اخبار آرشیوی
بازخوانی نامگذاری سالها از سوی رهبر معظم انقلاب/۱۳۷۴- "وجدان کاری، انضباط اقتصادی و جلوگیری از اسراف"/ از مسئولین امور میخواهم جدا در زمینه مصرف اموال عمومى، در جاهایى که اولویت ندارد ولو ممکن است مورد نیاز هم باشد، اما نیاز درجه یک نیست، خوددارى کنند
به گزارش «نسیم» متن کامل پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب در نوروز 1374 بدین شرح است: بسماللَّهالرحمن الرحیم یا مقلّب القلوب و الابصار. یا مدبّراللیل والنّهار. یا محوّل الحول و الاحوال. حوّل حالنا الى احسن الحال. عید نوروز و حلول سال جدید را به همه هممیهنان عزیز و ملت عظیمالشّأن و بزرگوارمان، بخصوص به مردان و زنان مؤمن و فداکارى که در راه سربلندى این کشور و این ملت و پیروزى این انقلاب تلاش ویژهاى را انجام دادهاند و رنج ویژهاى را متحمّل شدهاند و خانوادههاى معظم شهیدان، جانبازان و آزادگان و خانوادههاى آنها و خانوادههاى مفقودان و اسراى مظلوم و عزیزمان تبریک عرض مىکنم. همچنین این عید را به ملتهاى دیگرى که براى عید نوروز احترامى قائل هستند و ارزش مىگذارند - مثل ملت جمهورى آذربایجان، ملت افغانستان و ملتهاى جمهوریهاى آسیاى میانه و دیگران - و نیز ایرانیانى که در سراسر دنیا هستند، تبریک عرض مىکنم. امسال عید ما با غم بزرگى آمیخته شد و سایه غم فقدان فرزند عزیز امام راحل رضواناللَّه تعالى علیهما در چهره عید و چهره بهار و سال جدید سنگینى مىکند و مشاهده مىشود. امیدواریم که خداوند این ملت رابه خاطر این رنجها
و بخصوص آن خانواده بزرگوار و بخصوص مادر رنج کشیده و همسر محترم و فرزندان عزیز ایشان و بقیّه خانواده ایشان - خواهران و دیگران - و خانوادههاى وابسته به بیت محترم امام بزرگوار را در این رنج بزرگ مشمول رحمت و فضل و صبر و کمک خود قرار دهد. من در همین آغاز صحبت لازم است که از ملت بزرگ ایران صمیمانه تشکّر کنم. در این حادثه غم انگیز، ملت همدردى بزرگى را نشان داد و نسبت به امام بزرگوار خود، یک بار دیگر پس از صدها بار، عرض اخلاص و ارادتِ وفادارانهاى را ابراز نمود. در سالى که گذشت، در چندین قضیه، ملت عزیز ایران به همین ترتیب، حضور خود را در صحنه، با قوّت و قدرت نشان داد. چه در فقدانهایى که داشتیم و عزیزانى را از دست دادیم و چه در مناسبتهاى مهم اجتماعى در طول سال 1373 - مثل راهپیماییهاى روز 22 بهمن و روز قدس و بقیّه مناسبتها و همچنین در حوادث تلخى که با فقدانهاى بزرگ پیش آمد - ملت با حضور عظیم خود یک منش عظیم انقلابى و اسلامى را در معرض دید همه مردم جهان قرار داد. حضور میلیونى مردم در حوادثى که به آنها اشاره کردم،در خیابانها و در معرض دید ملتهاى عالم و ناظران جهانى، چهار مفهوم را به همه نشان داد. اوّلاً موضعگیرى سیاسى
ملت را؛ ثانیاً عواطف سرشار و وفاى فراوان مردم به اسلام و انقلاب و رهبر عظیمالشّأن و دلسوزان و خدمتگزاران این ملت را؛ ثالثاً نشاط روحى ملت را - ملتى که در صحنه است و در همه حوادث مهم جامعه حضور خود را نشان مىدهد - و رابعاً امید اجتماعى و این که این ملت یک ملت امیدوار و خوش بین به آینده است. این چهار مفهوم؛ یعنى موضعگیرى سیاسى، وفاى عاطفى و نشاط روحى و امید اجتماعى، جمعبندى همه اجتماعات عظیمى است که ملت ما در سال گذشته، بخصوص در ماههاى اخیر - در ماه رمضان، در همین حادثه تلخ ، در شهادت سرداران نیروى هوایى، در رحلت مرجع بزرگوار آیةاللَّه العظمى اراکى و حوادث گوناگون دیگر - از خود بروز داد. من مىخواهم به مردم عزیزمان عرض کنم که این حضور پرعظمت شما در صحنههایى که حضورتان لازم و ضرورى است، نشان دهنده و نمایشگر قدرت و تصرّف الهى است. این همان معناى «یا مقلّب القلوب و الابصار» و «یا مدبّر اللیل و النّهار» است. خدا، گرداننده دلها و هدایت کننده جانها و روحهاست. این همه تبلیغات علیه ایران و ایرانى و نظام اسلامى و همه جریانها و حوادث زندگى در این کشور به وسیله سردمداران و تبلیغاتچیهاى بزرگ جهانى انجام مىشود.
رسانههایى که در اختیار استکبار و صهیونیسم هستند بهطور دائم این ملت را بمباران تبلیغاتى مىکنند. در عین حال وقتى ملاحظه مىکنید و مىبینید آحاد این ملت این گونه در مقابل تبلیغات دشمن، سرافراز، مستقیم، قائم به نفس و پرنشاط در صحنه حضور پیدا مىکند؛ متوجه مىشوید که این دست خداست و تصرّف پروردگار در دلها و جانهاست و این خنثى کردن نقشههاى دشمن به وسیله تدبیر و اراده الهى است. این نقش عظیم و حیاتى را که نقش اصلى در عالم وجود است، باید در همه مراحلِ زندگىمان در نظر داشته باشیم. آحاد ملت؛ مسؤولین کشور و کسانى که براى خودشان در این جامعه و کشور و روى این کره خاکى، شأن انسانى صحیح و شأن اسلامى حقیقى قائلند، باید به این اراده الهى و این تصرّف الهى در دلها و جانها ایمان داشته باشند و بدانند که کارها با قدرت و اراده الهى پیش مىرود و در این رهگذر، ملت و شخصى موفّق است که رابطه خودش را با خداى متعال روز به روز بهتر کند و عبودیّت را در مقابل پروردگار، روز به روز بیشتر و روشن تر و شفّافتر نماید. سال گذشته براى کشور ما سال بسیار پرتلاش و پرموفقیّتى بود. در زمینهّ سیاسى - چه در سطح جهانى و چه در رابطه با قضایاى ویژهاى
که براى ملت ایران مطرح است - حضور ملت ایران حضورى مقتدر بود و مسؤولان سیاست خارجى و ارتباطات بینالمللى کشور به اتّکاء همین اعتماد و پشتیبانى ملت، حقّاً و انصافاً کارهاى بزرگى را انجام دادند. در صحنه جهانى، ملت ایران سرافراز شد. تهمتهاى دشمنان، بسیارى باطل شد و دشمنان ملت ایران و دشمنان جمهورى اسلامى و دشمنان تمامیت ارضى کشور، به اشکال مختلف ناکام شدند. در صحنه داخلى؛ یعنى صحنه سازندگى و نوآورى و پایه گذارى یک نظام صحیح زندگى در کشور از لحاظ اقتصادى و بناى پایههاى اساسى اقتصاد آینده هم، حقّاً و انصافاً کارهاى بزرگى انجام گرفت و مسؤولان کشور و دولتمردان توانستند کارهاى باارزشى را انجام دهند. امیدواریم که این کارها ادامه پیدا کند و ملت ایران رابطه صمیمانه خود را با مسؤولان بیشتر و وحدت و هماهنگى و همدلى خود را در صحنههاى سازندگى، زندگى، ابتکار و فعالیت روز به روز افزونتر کند و انشاءاللَّه روند سازندگى کشور به پیش برود. من در نوروز سال 73 دو توصیه به ملت و دولت کردم و به عنوان دو شعار، دو سر فصل را عنوان نمودم که یکى از آنها «وجدان کارى» و دیگرى «انضباط اجتماعى» بود. برحسب جمعبندى خود من، این دو سرفصل
مىتوانست و مىتواند حرکت ملت ایران به سمت پیروزى و سازندگى ایران اسلامىِ آباد و آزاد را تسریع و تسهیل کند. البته مسؤولین کشور و سردمداران امور گوناگون اقتصادى و اجتماعى و نیز مسؤولین امور فرهنگى و اداره کنندگان رسانهها و دیگران، نسبت به این دو موضوع قلم فرسایى کردند، سخنها گفتند و تأیید کردند. همچنین با خود ما، در گفتارهاى شفاهى، در گزارشهاى گوناگون و در سخنرانیها و نوشتارها اعلام کردند که این دو سرفصل حقیقتاً مهم است و کارهایى هم در این جهت انجام گرفت. من امسال - یعنى در طلیعه سال 74 - مىخواهم عرض کنم که ما در صورتى توانستهایم این دو سرفصل را با موفقیّت انجام دهیم و این دو شعار را تحقّق بخشیم که آثار آن را در خارج مشاهده کنیم. اگر در کشور، تولید در زمینه اقتصادى زیاد شده باشد؛ اگر کارهاى اجتماعى و ادارى و اقتصادى، روانتر و آسانتر شده باشد؛ اگر اجناس مورد استفاده مردم فراوانتر و در دسترس قرار گرفته باشدو اگر کارهایى از این قبیل انجام گرفته باشد، این نشانه آن است که وجدان کارى در جامعه ما به طور کامل بیدار شده است. یعنى در این کشور انجام دهندگان میلیونها کار، داراى احساس وجدان کارى هستند و کار را یک عمل
صالح، یک وظیفه حقیقى، یک عبادت ویک مسؤولیت اجتماعى و سیاسى تلقّى کردهاند و معناى وجدان کارى نیز همین نکاتى است که عرض کردم. هر مقدار آن کارها انجام شده باشد، وجدان کارى پیشرفت کرده است. اگر در آن زمینهها، کم پیش رفته باشیم، پیداست وجدان کارى مقدارى تحقّق پیدا کرده و بیدار شده است. اگر خداى ناکرده در این زمینهها هیچ پیش نرفته باشیم - که البته این طور نیست - در آن صورت دلیل این است که وجدان کارى تحرّکى پیدا نکرده است. در سال گذشته اگر چه بحمداللَّه پیشرفتهایى در کارها داشتیم،ولى باید عرض کنم کافى نیست. در مورد انضباط اجتماعى، اگر تخلّفات اجتماعى و قانون شکنى کم شده باشد؛ اگر مردم با عادات و آداب صحیح اجتماعى حقیقتاً خو گرفته باشند؛ اگر جرم و جنایت کاهش چشمگیر یافته باشد، آن گاه ما احساس مىکنیم که انضباط اجتماعى به معناى واقعى تحقّق پیدا کرده است. البته مقدارى پیشرفت داشتیم و تلاش شده است؛ اما نه آن مقدار که مورد نظر این حقیر بود و براى جامعه ما لازم بود و هست. من عرض مىکنم امسال هم مىخواهم دو توصیه بکنم. یک توصیه این است که آن دو شعار را زنده نگه داریم. این مسائلى که مربوط به اخلاق و آداب و عادات انسانى
و اجتماعى است، مسائل فصلى و زودگذر نیست، مسائل یک سال و دو سال نیست. قرنها کار کردهاند تا این که یک ملت را به یک موضع خوب یا بد رساندهاند؛ یک عادت اجتماعى یا یک مشت عادتهاى اجتماعى را در ملتى به وجود آوردهاند یا در آن تزریق کردهاند. اوّلاً سالها لازم است که یک عادت زشت برطرف شود و یک عادت خوب در جان یک ملت ریشه دواند. این کارِ یک ماه و دو ماه و چند ماه و یک سال نیست. بنابراین عرض مىکنم آن دو شعار را که عبارت بود از تلاش براى به وجود آمدن وجدان کارى و تلاش براى پدید آمدن انضباط اجتماعى در مردم، در داخل جامعه، در مسؤولین، در کارگزاران کشور و در هر کسى که به کارى مشغول است، باید ادامه دهیم. باید کسانى که منادى و محافظ مسائل فرهنگى هستند، آن مسائل را ترویج کنند؛ مسائل را درست براى مردم بشکافند و تبیین نمایند. کسانى که اهل برنامهریزى هستند، براى دمیدن دو روحیه وجدان کارى و انضباط اجتماعى در مردم برنامه ریزى کنند. کسانى که اهل کار و تلاشند این دو روحیه را در خودشان به وجود آورند. هر کسى این کار و تلاش را براى خود بکند. آن کسانى هم که به مردم تذکر مىدهند و براى مردم تبلیغ مىکنند، در این باره براى مردم حرف
بزنند. کارى کنیم که کار و عمل سازنده؛ چه عمل فرهنگى و چه عمل اقتصادى و چه عمل اجتماعى و چه عمل سیاسى، براى کسى که کننده آن است یک عمل مقدّس به حساب آید. از یک کارگر ساده بگیرید، تا یک مأمور ساده ادارى، تا یک مدیر عالیرتبه، تا یک صاحب صنعت مهم و بزرگ در کشور، تا یک مأمور عالیرتبه دولتى، تایک معلّم، تا یک دانشجو، تا یک مبلّغ و روحانى، همه و همه احساس کنند این کارى که انجام مىدهند یک عبادت و یک عمل خیر و صالح است. همه باید کارشان را با جدّیت و به نیکى انجام دهند. از نبىّاکرم صلوات اللَّه و سلامه علیه نقل شده است که فرمود: «رَحِمَاللَّهُ اِمْرَء عَمِلَ عَمَلاً فَاتْقَنَه(1)»؛ رحمت خدا بر انسانى که کارى را انجام دهد و آن را نیکو و محکم و متقن و صحیح انجام دهد. از سرهم بندى وکار را به امان وحال خود رها کردن و به کار نپرداختن و بىاعتنایى به استحکام یک کار به شدّت پرهیز شود. این مربوط به وجدان کارى است. در مورد انضباط اجتماعى نیز همین است که همه حد اجتماعى صحیحى را که قانون معنى مىکند و مقرّرات و حدود الهى معیّن مىنماید، با دقّت رعایت کنند تا زندگى یک زندگى صحیح و سالمى باشد. این دو شعار را امسال حفظ کنید.
گویندگان راجع به آن بگویند؛ نویسندگان درباره آن بنویسند؛ مسؤولین در خصوص آن برنامهریزى کنند و آحاد جامعه خودشان را با این معیار بسنجند و پیشرفتهاى خودشان را ملاحظه کنند. این توصیه اوّل. توصیه دوم که آن هم براى جامعه ما بسیار مهم است، «انضباط اقتصادى و مالى» است. من این را از آحاد ملت و مسؤولین کشور و مأمورین دولت، امسال تقاضا دارم. انضباط اقتصادى و مالى یعنى مقابله با ریخت و پاش، زیاده روى و اسراف. ریخت و پاش مالى و زیاده روى در خرج کردن و زیاده روى در مصرف، به هیچ وجه صفت خوبى نیست. نه اسمش جود و سخاست و نه کرم و بزرگ منشى است. فقط اسمش «بىانضباطى اقتصادى و مالى» است. کسانى که بىخود خرج مىکنند؛ زیادى خرج مىکنند و زیادى براى خودشان مصرف مىکنند و رعایت موجودى جامعه را از لحاظ امکانات اقتصادى نمىکنند، انسانهایى هستند که از نظر من بىانضباط از لحاظ امکانات اقتصادى و مالى هستند. اگر چنین وضعیتى ادامه پیدا کند، این ملت کارش مشکل خواهد شد. به کسانى که بىخود خرج مىکنند، اگر بگوییم شما چرا این قدر خرج کردید و چرا این میهمانى بىخود و بىجهت را با این همه ریخت و پاش ترتیب دادید؟ مىگویند داریم و مىکنیم! آیا
این دلیل کافى است که دارم و مىتوانم خرج کنم؟ نه؛ این دلیل به هیچ وجه دلیل قانع کنندهاى نیست. باید به قدر نیاز و حاجت، خرج و مصرف کرد. بخصوص کسانى که اموال عمومى را مصرف مىکنند. آنها هم مانند کسانى که اموال خودشان را بىحساب و کتاب خرج مىکنند، مخاطب این مطلبند و نباید زیادى مصرف کنند.بعضى افراد، پولدارند و درآمدى انشاءاللَّه از راه حلال دارند - آنها که از راه حرام کسب درآمد کنند که وضعشان بدتر است - اینها هم اگر در خرج کردن و وضع زندگى و تجمّلات بیهوده و بىجا و اعیان منشى، ریخت و پاش و اسراف کنند، بىانضباطى مالى و اقتصادى انجام دادهاند. این کارها اسمش ریختوپاش است و ریختوپاش امرى نکوهیده و ناپسند است. این کارها زندگى دیگران را از لحاظ روانى مختل مىکند. شما مثلاً مبالغ زیادى مواد خوراکى در فلان مهمانى معمولى مصرف مىکنید؛ در حالى که لازم نیست و در کنار شما و در همسایگى شما در یک محلّ دورتر، ولو در اقصى نقاط کشور، کسانى به این مواد غذایى براى ادامه زندگى خود و فرزندان و عزیزانشان نیاز مبرم دارند. آیا این کار در چنین شرایط کارِ درستى است؟ پس در اموال شخصى و مالى که از راه حلال هم به دست آمده باشد،
ریختوپاش غلط و خلاف انضباط است. کسانى که اموال دولتى را مصرف مىکنند، دیگر بیشتر. من از مسؤولین امور مىخواهم جّداً در زمینه مصرف اموال عمومى، در جاهایى که اولوّیت ندارد - ولو ممکن است مورد نیاز هم باشد، اما نیاز درجه یک نیست - خوددارى کنند. آن جایى که امر دایر است بین نیازِ با اولوّیت و نیاز بىاولوّیت، خوددارى کنید. آن جایى که نیاز نیست و حاجت نیست، حتماً مصرف نشود. آن جایى که حاجت هست، اما حاجت بالاترى نیز هست آن جا هم مصرف نشود و این امکان مالى در حاجت برتر و بالاتر مصرف گردد. این هم توصیه امسال من است و امیدوارم باز مسؤولین کشور نسبت به این قضیه اهتمام ورزند. به تعبیر دیگر مسؤولین فرهنگى، اهتمام فرهنگى و مسؤولین اقتصادى و ادارى و دولتى و اجرایى، اهتمامِ اجرایى ورزند. در پایان این صحبتِ آغاز سال نو، مایلم به بعضى از ملتهاى همسایهمان هم که نسبت به عید نوروز اهمیت قائلند توصیه کنم از فجایع بزرگى که در بعضى از ملتها رخ مىدهد بکاهند و جلوِ خونریزیها را بگیرند. در این سال جدید متأسفانه مشاهده مىشود که در بعضى از کشورهاى همسایه ما از جمله در افغانستان - که حوادث این کشور براى ما حوادث به شدّت دردآور و
ناراحت کنندهاى است - خونریزیها و برادرکشیهایى مىشود که هیچ شعار صحیح و هدف درست و روشنى با آن نیست و بیشتر جنبه قدرتطلبى دارد. ملت افغانستان، مسؤولین آن کشور و سردمداران گروهها و احزاب بایستى حتماً به این نکته توّجه کنند. ملتها این رخدادهاى خونین را ممکن است در کوتاهمدّت به روى خود نیاورند و یا مجال اعتراض پیدا نکنند؛ اما در بلندمدّت و بخصوص در تاریخ، این گونه روشهاى نادرست به نامِ عاملانش ثبت خواهد شد و مایه روسیاهى آنها خواهد گردید. از خداى متعال با تضرّع و ابتهال مىخواهم که این سال را بر مردم مبارک کند. انشاءاللَّه سال 1374 بر شما ملت ایران سال شاد و نیکویى باشد؛ سال خیر و برکت و سال پیشرفتهاى گوناگون اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى باشد؛ سال پیروزیهاى بزرگ سیاسى باشد؛ سال ناکامى دشمنانتان در برابر شما و سال نیکبختى بزرگ سیاسى باشد. امیدواریم که انشاءاللَّه مشمول ادعیهُ زاکیّه حضرت بقیةاللَّهالاعظم حضرت ولىّعصر ارواحنافداه باشید و خداوند فرج آن بزرگوار را نزدیک کند و ما را از یاران آن بزرگوار قرار دهد و روح امام راحل را از ما شاد کند و روح این عزیز تازه در گذشته ما را هم از این ملت و از عواطف این ملت
پاداش نیکو عنایت فرماید. والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته