کارشناس مسائل بین‌الملل در گفتگو با «نسیم»:

نادری: فرانسه بادی را که قبلاً در سوریه کاشته بود درو می‌کند

کدخبر: 1039360

نادری گفت: زمانی که اروپایی‌ها شهروندان عرب یا مسلمانشان را تشویق می‌کردند که به جهاد بروید، فکر نمی‌کردند که ممکن است این شمشیر به روی خودشان کشیده شود

احمد نادری کارشناس مسائل بین الملل و استاد دانشگاه تهران در گفتگو با خبرنگار «نسیم»، در خصوص دلایل و زوایای حملات تروریستی اخیر در فرانسه اظهار داشت:

«نسیم»: چطور می‌شود گروهی سلفی مانند داعش که پیش از این فقط حوزه‌ اصلی عملیاتی‌ آن را در کشورها عراق و سوریه دیده‌ بودیم به یک باره در فرانسه عملیات کند و از طرف دیگر فرانسه‌ای که مدعی داشتن یکی از پیشرفته‌ترین سیستم‌های امنیتی دنیا است نمی‌تواند از آن پیشگیری کند؟

نادری: درمورد بحث داعش و حمله اخیری که به فرانسه صورت گرفته دو فرضیه مطرح شده است.

فرضیه اول این است که در واقع این کار با حمایت خود فرانسوی‌ها یا بخش‌هایی از دستگاه‌های امنیتی یا دولتی فرانسه بوده تا امکان مداخله بیشتر در سوریه توسط فرانسوی‌ها فراهم شود و مشروعیتی به اعمال آنها در این کشور داده شود.

بیان شده این حملات یک 11 سپتامبر دیگر در شکل و ابعاد کوچکتر در فرانسه است که می‌خواستند رقم بزنند تا مشروعیت حضور آنها در منطقه را در پی‌داشته باشد کما اینکه ما می‌بینیم حملات 11 سپتامبر که هنوز نیز کاملاً مشکوکی است گفتمانی در آمریکا راه می‌اندازد با عنوان war on terror (جنگ با ترور) ‌و آمریکایی‌ها سعی می‌کند که این گفتمان را یک هژمونی کرده و دال برتر هژمون را مبارزه با تروریسم قرار دهند تا به دنیا دیکته کنند که همه بایستی با ما باشند و مشروعیت دخالت در منطقه را چه در افغانستان و چه در عراق از طریق این گفتمان کسب کند تا در افکار عمومی کمتر مورد بازخواست قرار گیرند.

در مورد فرانسه هم قصه همین است، یعنی این امکان وجود دارد که در این فرضیه‌ خود دستگاه‌های امنیتی و بخش‌هایی از دولت فرانسه این کار را انجام داده باشد تا این بهانه‌ای برای دخالت در سوریه باشد.

ناگفته نماند که فرانسوی‌هایی از قدیم الایام در حوزه شامات ادعا داشته‌ و شامات را مستعمره خود می‌دانستند و به طور خاص چون بعد از فروپاشی عثمانی و با قرارداد سایکس پیکو منطقه را با انگلیسی‌ها تقسیم کرده و سهم انگلیس را در خلیج فارس و اطرافش و شامات را به عنوان سهم خود از کیک خاورمیانه یا عثمانی اختصاص دادند برایشان سخت است که ببینند در جایی که از قدیم ادعای داشته‌اند اکنون معادلات طور دیگری رقم می‌خورد و رقبایی به اسم ایران و روسیه ظهور کرده‌اند که آمدند به اصطلاح آش را با جایش بر‌دارند و ببرند.

فرانسو‌ی‌هایی که برایشان سخت است که سوریه را صحنه عمل‌گرایی ایران و روسیه ببینند احساس می‌کنند بایستی به طور جدی و به صورت فیزیکی وارد عرصه سوریه شوند که البته سخنان چند روز گذشته اولاند بعد از حملات تروریستی مبنی بر همین است و درخواست‌هایی که این در چند روز گذشته از پارلمان فرانسه‌ هم داشته نیز همه دال بر همین موضوع است و در مجموع این فرضیه بسیار قوی هست.

فرضیه دوم در خصوص این حملات این است که داعش آنقدر قوی و تأثیرگذار شده که بر روی برادر بزرگ‌تر خود تیغ می‌کشد و از خلأهای امنیتی فرانسه استفاده می‌کند تا یک زهر چشمی به آنها نشان بدهد و یا فرانسه را به عنوان سنبل غرب و نیرویی که در اروپا بیشترین دخالت را در سوریه داشته گوشمالی بدهد.

فرضیه کوچکتری هم مطرح هست که این حملات را کار راستگرایانی‌ اروپا می‌داند که برای این که موج مهاجرت به این قاره را متوقف کنند و همچنین جبهه خارجی‌ستیزی را در فرانسه و در کل اروپا تقویت کنند این موج وحشت را به وجود آورده‌اند و این فرضیه حملات اخیر را در واکنش به موج جدید مهاجرت به اروپا بعد از آغاز بحران سوریه می‌داند که توسط راست‌گراهای آمریکایی‌ها و اروپا اتفاق افتاده است.

در مجموع هرچند هر کدام از این فرضیات جای بحث و تامل دارد اما من بیشتر به فرض اول معتقد هستم با این حال برای تحلیل دقیق‌تر واقعه باید دید معادلات روزهای آینده چطور رقم می‌خورد .

«نسیم»: موضوعی که می تواند به فرض اول و دوم هم مربوط شود اینکه است که اصلاً داعش چه مقدار ظرفیت انجام یک چنین عملیاتی را در فرانسه دارد؟

نادری: واقعیتی که در مورد داعش وجود دارد این است که در شرایط فعلی ممکن است داعش از رهبری آن جدا شود و آن شبکه‌ای که قبلاً به صورت پراکنده‌تر در میان تروریست‌ها وجود داشت و عنوان می‌شد در عصر پست مدرن اصطلاحاً جهادگراها شبکه‌ای و بین‌المللی عمل می‌کنند و این نقاط عطف و چسبندگی تروریست‌ها را هدایت می‌کرد در چند سال اخیر و مخصوصاً دو سال اخیر کمرنگ شده و در این مدت بدنه داعش هر چه بیشتر از رهبریت آن فاصله گرفته است.

فراموش نکنیم که داعش نسل سوم جهادگراهایی هستند که توسط غربی‌ها و آمریکایی‌ها به وجود آورده شدند؛ آمریکایی‌ها به عنوان پایه ساخت این گروه‌های افراطی تاسیس این کار را در زمان حمله شوروی به افغانستان انجام دادند و اکنون نیز داعش‌ها نسل سوم آن گروه‌ها هستند اما تفاوت‌های اساسی این گروه با نسل اول به اصطلاح جهادگراهای دهه 80 و اواخر 70 این است که هر کدام از آنها به قول معروف خود را یک شیخ و یا یک ملا می‌داند.

چیزی که در نسل اول و دوم القاعده و قبل از آن مشهود بود این بود که چند نفر شیخ و ملا حضور داشتند و فتوا می‌دادند و بقیه عملگرایانه آن را دنبال می‌کردند مثلاً همین اقای ایمن الظواهری که الآن مسئولیت القاعده را دارد اصلاً شیخ القاعده بود و حتی خود بن لادن نیز از فتوای وی تبعیت می‌کرد اما در نسل سوم کاملاً قصه متفاوت است و هر کدام از آنها خود را یک شیخ و یا یک ملا می‌بینند لذا شاهدیم که در داعش یک سری آدم‌های لمپن، بی ارزش و بسیار لات‌ولوت این امکان را دارند که هرکدام خودشان نقش یک مفتی، ملا و عالم دینی را داشته باشند و در این شرایط دیگر برای فتوای کسی از جایی منتظر نمی‌مانند و چون خودشان مفتی هستند فتاوای آنی صادر کرده و به آن عمل‌ می‌کنند لذا با این فرض نظری و واقعیت میدانی این امکان وجود دارد که یک جناحی از القاعده و حتی از داعش این برنامه را در فرانسه طراحی کرده باشد.

چیزی که کاملا مشهود است این است که چه در فرض اول و چه در فرض دوم اکنون فرانسه دارد آن بادی را که قبلاً در سوریه کاشته بود درو می‌کند و غرب هم از این حوادث مصون نخواهد ماند و به نظر می‌آید این وضعیت تشدید خواهد شد و در سال‌های آینده نیز هیچکدام از کشورهای غربی امنیت نخواهند داشت.

«نسیم»: آینده‌ای اروپا و آمریکا را بعد از حملات اخیر چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟

نادری: در ابتدا که غربی‌ها داعش را به وجود آوردند و اروپایی‌ها شهروندان عرب یا مسلمانشان را تشویق می‌کردند که به جهاد بروید، فکر نمی‌کردند که ممکن است این شمشیر به روی خودشان کشیده شود اما در سال 2014 غربی‌ها احساس خطر کردند، سازمان‌های اطلاعاتی اروپا بعد از اینکه نشانه‌هایی از قصد عملیات تروریستی آنها یافتند و کشف کردند این شهروندان داعشی از سوریه و عراق به اروپا بازگشتند تازه احساس خطر کردند که ممکن است این شمشیر به روی خودشان کشیده شود.

سرویس‌های اطلاعاتی پیش از آنکه بحران سوریه شروع شد و این جهادگراها در منطقه خاورمیانه جمع شوند به غربی‌ها هشدار می‌دادند که این کار عاقبت روزی دامن خودتان را خواهد گرفت و شما از دست آنها مصون نخواهید بود و عملاً هم می‌بینیم که این اتفاق در حال افتادن است.

از پارسال شاهد هستیم که غربی‌‌ها احساس خطر کرده و شروع به دستگیری، بازجویی و حتی شکنجه کسانی کرده‌اند که از منطقه خاورمیانه باز می‌گردند و نکته جالب‌تر این است که سرویس‌های اطلاعاتی غربی در حال همکاری با ارتش و سرویس‌های اطلاعاتی سوریه هستند تا بتوانند بخشی از تروریست‌هایی که شهروندان غربی بودند را در سوریه نابود کنند و نگذارند به اروپا باز گردند که این قسمت طنز قصه است.

علی‌ای‌حال اگر به تفکر وهابی برگردیم، در تفکر آنها موضوع دارالاسلام و دارالحربی وجود دارد و نقطه مقابل هر کجای که دار‌الاسلام است را دارالحرب و دار الکفر می‌دانند که بایستی با آن مبارزه کرد و اگر به این تفکر برگردیم خود اروپا به عنوان یک دارالحرب و دار الکفر توسط بنیادگراهای سلفی‌های وهابی تلقی می‌شود که به راحتی پتانسیل انجام عملیات در آن را پیدا می‌کنند.

با توجه به اینکه بسیاری تروریست‌هایی که غربی‌ها به منطقه فرستادند تابعیت کشورهای اروپایی را دارند و رفت و آمد به این کشورها به راحتی انجام می‌شود پتانسیل حملات تروریستی در غرب زیاد است و لذا اکنون غربی‌هایی که روزی باد می‌کاشتند تا دولت قانونی اسد را سرنگون کنند الآن در یک مخمصه امنیتی‌گیر کردند و حالتی از حیرت را در غرب، فرانسه، آلمان و جاهای دیگر می‌بینیم و پیش‌بینی برای آینده آنها این است که قاعدتا این نوع از حرکات و فعالیت‌ها افزایش خواهد یافت.

ارسال نظر: