اخبار آرشیوی
بازخوانی نامگذاری سالها از سوی رهبر معظم انقلاب/۱۳۷۶- "آراستگی اخلاقی و توجه به معنویات"/: همه افراد انسان در یک جامعه، نسبت به یکدیگر خیرخواه باشند، به هم کینه نورزند، به هم حقد و حسد نداشته باشند، به بهاى نابودى دیگران، زندگى خود را سر و سامان ندهند
به گزارش «نسیم» متن پیام نوروزی رهبر مظعم انقلاب در سال 1376 بدین شرح است: بسماللَّهالرّحمنالرّحیم یا مقلّب القلوب والابصار. یا مدبّرالّلیل والنّهار. یا محوّل الحول والاحوال. حوّل حالنا الىاحسن الحال (1) عید نوروز امسال، با یک عید بزرگ و گرامى دیگر مصادف است که عبارت از ولادت با سعادت حضرت ثامنالائمّه علیه الصلّاة والسّلام است. مردم شریف ایران به خاطر قرب جوار، نسبت به این بزرگوار تعلّق خاطر مخصوصى دارند و شیعیان همه عالم، بلکه همه مسلمین عالم، از این جهت بر مردم ایران غبطه مىبرند و ایران - بخصوص مشهد مقدّس - را قبله آمال خود قرار مىدهند. هر دو عید بزرگ را - هم عید نوروز که عید تازگى و طراوت و شادى زمین و زمان است وهم این ولادت بزرگ که عید مذهبى و دینى و اخلاقى و معنوى و عید تاریخى است - به همه ملت شریف و عزیزمان و به ایرانیانى که در خارج از کشور زندگى مىکنند؛ مخصوصاً به خانوادههاى معظّم شهیدان عالیقدر و به جانبازان عزیز و آزادگان و مفقودان و خانوادههاى آنها - که امیدواریم انشاءاللَّه. از مفقودان عزیز ما هم هر چه زودتر خبرى به خانوادههاى آنها برسد تبریک عرض مىکنم. همچنین عید نوروز را به ملتهاى
دیگرى که براى این عید و آغاز بهار، اهمیتى قائل هستند و آن را عید مىشمارند - مثل کشورهاى آسیاى میانه و بعضى کشورهاى دیگر - تبریک عرض مىکنم. امیدوارم این سال جدید که با چنین روزى آغاز مىشود، براى ملت ما سال مبارک و به معناى حقیقى کلمه سال نیکى باشد. البته مبارکى یک سال براى یک ملت، فقط به جنبههاى مادّى آن سال نیست؛ گاهى جنبههاى معنوى اهمیت بیشترى دارند. اگر ملتى بتواند یک تحوّل اخلاقى در خود به وجود آورد؛ اگر بتواند رذایل اخلاقى را از درون خود پاکسازى کند و خود را به فضایل اخلاقى آراسته سازد، حقیقتاً براى آن ملت عید است. شاید اساساً قرار دادن اعیاد - چه اعیاد ملى و چه اعیاد دینى و مذهبى - براى ایجاد چنین تحوّلاتى در درون انسانهاست. خوشبختانه در این سالهاى اخیر، ملت ما از لحاظ معنوى، پیشرفتهاى زیادى کردهاند. اقبال به معنویّات، اقبال به دین و عبادت، توجّه به ذکر و حضور و خشوع و به نماز و روزه و به طاعت حق و تقرّب به پروردگار در بین ملت ما؛ بخصوص جوانانمان رایج و شایع شده است؛ ولى تحوّل اخلاقى ، فقط این نیست. شاید بشود گفت که تحوّل اخلاقى براى ملت، دشوارتر هم هست و به همین جهت، در باب تحوّل اخلاقى هم مخاطب
اوّل و مسؤول اوّل جوانان هستند که براى آنها همه کارها آسانتر و راحتتر است. دلهاى جوانان، نورانى است و فطرتهاى آنان، سالم و دست نخوردهاست. آلودگى آنان به زخارف و آلودگیهاى دنیا؛ به بندهاى گرانى که پولدوستى و مالدوستى و جاهطلبى و قدرت طلبى و این چیزها بر پاى انسان مىزند، خیلى کمتر است؛ لذا تحوّل اخلاقى در جوانان آسانتر است. البته میانسالها، بلکه کمسالها هم نباید از امکان تحوّل اخلاقى در خودشان مأیوس باشند. تحوّل اخلاقى، یعنى اینکه انسان هر رذیلت اخلاقى را - هر اخلاق زشت، هر روحیه بد و ناپسندى که موجب آزار دیگران یا عقبماندگى خود انسان است - کنار بگذارد و خویشتن را به فضایل و زیباییهاى اخلاقى، آراسته کند. در جامعهاى که حقد و بددلى و کینه نباشد، اگر کسانى صاحب فکرند، آن فکر را در راه توطئه براى دیگران و تقلّب با دیگران و خدعه در کار دیگران به کار نبرند؛ اگر کسانى داراى سواد و معلوماتند، آن را در راه ضرر زدن به مردم و کمک کردن به دشمنان مردم به کار نبرند؛ بلکه همه افراد انسان در یک جامعه، نسبت به یکدیگر خیرخواه باشند، به هم کینه نورزند، به هم حقد و حسد نداشته باشند،به بهاى نابودى دیگران، زندگى خود را
سروسامان ندهند و دست یافتن به همه چیز را نخواهند. این تحوّلِ اخلاقى است و حدّاقل قضیه است. در جامعهاى که بد عمل کردن نسبت به محرومان با بىاعتنا بودن نسبت به آنان همراه نباشد؛ مال مردم خوردن وجود نداشته باشد؛ اگر خُلقیّات اسلامى - همان چیزهایى که در اسلام براى یک انسان فضیلت است، همان چیزهایى که به تعبیر روایات، جنود عقل است(2) - رواج پیدا کند؛ مردم اهل صبر و استقامت باشند؛ اهل توکّل و تواضع و حلم باشند، نسبت به یکدیگر بدبین نباشند؛ نسبت به احوال یکدیگر بىتفاوت نباشند؛ نسبت به سرنوشت جامعه قناعت وجود داشته باشد؛ زیادهروى و اسراف و ریخت و پاش و این چیزها نباشد و نشانى از حرص و افزون طلبى در امور مادّى نباشد، این جامعه به بهشت و گلستان تبدیل مىشود. گرفتارىِ امروز مردم دنیا، حتّى کشورهاى ثروتمند و پیشرفته، این چیزهاست. تهیدستى از اخلاقیّات است که انسانیّت را امروز در دنیا پریشان کرده است. ملت ما به برکت اسلام، به برکت سنن کهن خود و به برکت فضایل اخلاقى که در او وجود دارد، بحمداللَّه مقدارى از این پریشانى جهانى بر کنار مانده است و غالب ملتهاى مسلمان نیز به برکت اسلام، امتیازاتى را دارند. البته این به معناى
آن نیست که ما کمال اخلاقى داریم؛ نه. نقصهاى زیادى در ما هست، کمبودهاى زیادى در ما وجود دارد که باید این کمبودها را جبران و برطرف کنیم. تنبلى، نومیدى، بىحوصلگى، بهانهجویى نسبت به انسانهاى دیگر و همان خصال ناپسندى را که قبلاً اشاره کردم، هر کدام در ما هست، باید دور بریزیم. این، یک مبارزه و مجاهدت است. جوان، به طور طبیعى اصلِ هماورد طلبى است. بسیار خوب؛ هماورد مورد علاقه ما که مىخواهیم جوانان با آن دست و پنجه نرم کنند، نفس امّاره است که انسان را به پستیها و زشتیها دعوت مىکند و او را از عروج و تکامل باز مىدارد. جوانان باید در مقابل شهوات و هوسهایشان و در مقابل همه انگیزههایى که آنان را به چنین رذایلى فرا مىخواند، مقاومت کنند. جوانان در درجه اوّل قرار دارند و غیر جوانان نیز همین طورند. بر همه واجب است، بر امثال من هم واجب است؛ بلکه بیش از دیگران واجب است کسانى که مسؤولند؛ کسانى که مأموریت بزرگى را بر عهده گرفتهاند و کسانى که تصمیم و اقدام و حرکت و رفتار آنان، فقط رفتار یک شخص نیست؛ بلکه رفتار یک مجموعه است، رفتار یک جامعه است و گاهى در چشم دیگران، رفتار یک کشور است، باید خیلى مراقبت کنند. آنان بیش از
دیگران مخاطب به خطاب الهىاند و موظّف به این هستند که دعاى شریف «حوّل حالنا الى احسن الحال» را در خودشان تحقّق بخشند. عزیزان من؛ ملت شریف ایران! درست است که تحوّل را در حقیقت خدا به وجود مىآورد و لذا در این دعا ما از خدا مىخواهیم که «حوّل حالنا الى احسن الحال»؛ یعنى حال ما را به بهترین حالها تبدیل کند؛ اما در همه دعاها این طور است که از سوى انسان، تلاش و حرکت و همّت لازم است. همه باید در اقدام، در عمل و در خوب کردن خود، همّت بگمارند. در زمینه مسائل اجتماعى نیز همین طور است.امروز دوران ما، دوران بناى نوین کشور اسلامى ماست. ما باید از نو ایران را بسازیم؛ به همان شکلى که شایسته ملت بزرگ ایران است؛ به همان شکلى که اسلام از ما خواسته است که ما خانه و کشور و جامعه خود را بسازیم؛ به طورى که ویرانیهاى وارد شده بر آن - ویرانیهاى جنگ، ویرانیهاى دوران ستمشاهى و دوران تسلّط حاکمان و زمامداران فاسد و مفسد و وابسته - برطرف شود. ویرانیهاى کشور را ما باید بسازیم. ما باید کشورمان را از نو بنا کنیم؛اما بناى ایران، فقط به معناى ترمیم ویرانیها نیست؛ بلکه باید همه چیز را که خداى متعال در این کشور به ودیعه گذاشته است، احیا کنیم
و در اختیار نسل کنونى و نسل آینده قرار دهیم. منابع طبیعى، منابع انسانى، امکانات اجتماعى ، طبیعت نیکویى که در اختیار ماست، میراث عظیمى که گذشتگانمان در اختیار ما گذاشتهاند و خیلى از امکانات دیگرى که هست را، باید احیا کنیم و در واقع نعم الهى را استخراج نماییم. امید که سال جدید، براى این گونه کارها سال مبارکى باشد. در اوایل امسال، مسأله مهمّى در مقابل مردم ماست که آن، مسأله انتخابات ریاست جمهورى است. من از همه ملت ایران تقاضا مىکنم که با روشنبینى و هوشمندى و تیزبینى خود به این مسأله به صورت یک مسأله ملّى و تاریخى نگاه کنند و آن را دست کم نگیرند. البته در شروع انتخابات، بخصوص در تبلیغات، هر کسى و هر جمعیتى گزینهاى دارند؛ کسى را مىخواهند انتخاب کنند و او را بر دیگران ترجیح مىدهند. این جا، جاى خطرناکى است و میدانى است براى این که خداى نکرده صفات بد در انسان بروز پیدا کند. این، خطرى در راه انتخابات است که یک تجربه بزرگ محسوب مىشود. همه با همّت؛ اما با حسن خلق و روشنبینى و امید و روى خوش و دل خوش با این قضیه مواجه شوند؛ آراى زیادى را در صندوقها بریزند و رئیس جمهور را با رأى بالایى انشاءاللَّه انتخاب کنند تا
دولت و رئیس جمهور آینده ، دستشان باز باشد و بتوانند با پشتوانه عظیم آراى ملّت، کشور را بسازند و دیگرانى که در بیرون از مرزها همیشه منتظرند تا نقص کوچکى در ملت ما ببینند و آن را چند برابر بزرگ کنند، آنها هم از این که بتوانند این کار را انجام دهند ، مأیوس شوند. من امسال مىخواهم مثل سالهاى قبل، به همه مردم یک سفارش بکنم. بحمداللَّه سفارشهایى که شده، مورد توجّه قرار گرفته است. هم مردم توجه کردهاند و هم مسؤولان، و من توقّعم از هر دو است؛ هم از مردم و هم از مسؤولان. من مىخواهم به مردم عزیزمان عرض کنم که امسال همه سعى کنند اسراف را کنار بگذارند. متأسفانه در زندگیهاى ما اسراف وجود دارد. اسراف یعنى تضییع نعمت الهى؛ یعنى نشناختن قدر نعمت الهى. البته بیشتر، مخاطب ما در این سخن، افراد متمکّنند. افرادى که تهیدتست یا متوسّطند، به نظر مىرسد که کمتر اسراف مىکنند؛ اگر چه در بین آنها هم بعضاً اسراف هست. کنار گذاشتن اسراف در چیزهایى که به نظر کوچک مىآید؛ مثل اسراف در مصرف بىرویّه آب، ضرورى است. امسال قدرى بارندگى کمتر بوده است که اقتضا مىکند صرفهجویىِ بیشترى بشود. البته بحمداللَّه آینده بدى در انتظار ما نیست. همه چیز
بحمداللَّه و به فضل الهى، برطبق مصلحت ملت ایران پیش خواهد رفت؛ لیکن ما وظیفه داریم که زندگى خود را بر طبق آنچه که دین از ما خواسته است و عقل سلیم از ما مىطلبد، تنظیم کنیم. اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در مواد غذایى، اسراف در وسایل زندگى، زیادهروى، زیاد خریدن، زیاد مصرف کردن، دور ریختن چیزهایى که قابل استفاده است، اینها تضییع نعمت خداست. در آمارها مىخوانیم و همه شما هم حتماً اطّلاع دارید که بخش عظیمى از این گندمى که با این همه زحمت و مرارتِ دهقان و کشاورز ایرانى به وجود مىآید و خریدارى مىگردد و بعد آرد مىشود و از آن نان تهیه مىگردد، متأسّفانه دور ریخته مىشود. من نمىخواهم درصد معیّن کنم؛ اما مسؤولانْ رقمهاى خیلى بالا و وحشتآورى از مقدار نانى که مثلاً دور ریخته مىشود، ذکر مىکنند. این فقط یک مثال است؛ اما در همه امور ما باید به صرفهجویى عادت کنیم. صرفهجویى، یعنى آن چیزى را که قابل استفاده است و مىتوانیم از آن استفاده کنیم، دور نریزیم. نسبت به امکانات، با هوس رفتار نکنیم. دائماً چیزهاى ماندگار را نو کردن و چیزهاى ضایع نشدنى را دور ریختن، روش درستى نیست. به نظر من باید مسؤولان کشور، راه
صرفهجویى و مقابله با اسراف را به مردم بیاموزند. من به صورت کلّى این را عرض مىکنم. خودِ مسؤولان دولتى هم نباید اسراف کنند. اسراف مسؤولان دولتى، از اسراف مردم عادّى مضرتر است؛ زیرا که این اسراف در بیتالمال است. بنابراین مسؤولان، فهرستى از مثالهاى صرفهجویى و اجتناب از اسراف را ردیف کنند و آن را به مردم بگویند و تعلیم دهند که چگونه مىشود صرفهجویى کرد. سالى که گذراندیم، سالى پرکار و پرتلاش و سال عزّت هم براى ملت و هم براى دولت بود. علىرغم این که در سال گذشته، همه دستگاههاى استکبار و همه بوقهاى تبلیغاتى، علیه ملت ایران تبلیغات و تهدیدها کردند؛ حرفها زدند و خوابهاى آشفتهاى را که دیده بودند، براى ملت ایران بر زبان آوردند، بحمداللَّه با قوّت و ایستادگى و حضور شما و با راهپیماییهاى عظیمتان در ماه رمضان و بیست و دوم بهمن و در مراسم گوناگون دیگر و حمایت شما از نظام و مسؤولان، همه این نقشهها خنثى شد. حضور ملت، معجزهگر است و آثار آن، معجزهآساست و حقیقتاً تأثیراتِ مثبتى مىبخشد. سال پرتلاش و پرکارى بود. در میدان سازندگى،کار داراى پیشرفت بود. براى ملت هم کار پرحجمى وجود داشت. براى مسؤولان هم همینطور. بحمداللَّه
سال خوبى بود؛ سال پیشرفتهاى بزرگ، سال عزّت بینالمللى، سال امید مردم، سال اتّحاد و همبستگى مردم که در این اجتماعات عظیمشان پیدا شد. امیدواریم امسال هم از این جهاتى که گفته شد، مثل سال گذشته باشد؛ بلکه پیشرفتهایى هم داشته باشیم. در سال گذشته متأسفانه حادثه زلزله را داشتیم که نه فقط براى مناطق زلزلهزده - مثل اردبیل و بجنورد - بلکه براى همه ملت ایران که دردهاى هممیهنانشان و دردهاى مسلمانان براى آنها مایه آزار و ناراحتى است ، تلخ بود. من امیدورام که خداى متعال براى این بخش از کشور ما که دچار آفت زلزله شد، خیر اراده فرموده باشد و به ساکنان آن خیر بدهد. مىخواهم از ملت عزیزمان خواهش کنم، همانطور که تا بحال بحمداللَّه در راه کمک به زلزلهزدگان و آسیبدیدگان خوب عمل کردهاند، باز هم این کمکها را ادامه دهند. این، همدردى است و لازم است. امیدواریم خداوند متعال، روح مقدّس امام عزیز و بزرگوار راحلِ عظیمالشّان ما را که این راه و این درسها را به ما تعلیم داد، شاد فرماید و درجات آن بزرگوار را در اعلى علّیین با اولیاء خودش قرار دهد. من مجدّداً همه شما ملت عزیز را به خدا مىسپارم و براى همهتان شادى و بهروزى و خوشبختى و
پیشرفت در همه کارها را - چه مادّى و چه معنوى - از خداى بزرگ مسألت مىکنم. والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته 1) زادالمعاد، ص 531 2) تحفالعقول، ص 401