اول مسئولان وزارتخانهای تبدیل شود که خود متولی سیاستگذاری و هماهنگی امور جوانان در سطح کلان است! برای واگذاری این باشگاهها ضربالعجل تعیین میشود، اما خبری از تعیین برنامه زمانبندی شده و شفاف برای رفع مشکلات قدیمی حوزه جوانان
یا حتی برگزاری نشستی برای بررسی کارآمد این مشکلات، به گوش نمیرسد. اینکه حتی برخی نمایندگان مجلس هم ناخوداگاه سوار بر این موج شده و صراحتاً اعلام میکنند که اگر واگذاری باشگاههای سرخابی پایتخت تا تاریخ تعیین شده انجام نشود، وزیر را به مجلس خواهند کشاند، تردیدها و علامت سؤالها را در ذهن رسانهها و کارشناسان بیشتر میکند و این سؤال را به ذهن میرساند که آیا واقعاً درد و گرفتاری جوانان به اندازه این دو باشگاه اهمیت ندارد؟! رفع خلأهایی که امروز در حوزه جوانان به چشم میخورد، تنها بر گردن یک وزارتخانه نیست؛ دیگر دستگاههای مسئول و برنامهریز در حوزه جوانان نیز باید برنامههای موجود خود را تبدیل به پروژههای اجرایی کنند و پاسخگوی مردم و رسانهها باشند، اما این نکته را هم نباید فراموش کرد که اگر وزارتخانه اصلی و ناظر در حوزه جوانان، گرفتار حاشیههای ورزشی و طرحهای کلیشهای و قهر با رسانهها و منتقدان باشد، نه تنها کارنامه مطلوبی از خود به یادگار نخواهد گذاشت که عمیقتر شدن چالش های این حوزه هم دامنگیر آن خواهد شد؛ شش ماه از عمر دولت گذشت، حالا باید منتظر بود و دید که دولت یازدهم که خود را منادی «تدبیر و امید»
میداند، چه تدبیری برای روشنتر شدن شعلههای امید در میان جوانان درنظر خواهد گرفت. آیا طعم شیرینی از ادغام سازمان ملی جوانان و سازمان تربیتبدنی در کام مردم و جوانان آنها خواهد نشاند، یا همچنان این علامت سؤال در ذهنها باقی خواهد ماند که آن ادغام چه بود و امروز کجا هستیم؟. .................. گزارش از مهتاب چابک