یادداشت/ محمد سعیدی
سران داخلی و خارجی فتنه ۸۸؛ ضرورتِ یک بازشناسی!
پس از گذشت شش سال از آشوبهای سال ۸۸، به نظر میرسد بازخوانی و بازشناسی آنچه مهرههای اصلی فتنه در سال ۸۸ مرتکب شدند، همچنان از ضروریات این روزهای کشور است
گروه سیاسی « نسیم آنلاین »- محمد سعیدی:: پس از گذشت 7 سال از ماجرای فتنه 88، اکنون می توان با دیدی بازتر و استناداتی قوی تر درباه آن حادثه مهیب سخن گفت. فتنه 88 هر چه بود، خسارات مهمی را بر پیکره ی کشور و منافع ملی ایرانیان وارد کرد. از هم پاشیدگی و گسست اجتماعی، تحریم های بی سابقه اقتصادی، خسارات قابل توجه برخی زیرساخت های شهری، تلفات انسانی قابل توجه و ده ها قلم خسارت ریز و درشتِ دیگر، تنها دستاوردهای فتنه 88 برای ایران بود. خوش شانسی تاریخی البته این بود که آن فتنه عظیم، به سرانجام نرسید. چه اینکه با توجه به شریک بودن طیف های متعدد سیاسی- از اصلاح طلبان تندرو تا مجاهدین خلق و رضا پهلوی- در آن فتنه، معلوم نبود سرنوشت دعوای تقسیم قدرت در فردای پیروزی آنان به کدام سمت و سو خواهد رفت! خوش بینانه ترین پیش بینی می تواند این باشد که دولتی ائتلافی با مشارکت سران فتنه، مسعود رجوی، رضا پهلوی و دیگر طیف های نام و نشان دار سیاسی تشکیل می شد.
روشن است که صد البته، موضوع به همین سادگی ها قابل حل و فصل نبود. دچار شدن ایران به وضعیتی شبیه به مصرِ پس از محمد مرسی یا سوریه ی کنونی، می تواند حدسیات نزدیک به واقع تری در این زمینه باشد! هر چه هست، هنوز هم پس از گذشت 7 سال از آن ماجرا، بحث بر سر قوه کنترل کننده فتنه 88، یکی از جنجالی ترین موضوعات مورد بحث در این حوزه است. مستندات روشن و متقن متعدد، دخالت آشکار آمریکا و غرب در هدایت فتنه 88 را نشان می دهند، با این وجود، برخی افراد و جریانات سیاسی نزدیک به فتنه، هنوز هم می خواهند خاک بر روی آفتابِ واقعیت ها بپاشند. این در حالی است که در متن کتاب خاطرات کلینتون با عنوان «انتخاب های سخت»، مستندات قابل توجهی از دخالت آمریکا در هدایت و حمایت فتنه 88 ثبت شده است. به عنوان مثال، در بخشی از کتاب مذکور می خوانیم:«در پشت صحنه، تیم من در وزارت خارجه مدام با فعالان در ایران در تماس بود و مداخلهای اورژانسی هم برای جلوگیری از تعطیلی توئیتر به منظور تعمیر و نگهداری، انجام داد. اگر توئیتر قطع میشد، معترضان از یک ابزار کلیدی ارتباطی محروم میشدند . »
از طرفی، همین مرداد ماه سال گذشته، مایکل لدین مشاور سابق شورای امنیت ملی آمریکا و دستیار رامسفلد وزیر دفاع اسبق آمریکا طی یادداشتی در نشریه فوربس، اقدام به انتشار نامه فتنه گران خطاب به هیلاری کلینتون، وزیر خارجه وقت آمریکا کرده است. لدین گفته است این نامه به واسطه یکی از دوستان سناتور "چاک شومر" که در وال استریت کار می کرده و با طرف های ایرانی مرتبط بوده، به واشینگتن فرستاده شده است . بنابر اظهارات لدین این نامه در پاسخ به دو سؤال طرف امریکایی نوشته شده که از جریان فتنه خواسته بودند روشن کند دقیقا برای دفاع از فتنه 88 چه باید بکنند و چه نباید بکنند؟ در بخشی از این نامه ی تکان دهنده و خائنانه می خوانیم: «ما خواستار هوشیاری و توجه شما به پیش زمینه خلاصه تاریخی و ارزیابی شرایط کنونی هستیم تا به شما کمک کند چارچوب شرایط موجود را درک کنید، این مطالب توسط افرادی نوشته شده است که یا در اداره کشور نقش داشتهاند و یا در مسایل اطلاعاتی هر روز این کشور فعال بودهاند . »
مجموعه مستندات متعدد دیگری که در این زمینه در دست است نیز، نشانگر آن است که اصحاب فتنه، اعم از سیدمحمد خاتمی، مسعود رجوی، رضا پهلوی و دیگران، به خوبی جایگاه پدرخواندگی آمریکا در جریان آن تحولات را پذیرفته و قبول داشته اند. دیدار محسن مخملباف، فیلم ساز اصلاح طلب فراری با باراک اوباما در اثنای برپایی فتنه 88، یکی دیگر از همین مستندات غیر قابل خدشه است. در این زمینه گزارش جی سالمون، خبرنگار امور ایران در روزنامه والاستریت ژورنال قابل توجه و گره گشا خواهد بود. این روزنامه 20 نوامبر 2009 مینویسد طی بازدید مخملباف از واشنگتن، آقای مخملباف که سخنگوی کاندیدای ریاستجمهوری ایران میرحسین موسوی است به اوباما پیام داده است پشتیبانی علنی خود را برای نیروهای دموکراتیک در ایران افزایش داده و به فشارهای مالی بر سپاه بیفزاید. آقای محسن مخملباف اعلام کرده است جنبش سبز ایران از تحریمهای اقتصادی هدفمند پشتیبانی میکند . وال استریت ژورنال، به نقل از مخملباف مینویسد : «ما به تحریمهای اقتصادی که فشار را بر ایران زیادتر میکند محتاجیم. ما میخواهیم اوباما بگوید او پشتیبان دموکراسی است. اگر چنین نگوید طرفداران خود را در ایران از دست خواهد داد.»
تا اینجا واضح است که در صورت به نتیجه فتنه 88 و تحقق شعار «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است»، جناب خاتمی و همفکرانش چاره ای جز مزدوری آمریکا و شریک شدن با متحدین استراتژیک وی همچون مسعود رجوی در قدرتِ پس از جمهوری اسلامی! نداشتند. البته این گمانه می تواند به غایت خوشبینانه تصور شود. حدس بدبینانه می تواند این باشد که مسعود رجوی جبهه خائنین فتنه را توسط مجاهدین! خود اعدام انقلابی کرده، آنها را به فاضلاب های اطراف تهران می ریخت. با این حال، ورای مشخص بودن نقش آمریکا در فتنه 88، یکی دیگر از مباحث مهم در فتنه 88، تعیین سهم هر کدام از سران داخلی فتنه در شکلدهی و مدیریت آن است. سوال این است که به راستی چه کسانی را باید سران فتنه بدانیم و نقش افرادی همچون سیدمحمد خاتمی و اکبر هاشمی در فتنه 88 را چگونه باید تعریف کرد؟
چند ماه پس از پایان یافتن فتنه سال 88 و در شهریورماه 89، رسانههای ضدانقلاب خبری را منتشر کردند که طی آن، مجموعه اظهارات و مواضع تکاندهندهای از اصحاب فتنه پیرامون نقشهها و دسیسههای آن سال منعکس شده بود؛ خبری که تا حدود زیادی ماهیت این فتنه را افشا میکرد و حاکی از هدف گرفتن رهبر معظم انقلاب و اصل ولایت فقیه بود. منبع اولیه خبر سایت نوروز، ارگان حزب منحله مشارکت بود که از خارج کشور بهروز میشد و به سرعت در سایتهای ضدانقلاب حامی فتنه نظیر جرس، روزآنلاین، کلمه، بالاترین و زبان سبز بازنشر داده شد . بررسی مستندات منتشر شده در این خبرِ منتشر شده از سوی اهالی فتنه، به خوبی می تواند جایگاه هر کدام از عناصر مورد بحث را در پازل فتنه 88 مشخص نماید. مجموعه این مستندات نشان از آن دارد که بر خلاف آنچه معمولاً گفته می شود، مهره ی اصلی کنترل کننده عملیات های اتاق فتنه، نه میرحسین موسوی و مهدی کروبی، که سیدمحمد خاتمی و مهدی هاشمی بوده اند.
آنگونه که در متن خبر منتشر شده در سایت های حامی فتنه سبز آمده است، سیدمحمد خاتمی طی جلسه ای در 25 خرداد ماه 92 می گوید:« باور داشته باشید که رهبری از این جمعیت ترسیده است و همین نقطه درست جای فشار وارد کردن است!» نقل قول دیگری از بهزاد نبوی با این مضمون نیز بخش دیگری از همان خبر است: «ما باید از لجبازی هاشمی با احمدینژاد بهره لازم را ببریم. ما باید از شورای فقاهت آقای هاشمی دفاع کنیم و رهبری را منزوی نماییم . » موسوی خوئینی ها طی جلسه ای در 22 تیر ماه 1388 گفته است:« این ولایت فقیه یک امر غیرعقلایی است که واقعاً هم هست. عقلایی به معنی امروز دنیا!» محمد سلامتی عضو سازمان منحله مجاهدین انقلاب اسلامی طی جلسه ای در 11 تیر ماه 1388 در اظهارنظر خائنانه ای گفته است:« آقای خامنهای با این سینه سپر کردنها دارد خودکشی میکند . »
مهدی هاشمی در تاریخ 12 اردیبهشت 88 در گفتگو با شخصی به نام غالبی گفته است: «در مورد صیانت از آرا برنامه خوبی تهیه کردهام که به شما میدهم و میگویم چه کسانی را در استانها بگذارید و هر استان چه تعداد نیرو میخواهد و چه به آنها بگویید و چگونه توجیه کنید. یک دستورالعمل کتبی میدهم و همه آدمهایش را معرفی میکنم . » هم او در بیستم خرداد ماه 88 در گفتگو با بیژن زنگنه گفته است: «همه چیز را برای صیانت از آرا آماده کرده و یک اتاق جنگ درست کردهام!» مهدی هاشمی طی جلسه ای در تاریخ 16 خرداد ماه 1388 می گوید: «این مطلب را که حاجآقا (هاشمی رفسنجانی) به همه از جمله مرعشی گفته که رأی موسوی ۵۵ درصد است، من به حاج آقا-اکبر هاشمی- گفتهام!» موسوسی خوئینی ها طی جلسه ای در 28 تیر 88 گفته است: «ما نباید خدشهای را که بر انتخابات افتاده رها کنیم و نامشروع بودن این دولت برآمده از این انتخابات را پیگیری کنیم. این فرصت خوبی است. وظیفه ماست که به گوش مردم برسانیم که انتخابات مخدوش و دولت نامشروع است . »
بررسی نقل قول ها و مستندات متعدد ارائه شده توسط فتنه گران، نشان می دهد که کنترل فکری اکبر هاشمی در دست مهدی؛ پسرش بوده و میرحسین موسوی و مهدی کروبی نیز به صورت همزمان توسط سیدمحمد خاتمی و همفکرانش در اتاق فکر فتنه سبز کنترل می شده اند. به عنوان مثال، سیدمحمد خاتمی در جلسه 23 خرداد ماه 1388 می گوید: «ما باید امشب یک بیانیه بدهیم مبنی بر این باشد که ما این نتیجه را نمیپذیریم و پیشنهاد ابطال انتخابات را مطرح کنیم. ما دیگر نمیتوانیم به هیچ دلیلی مردم را در صحنه بیاوریم. چرا دیگر از مردم بخواهیم که رأی دهند و باید حرفهایمان را به مردم بزنیم . » این یعنی آنکه میرحسین موسوی و مهدی کروبی، درواقع سران اصلی فتنه 88 نبوده اند و بیشتر توسط شخص سیدمحمد خاتمی کنترل و هدایت می شده اند. لذا به نظر می رسد پس از روشن شدن اصحاب و حامیان خارجی فتنه، ما نیاز به یک بازخوانی جدید در زمینه معرفی سران داخلی فتنه نیز خواهیم داشت.