محمدامین خلیلزاده
لاریجانی اصلاح طلب تر است یا عارف؟
محمدامین خلیل زاده در جدیدترین شماره هفته نامه ۹ دی پیرامون بحث روز ریاست مجلس دهم، به موضوع ریاست علی لاریجانی بر مجلس اشاره کرده و پیرامون اینکه لاریجانی اصلاح طلبتر است یا عارف، ریاست دوباره لاریجانی بر مجلس را ضربهای به برند اصولگرایی دانسته است.
به گزارش « نسیم آنلاین »، محمد امین خلیل زاده در این یادداشت حضور علی لاریجانی در صدر فهرست اصلاح طلبان قم را نمونه ای بر این مدعا دانسته و نوشته است:« گذشت زمان و نفوذ عناصر فرصت طلبی که اصولگرایی را به عنوان یک دسته بندی جناحی مطرح می کردند این گفتمان را در معرض استحاله شدن قرار داد، به گونه ای که امروز مناسبات جدیدی را پس از انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم مشاهده کرده و شاهد نزدیکی عناصری که روزگاری تابلوی اصولگرایی را بالا می بردند به جریان اصلاح طلب هستیم. این رفتار سیاسی باعث شده تا به شدت به اصولگرایی به عنوان یک "برند" ضربه جدی وارد شود.»
نویسنده هفته نامه 9 دی در ادامه تاکید کرده است:« نگاهی به کنش های علی لاریجانی نشان می دهد که وی با نحوه کنشهای سیاسی خود نقش پر رنگی در جهت آسیب رسیدن به برند اصولگرایی داشته است... علی لاریجانی در کنش های سیاسی خود در این چند سال نشان داده به دنبال ائتلاف های صرفا سیاسی و عدم توجه به نگاه های گفتمانی می باشد و همین مسئله باعث شده است به افرادی که روزی در مقابل وی قرار داشتند نزدیک شود و غیریت سازی با رقیب نداشته باشد، در همین راستا است که وی ابتدا در چارچوب دولت وحدت ملی هاشمی رفسنجانی از خاتمی تا ناطق و از حداد عادل تا مهدی کروبی و حتی برخی از ملی-مذهبی ها را در همایشی به بهانه سالگرد مشروطیت به مجلس می برد و بعد از ناکامی این پروژه، موضعی ظاهرا بی طرفانه می گیرد. رفتار سیاسی او در ماجرای انتخابات ریاست جمهوری 88 و پس از آن هم موید این مطلب است تا جایی که خبر تبریک او به موسوی به عنوان پیروز انتخابات در صبح جمعه بیست و دوم خرداد 88 از زبان چند نفر حکایت می شود.»
نویسنده در ادامه به حاضر نشدن لاریجانی نسبت به پرداخت هزینه عملکرد خود در سپهر سیاسی کشور را دلیل دیگر ضعف لاریجانی برشمرده و تاکید کرده است:« نگاهی به کنش های علی لاریجانی نشان می دهد که مواضع وی با جریان اصلاحات و اعتدال هم سو می باشد در حالی که او به عنوان یکی از سران اصولگرا! معرفی می شود تا آنجا که وی حتی حاضر است برای دلواپس نشدن اصلاح طلبان از صراحت در بیان اصولگرا بودن خود طفره رفته و دم از "استقلال " خود می زند، لاریجانی در طول مجلس هشتم و به ویژه نهم نشان داده است که حتی حاضر نیست که از ظرفیت اصلاح طلبان چشم پوشی کند چه برسد به آنکه خود را به عنوان عضوی از جریان اصولگرایی معتهد به نقد و برخورد با کسانی بداند که در این کشور باعث پیدایش مجلس ششم و فتنه های سال 78و 88 شدند. اصولگرایان خرسندند که عارف رای لازم را نخواهد آورد و این لاریجانی است که دوباره بر سکوی ریاست مجلس می نشیند اما هیچگاه حاضر نیستند بگویند که خطری که از ناحیه عارف ، جریان اصولگرایی را در برمی گیرد بیشتر است یا خطری که از ناحیه لاریجانی این جریان را تهدید می کند.»
متن کامل این یادداشت بدین شرح است:
"اصولگرایی" به مثابه یک گفتمان و نه یک تابلوی حزبی از سوی مقام معظم رهبری در دوران که ماهیت انقلابی جمهوری اسلامی در خطر بود مطرح و مورد ترویج قرار گرفت، به گونه ای که می توان با جستجوی ساده در سخنان ایشان به شاخصه های اصولگرایی از منظر ایشان به راحتی دست یافت.
گذشت زمان و نفوذ عناصر فرصت طلبی که اصولگرایی را به عنوان یک دسته بندی جناحی مطرح می کردند این گفتمان را در معرض استحاله شدن قرار داد، به گونه ای که امروز مناسبات جدیدی را پس از انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم مشاهده کرده و شاهد نزدیکی عناصری که روزگاری تابلوی اصولگرایی را بالا می بردند به جریان اصلاح طلب هستیم. این رفتار سیاسی باعث شده تا به شدت به اصولگرایی به عنوان یک "برند" ضربه جدی وارد شود.
در حالی که منتخبان مجلس دهم خود را آماده می کنند تا به انتخاب رئیس مجلس دهم بپردازند، بررسی تاثیر انتخاب علی لاریجانی با حمایت اصولگرایان مجلس به عنوان رئیس مجلس از منظر "برندینگ سیاسی" در شرایط فقدان حمایت جدی عمومی و ضعف پایگاه اجتماعی اصولگرایان از اهمیت جدی برخوردار می باشد، چرا که ادامه خطاهای گذشته و تصمیمات اشتباه دیگر می تواند برای همیشه باعث از بین رفتن اصولگرایی به عنوان یک برند مورد اعتماد شود، نگاهی به کنش های علی لاریجانی نشان می دهد که وی با نحوه کنشهای سیاسی خود نقش پر رنگی در جهت آسیب رسیدن به برند اصولگرایی داشته است.
یکی از قوانین برند سازی سیاسی به "ضرورت تعین مرزهای غیریت ساز" با دیگران بر می گردد چرا که سیاست اساسا در شهری که همه باهم دوست هستند وجود ندارد . سیاست بدون وجود معادله دوستی و دشمنی معنا نمی یابد، علی لاریجانی در کنش های سیاسی خود در این چند سال نشان داده به دنبال ائتلاف های صرفا سیاسی و عدم توجه به نگاه های گفتمانی می باشد و همین مسئله باعث شده است به افرادی که روزی در مقابل وی قرار داشتند نزدیک شود و غیریت سازی با رقیب نداشته باشد، در همین راستا است که وی ابتدا در چارچوب دولت وحدت ملی هاشمی رفسنجانی از خاتمی تا ناطق و از حداد عادل تا مهدی کروبی و حتی برخی از ملی-مذهبی ها را در همایشی به بهانه سالگرد مشروطیت به مجلس می برد و بعد از ناکامی این پروژه، موضعی ظاهرا بی طرفانه می گیرد. رفتار سیاسی او در ماجرای انتخابات ریاست جمهوری 88 و پس از آن هم موید این مطلب است تا جایی که خبر تبریک او به موسوی به عنوان پیروز انتخابات در صبح جمعه بیست و دوم خرداد 88 از زبان چند نفر حکایت می شود.
قانون دیگری در برند سازی سیاسی وجود دارد که از سوی لاریجانی نادیده گرفته شده است. این هم باعث شده تا عملکرد وی به عنوان یکی از چهره های شاخص، ضربه جدی به برند اصولگرایی بزند. این قانون همانا به " نپرداختن هزینه در سیاست" معنا می یابد. لاریجانی خود را به عنوان یک اصولگرا می شناساند، اما رفتارهای وی در چندین ساله اخیر نظیر حمایت از مواضع و عملکردهای پرحاشیه دولت روحانی و به ویژه برجام -چه با عینکی جناحی چه با عینکی اعتقادی- حکایت از عبور وی از مواضع جریان اصولگرایی و نپرداختن هزینه منسوب بودن به این جریان را دارد.
قانون داشتن اصالت نیز در برندسازی سیاسی از اهمیت زیادی برخوردار می باشد. اصالت به معنای تکیه بر ویژگی های منحصر به فرد خود به عنوان مولفه های بنیادینی است که در نهایت به تبلور عنصر اصلی در برند سازی سیاسی یعنی تمایز منجر می شود، در این میان تقلید از ویژگی های دیگر سیاستمداران بسیار زودتر از آنچه می پندارید در نظر مخاطبین آشکار می شود، بررسی مواضع علی لاریجانی نیز نشان می دهد او که روزگاری از سوی دوستان امروزش به عنوان" رئیس رسانه میلی" خوانده می شد، امروز به جای رسیده است که برای یاران خاتمی و رفسنجانی سخت شده است که بین او و عارف به چه کسی رای دهند!
نگاهی به کنش های علی لاریجانی نشان می دهد که مواضع وی با جریان اصلاحات و اعتدال هم سو می باشد در حالی که او به عنوان یکی از سران اصولگرا! معرفی می شود تا آنجا که وی حتی حاضر است برای دلواپس نشدن اصلاح طلبان از صراحت در بیان اصولگرا بودن خود طفره رفته و دم از "استقلال " خود می زند، لاریجانی در طول مجلس هشتم و به ویژه نهم نشان داده است که حتی حاضر نیست که از ظرفیت اصلاح طلبان چشم پوشی کند چه برسد به آنکه خود را به عنوان عضوی از جریان اصولگرایی معتهد به نقد و برخورد با کسانی بداند که در این کشور باعث پیدایش مجلس ششم و فتنه های سال 78و 88 شدند.
با وجود ضربه های جدی لاریجانی به برند اصولگرایی و نقش پر رنگ وی در کمرنگ شدن اصولگرایی به مثابه یک گفتمان و حتی یک جناح سیاسی! که در تشکیل فراکسیون موسوم به رهروان ولایت در مجلس نهم و سازجدایی نزدیکانش در جریان انتخابات مجلس دهم دیده شد و حتی بی محلی به کمیته موسوم به هفت نفره اصولگرایان برای مجلس دهم، بار دیگر اصولگرایان در حال تکرار اشتباه انتخاب علی لاریجانی به عنوان رئیس مجلس دهم بوده و خبر از حمایت وی می دهند!
اصولگرایان خرسندند که عارف رای لازم را نخواهد آورد و این لاریجانی است که دوباره بر سکوی ریاست مجلس می نشیند اما هیچگاه حاضر نیستند بگویند که خطری که از ناحیه عارف ، جریان اصولگرایی را در برمی گیرد بیشتر است یا خطری که از ناحیه لاریجانی این جریان را تهدید می کند.
در حالی که مواضع و رفتار علی لاریجانی کاملا در جهت همسویی با دولت روحانی می باشد، انتخاب وی تنها می تواند اندک مرزهای باقی ماننده و غیریت ساز با اصلاح طلبان را از بین برده و به دلیل عدم مشخص بودن چارچوب های گفتمانی جاذبه های اجتماعی اصولگرایی به عنوان یک برند را بیش از بیش مورد خدشه قرار دهد و به تقویت گفتمانی و حق نمایی اصلاح طلبان بیانجامد.