گزارش «نسیم آنلاین» از آخرین تقلاها برای کسب کرسی ریاست مجلس دهم
لاریجانی "تکرار" میشود!
اعتراض اصلاحطلبان به دولت یازدهم البته نشان میدهد که در گیرودار انتخاب رئیس مجلس، ظاهراً حسن روحانی و دوستانش بهجای یار انتخاباتیشان؛ طرفِ رقیب را گرفتهاند و قرار نیست که اینبارهم محمدرضا عارف را بازی دهند.
گروه سیاسی « نسیم آنلاین »- علی جمشیدی:: «دولت در امور مجلس دخالت نکند؛ نمایندگان مجلس "قیم" نمیخواهند...» این سخنان محمدرضا عارف رئیس فراکسیون امید در مجلس دهم است. سخنانی که قریب به 10 روز پیش از آغاز مجلس دهم بیان شد و از نارضایتی جدی سرلیست اصلاحطلبان در انتخابات مجلس دهم نسبت به رفتار دولت خبر داد.
* اپیزود اولاین روزها چشمهای بسیاری به صحن بهارستان دوختهشده. سیاسیون و همه آنهایی که از دور و نزدیک دستی بر آتش دارند منتظر نشستهاند تا ببیند پس از کشوقوسهای فراوان؛ نهایتاً چه کسی بر صندلی ریاست "خانه ملت" تکیه خواهد زد. عارف یا لاریجانی؟
این انتظار و چشمبهراهی در شرایطی حساستر و نفسگیرتر شده است، که در میان کشمکش تعیین رئیس دو مجلس مهم کشور، اولین رقابت - یعنی ریاست مجلس خبرگان - را کسی پیروز شد که در انقلابیگری و غربستیزی زبانزد است؛ و نشستن او بر صدر نهادِ راهبردی و استراتژیکِ نظام - آنهم با آن همه تخریب و جوسازی - اتفاق بسیار با اهمیتی مینماید.
پیروزی آیتالله جنتی در کورس رقابت ریاست خبرگان رهبری آنهم با اختلاف چند ده رأیی در مقابل گزینه مورد حمایت هاشمیرفسنجانی از این ماجرا حکایت داشت که حرف اصولگرایان در مورد ترکیب مجلس خبرگان و گرایش غالب رایآورندگان به واقعیت نزدیکتر از آن چیزی است که اصلاحطلبان و نزدیکان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مورد انتخابات میگفتند و تهران را بهمثابه کل کشور فرض میکردند.
این پیروزی آنها یعنی اصولگرایان را برای پیروزی دوم در انتخاب رئیس مجلس شورای اسلامی امیدوارتر کرده است و قاعدتاً اصلاحطلبان را اندکی مغمومتر. در شرایطی که هم اصولگرایان و هم اصلاحطلبان میدانند که پیروزی در انتخاب رئیس مجلس میتواند هموار کننده آینده سیاسی آنها باشد، بهویژه در شرایطی که تنها یک سال تا انتخابات ریاست جمهوری بعدی فاصله است.
*اپیزود دومکارزار انتخاب رئیس مجلس شورای اسلامی فردا تمام و تکلیف همه مشخص میشود. محمدرضا عارف با تکیهبر همان گزاره تهرانی دیدن کل کشور و رای یک و نیم میلیونی خود در این حوزه انتخابیه؛ رؤیای تصرف مجلس توسط لیست امید را در سر دارد و علی لاریجانی هم که پس از خسارت 100 هزار رأیی لیست امید، نفر دوم قم شده و حالا از امیدیها تبری جدی هم میجوید، با نگاه به "حمایت جبری" اصولگرایان و احتمالاً حمایت تاکتیکی اما "پسِپرده" دولت، به دنبال تکرار ریاست هشتساله خود بر مجلس شورای اسلامی است.
ترکیب صحن بهارستان اما همچنان میگوید که فراکسیونها بهصورت خالص 120 به 120 هستند با چند نفر بالاتر یا پایینتر، ترکیبی که تا اینجا گویای برتری هیچکدام از گروهها حداقل بهصورت محسوس نیست و لذا اصلاحطلبان و اصولگرایان هرکدام برای پیروزی در انتخابات ریاست مجلس نیاز به رأی آن 60 نمایندهای دارند که هنگام شرکت در انتخابات خود را مستقل معرفی کردهاند و وابستگی ریشهای نه به اصولگرایان دارند و نه به اصلاحطلبان.
هم "امیدیها" و هم "اصولگراها" هر دو میدانند که با 120-130 نفر نمیتوانند در مجلس متکثر آینده کوچکترین کاری از پیش ببرند، چه برسد به تعیین هیئترئیسه و رئیس مجلس.
سوای نظر و گرایش این 60 نفر که قطعاً طی امروز و فردا نهایی خواهد شد و البته باوجود همه تکذیبها؛ به نظر میرسد دولت نقش مهمی در تعیین رئیس مجلس دارد؛ شواهد و قرائن پیدا و پنهان همگی از رایزنیهای فشرده دولتیها؛ اصلاحطلبان و اصولگرایان (البته باواسطه شخص علی لاریجانی) حکایت دارد و میگویند که لابیهای سنگینی در حال شکلگیری است.
در این میان اما برخلاف تمام پیشبینیها و تصورات عمومی مردم در خصوص نزدیکی و تعامل اصلاحطلبان با دولتیها، این روزها حسن روحانی بیشترین نقد را از جانب اصلاحطلبان تحمل میکند، نقدهایی که تقریباً همگی سیاسی و معطوف به تعیین ریاست مجلس هستند.
عارف که روزی برای روحانی فداکاری کرده بود و از گردونه رقابت انتخاباتی خود را به بیرون افکنده بود، امروز بهعنوان رئیس فراکسیون امید مجلس آینده میگوید که نمایندگان نیازی به قیم ندارند و بهتر است که دولت در انتخابات ریاست مجلس دخالت نکند. عبدالواحد موسوی لاری وزیر کشور دولت اصلاحات هم در همایش ستادهای استانی اصلاحطلبان بهصراحت گفت که مجلس نباید دولت ساخته باشد وقسعلیهذا. . .
اعتراض اصلاحطلبان به دولت یازدهم البته نشان میدهد که در گیرودار انتخاب رئیس مجلس، ظاهراً حسن روحانی و دوستانش بهجای یار انتخاباتیشان؛ طرفِ رقیب را گرفتهاند و قرار نیست که اینبارهم محمدرضا عارف را بازی دهند.
این نیت دولت را البته علی یونسی دستیار ارشد روحانی از مدتها قبل برملا کرده بود، همان زمانی که او در گفتگو با روزنامه آرمان گفته بود: "به نظر من به همان دلیل که مصلحت بود آقای عارف به سود آقای روحانی در انتخابات ریاستجمهوری کنارهگیری کند در مجلس دهم نیز مصالح اصلاحطلبی و مجلس را در ارتباط با مدیریت آن در اولویت قرار خواهند داد."
* اپیزود سومبرخلاف اصلاحطلبان که مدتهاست بحث ریاست مجلس را در رسانههای خود داغ نگهداشتهاند، اصولگرایان ساکتاند و هرازگاهی به این اکتفا میکنند که "لاریجانی رئیس میشود". در این میان نماینده قم هم از نفر اول تهران ساکتتر است و مطلقاً درباره ریاست مجلس آینده اظهارنظری نکرده است و همین هم باعث شده دوگانه "سکوت-بلوا" در فضای ابهامآلود مجلس آینده کاملاً شکل بگیرد. دوگانه مرموزی که در روزهای گذشته بهدفعات و انحاء مختلف در تحلیل کارشناسان مورد ارزیابی قرار گرفت.
بعضیها میگویند سکوت لازمه حرکت لابیگر خبرهای چون علی لاریجانی است وعدهای دیگر گمانهزنی میکنند که چون نظر روحانی این بار بر علی لاریجانی نشسته است، او نیازی به فعالیت رسانهای ندارد و ترجیح میدهد بدون "جرح" به کرسی ریاست برسد.
علیایحال این سکوت لاریجانی در کنار آن تهدید عارف و آخرین رقم فراکسیون اصولگرایان(فراکسیون ولایت) در کنار صندلیهای خالی دومین نشست فراکسیون امید؛ حکایت از آن دارد که اصولگرایان در انتخاب رئیس از اصلاحطلبان جلوترند و این به معنای این است که عارف مجدداً باید در حاشیه بنشیند و تماشاچی بازی بازیگران اصلی و قدرتمند فضای سیاسی کشور باشد.
تمدید حاشیهنشینی اصلاحطلبان اینبار هم مانند سال 92 هیچ ربطی به حاکمیت ندارد؛ موتور اصلاحطلبان برای دومین بار است که به دستور "حسن روحانی" خاموش میشود و آنها مجبور به اطاعت هستند. اطاعتی که البته برای این جریان سیاسی و حامیان مردمی آن قطعاً بسیار سخت و ناگوار است؛ آنها در تهران پیروز شدهاند و در کشور نیز توانستهاند قریب به صد نفر را راهی بهارستان کنند ولی فضای سیاسی کشور همچنان به آنها روی خوش نشان نمیدهد و حتی دولتی که از آن نیز چشم یاری داشتند امروز "بیمحلی" میکند.
اینکه اصلاحطلبان همچنان در سطح دوم فضای سیاسی کشور به نقشآفرینی میپردازند و نمیتوانند به سطح اول بازگردند، خود میتواند دلایل زیادی داشته باشد.
سیاسیون در اولین نظر معتقدند که عارف 94 ؛ همچنان چوب تندروی و لشکرکشیهای خیابانی فتنهگران88 را میخورد و اعضای فراکسیون امید هم چوب ندانم کاری آنهایی که در برههای 10 ساله بهجای رفتار مبتنی بر دموکراسی، میتینگ خیابانی را برای رسیدن به اهدافشان انتخاب کردند.
عدهای دیگر اما نظری متفاوت دارند، کسانی که میگویند اصلاحطلبان با اشتباهی استراتژیک بهجای یکسره کردن تکلیف خود با نظام و حاکمیت تلاش کردهاند یکی به نعل یکی به میخ و با واسطهگری به حاکمیت برگردند. آنها میگویند اصلاحطلبان نباید سیاسیون کارکشتهای چون نزدیکان هاشمی رفسنجانی را بهعنوان "محلل" انتخاب میکردند چراکه این جریان اولاً خود با حاکمیت زاویهدارد ؛ ثانیاً اگر فرصتی برای اظهار وجود کسب کند بههیچعنوان ذرهمهلتی به دیگران برای اظهار وجود نخواهد داد و ثالثا اولویت شخص هاشمی این روزها به جای بازگشت به حاکمیت تنها معطوف به انتقام جویی شده است و مانند مجلس خبرگان به جای اقدام ایجابی تمام تلاش خود را برای حذف و یزدی، مصباح و جتنی کرد و نهایتا نتیجه عکس گرفت.
به عبارتی کارگزارانی ها و اعتدال و توسعهای های فاقد پایگاه اجتماعی، هم در سال 92 و هم در سال 94 تنها از پایگاه رأی اصلاحطلبان استفاده کردند و موقع واگذاری امتیاز که شد کمترین جایگاهی به اصلاحطلبان ندادند.
البته اصلاحطلبان شاید همان موقعی که در ازای حمایتهای حداکثری روحانی از آنها در فضای رسانهای هیچ عایدی واقعی و حقیقی کسب نکردند باید میفهمیدند که روحانی بنای عمل به حرفها و شعارهای آنها ندارد.
آنها باید میدانستند که این عادت روحانی است که در فضای مطبوعاتی برای کسب پایگاه اجتماعی اصلاحطلبان فریاد کشد و در پشت پرده و در فضای لابی تنها اهداف خود را دنبال کند.
دسته سومی هم البته در این میان حضور دارند. آنهایی که معتقدند سیاست پیچیدهتر از آن است که استاد یزدی دانشگاه شریف از پس آن بربیاید. آنها میگویند که فضای سیاسی کشور بازیگران حرفهایتری دارد که اجازه بازی جدی به عارف و لیست جوان و جویای نام او در مجلس را نمیدهد، هرچند که 30 نفر تهران از آنِ آنها باشد و در تعداد دیگری از حوزهها هم وضعیت به همینگونه.
این عده از سیاسیون میگویند علی لاریجانی برای دولت و رضایت او چه کاری میتوانسته بکند که نکرده است، از رایآوری کابینه گرفته تا برجام؛ علی لاریجانی نه تنها همراه بوده بلکه در بسیاری از موارد به جای دولت چندین قدم را شخصاً طی کرده و امور را به جلو برده است؛ حالآنکه اگر برفرض مثال محمدرضا عارف در جایگاه ریاست مجلس همراهی صددرصدی با دولت داشته باشد، آیا با تمام اعوانوانصارش قدرت پیشبری امور در حاکمیت و تعامل عمیق و گسترده با تمامی نهادها و مجموعههای نظام مانند علی لاریجانی را دارد؟
پاسخ این سوال قطعاً منفیست و همین امر هم موجبات انتخاب لاریجانی بهعنوان گزینه اصلی همراهی با دولت را فراهم آورده است. انتخابی که احتمال ریاست وی بر مجلس دهم را بهصورت قابلتوجه افزایش میدهد و اصلاحطلبان را به سمت سویی رهسپار میکند که بنشینند و به این فکر کنند که به قول ابراهیم اصغر زاده "ثقل اصلاحطلبی" به سمت میانهروها باید میرفت و یا .....