علی رستگاری
عزت، حکمت و مصلحت؛ فدای چشم کدخدا
فاصله گرفتن سیاست خارجی دولت یازدهم از اصول بنیادین سیاست خارجی جمهوری اسلامی موضوع یادداشتی است که در صفحه سیاسی جدیدترین شماره هفته نامه ۹ دی مورد بررسی قرار گرفته است.
به گزارش « نسیم آنلاین »، علی رستگاری طی یادداشتی از تحقیر ایران عزیز و سربلند در نشست های خارجی دولتمردان فعلی گلایه کرده و در این مطلب خود نوشته است: اثری از عزت ایران نه حکمت در تدابیر دیپلماتیک و نه مصلحت در اجرای راهبردها و رفتارهای دیپلماتیک مشاهده نمی شود.
رستگاری در این یادداشت با انتقاد از رفتارهای دیپلماتیک خلاف عزت دولتی ها تاکید کرده است: « نوع تعامل دولت با آمریکا، نه از روی عزت اسلامی که دقیقا برخاسته از روح ذلت پذیری و حقارت برخی مسئولان و تعمیم دادن آن به ملت ایران است. زانو زدن در برابر کدخدا و نوکران حقیر کدخدا، ترس و رعب از رویارویی با زیاده خواهی های مستکبران، علاقه وافر دولتمردان به جلب نگاه ملک سلمان سعودی، کوتاه آمدن در برابر کدخدا، باج دهی های مکرر به دشمن شماره یک ملت ایران نظیر ماجرای ابوطالبی، بازگشت کشتی امداد رسان ایرانی به یمن، آزادسازی متجاوزان آمریکایی، رها سازی جاسوسان آمریکایی و دهها و صدها نمونه دیگر نشان می دهد که دولت نه تنها علاقه ای به اجرای حکمت آمیز سیاست های راهبردی نظام ندارد که براساس برخی تحلیل ها ، اتفاقا درصدد است از روی تعمد، برخلاف آن ها، عزت و حکمت و مصلحت را قربانی عشق آتشین خود به پیر عروس هزار دامادی با نام «کدخدا» نماید».
در ادامه، یادداشت نویس هفته نامه 9 دی به دیپلماسی اتفاقی دولت پرداخته و اعلام کرده کسانیکه مدعی تدبیر و فهم زبان دیپلماتیک بوده اند چرا اکنون به دیپلماسی عجز و التماسو تحقیر روی آورده و منتظرند تا به صورت اتفاقی، ملک سلمان سعودی به آنها نگاهی افکنده که البته در این راه هم موفقیتی به دست نیاورده اند.
نویسنده همچنین به بی توجهی دولتی ها به ظرفیت بالقوه ریاست جنبش عدم تعهد در راستای مراودات دولت با کدخدا اشاره کرده و نوشته است: « حال با توجه به اوج گرفتن روند انزوا سازی جمهوری اسلامی در منطقه که تابع مستقیم سیاست های اتخاذی دولت روحانی در منطقه و جهان است، دولت دیپلمات های غربگرا باید پاسخ دهند که ادامه دادن این سیاست ها چه نسبتی با اصول عزت ، حکمت و مصلحت دارد. حداقل اینان باید اعلام کنند که کدامیک از سیاست های دیپلماتیک شان اندک نسبتی با سیاست های صدر الاشاره داشته و البته باید اذعان داشت که در این راه، مع الاسف دست دولت بیش از همیشه تهی مانده است»
متن کامل یادداشت علی رستگاری که با عنوان «دیپلماسی التماس و قهر» منتشر شده بدین شرح است:
عجز ژنرال های دولتِ دیپلماسی در فهم و اجرای مفاهیم اولیه دیپلماتیک دیپلماسی التماس و قهراصول راهبردی سیاست خارجه جمهوری اسلامی ایران که از سالیان گذشته توسط رهبری فرزانه انقلاب اسلامی تدوین شده است بر مبنای اصول سه گانه « عزت، حکمت و مصلحت» بنیان نهاده شده است. با این نقشه و تحت این راهبرد، ضمن آنکه باید بر این نکته تاکید نمائیم که سیاست خارجی کشور نه مربوط به دولت ها که مربوط به کل نظام اسلامی است، باید بر این نکته تاکید کنیم که در دولت کلید بنفش، هر سه اصل یاد شده نه یکبار که به صورت مکرر با خاک یکسان شده و دیگر نه اثری از عزت ایران نه حکمت در تدابیر دیپلماتیک و نه مصلحت در اجرای راهبردها و رفتارهای دیپلماتیک مشاهده نمی شود.
عزت ، حکمت و مصلحت؛ فدای چشم کدخدابرجام فرزند دولت روحانی است. برخی از سیاست مداران، برجام را ماحصل ازدواج نامشروع غربگرایان دولتی داخلی با دولت آمریکایی می دانند و از اینرو، هویت مشروعی برای این فرزند قائل نیستند. اما ماحصل این ازدواج- صرفنظر از آنکه آنرا حلال زاده دانسته یا نه- آن است که این فرزند نه نسبتی با عزت ایران و مردم ما دارد، نه حکمتی در ذات آن یافت می شود و نه مصلحتی برای مردم ایران داشته و خواهد داشت. سایر رفتارهای دیپلماتیک دولت مدعی کاربلدی دیپلماسی نیز مشحون از این گزاره است. نوع تعامل دولت با آمریکا، نه از روی عزت اسلامی که دقیقا برخاسته از روح ذلت پذیری و حقارت برخی مسئولان و تعمیم دادن آن به ملت ایران است. زانو زدن در برابر کدخدا و نوکران حقیر کدخدا، ترس و رعب از رویارویی با زیاده خواهی های مستکبران، علاقه وافر دولتمردان به جلب نگاه ملک سلمان سعودی، کوتاه آمدن در برابر کدخدا، باج دهی های مکرر به دشمن شماره یک ملت ایران نظیر ماجرای ابوطالبی، بازگشت کشتی امداد رسان ایرانی به یمن، آزادسازی متجاوزان آمریکایی، رها سازی جاسوسان آمریکایی و دهها و صدها نمونه دیگر نشان می دهد که دولت نه تنها علاقه ای به اجرای حکمت آمیز سیاست های راهبردی نظام ندارد که براساس برخی تحلیل ها ، اتفاقا درصدد است از روی تعمد، برخلاف آن ها، عزت و حکمت و مصلحت را قربانی عشق آتشین خود به پیر عروس هزار دامادی با نام «کدخدا» نماید.
براستی اگر جز این است چرا حماسه سازان لوزان و ژنو و قهرمانان و پهلوانانی که پشت درهای بسته گرد و خاک راه می انداختند، در سفر اخیر ترکیه روحانی، تناه راهبردشان برای جلوگیری از تحقیر ایران، بعد از التماس چشم هاشان به ملک سلمان، تنها یک "قهر" بود؟
آنها که از ژنو و لوزان حماسهها ساختند امروز سخنی نمیگویند و پهلوانانی که زیر گوش «جان کری» میزدند و دست روی موگرینی بلند میکردند و خلاصه پشت درهای بسته گرد و خاکی بلند میکردند چرا اجلاس استانبول را با «قهر» ترک میکنند.
براستی این ماجرا هم همچون سایر اتفاقات دولت ناتوان بر سر کار فعلی، بویی از اولیات دیپلماسی نداشت چه رسد به دیپلماسی انقلابی جمهوری اسلامی. ماجرای اجلاس سران سازمان همکاری اسلامی در استانبول برای سیاست خارجی ایران چیزی شبیه «فاجعه» بود. پیشبینی میشد بلافاصله همه کسانی که عزت کشور را مهم میدانند نسبت به این مسئله بااهمیت عکسالعمل نشان دهند. اما مع الاسف همه سکوت کرده و هیچ فرد و گروهی واکنش مناسبی به آن نشان نداد.
قهر؛ اوج تدبیر دیپلماتیک دولتآنچه تعجب آور بود آنکه سیاستمداران اینگونه منافع و عزت ملی را نادیده میگیرند و به خاطر منافع شخصی و گروهی خود در برابر مسائلی تا این حد بزرگ، سکوت میکنند. واقعیت آن بود که ایران عزیز به دلیل تدابیر فاخر دولت روحانی، در استانبول تنها ماند اما متاسفانه این تنهایی، عزتمندانه و قهرمانانه نبود. عجیب این بود که دولتی ها، با حالت «قهر» تصمیم گرفتند تا در نشست پایانی اجلاس شرکت نکنند در حالی که واضح بود این اجلاس از اول تا آخر به معنای واقعی کلمه «ضد ایرانی» است. چگونه میتوان در یک اجلاس ضد ایرانی شرکت کرد، سخنرانی کرد و فقط از نشست پایانی آن قهر کرد.
اینکه چرا هیچ تدبیری برای اجلاس اندیشیده نشد؟ چرا در تصمیم حضور رئیس جمهور در این اجلاس تجدیدنظر نشد؟ و چرا دولت دیپلماسی بلد روحانی، اینهمه حقارت برای ایران به ارمغان آورده را باید به محکمه تاریخ سپرد. این تازه در حالیست که دریابیم تهیه و تدوین این راهبرد نه اتفاقی و یهویی که ماهها براساس برنامه ریزی دقیق عربستان صورت گرفته و دولت، به راحتی در برابر آن سر فرود آورده بود. چنانچه عباس عراقچی در اعترافی آشکار در همین زمینه با اشاره به بیانیه پایانی این اجلاس گفته بود: «این گونه نیست که در یکی دو روز اخیر تهیه شده باشد. حدود دو ماه پیش در جده که اجلاس کارشناسی تشکیل شد، متن اولیه سند را آماده کردند که در آن اجلاس دولت عربستان به هیات جمهوری اسلامی ایران روادید نداد و ما موفق به شرکت در آنجا نشدیم»! هر کسی با شنیدن چنین سخنانی از خود میپرسد پس در چنین شرایطی چه دلیلی برای حضور در نشست وجود داشت؟ یا خب! چرا در این دو ماه کاری نکردید؟ حتی دریغ از «فشار ایمیلی»! و ظاهرا در همین حد هم کاری انجام نشده است.
کسانی که خود را «پیامآوران دیپلماسی» میدانستند در میان برادران مسلمان و همسایگان خود هم تنها ماندهاند و این حکایت عجیبی است. کشورهای کوچک و رژیمهای منحط با ما مانند کشورهای درجه دو و سه رفتار میکنند و میشنویم دیپلماسی دلار بر دیپلماسی لبخند پیروز شده است.
دولت اتفاقی، دیپلماسی اتفاقیدولت اتفاقی یازدهم، دیپلماسی های اتفاقی هم دارد. براساس همین دیپلماسی ، اتفاقا ظریف در راهروها به اوباما برخورد می کند، اتفاقا روحانی با اوباما تلفنی گفتگو می کند، اتفاقا، کری و ظریف با هم به پیاده روی های عاشقانه می روند، اتفاقا پاسپورتهای ما در جیبوتی و بحرین و امارات، لگد کوب میشود و اتفاقا عزت و حکمت و مصلحت، لگد کوب می شود.
انفعال دولتی که مدعی شق القمر بودروشن است که بهانه، دلارهای نفتی عربستان یا نفوذ دشمن هایی نظیر آمریکا در اجلاس ها و فعالیت های منطقه ای، بهانه ای واهی است. چراکه اولا این بهانه، نه امری تازه که در طول دوران انقلاب اسلامی همواره موجود بوده و هیچوقت نبوده که آمریکا یا عربستان و...، دست از چنین تحرکاتی علیه ملت ایران برداشته باشند. اتفاقا نکته آنجاست که مدعیان بلد بودن زبان دیپلماتیک در دولت فعلی، مدعی بودند که به دلیل تسلط به زبان دیپلماسی، باید با ادبیات لبخند و ابزار دیپلماسی و اصرار بر کاهش تنش، با کدخدا مراوده داشته و برخورد نمود . ایشان مدعی بودند کاری که دولت قبل انجام داده و با زبان «قدرت» با دنیای مستکبرین سخن میگفت تنش آفرین بوده و به دلیل اتخاذ چنین رویکردی ، مشکلات جهانی در پیش پای ایران قرار دارد.
نکته جالب توجه دیگر آن است که محکومیت حمله به سفارت عربستان در ایران توسط سازمان همکاریهای اسلامی در حالی انجام میشود که محمد جواد ظریف نیز در جریان سخنرانی خود در نشست وزیران خارجه کشورهای عضو این سازمان در حرکتی منفعلانه و تحقیر آمیز، به محکومیت این حملات توسط ایران و برخورد جدی با مرتکبین این حادثه اشاره کرده بود، اما گویا این حد از سخنان منفعلانه و عقبنشینی وزیر امورخارجه دولت یازدهم -که در یک کشور خارجی علیه اتباع ایرانی موضع میگرفت- هم کفایت نکرده و دولتهای همسو با آل سعود در اقدامی پیشدستانه این بند را در بیانیه پایانی گنجانده و ایران را محکوم به نقض آشکار حقوق بینالملل محکوم کردند.
حال به درستی روشن شده است که این نه لبخند و انفعال است که دشمن را از ادامه دشمنی برحذر می دارد که تکیه بر توان و قدرت داخلی است که می تواند جلوی هجوم دشمن را گرفته و مانعی برای ادامه یابی اشتهای سیری ناپذیر استکبار برای هضم ملت هایی همچون ملت ایران است.
چنانچه در حال حاضر با سیاست های عقب نشینانه و تحقیر آمیز منطقه ای و بین المللی دولت تدبیر که هر روز ناکامی آن برای مردم و نخبگان اثبات می شود این کشورها گستاخ تر شده و حوادثی همچون منا را پدید می آورند.
اوج کار بلدی دیپلماتیک دولت تدبیرایران از سال آخر دولت احمدی نژاد رئیس بزرگترین تشکل سیاسی جهان شده است. کشورهای عدم تعهد بعد از سازمان ملل، بزرگترین تشکل سیاسی غیر وابسته به دولت های استکباری است که مع الاسف دولت مدعی دیپلماسی نه تنها ظرفیت دیپلماتیک این سازمان را فعال نکرده که اتفاقا- شاید از روی عمد- هیچ توجهی به این ابزار مهم دیپلماتیک از خود بروز نداده است. در نتیجه این بی عملی دولت، رئیس جنبش عدم تعهد در اجلاس همکاری اسلامی ، محکوم می شود. این در حالیست که ایران در دولت گذشته، نه تنها در این سازمان منزوی نبود که عنصری اثر گذار و نقش آفرین در این سازمان بین المللی اسلامی بود.
حال با توجه به اوج گرفتن روند انزوا سازی جمهوری اسلامی در منطقه که تابع مستقیم سیاست های اتخاذی دولت روحانی در منطقه و جهان است، دولت دیپلمات های غربگرا باید پاسخ دهند که ادامه دادن این سیاست ها چه نسبتی با اصول عزت ، حکمت و مصلحت دارد. حداقل اینان باید اعلام کنند که کدامیک از سیاست های دیپلماتیک شان اندک نسبتی با سیاست های صدر الاشاره داشته و البته باید اذعان داشت که در این راه، مع الاسف دست دولت بیش از همیشه تهی مانده است.