"مردم و امنیت"

کدخبر: 939890

معاون اجتماعی نیروی انتظامی در یادداشتی آورده است: آدمی اگر در طول حیات اجتماعی خود از دیر باز تاکنون رو به جنگ و تخاصم و کارزار آورده است از آنرو بوده که امنیت خود را از حیث "جانی، قلمرویی، اقتصادی، سیاسی و..." تضمین و تقویت کند

به گزارش «نسیم»، سردار سعید منتظرالمهدی طی یادداشتی به رابطه امنیت و نقش مردم در آن پرداخته است که در ادامه می خوانید:

مایلم دراین مجال کوتاه نکاتی چند را در باب امنیت و نقش مردم در ایجاد و بسط و گسترش آن به سمع عزیزان برسانم. تلاشم بر آن است تا آنجا که ممکن است حرف و سخن خود را با داده و یافته متقن پژوهشی مستند سازم .

یک. قبل از هر چیز ضروری است مراد و منظور خود را از دا نش واژه (مفهوم ) "امنیت" روشن سازم. چه، تعریف واژگان و تدقیق قلمرو معنایی مفاهیم به هم فهمی و درک بین الاذهانی را تسهیل می کند. به باور من امنیت یک "حالت " (state ) است . وقتی آدمی در چنین حالتی قرار می گیرد "احساس رهایی از تنیدگی" به او دست می دهد. او از دلهره و تشویش و بیم و هراس فارغ می گردد و به احساس آرامش ، اطمینان و حتی شور و شعف دست می‌یابد. به بیان و تعبیر دیگر می توان امنیت را "از میان راندن تهدید و فرا چنگ زدن فرصت برای رشد و بالندگی و تحول همه جانبه" تلقی کرد .

دو . امنیت دارای دو بُعد است. یکی درونی (internal) و دیگری بیرونی (external). برخی محققان و اندیشمندان بعد اول را " امنیت روانی " (mental security) نام می نهند و بُعد دومین را " امنیت اجتماعی " (social security) تعریفی که در بند پیش به دست دادم ناظر بر هر دو بُعد بود. بُعد اول همان حالت و وضعیت خلقی / ذهنی / احساسی است که رهایی از تنش و استرس را برای فرد به ارمغان می آورد و بُعد دوم فروکش کردن دامنه تهدیدهایی است که امکان "زیست مطلوب " ، "فرابالیدن" و گام در راه تعالی نهادن را از آدمیان می‌ستاند. این دو، پیوند و ارتباط وثیق و پایداری با یکدیگر دارند. این ادعا از شواهد پژوهشی پرشماری برخوردار است. به عنوان نمونه ای از این شواهد می توان به نتیجه یک فرا تحلیل (meta analysis) اشاره کرد. در آن فرا تحلیل 10 پژوهش صورت گرفته د راین قلمرو به صورت ر وشمند و دقیق مورد تحلیل قرار گرفتند . نتیجه نشان داد که بین این دو بعد امنیت، همبستگی (corre lation) 66/0 (66/0 = r) وجود دارد. این ضریب نیز در سطح 01/0 > p معنی دار است. یعنی با افزایش یکی از این دو نوع امنیت بر میزان دیگری نیز افزوده می‌شود. لیکن ، نباید فراموش کرد که ضریب همبستگی 1 نیست. یعنی اینگونه نیست که اگر بُعد اجتماعی امنیت کاملاَ محقق شد، بُعد درونی ( روانی ) نیز صد درصد محقق می‌شود .

سه. ازشواهد پژوهشی چنین پیداست که بُعد روانی (درونی ) امنیت متاثر از شمار فراوانی عامل و متغیر است. مهمترین آن عوامل عبارتند از :

- امید به زندگی

- سبک زندگی

- طبقه اقتصادی - اجتماعی

- مهارت‌های جسمی / ذهنی / روانی / اجتماعی

- مذهب و باورهای مذهبی

- سطح برخورداری از حمایت اجتماعی

- قدرت و توان مسئله گشایی

- سابقه تروما

در یک تحلیل رگرسیون چند متغیره مشخص شد که اولاَ : این هشت عامل حدود 70 درصد واریانس امنیت روانی را تبیین می نمایند. ثانیاَ سهم برخی عوامل، نظیر سبک زندگی ، باورهای مذهبی و مهارت های زندگی ، بیش از سایر عوامل است .

بُعد بیرونی ( اجتماعی ) امنیت نیز متاثر از دامنه وسیعی از پارامترها و متغیرهای ناهمگون است . برخی از آن

عوامل عبارتند از :

- وقوع بحران‌های طبیعی ( سیل، زلزله ، طوفان و ... )

- ظهور و بروز بحران‌های امنیتی ( شورش ، آشوب ، بلوا ، ترور، آدم ربایی و ... )

- نرخ وقوع جرائم اجتماعی

- نرخ وقوع کژکار کردی ها ، هنجار گریزی ها و انحرافات عمومی

- میزان اعتماد عمومی در جامعه ( اعم از اعتماد عمودی و افقی )

- تراز اقتدار پلیس

- سطح دانش و آگاهی عمومی

- میزان مشارکت در نهادهای اجتماعی و عمومی

بر اساس شواهد متقن آماری ( و تحلیل‌های جامعه شناختی ) این هشت عامل نیز قادرند حدود 80 درصد کل واریانس پدیده امنیت اجتماعی را تبیین نمایند .

چهار . منظر و رویکردی که از آن سخن به میان آمد ( منظری که امنیت را به دو نوع درونی و بیرونی دسته بندی می‌کند) تنها منظر نظری موجود نیست . بلکه از منظرهای دیگر نیز می توان به مداقه روشمند در ابعاد مفهوم امنیت پرداخت . بر اساس یکی از این رویکردها امنیت را می توان حداقل به هفت دسته ، دسته بندی کرد. آن هفت قسم عبارتند از: جانی ، شغلی ، روانی ، اجتماعی ، ناموسی ، مالی و ملی .

گو اینکه این هفت نوع نیز پیوند و ارتباط وثیقی با یکدیگر دارند. به عنوان نمونه در پژوهشی که ماچندی پیش در معاونت اجتماعی ، در سطح ملی به سامان رساندیم دریافتیم که همبستگی این هفت قسم امنیت با یکدیگر از 38/0 تا 80/0 است . یعنی با در دست داشتن داده متقن پیرامون یکی از آنها می‌توان " تا حدودی " به پیش بینی آن چند نوع دیگر پرداخت .

اخیراَ نیز از نوع دیگری امنیت سخن به میان آمده و برخی از اهالی علم و دانش پژوهش هایی را در خصوص آن به سامان ر سانده اند. آن امنیت " امنیت انسانی " (human security) است. این امنیت دارای سه بعد است:

(1) بنیانی

(2) شخصیتی

(3) سلطه‌ی

بُعد اول عناصری نظیر امنیت مواد خوراکی و اقتصادی ، زیست محیطی ، جانی و جز آن را در بر می گیرد. بُعد دوم ناظر بر هویت آدم ها ( و تحقیر نکردن آنها ) ، امکان فعالیت و تلاش فرهنگی ، مسائل حقوقی و نظیر آن است و بُعد سوم نیز مولفه‌هایی نظیر عدم تبعیض جنسیتی ، عدم قانون گریزی، رعایت عدالت و نظایر آن را پوشش می دهد .

پنج . صرفنظر از اینکه از چه منظری به امنیت بنگریم ، همه ما ، همانند نظریه پردازانی که تامل در زوایای آشکار و نهان امنیت را مورد مداقه علمی قرار داده اند ، اذعان داریم که امنیت یکی از نیازهای اساسی آدمی است. چه ، اگر این نیاز در سطح بهینه و مطلوب برآورده نشود امکان رشد و تعالی و شکوفایی از میان رانده می‌شود ؛ و جالب است بدانیم که کنش های هنرمندانه و فعالیت در قلمروهای زیبایی شناختی بیش از هر کنش و فعالیت دیگری به بستری عاری از عوامل مخل امنیت نیازمندند . چه ، محیط ایمن ذهن آدمی را مهیای کنجکاوی و ایده پردازی خلاقانه می نماید . نیازی به حجت نیست که یک اثر فاخر وماندگار هنری (اعم از عکس ، فیلم ، تصویر نوشته وشعر ) اثری است که نشانی از خلاقیت ونوآوری دارد .

در ضرورت واهمیت امنیت همین بس که گفته می شود آدمی اگر در طول حیات اجتماعی خود از دیر باز تاکنون حتی اگر روبه جنگ و تخاصم وکارزار نیز رو آورده است از آنرو بوده است که امنیت خود را (از حیث جانی ، قلمرویی ،اقتصادی ،سیاسی و...) تضمین وتقویت کند. یعنی ، آدمی ممکن است برای دست یابی به امنیت به هر کاری روی آورد . چرا که او می داند (اگر امنیتش سلب شود زیستش نیز ناقص خواهد بود وچه زیبا گفته اند که زندگی را باید کامل زیست .

شش. چندی است که در امنیت اخلاقی رویکرد "دولت - محور" به کناری نهاده شده است وجای آن را رویکرد " مردم - محور" (یا عموم پایه ) گرفته است .

براساس این رویکرد، امنیت تنها زمانی حداکثری ورضایت آمیز خواهد گشت که هر کس ،صرف نظر از جنسیت ،شغل، موقعیت اجتماعی و...، سهم ونقش خود را درآن ایفا کند . چه،حتی اگر دولت ونهادهای آن ، به ویژه پلیس ، تمامی امکانات وتوان وپناسیل خود را بکار بندند تا امنیت حداکثری را در جامعه پدید آوردند وجامعه را آنگونه که لازم است انتظام بخشند ، اما مردم در این خصوص اهمال بورزند وگام فراسو ننهند،

بی هیچ تردید وگفتگویی جامعه روی نظم وامنیت به خود نخواهد دید .

هفت. به باور من مردم به اشکال مختلف می توانند به ایجاد وبسط امنیت یاری رسانند . به عنوان مثال ، خانواده ها می توانند با تمرین قانونمندی ونظم در منزل ، زمینه قانونگرایی وهنجارپذیری را در جامعه مهیا سازند . ناگفته پیداست که اگر شمول قانونمندی وهنجار پذیری در جامعه گسترش یابد بی درنگ جامعه به سوی ایمنی وآرامش سوق می یابد .

اما، ضمن اذعان به سهم و نقش همگان در بسط امنیت در جامعه ، تامل در تجارب ممالکی که به تراز امنیت حداکثری نزدیک شده اند نشان داده اند که دو گروه بیش از دیگران می توانند به بسط امنیت یاری رسانند: یکی از آن دو ، نخبگان و هنرمندان فعال اند و دیگری اعضای سازمان های مردم نهاد (سمن ) ها

گروه اول، به ویژه اهل فرهنگ و هنر ، می توانند با اقداماتی نظیر :

- برجسته سازی رخ دادهای ایمنی آفرین

- ایجاد نشاط و شادابی در جامعه

- القای امید و خوش بینی

- تلاش برای ایجاد و گسترش اعتماد عمومی

- دفاع از قلمرو خصوصی

- تقبیح روز افزون کجروی و قانون گریزی

به بسط امنیت در جامعه یاری رسانند. فراموش نکنیم گاهی یک قطعه عکس می تواند آنچنان احساس امنیتی را در ذهن مخاطب پدید آورد که ردپای آن تا مدتها محو نگردد. عکس آن نیز صادق است. چه بسا یک اثر هنری یا یک سخن نسنجیده و نیندیشیده می تواند آرامش را از جماعتی سلب کند .

گروه دوم، یعنی اعضای سمن‌ها ، نیز می توانند نقش ماندگار و پایا و ژرفی در ایجاد و گسترش امنیت عمومی ایفاء کنند. آنها می توانند با :

- افزایش آگاهی عمومی

- پرورش احساس مسئولیت اجتماعی

- کمک به شکل گیری و تقویت انسجام اجتماعی و احساس هم‌بختی عمومی

- پرورش خود اتکایی

نسلی پرورش دهند که تمام گامهایش در جهت ایجاد امنیت است .

خلاصه آنکه، تنها با همفکری، همراهی، همکاری و هم‌گامی است که می توانیم به تراز امنیت حداکثری دست یابیم.

ارسال نظر: