مجتبی حسینی

علی لاریجانی از اصولگرایی دیروز تا اصلاح طلبی امروز

کدخبر: 2030469

"منجی" راست؛ این لقب جدیدی است که روزنامه اصلاح طلب اعتماد به علی لاریجانی اعطا کرده است.

به گزارش « نسیم آنلاین »، مجتبی حسینی یادداشت نویس روزنامه اعتماد در مقاله ای که در این روزنامه منتشر ساخته است به تفاوت های امروزی علی لاریجانی با گذشته اش اشاره کرده و به روند جداشدن وی از اردوگاه اصولگرایی پرداخته است.

نویسنده اعتماد در همین زمینه نوشته است:« تکیه بر صندلی ریاست مجلس شاید تحقق همه آرزوهای علی لاریجانی در میدان سیاست ایران نبود و نباشد اما مستاجر همین صندلی سبز بزرگ، نمایه و نشانه‌ای مبرهن از فراز و فرود موقعیت چهره‌های سیاسی است، چه آنکه این ‌زاده نجف اشرف با نشستنش روی صندلی ریاست مجلس با هوشمندی تمام و در اوج قیل و قال‌های حمایتی اصولگرایان از احمدی‌نژاد، یک‌تنه مقابل رییس دولت سابق ایستاد تا نشان دهد از محمود احمدی‌نژاد و رفتارهایش دل خوشی ندارد. سلول به سلول «به سلامت» گفتن او به محمود احمدی‌نژاد در ماجرای یکشنبه سیاه تنها عقده‌گشایی بی‌غل‌و‌غش و مقابله به مثل روزهای شورای عالی امنیت ملی فیلسوف راستان از احمدی‌نژاد نبود که او با این کلامش، مرزبندی شفافی را با اصولگرایان به نمایش گذاشت.»

حسینی در ادامه به همراهی های بسیار پر حجم لاریجانی با روحانی نیز چنین پرداخته است:« روحانی که آمد لاریجانی فهمید که سهام اصولگرایان در بازار سیاست رو به افول گذاشته و سکه اعتدال پررونق است. همین بود که در بهارستان به حمایت از روحانی قیام کرد. دفاعیات این خطیب ماهر راست‌کیش در ماجرای برجام نشان داد او آماده همکاری با حسن روحانی و همکاری با اعتدال گرایان برای کاهش ضریب قدرت نمایی تندروها در فضای سیاسی کشور است.»

نویسنده اعتماد البته در ادامه با لحنی طعنه آمیز به علی لاریجانی موقعیت فعلی وی را سرگردانی و بی هویتی سیاسی در میان جناح های سیاسی خوانده و نوشته است:« لب الباب ذهن‌مشغولی‌هایش است که بار و بنه سیاست‌ورزی‌اش را به کدام سمت‌و‌سو ببرد و برای تکرار ریاستش در مجلس دست شراکت به سوی چه جریانی ببرد.»

نویسنده اعتماد در ادامه پیش بینی کرده است که لاریجانی مشی اعتدال فعلی را رها نخواهد کرد.

متن کامل این یادداشت که با عنوان «منجی راست» در اعتماد منتشر شده بدین شرح است:

"منجی" راست وضعیت و موقعیت علی لاریجانی در اردوگاه اصولگرایان چرا بهبود یافت؟ مجتبی حسینی

علی لاریجانی این فلسفه‌خوانده سیاستمدار ٥٨ ساله اهل نجف دو، سه سالی است پا در میدانی گذاشته که با روز و روزگار گذشته‌اش، تفاوتی از زمین تا آسمان دارد. هر چند گِلِ سیاست‌ورزی و تاروپود فلسفه سیاسی‌اش، محافظه‌کاری است و سال‌های سال نان و نمک همین سبقه و سابقه را خورده اما از همان روز که با محمود احمدی‌نژاد سر پرونده هسته‌ای به نقطه تجادل رسید و در نهایت قبای دبیری شورای عالی امنیت ملی را از تن به درآورد، به این تحلیل رسید که محافظه‌کاری و اصولگرایی در ایران با ظهور محمود احمدی‌نژاد شقه شقه می‌شود. او با همین ادراک برای ادامه همکاری با هم‌کیشان سیاسی خویش، ماندگاری در قدرت و برای اوج گرفتن در سپهر سیاسی ایران، سیاست دوری و دوستی با اصولگرایان را برگزید.

گفتمان لاریجانی هرچند در این دوران قرابتی تام و تمام با گفتمان غالب و قالب در اردوگاه اصولگرایان داشت اما در عرصه عمل او قدم در راهی می‌گذاشت که آن به آن و روز به روزش بر ضریب زاویه ایجاد شده با رفتار و کنش دیگر راست کیشان سیاسی می‌افزود، تا آنکه روز موعود رسید و فرصت مطلوب برای جداسازی گره سیاسی لاریجانی از کلاف اصولگرایان فراهم شد؛ همان روزی که سیاهه لشکری ماموریت گرفته در قم با کفش و مهر و نعلین به استقبالش رفتند و نگذاشتند خطبه و خطابه‌اش تمام شود.

شاید آمران این پیاده نظام خشنود بودند از آنکه انتقامی ناب از لاریجانی گرفته‌اند و پرده حرمتش را گسسته‌اند اما بی‌تردید علی لاریجانی هم در میان آن شلوغ بازار پرحرف و حدیث، کمتر از مخالفانش خشنود نبود. چه آنکه از همان روز دیگر می‌توانست رنگ اراده و عمل به نیتش برای جداشدن از اردوگاه درهم اصولگرایان بپاشد. اینچنین بود که مرد شماره یک جناح راست در انتخابات ریاست‌جمهوری ٨٤ آهسته و پیوسته، خرجش را از سفره اصولگرایان جدا کرد تا در عصر احتضار جناح راست او محتضر نشود و به دم و بازدم سیاسی‌اش در اتمسفر سیاست‌ورزی در ایران ادامه دهد. لاریجانی به چشم خود می‌دید که وعظ و خطابه زعامت جناح راست دیگر در میان راستانِ سیاست‌پیشه خریداری ندارد و هر جماعتی، سبیل خود را دنبال می‌کند.

از همین رو در شلوغ بازار ولوله‌هایی که محمود احمدی‌نژاد به پا کرده بود آرام‌آرام توانست موقعیت جدی و جدیدی را نه تنها در جناح راست که در نظام سیاسی برای خود دست و پا کند. تکیه بر صندلی ریاست مجلس شاید تحقق همه آرزوهای علی لاریجانی در میدان سیاست ایران نبود و نباشد اما مستاجر همین صندلی سبز بزرگ، نمایه و نشانه‌ای مبرهن از فراز و فرود موقعیت چهره‌های سیاسی است، چه آنکه این ‌زاده نجف اشرف با نشستنش روی صندلی ریاست مجلس با هوشمندی تمام و در اوج قیل و قال‌های حمایتی اصولگرایان از احمدی‌نژاد، یک‌تنه مقابل رییس دولت سابق ایستاد تا نشان دهد از محمود احمدی‌نژاد و رفتارهایش دل خوشی ندارد. سلول به سلول «به سلامت» گفتن او به محمود احمدی‌نژاد در ماجرای یکشنبه سیاه تنها عقده‌گشایی بی‌غل‌و‌غش و مقابله به مثل روزهای شورای عالی امنیت ملی فیلسوف راستان از احمدی‌نژاد نبود که او با این کلامش، مرزبندی شفافی را با اصولگرایان به نمایش گذاشت.

این اما همه مسافتی نبود که لاریجانی برای دوری از اصولگرایان انتخاب کرده بود. روحانی که آمد لاریجانی فهمید که سهام اصولگرایان در بازار سیاست رو به افول گذاشته و سکه اعتدال پررونق است. همین بود که در بهارستان به حمایت از روحانی قیام کرد. دفاعیات این خطیب ماهر راست‌کیش در ماجرای برجام نشان داد او آماده همکاری با حسن روحانی و همکاری با اعتدال گرایان برای کاهش ضریب قدرت نمایی تندروها در فضای سیاسی کشور است.ایام به همین منوال پیش رفت و تصویب برجام به عنوان یک مطالبه ملی محقق شد.حالا اما وضعیت دیگری پدید آمده و شاید این روزها یک نام بیش از همه، حواس شش‌گانه علی لاریجانی را معطوف به خود کرده است؛ «محمدرضا عارف» سیاستمدار اصلاح‌طلبی که رکورد کسب بیشترین رای در انتخابات مجلس از حوزه انتخابیه تهران را کسب کرد و این روزها به عنوان نماد ناب و امید اصلاح‌طلبان برای کسب ریاست یکی از قوای سه گانه شناخته می‌شود.

لاریجانی با رصد دقیق وقایع روز و با ادراکی صحیح و دقیق از وضعیت اصلاح‌طلبان خوب می‌داند که برای رسیدن به صندلی ریاست پارلمان ایران راهی سخت‌تر از رقابت با غلامعلی حداد عادل دارد. همین است که می‌شود حدس زد که علی لاریجانی این روزها «چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما»ی لسان‌الغیب شیرازی را زیاد زیر لب زمزمه می‌کند و لب الباب ذهن‌مشغولی‌هایش است که بار و بنه سیاست‌ورزی‌اش را به کدام سمت‌و‌سو ببرد و برای تکرار ریاستش در مجلس دست شراکت به سوی چه جریانی ببرد. با نگاهی منطقی شاید لاریجانی و رهروانش باید نقد همراهی با اصولگرایان را بر نسیه ائتلاف با حامیان دولت ترجیح دهند اما انتخاب لاریجانی برای انتخاب ایستادن بر یک مختصات سیاسی آنجایی مشکل می‌شود که او می‌داند که عصر احتضار راست با فصل احیای چپ همزمان شده و ادراکی دقیق و صحیح از محبوبیت و مغضوبیت جناحین کشور دارد.

لاریجانی هرچند از اصولگرایان فاصله گرفته اما نمی‌تواند یک‌باره به عقبه سیاسی خود پشت کند و از این سو هم برای تثبیت موقعیت اجتماعی و سیاسی‌اش نیاز دارد به رفتار اعتدالی‌اش ادامه دهد. با این شرایط علی لاریجانی چه زمین بازی‌ای را انتخاب خواهد کرد؟ این شاید جدی‌ترین پرسشی باشد که در هیاهوی امروز پساانتخابات همه می‌خواهند برایش پاسخی بیابند. البته علی لاریجانی طی یک ماه گذشته، دست فرمان یک سال گذشته خود در فضای سیاسی را تغییر نداده؛ چه آنکه او هم با طعنه و کنایه و هم با صراحت بازهم علیه تندروی، افراطی‌گری و بداخلاقی سخن گفت و موضع گرفت. گفتن جملاتی نظیر «بی‌عقلی، انقلابی‌گری نیست» و «افشاگری روش کمونیست‌هاست» نشان داد که قصد ندارد از راه اعتدال که برای آینده سیاسی‌اش انتخاب کرده، دور شود.

البته ذهن لاریجانی جدای از یافتن راه‌حلی برای چگونگی تکرار ریاست مجلس به یک موضوع دیگر هم مشغول بود که باعث شد او روز شنبه و برخلاف همه رفتار و تلاش خود برای دوری جستن از اصولگرایان راهی همایش منتخبین اصولگرا شود. شاه بیت حرف‌های روز شنبه لاریجانی این جمله بود که «نیازی به صحبت پدربزرگان سیاسی نداریم.» این حرف لاریجانی نشان از آن دارد که فیلسوف جناح راست از وضعیت نابسمان اصولگرایان و امید مدیران این جناح به او آگاه است.حضور روز شنبه لاریجانی در همایش منتخبین اصولگرا تنها و تنها یک پیام داشت؛اینکه هم اصولگرایان برای ماندگاری در فضای سیاسی و نجات خود محتاج بیعت با لاریجانی هستند و هم آنکه لاریجانی آماده به تن کردن قبای رهبری جناح راست دارد.

ارسال نظر: