چرا صهیونیستها تا ۲۵ سال دیگر دوام نمیآورند؟
قنادباشی کارشناس مسائل خاورمیانه در گفتگوی تفصیلی با «نسیم»: مهرههای امروز این رژیم افرادی نیستند که توانایی حفظ آن را داشته باشند/ اسرائیل پرهزینهترین اهرم برای کنترل جهان اسلام است و غرب میداند که این اهرم دیگر کارآمد نیست
به گزارش «نسیم» رهبر معظم انقلاب اخیرا در دیدار با اقشار مردم با بیان ضرورت هشیاری در برابر نفوذ غرب، وعده نابودی اسرائیل را در بازه 25 ساله ای دادند.این سخنان انقلابی رهبری که به اذعان تمام کارشناسان نمی تواند وجهه ای شعارگونه داشته باشد، از این رو نیازمند کنکاش و بررسی در اوضاع کنونی و آینده رژیم صهیونیستی است تا بتوان به چگونگی تحقق این وعده در عرصه میدانی پرداخت.
جعفر قنادباشی کارشناس مسائل خاورمیانه در گفتگوی تفصیلی با خبرنگار«نسیم» به تبیین واقعیت هایی از اوضاع فعلی رژیم صهیونیستی در جغرافیای سیاسی منطقه پرداخته که متن آن به شرح ذیل است:
** رژیم صهیونیستی دیگر به عنوان اهرمی کم هزینه برای کنترل جهان اسلام مطرح نیست.
*«نسیم»: رهبر معظم انقلاب از نابودی رژِم صهیونیستی در مدت زمانی کمتر از 25 سال خبر دادند. رهبر معظم انقلاب بر چه اساس و با چه نگاهی این پیش بینی را مطرح کردند؟
قنادباشی : پیرامون 25 سالی که مقام معظم رهبری فرمودند اگر به آنچه که کارشناسان مسائل منطقه یا اتاق فکرهایی که در غرب راجع به خاورمیانه و آینده پژوهی تحقیق میکنند نگاه کنیم، خودشان عاملاً به این نتیجه رسیده اند که رژیم صهیونیستی چند دهه دیگر وجود خارجی نخواهد داشت و از متفکرین معروف آنها افرادی هستند که با توجه به واقعیتهای منطقه چنین اعترافاتی را داشتند واذعان کرده اند که این رژیم ماندنی نیست؛ اما اگر بخواهیم به جز آنچه که دانشمندان آنها گفتند علل آن را بررسی کنیم، به قدری پایههای رژیم صهیونیستی سست هست و در داخل احساس شده که الآن نیمی از جمعیت مهاجران صهیونیست سعی کرده اند تابعیت دوگانه داشته باشند و با این تابعیت دوگانه خود را آماده کردند که وقتی زمینه فروپاشی این رژیم فراهم شد، از صحنه منطقه فرار کرده و به کشورهای دیگرشان بروند؛ این همان واقعیتی است که خود آنها احساس کرده اند وجود دارد.
اما اگر ما بخواهیم به صورت اصولی به قضایا نگاه کنیم باید ببینیم که چه اتفاقی در صحنه منطقه و رژیم صهیونیستی افتاده است؛ آن هم به این بر میگردد که نگاه کنیم و ببینیم که رژیم صهیونیستی با چه فلسفهای به وجود آمده و بعد چه دلایلی سبب شد که ابتدا انگلستان و بعد آمریکاییها به پیدایش این رژیم کمک کنند؛
آن زمان دو مسئله بسیار مهم وجود داشت؛ یکی اینکه مسلمانان در منطقه دچار یک نوع خوابآلودگی بودند و تشتتی در جوامع اسلامی بود و در واقع این بیداری اسلامی که الآن شاهد آن هستیم ، در دنیای غرب هم به کرات به آن اعتراف میکنند و ساموئل هانتینگتون درکتاب جنگ تمدنهایش صراحتاً به بیداری مسلمانان اشاره میکند وهمچنین جوزف نای در کتاب قدرت نرمش به این بیداری اشاره میکند، آن زمان این بیداری وجود نداشت.
دلیل دیگر پیدایش اسرائیل این است که هم انگلستان وهم آمریکا به قدرتی احتیاج داشتند که در منطقه برای آنها به صورت یک پایگاه عمل کند و بتوانند با کمترین هزینه بر منطقه تسلط داشته باشد؛
اتفاقی که افتاده این است که بیداری اسلامی واقعاً وجود داشته و غرب هم به این اعتراف دارد که نشانههای بسیار زیادی از آن موجود است؛ اگر چه هنوزدر مسئله سیاسی این بیداری نتوانسته مظاهر جدی داشته باشد، اما در عرصههای اجتماعی، فرهنگی و در حوزه افکار کاملاً قابل مشاهده بوده و دنیای غرب هم به آن اعتراف کرده است؛
اما مسئله مهم این است که رژیم صهیونیستی الآن به پرهزینهترین اهرم برای کنترل جهان اسلام برای دنیای غرب تبدیل شده و غربی ها احساس میکنند که این اهرم دیگر مثل گذشته کم هزینه کارآمد نیست؛ در گذشته کمک نظامی به رژیم صهیونیستی میکردند و تسهیلاتی هم در اختیارش قرار میدادند اما الآن سالانه علاوه بر میلیاردها دلاری که به رژیم صهیونیستی تزریق میکنند، هزینههای دیگری هم بپردازند.
هزینه تشنج و تنش آفرینی در منطقه برای آمریکاییها بسیار سنگین است و ضمنا آمریکاییها در عرصه اقتصاد احساس کردند که قرار گرفتنشان در کنار رژیم صهیونیستی سبب شده که آمریکاییها منافع ملیشان را در بسیاری از جاها و مخصوصا در سیاست خارجی از دست بدهند؛ یعنی حمایتهایی که آمریکاییها میکنند بیشتر از آن چیزی است که رژیم صهیونیستی میتواند برای آنها حاصل کند؛ پس چنین رژیم صهیونیستی دیگر به عنوان اهرمی کم هزینه برای کنترل جهان اسلام مطرح نیست.
اما در بررسی عوامل دیگر خواهیم دید که رژیم صهیونیستی طی 14 سال گذشته همواره در همه نبردهایی که حضور پیدا کرده به دو دلیل شکست خورده؛ یکی اشتباهات راهبردی و تاکتیکی آنها در جنگهای جنوب لبنان(جنگ 33 روزه، جنگ 22 روزه، جنگ 8 روزه و جنگ 51 روزه ) و دیگری اینکه الآن واقعاً مهرههای درونی رژیم صهیونیستی مهرههایی نیستند که توانایی حفظ این رژیم را داشته باشند و ارتش اسرائیل به مجموعهای از افراد عیاش و بسیار خوشگذاران تبدیل شده که به هیچ وجه نیروهای مناسبی برای جنگیدن نیستند وآن نسل اولیهای که سر و صدا به وجود آورد الآن وجود خارجی ندارد؛
در چنین شرایطی طبیعی است که نتوانند خود را در برابر خطراتی که از جانب جهان اسلام و بیداری اسلامی تهدید میکند حفظ کنند؛ زمانی که جنگ 51 روزه اتفاق افتاد مقام معظم رهبری جملهای خطاب به خبرگان در تابستان سال گذشته دارند که فرمودند الآن ثابت شد که دنیای غرب هم دیگر نمیتواند از منافع خود در منطقه حفاظت کند به دلیل اینکه رژیم صهیونیستی تنها اهرم باقی مانده در منطقه بود که میتوانست منافع آنها را حفظ کند و این الان عجزش در جنگ 51 روزه آشکار شد جنگ را 51 روز ادامه دادند تا اینکه بتوانند حداقل در طی این 14 سال یک پیروزی جزئی به دست بیاورند که نتوانستند
.
**داعش میتواند رشد و گسترش پیدا کرده و شاخه هایی از رژیم صهیونیستی را مورد خطر قرار دهد
*«نسیم»: شما وجود نیروهایی مثل داعش را که باهدف تقویت جایگاه رژیم صهیونیستی ایجاد شده است، چقدر در بقای این رژیم موثر می دانید؟
قنادباشی : فلسفه وجودی حرکت داعش دو چیز است؛ یکی اینکه آمریکایی ها زمانی شاه،عربستان و اسرائیل را به عنوان پایگاهی مهم داشتند و خاطرشان جمع بود که سه پایگاه برای حفاظت از منافعشان در خاورمیانه را دارند؛ شاه با انقلاب ایران ازمیان رفت و درعربستان هم بیش از 15 سال است که پایگاه آمریکاییها به دلیل رشد اسلام گرایی تعطیل است؛ اسرائیل هم در چنین شرایطی نمی تواند منافعش راحفظ کند و با این وجود به کارهای ایضایی روی آورده اند؛ چون نتوانستند متکی به یک رژیم با ثباتی در منقطه منافعشان را حفظ کنند، در صدد بر آمدند که از افراط گرایی برای تضعیف کشورهای منطقه استفاده کنند.
دلیل دیگر این است که اسرائیلیها برای تضعیف جناح مقاومت منافعشان را اینطور دیدند که در سوریه و عراق،به دلیل این که خیزش های اسلامی رشد کرده و همسو با ایران حرکت کرده اند داعش را تقویت کنند؛ آمریکا، انگلیس و اسرائیل در واقع به یک نتیجه مشخص در پیدا داعش رسیدند. داعش طبیعتاً پیدایشش برای تضعیف جبهه اسلام در برابر اسرائیل بود اما این امر به هیچ وجه باعث تقویت رژیم صهیونیستی در منطقه نشد و دلیل آن اینکه رشد خشونت های منطقه ای منافع آمریکا و حتی منافع رژیم صهیونیستی را تهدید می کند؛ داعش در واقع بمبی است که انفجارش ممکن است دشمن را منفجر کند ولیکن ترکشها و ضرباتش ممکن است به گروههای مورد اتکای غرب هم ضرباتی وارد کند.
الآن داعش گروهی است که میتواند رشد و گسترش پیدا کرده و شاخه هایی از رژیم صهیونیستی را مورد خطر قرار دهد؛ لذا آمریکایی ها با رشدی که با آنها همسو بوده و قدرتش به صورت هدایتشده و محدود افزایش پیدا کند موافقند ولی نمیتوانند به داعشی خودسرهمانند رژیم صهیونیستی اتکا پیدا کنند که منافعشان را برای مدتها حفظ کند؛ لذا داعش به گروه بسیار پرخطر و پرهزینه ای برای آنها تبدیل شده است؛ فرانسه و انگلستان اخیرا برای سرکوب داعش هواپیماهایی به سوریه فرستادند؛همین دو کشورهایی هستند که در جمع دوستان سوریه اجلاس برگزار میکردند؛ ازاولین اجلاس که چهار سال پیش در مخالفت با رژیم بشار اسد تشکیل شده انگلستان و فرانسه از عناصر اصلی دوستان سوریه برای کمک به معارضین بودند؛ولی هواپیماهاشان را در همین هفته پیش به سوریه اعزام کرده و نقاطی را زدند؛ لذا داعش به هیچ وجه نیروی با ثباتی برای حفظ منافع آمریکا نیست؛ همانطور که اسرائیل هم نیست و لذا آمریکاییها در بدترین مشکل برای داشتن یک طرف متحد منطقهای با ثبات هستند
**آمریکایی ها در داخل به نیروهای میانه روحیه میدهند تا در مقابل نیروهای قدرتمند انقلابی قدعلم کنند
*«نسیم» : مقامات غربی مدام از ایران پس از توافق به عنوان ایرانی نرمالیزه شده و کشوری که تا 15سال دیگر اثری از روحیه انقلابی نخواهد داشت یاد می کنند؛در چنین شرایطی اضمحلال رژیم صهیونیستی ممکن است؟
قنادباشی : آن ها آرزوی خودشان را بیان میکنند و هیچ مصداقی در بیرون ندارد؛ آنها تصورشان این است که با تحریمهایی که علیه ما انجام دادند و با حمایت از سوی خط میانه در ایران می توانند از انرژی انقلابی که برای مقابله با غرب وجود دارد جلوگیری کنند؛ تصور دارند که ایران امروز با توجه به تقویت خط میانه و ادامه تحریمها دیگر ایرانی نیست که بتواند به عنوان یک متحد حرکتی برای مقاومت انجام دهد که تصور درستی نیست؛ چرا اگر ما هم کمک نکنیم جریان بیداری اسلامی چه در مصر، چه در لبنان و چه در سوریه الآن انگیزه به قدری قوی هست که آنها ناچارند که هر روز به صورت حکومت نظامی تظاهرات مردمی را سرکوب کنند.
نشانه روشنی که جریان انقلابی در آینده موفق خواهد شد؛ الآن زندانهای مصر و عربستان پر اززندانیان مخالف هست؛ این نشان دهنده فشار متراکم انقلابی است که همسو با خط ماست؛ یعنی خط انقلابی جمهوری اسلامی ایران نه تنها درداخل به هیچ وجه تضعیف نشده بلکه بر خلاف تصور آنها الآن در قوی ترین موقعیت خودقرار دارد؛ آنها در داخل به نیروهای میانه روحیه ای میدهند که در مقابل نیروهای قدرتمند انقلابی قدعلم کنند؛ ما هم در زمینه سختافزاری و نرم افزاری نیروهای جوانی داریم که در واقع موتور حرکت انقلابند و بعد از این امید ما به آنهاست و اگر چنین هم نباشدعقبه چنین نیرویی در منطقه به قدری قوی است که ادامه خواهد داد و ما نیز از آنها حمایت خواهیم کرد و این نیروها به صورت هم افزایی جریان مقاومت را تقویت خواهند کرد .