یادداشت/ داریوش سجادی
جارچیان پسر مرجانه!
به همان میزان که تهران برخوردار از امت نُهم دی است اما دیدید و دیدیم که این شهر به همان میزان نیز بکفایت مستظهر به آشوبگرانی است تا بتوانند ۸ ماه با شعار "مرگ بر اصل ولایت فقیه" ذیل فرامین خلف "پسر مرجانه" شهرآشوبی کنند!
به گزارش « نسیم آنلاین »، داریوش سجادی طی یادداشتی نوشت:
به استناد متن منتشره از مناظره ابراهیم اصغرزاده با عبدالرضا داوری (از حامیان احمدی نژاد) در سایت سحام نیوز، آقای اصغراده در قسمتی از این مناظره با اشاره به پیروزی فهرست نامزدهای پیشنهادی اصلاح طلبان حوزه تهران در انتخابات 7 اسفند 94 معروف به «لیست امید» فرموده اند:
«عدهای از صبح تا شب در صدا و سیما و تریبونهای دیگر به ملت توهین میکنند. در انتخابات هفتم اسفند ماه، عدهای می گفتند که این لیست، انگلیسی است؛ دیدید که ملت چطور توی دهن آنها زد!؟»
مزید اطلاع جناب آقای اصغرزاده معروض می دارد یک نفر از آن کسانی که بر لیست انگلیسی تاکید داشت و بعد از پیروزی این لیست در تهران «رای دهندگان» به این لیست را به صراحت «کوفیان» نامید؛ اینجانب بوده.
قبل از آن هم به سهم خود بارها بر این واقعیت تاکید می ورزیدم که آقای هاشمی رفسنجانی و حواریون ایشان به اعتبار مانورهای معنادار و ژلاتینی شان از فردای فتنه 88 به قوت توانسته اند خود را به مغناطیس مخالفان نظام و رهبری مبدل کنند که شرح آن در این مجال نمی گنجد و ایشان را به دواعی پیشین خود ارجاع می دهم. (پانوشت)
علی ایحال بعد از دور نخست انتخابات مجلس در اسفند 94 و بعد از پیروزی قاطع لیست امید شخصاً و کتباً و مکرراً نوشتم که: در اسفند 94 هاشمی رفسنجانی به انضمام فراخوان خاتمی و به برکت پروپاگاندای تلویزیون وزارتخارجه انگلستان این توفیق را یافتند تا «لیست مزبور» را با اتکای بر آرای شهروندان مخاف نظام و رهبری در تهران به پیروزی برسانند و برای نخستین بار در طول «تاریخ دمکراسی» یک کشور اجنبی را برخوردار از فراکسیون در پارلمان در کشور خود فرمایند! (1) صورت قضیه نیز به منوال زیر کاملا برخوردار از شفافیت است دائر بر آنکه ابتدا تتمه فتنه سبز در داخل ایران کمپین لیست امید را باشعار «به این لیست رای دهید تا آن لیست رای نیآورد» راه انداختند و در میانه راه تلویزیون وزارتخارجه انگلستان بصورت تمام قد مسئولیت پروپاگاندا را برای لیست مزبور عهده داری کرد و پس از آنکه رهبری نظام در کسوت بالاترین مقام مذهبی و سیاسی و حکومتی در 29 بهمن 94 با اشاره به حمایت مشهود و مذموم BBC از لیست مزبور از تهرانیان خواست برخلاف خواست رسانه اجنبی عمل کرده و نسبت به فراخوان BBC بی وقعی کنند و به واثقان اجنبی رای ندهند، علی رغم این اکثریت شهروندان تهرانی شرکت کننده در انتخابات در اقدامی معنادار ضمن بی وقعی به توصیه رهبری، تمام افراد موجود در لیست مزبور را راهی پارلمان کرده و تلخ کامانه خاطره «کوفه» و معامله کوفیان با فرزند رسول الله را بازتولید و تداعی به ذهن نمودند.
اما قبل از تبیین چرائی این «اتصاف شرمگینانه» به اقدام تهرانیان باید بر این واقعیت انگشت تاکید گذاشت که عرصه سیاست عرصه رودربایستی و خود فریبی نیست! سیاست را نمی شود با تعارف و تکلف، تعقیب و تدبیر کرد.
واقعیت را باید پذیرفت که رای اسفند 94 در تهران پیروزی مخالفان نظام و رهبری و عقبه انگلوفیلآن مقیم تهران بود.
این ادعا امر پنهانی نیست و پیش تر این آقای سید محمد خاتمی در مقام عالی ترین شاخص اصلاح طلبان بودند که هر چند در خفا اما به صراحت فرمودند: «باید قبول کنیم که بسیاری از افراد هوادار ما کلیت نظام رو قبول ندارند و با اینها اصلاح ممکن نیست» (2)
صراحتی که شکل دیگر آن را پیش تر در لسان چریک پیر اصلاحات ملاحظه کردیم:
بهزاد نبوی:
«این جور نیست که اکنون شرایط اصلاحطلبان عوض شده باشد. در واقع ما باید بپذیریم که بدنه و پایگاه اجتماعی مان عوض شد ... ما اول خودمان باید بفهمیم اصلاحطلبی یعنی چه. من از دیدن برخی از افراد اطراف خودمان احساس خوبی ندارم. نماز جمعه هاشمی من را یاد نماز جمعههای اول انقلاب میاندازد. واقعیت این است که تعریف و انتظار ما از اصلاحطلبی این نبود. ما دنبال براندازی نبودیم. دفاع ما از برخی جریانات، ما را به نهضت آزادی شدن نزدیک میکند. من از دیدن عکسهای نمازجمعه هاشمی تعجب کردم. نباید مرز خودی و غیرخودی را برمیداشتیم. اصلاحطلبان در سریعترین زمان ممکن باید در مورد پایگاه اجتماعی خود اقداماتی انجام دهند ... الان (بعد از آزادی) دخترهایی که پیش من می آیند، می خواهند با من دست بدهند. یا نوری زاد که از بهائیت دفاع کرده و گفته پای بهائیان را می بوسم، طرفدار ما شده است. دراویش گنابادی پیش ما می آیند و از ما اعلام حمایت می کنند. قبلا در (هفته نامه) عصر ما، مطلب می زدیم و نهضت آزادی به ما فحش می داد ولی الان ما تبدیل شدیم به قهرمان آنها» (3)
با توجه به آنکه رهبری نظام نیز صراحتاً مخالفان نظام را دعوت به شرکت در انتخابات کردند. لذا اذعان به ناصالحی پایگاه یا بخشی از پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان امری است مسموع که ایرادی هم ندارد و حتی باید از آن استقبال کرد و باعث شفاف شدن عرصه سیاست و سیاست ورزی خواهد بود. اما آن چیزی که اشکال دارد؛ ایستادن در میانه درب و مردرندانه «استر» خود را تعلیف و تغذیه و فربه کردن توامان از «توبره» و «آخور» است!
این کمال بی اخلاقی است که از سوئی خواستار پیاز نظام و مزایا و برکات آن باشیم و هم زمان پایمان در زمین مخالفان نظام باشد و در بزنگاه در زمین ایشان غش کنیم.
این گوشزد لااقل بیانش برای اینجانب مأذون است و شخصاً بالغ بر هشت سال پیش این واقعیت را به اصلاح طلبان گوشزد کردم هر چند مورد عتاب ایشان نیز قرار گرفتم (4) جناب آقای اصغرزاده
ما محبور به سیاست ایم! اما مجبور به رویااندیشی و تعارف با واقعیت در دنیای سیاست نیستیم. یعنی نباید باشیم والی این رویااندیشی غافلانه در بزنگاه محکم بر زمین مان می زند.
صورت شفاف ماجرا آن است که شمایان در 7 اسفند 94 بُـردید!
رُقبای تان نیز بابت هزیمت خود نباید و نمی توانند ملالتی داشته باشند. سیاست عرصه شکست و پیروزی است و ماهیت سیاست بُرد و باخت است. اما ملالتی اگر هست آنجاست که پیروزی خود را تو دهنی ملت به «آنها» معرفی می فرمائید!
آیا این محلی از اعراب دارد تا پیروزی اکثریت مخالفان نظام بر نظام را فخر ورزید و آن را تو دهنی به «آنها» بنامید!؟
برای شیعیانی که 1400 سال در غم پیروزی «اکثریت کوفیان» بر فرزند رسول الله در کربلا بی تابی کرده اند آیا اینک روآست تا تراژدی کربلا و بی وقعی کوفیان به ندای «هَل مِن ناصر یَنصُرنی» حسین ابن علی (ع) را تو دهنی مردم به فرزند پیغمبر معنا و معرفی کنیم!؟
در 7 اسفند بُردید و نوش جان تان! اما عرصه سیاست عرصه بُرد و باخت است. نه با شکست فرزند رسول الله در کربلا تاریخ پایان یافت و نه با فتح مکه توسط رسول الله فتنه و شرارت علیه ایشان مختومه شد.
در تهران نیز چرخ سیاست بر همین مدار گشت و این واقعیتی غیر قابل کتمان است که به همان میزان که تهران برخوردار از امت نُهم دی است اما دیدید و دیدیم که این شهر به همان میزان نیز بکفایت مستظهر به آشوبگرانی است تا بتوانند 8 ماه با شعار «مرگ بر اصل ولایت فقیه» ذیل فرامین خلف «پسر مرجانه» شهرآشوبی کنند! پیروزی 7 اسفند 94 نیز شکستی بود برای نظام و بُردی برای مخالفان نظام!
اما تاریخ در 7 اسفند 94 تمام نشده و ما محکوم به ادامه مبارزه ایم و بقول مرحوم امام: مُکلف به ادای تکلیفیم و نتیجه فرع بر آن است.