ملاقات رهبر انقلاب در دوران ریاست جمهوری با پیرزنی که هستی‌اش را به جبهه اهدا کرد

کدخبر: 1030298

پایگاه اینترنتی Khamenei.ir با انتشار خاطره از زمان ریاست جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای نوشت: حالت آقا وصف‌ناپذیر بود، بعد از اینکه پیرزن رفت، گفتند بروید در حدّ ممکن نیازهای اولیه‌اش را برطرف کنید

به گزارش «نسیم»، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای در خاطره ای به نقل از یکی از کارمندان روابط عمومی وقت ریاست جمهوری نوشت:

یک‌بار سال 62 یا 63 بچه‌های سپاه که دم درب ریاست جمهوری بودند گفتند یک پیرزنی از اراک آمده و میگوید من حضرت آقا را می‌خواهم ببینم. من رفتم گفتم بفرمایید مادر! کاری داری شما؟ گفت که والله هر چی دارم و ندارم برداشتم آوردم بدهم به آقا برای جبهه. من رفتم خدمت حضرت آقا و عرض کردم این طور شده است. گفتند سریع بگویید بیاید داخل. رفتم او را آوردم داخل. یک زیلو، یک سجادة نماز، یک انگشتر یا النگو - در حدّ همین چند قلم بود که - به حضرت آقا داد و گفت من دیگر امیدی به زنده بودن ندارم. همینها را دارم از مال دنیا و آمدم اینها را از طریق شما به جبهه‌ها بدهم و به این وسیله دِین خودم را ادا کرده باشم.

حالتی در آقا به وجود آمده بود که اصلاً وصف‌ناپذیر بود. عظمت این زن را می‌دید که از اراک راه افتاده آمده و هر آنچه دارد و ندارد برای جبهه‌ها می‌دهد. او بعد مورد تفقد حضرت آقا قرار گرفت و تشکر کردند. بعد از اینکه آن پیرزن رفت، آقا یکی از کارمندان دفتر را صدا کردند و گفتند بروید آدرسش را بگیرد و در حدّ ممکن نیازهای اولیه‌اش را برطرف کنید. آن سجاده را آقا تا زمانی که در ریاست جمهوری بودند به عنوان سجادة خودشان حفظ کردند. البته چندین برابر پول آن را آقا به حساب جبهه واریز کردند، یعنی در واقع آن را خریدند. بعد فرمودند که بقیه‌اش هم در موزه باید باشد.

ارسال نظر: