رهدار: مهم‏ترین دستاورد غرب در توافق اینست که ایران را از برند مقاومت در برابر استکبار پایین آوَرَد

کدخبر: 1020905

نشست تخصصی جامعه‏‌شناسی مذاکرات هسته‏‌ای با حضور اساتید حوزه و دانشگاه برگزار شد/ شجاعی‌زند: آن چیزی که در ذهن مردم می‌ماند، پروپاگاندای طرف غربی‏ است نه محتوای واقعی توافق

به گزارش خبرنگار «نسیم» نشست تخصصی «جامعه ‏شناسی مذاکرات هسته‏ای با تأکید بر پیامدهای آن در حوزه عرفی‏شدن» با حضور اساتید و کارشناسان حوزه‏های مختلف در مرکز رصد دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم برگزار شد. در این نشست که اولین برنامه از سلسله ‏نشست‏های تخصصی مرکز رصد دفتر تبلیغات اسلامی بود، حجت‏الاسلام دکتر رهدار، دکتر شجاعی‏زند، حجت‏الاسلام دکتر مهدوی‏زادگان و دکتر پرویز امینی به ارائه بحث پرداختند.

مهم‏ترین دستاورد غرب در توافق برجام، پایین‏آوردن ایران از برند مقاومت در برابر استکبار است

در این نشست اولین سخنرانی با عنوان «تاریخ مذاکرات ایران و غرب با رویکرد تمدنی» توسط حجت‏الاسلام والمسلمین رهدار انجام شد. وی در ابتدا به وجود ارتباط معنادار میان تاریخ مذاکرات ایران و غرب با مذاکرات اخیر اشاره کرد و گفت: در مذاکرات یکی دو سده اخیر بین ایران و غرب، اساساً چیزی به نام اخلاق دیپلماسی بر مذاکرات حاکم نبوده است؛ بلکه چیزی که برای طرف غربی مهم بوده، مفهومی به نام مصالح ملی بوده است.

وی پس از بیان این مطلب که در تمامی مذاکرات دو قرن اخیر، هیچ‏گاه طرف مذاکره‏کننده ایرانی طرف واقعی مذاکرات نبوده است، مسأله اصلی را توازن قوا میان دول استعماری برای منطقه‏ای که آن ملک خود تلقی می‏کردند دانست.

حجت‏الاسلام رهدار در ادامه تصریح کرد: حال باید پرسش را طرح نمود که آیا به یکباره روحیه و درک انسان غربی از اصالت خودش و غیراصیل‏بودن «غیر» تغییر کرده است یا خیر؟

وی هم‏چنین بیان کرد: در عمده مذاکرات ایران و غرب، طرف ما آگاهانه یک شرکت غربی بوده و نه یک دولت غربی؛ هر چند روح مذاکرات میان ایران و دولت‏های غربی بوده است، اما مصداقا قرارداد به گونه‏ای تنظیم می‏شده که گویا دولت ایران با یک شرکت غربی روبرو است.

عضو شورای علمی گروه «مطالعات اسلام و غرب» پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی یادآور شد: مذاکرات ما دنیای غرب باید به ما یک تجربه تاریخی صعودی بدهد چراکه عنصر ایرانی این هوشمندی را دارد که از شکست‏ها و پیروزی‏های خودش درس عبرت بگیرد.

این محقق حوزه تاریخ و تمدن‏پژوهی با اشاره به طرح مسائل حاشیه‏ای در مذاکرات هسته‏ای اخیر گفت: در هیچ مذاکره‏ای در تاریخ مذاکرات ایران و غرب، موضوع اصلی تا این حد نسبت به مسائل دیگر حاشیه‏ای نبوده است... مسأله این نیست که حالا ده سال انرژی هسته‏ای نداشته باشیم؛ مسأله حیث نمادین انرژی هسته‏ای که بیانگر استقلال ما، مقاومت ما، توانمندی ما و خیلی چیزهای دیگر است؛ مهم‏ترین دستاورد غرب در توافق برجام این است که ایران را از برند مقاومت در برابر استکبار پایین آورد.

وی ادامه داد: مسأله بعدی گرهی است که می‏توانیم بین سرنوشت این قرارداد و مسأله هویت ایرانی بزنیم که هویت جهانی عنصر ایرانی پس از این قرارداد چه خواهد شد؟ و این روح مقاومتی که از ایران در جهان وجود دارد چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد؟

آن چیزی که در ذهن مردم می‌ماند، پروپاگاندای طرف غربی‏ است نه محتوای واقعی توافق

دومین سخنران، دکتر علیرضا شجاعی‏زند دانشیار دانشگاه تربیت مدرس بود. وی در ابتدا به اهمیت بررسی ابعاد و زوایای فرامتن توافق و مورد غفلت‏قرارگرفتن آن اشاره کرد و آسیب عمده این قبیل مباحث را بزرگ‏نمایی بیش از حد آن دانست. او در ادامه به بیان دو سطح بحث در رابطه با توافق هسته‏ای یعنی سطح درونی یا متن و سطح بیرونی یا فرامتن پرداخت.

عضو هیئت‏ علمی گروه جامعه‏شناسی دانشگاه تربیت مدرس با بیان اینکه در سطح فرامتن توافق، اصل توافق فارغ از محتوای حاصل از آن به عنوان یک پدیده مورد بررسی قرار می‏گیرد، این سطح بحث را به سه دسته تفکیک نمود و اذعان داشت که در هر سه مورد ردّی از عرفی‏شدن را می‏توان مشاهده نمود.

وی ادامه داد: دسته اول بحث‌هایی که به مذاکره به عنوان معلول نگاه می‌کند. اینکه چه شده است که در این برهه تاریخی، توسط چنین افرادی و با پشتوانه‌های نظری و فکری خاصی این اتفاق رخ داده است؟ در این دسته از مباحث نشانه‏های روشنی است که بیان می‏کند عرفی‏شدن جزو عواملی است که بسترساز این مذاکرات شده است.

این پژوهشگر حوزه جامعه‏شناسی دین با اشاره به این‏که در دسته دوم به مذاکرات و توافق به مثابه علت نگاه می‏شود، بررسی پیامدها و آثار آن را در توجه به دو حوزه قابل اهمیت دانستند: اثر فی‌نفسه مذاکرات و توافق هسته‏ای با غرب و به خصوص با آمریکا و اثر محتوایی توافق و نتایج آن.

دکتر شجاعی ‏زند در بخشی از مباحث خود با یادآوری اهمیت بسیار زیاد پروپاگاندا و بزرگنمایی تبلیغاتی‌ای که به صورت برنامه‌ریزی‌شده و هدفمند بر روی ماجرای توافق صورت گرفت، تصریح کرد: غرب در این پروپاگاندا به دنبال این بوده است که نشان بدهد اولاً ایران را وادار به مذاکره کردیم؛ ثانیاً به توافقی رسیدیم که نتایج ارزشمندی برای ما به ارمغان آورده است. البته ممکن است مسئولین ما این حرف را نپذیرند؛ اما مسأله اصلی فضایی است که در فضای جهانی به وجود می‌آورند.

وی ادامه داد: آن چیزی که در ذهن مردم می‌ماند، محتوای واقعی و فنی توافقات نیست، بلکه همین پروپاگاندایی است که مسئولین آمریکایی به وجود آورده‏اند و مسئولین ما نسبت به آن بی‌اعتنا هستند و این کوتاه‌آمدن‌ها، هم بر روحیه مقاومت جامعه ایران تأثیر خواهد گذاشت و هم دیگر جوامع متأثر از ایران.

وی پس از بیان اینکه در دسته سوم مباحث مواضع اتخاذشده در قبال مذاکرات و توافق هسته‏ای مورد بررسی قرار می‏گیرد، این سطح از بحث را نمایانگر چهره آشکارتری از عرفی‏گرایی دانست و افزود: در اهداف، انگیزه‌ها، توجیهات و دلایلی که برای رفتن به سمت مذاکره و حصول توافق ابراز شده، رد عرفی‌گرایی آشکار است.

وی توضیح داد: اصراری که برای ریختن همه تخم‌مرغ‌ها در سبد مذاکرات و توافق هسته‏ای وجود دارد، در هر صورت اشکال دارد؛ چه کسانی که می‌خواهند بگویند این پدیده خیلی مهم است و باید بابتش هزینه داد و چه کسانی که این پدیده را تبدیل کرده‏اند به یک نقطه‏عطفی که گویا حیات و ممات نظام وابسته به آن است.

دکتر شجاعی ‏زند در بخشی دیگر از سخنان خود ادامه داد: درباره عرفی‌شدن، این پرسش همواره وجود داشته است که این پدیده یک پروژه است یا پروسه؟ یعنی آیا یک فرایند خودبه‏خودی است که مثل یک موج همه را در بر خواهد گرفت یا باید برای زمینه‌سازی و بسترسازی آن تلاش کرد؟

وی تصریح کرد: جریان علمی و نظری در ابتدا تصور می‌کرد که فرایند عرفی‌شدن در ابتدا به محو دین منجر خواهد شد؛ بعدها به این نتیجه رسیدند که احتمال محو دین بسیار ناچیز و نامحتمل است؛ بعداً تغییر موضع دادند و بحث فروکاهی و حاشیه‌روی دین را مطرح کردند؛ اواخر به این نتیجه رسیدند که پدیده عرفی‌شدن پدیده‏ای قطعی نیست؛ می‌تواند روندهای واژگونه و معکوس داشته باشد و تأثیر شرایط و مداخلات را در این فرایند پذیرفته‌اند و اینکه برای عرفی‏شدن باید فعالانه در کار تاریخ مداخله کرد.

آنان که شعار توسعه می‏دهند، با توافق اینچنینی باب توسعه را مسدود کردند

در ادامه این نشست حجت ‏الاسلام مهدوی‏ زادگان عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و علوم انسانی به ارائه مباحث خود پرداختند. ایشان در ابتدای مباحث خود، این پرسش را طرح نمودند که آیا مسأله عرفی‌شدن در سربالایی است یا سراشیبی؟ یعنی در موفقیت به سر می‌برد یا عدم موفقیت؟ وی ادامه داد: نکته بعدی توجه به ساخت اجتماعی و بستر مذاکرات و توافق اخیر است؛ باید توجه شود که این پدیده در یک ساخت جامعه انقلابی شکل گرفته است؛ بنابراین توافق هسته‌ای کنشگر نیست، بلکه معلول ساخت جامعه انقلابی ایران است.

نویسنده کتاب «عادی‌سازی جنبش‌های مردمی در ایران معاصر» با اشاره به اینکه هم جامعه‌شناسی مارکسیستی به مسأله عادی‌سازی انقلاب (به معنای گذار از وضع انقلابی به وضع غیرانقلابی) می‌پردازد و هم جامعه‌شناسی لیبرال، تصریح کرد: در رویکردهای نظری معتقدند که عادی‌سازی یک امر حتمی است و هر انقلابی با آن مواجه می‌شود و از میان عوامل متعدد، دو عاملی که در عادی‌سازی مطرح شده است یکی دولت مدرن است و دیگری دیپلماسی.

این پژوهشگر حوزه جامعه‏ شناسی سیاسی گفت: وقتی یک جامعه انقلابی پدید می‌آید، یک دولت مدرن به وجود می‌آید که حامل عقلانیت مدرن است؛ بنابراین هر چقدر این دولت بسط پیدا کند، فرایند عرفی‌شدن شدت پیدا می‌کند. سپس افزود: خیلی از جامعه‌شناسان با بررسی دولت‌های پس از انقلاب، در جستجوی نشانه‌هایی از عرفی‌شدن در جامعه انقلابی ایران بودند؛ اما تجربه سی-چهل‌ساله آمد و شد دولت‌های مدرن می‌توان نشان می‏دهد که در وقوع عرفی‌سازی تردید‌هایی وجود دارد و حتی نشانه‌های عکسی در جامعه مشاهده می‌شود.

حجت‏ الاسلام مهدوی‏ زادگان با بیان اینکه تفکر جامعه‏شناسی انقلاب را بیش از آن‌که حامل یک نوع عقلانیت باشد، حامل نوعی شور و شوق برای تحول می‏داند، توضیح داد: در واقع یک عامل اصلی در این مسأله مورد غفلت قرار می‌گیرد و آن مساوی‏دانستن عقلانی‌شدن با عادی‏شدن و عرفی‌شدن و ما در مورد انقلاب اسلامی می‌توانیم بگوییم که یک عقلانیت عظیمی پشت این انقلاب نهفته است که به نوعی در هماوردی با عقلانیت مدرن حرکت می‌کند.

وی در ادامه تصریح کرد: به همان اندازه که عقلانیت مدرن در مقام عادی‌سازی انقلاب است، عقلانیت انقلابی در مقام عادی‌سازی ضد خودش است. جریان عرفی‌سازی می‌خواهد با توافق هسته‌ای دنبال عادی‌سازی انقلاب باشد؛ اما عقلانیتِ پشتوانه انقلاب، به دنبال عادی‌سازی توافق هسته‌ای است.

حجت‏ الاسلام والمسلمین مهدوی ‏زادگان با بیان این‏که هر جامعه انقلابی یک اپوزیسیون دارد که از متن قدرت به حاشیه رانده شده و تلاش می‌کند که وارد قدرت بشود توضیح داد که با شکست اپوزیسیون انقلاب اسلامی در مدل فشار از پایین چانه‏زنی از بالا، این مدل تبدیل شد به فشار از بیرون، چانه‌زنی از بالا؛ یعنی قدرت‏های خارجی فشار بیاورند که دستگاه حاکمه در برابر قدرت اپوزیسیون تمکین کند. وی ادامه داد: این فشار واردشده از بیرون، به یک حلقه ارتباطی برای انتقال به داخل نیاز دارد و آن وجود یک دیپلماسی خنثی است که توانایی این انتقال فشار را دارد.

وی با طرح این پرسش که آیا گفتمان توسعه که خودش را به عنوان رقیب گفتمان انقلاب اسلامی مطرح می‏کند، با گفتمان توسعه در قبل از انقلاب تفاوتی پیدا کرده است یا نه؟ یکی از مصداق‏های قابل بررسی برای پاسخ به این پرسش را توافق هسته‌ای دانست که عقبه آن همان گفتمان توسعه است؛ حجت‏الاسلام مهدوی‏زادگان ادامه داد: این‌که باید هم چرخ زندگی مردم بچرخد و هم سانتریفیوژ، یعنی ما آن‏قدر هم نمی‌خواهیم سقف توسعه‌مان بالا برود که مجبور به هزینه‏دادن بشویم؛ بر این اساس گویی تحول و تفاوتی در سقف توسعه در قبل و بعد انقلاب حاصل نشده است.

عضو هیئت ‏علمی پژوهشگاه فرهنگ و علوم انسانی ادامه داد: از زاویه جامعه‌شناسی سیاسی معرفتی، این پرسش مطرح است که چرا جریان روشنفکری در مسأله حقوق هسته‌ای اینقدر کوتاه آمده است؟ آیا غیر از این است که به تبعیت از غرب و مطابق خوشایندهای غرب بحث از توسعه می‌کند؟ این مطلب نشان می‌دهد که ما یک جریان روشنفکری اصیلی نداریم.

ارسال نظر: