گزارش ویژه «نسیم آنلاین»: دولت چه سیاستی را برای "تحولات منطقه" دنبال میکند؟
«برخورد ظریف» با داعش
نامه روحانی به پادشاه عربستان، تاکید چندباره ظریف بر مذاکرات منطقهای، شایعه برگزاری جلسات محرمانه در مسقط و نهایتاً برکناری امیرعبداللهیان، جملگی جهتگیری و گامهای دولت برای ورود به مذاکرات منطقه ای را نشان می دهد.
گروه سیاسی « نسیم آنلاین »- علی جمشیدی::
بخش اول: بحرین و یک اقدام نادر و تاریخیمردم بحرین اعم از شیعه و سنی چندسالی هست که برای احقاق حقوق خود اقدام به برگزاری اعتراضات آرام خیابانی کردهاند، اعتراضاتی که تا به امروز و با وجود همه فشارها، بازداشتها وسرکوبهای نیروهای آل خلیفه هنوز رنگ بوی خشونت و یا ورود به فاز مسلحانه را به خود نگرفته است.
در این سالها معترضین به حکومت دیکاتوری بحرین و بویژه شیعیان و رهبران آنها یعنی شیخ عیسی قاسم و شیخ علی سلمان سختیهای فراوانی را تحمل کردهاند چنانکه بارها و بارها از سوی نیروهای دولتی با یا بدون محاکمه به زندان افتاده و حتی شکنجه شدهاند.
رفتاری که با "آیات القرمزی" شد مصداق همین رفتار خشن و غیرانسانی است. شاعر جوان بحرینی که مدتها در زندانهای آل خلیفه بود و برای نوشت اعترافاتی غیر واقعی شکنجه میشد.
سرکوب اعتراضات مردم بحرین اما این روزها آرایش جدیدی به خود گرفته است، آرایشی که گفته میشود سنگ بنای جدیدی در مقابله دولتهای عربی با مخالفان خود خواهد بود.
شیخ عیسی قاسم، رهبر شیعیان بحرین، همان کسی که ۴۵ سال پیش یعنی در سال ۱۹۷۲ عضو شورای مؤسسان قانون اساسی و از تدوینکنندگان قوانین تابعیت در بحرین بود؛ در اقدامی عجیب از سوی حکومت این کشور، سلب تابعیت شد (اینجا را بخوانید) تا میثاقنامه کشورها در سازمان ملل متحد به آشکارترین شکل ممکن نقض شود و نمونهای از رعایت حقوق بشر در بحرین به نمایش گذاشته شود.
پس از اعلام این خبر مردم بحرین در اعتراض به این اقدام غیر قانونی در منطقه الدراز واقع در غرب منامه پایتخت این کشور تظاهرات گستردهای بر پا کردند و پس از آن هم مردم و مقامات بسیاری از کشورها نسبت به این اقدام واکنش نشان دادند.
با واقعهای که در بحرین اتفاق افتاد، در ابتدا حاج قاسم سلیمانی (اینجا را بخوانید) و سپس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (اینجا را بخوانید) در بیانیههای جداگانهای به این اقدام واکنش نشان داده و حکومت بحرین را از ادامه برخورد خشن و غیرقانونی با مردم و رهبران دینی آنها برحزر داشتند.
مدتها بود که خبر " تغییر معاونت عربی و آفریقای وزارت امور خارجه" به صورت ضد و نقیض و گمانهزنی در میان خبرهای مربوط به وزارت خارجه جا خوش کرده بود. خبرهایی که وجه غالب در آنها عدم وجود اشتراک نظر بین حسین امیرعبداللهیان و دولت تدبیر و امید در مورد مسائل منطقه بود. (اینجا را بخوانید)
شایع شده بود که امیرعبداللهیان با تفکراتی شبیه به حاج قاسم سلیمانی و دیگر فرماندهان ارشد نظامی ایران، میگوید راه حل تروریسم در منطقه مبارزه جدی و نظامی با آن است و این از مسیر حمایت و تقویت دولتهای مرکزی در سوریه و عراق میگذرد، بویژه دولت سوریه با محوریت بشار اسد و در مقابل این حرف هم نظر محمدجواد ظریف و مغز متفکر دولت یازدهم در کابینه یعنی شخص حسن روحانی و حلقه چندنفره اطراف وی وجود دارد.
رسانهها میگفتند حسن روحانی به دنبال طرحریزی سلسله گفتگوهایی با شیوخ عرب منطقه است و نشانه آن را هم ارسال نامه حسن روحانی به پادشاه عربستان با واسطهگری امیر کویت میدانند (اینجا با بخوانید) ، همان خبری که ابتدا از سوی سخنگوی دولت رد شده بود اما بعد تایید شد و قرار بود توضیحات بیشتری در مورد آن از سوی دولت ارائه شود که نشد. (اینجا را بخوانید)
کارشناسان سیاسی و بین الملل هم در این مدت و با استناد به همین خبرهای تقریبا دقیق، میگفتند که دولت حسن روحانی باب مذاکره با سعودیها را میخواهد باز کند (اینجا را بخوانید) و تمایلی هم ندارد که بگذارد وقایعی چون کشتار صدها نفر از حجاج ایرانی در واقعه منا، تجاوز به نوجوانان ایرانی در فرودگاه جده ، جبهه سازی برای تحریم ایران و حتی دخالت مستقیم و کشتار مردم در یمن، سوریه و عراق از طرف سعودی ها ، مانعی برای رسیدن به یک توافق منطقهای با آل سعود باشد.
در همین شرایط و همزمان با اوج گرفتن این تحلیلها و پیشبینیها هم بود که به ناگهان در ابتدای هفته خبر رسمی تغییرات گسترده در وزارت خارجه در رسانهها انتشار یافت (اینجا را بخوانید) و با جابجایی امیرعبداللهیان از معاونت عربی و آفریقا به مشاورت وزیر امور خارجه و رفتن سخنگوی وزارت به این معاونت مهم و حساس، خبرها و شایعات این چندماه اخیر رنگ و بوی واقعیت به خود گرفت و مشخص شد که منابع خبری در مورد تفاوت نظر بین امیرعبداللهیان و ظریف در خصوص سوریه و عربستان آنچنان هم بیراه نمیگفتند.
آرایش جدید دستگاه سیاست خارجی در رسانههای داخلی و خارجی در اولین قدم همراه با تحلیلی یکسان نسبت به رفتارهای آتی وزارت امور خارجه در مورد مسائل منطقهای بود. تحلیلی که میگوید ارسال نامه به پادشاه عربستان از سوی روحانی، تاکید چند باره ظریف بر آمادگی ایران برای حضور در مذاکرات منطقهای در دیدارهایی اخیر وی با کری و موگرینی و حتی سخن اخیر او در خصوص آغاز پروژه هلسینکی در خاور میانه (اینجا را بخوانید) ، شایعه برگزاری جلسات محرمانه در مسقط میان نمایندگان ایران، عربستان و آمریکا و نهایتاً برکناری امیرعبداللهیان همگی تداعی کننده جایگزینی مذاکره به جای مبارزه در نقش آفرینی ایران در آینده منطقه خواهد بود. (اینجا را بخوانید)
تحلیلی که شاید وجوه یکسان بالا آن را مهم جلوه دهد اما به نظر میرسد وجه مشترک دیگری هم باشد که اهمیت آن را صد چندان کند، وجه مشترکی که البته مربوط به امروز و دیروز نیست، بلکه فقط این روزها به صورت جدیتری مطرح شده است؛ ناظران سیاسی و بینالمللی مدتهاست که میگویند این نگاه دولت حسن روحانی به مسائل بینالمللی و منطقهای از کدخدا خواندن آمریکا تا پذیرش محدودیتهای فراوان در برجام و حالا تلاش برای رسیدن به توافق با سعودیها، هرگز با نگاه متفاوت مدافعان حرم به آمریکا و سعودیها قابل جمع نیست به ویژه اینکه آنها توانسته این روزها با حفظ غرور ملی مردم سوریه و عراق در میان آنها جایگاه ویژهای پیدا کند و با این اوصاف شاید نگاه روحانی و ظریف هرگز نتواند بر عرصه مناسبات منطقهای ایران سایه اندازد.
بخش چهارم: تجربهای که موید تئوری استمدتهاست که عکسهای سرلشکر سلیمانی از فلوجه تا الرمادی و از خان طومان تا دمشق در رسانهها دست به دست می شود. او قریب به پنج سال است که روزی در جبهههای عراق است و روز دیگر در خط مقدم و در چندصد متری تکفیریها در سوریه و فردای آن در تهران.
مدافعان تئوری مقاومت می گویند امروز و پس از گذشت 5 سال از هجوم داعش به کشورهای شرقی ایران، نیروی قدس سپاه به فرماندهی سرلشگر سلیمانی، یا همانهایی که امروز مدافعان حرم خوانده می شوند، توانستهاند خاکریز نبرد علیه تکفیریها را در حلب و دیرالزور و رقه نگه دارند و این یعنی ایده آنها در منطقه جواب داده است، همان ایدهای که مبتنی بر تجربیات گذشته امروز در میدان نبرد عملیات می کند، تجربیاتی که قبلا در جنگ تحمیلی، ماجرای صلح اعراب و اسرائیل و اخیرا در جریان مذاکرات ژنو و طرح آتش بس در سوریه صدق آن مشخص گردیده است. (اینجا را بخوانید)
آنها میگویند با داعش و النصره و دیگر تکفیریها از سعودیها تا قطریها نمیتوان برسر میز مذاکره نشست و با اطمینان به آنها به توافقنامه امضا کرد مخصوصا اگر این توافق در مورد منطقهای باشد که جان و ناموس مسلمانان و حرم اهل بیت در آن واقع است. می گویند اگر داعش مذاکره پذیر بود قبل از کشتار وحشیانه هزاران نفر از مردم سوریه و عراق، حمله به ناموس شیعیان، اهل سنت و حتی ایزدی ها و قبل از به آتش کشیدن کودکان و نوزادان مذاکره میکرد.
تحلیلگران سیاسی و نظامی در ایران معتقدند اگر مردم عراق و سوریه شانه به شانه رووسا و فرماندهان خود، قاسم سلیمانی را هم میشناسند و هم به او اعتماد دارند، به دلیل تئوری اوست. آنها میگویند محبوبیت این روزهای سرلشگر سلیمانی هم در ایران و هم در بین مردم سوریه و عراق همانند محبوبیتی است که سید حسن نصرالله در لبنان به دست آورده است و هر دوی این محبوبیتها به خاطر پیادهسازی ایده مقاومت و مبارزه است.
سپاه و بیانیهاش در مورد بحرین میگوید آنچه بر سر شیخ نمر در عربستان رفت برای اتمام حجت کافی بود، چه آنکه با بررسی رابطه سعودیها با بحرین و انتشار خبر نامه پادشاه عربستان به حکام بحرینی در مورد رهبر شیعیان این کشور (اینجا را بخوانید) ، هیچ اطمینانی از عدم تکرار رفتار غیر انسانی با شیخ نمر اینبار در بحرین و در مورد شیخ عیسی قاسم وجود ندارد . (اینجا را بخوانید)
این نگاه سپاه - بعنوان بازوی عملیاتی علیه دشمنان ایران - و ابراز سفت و سخت آن در جریان بیانیه اعتراضی نسبت به بحرین البته از دیدگاه کارشناسان سیاسی چند وجهی بود، کارشناسانی که میگویند در شرایط یکی دو روز پس از عزل امیرعبداللهیان، بیانیه سپاه هم مخاطب داخلی داشت و هم خارجی (اینجا رابخوانید) وجهی از آن خطاب به بحرین و همراهان او از جمله عربستان و وجه مهمتر آن خطاب به داخل و مسئولین دستگاه سیاست خارجی. بیانیهای که میخواست به همه بفهماند موضع نظام جمهوری اسلامی در منطقه مبنی بر ادامه مبارزه با تروریستهای تکفیری تا نابودی کامل آنها، با رفتن یک فرد و آمدن دیگری تغییر نخواهد کرد. کارشناسان میگویند روشهای سیاسی اعم از دست دادنها و قدم زدنها و لبخندهای دیپلماتیک شاید آنجایی جواب دهد که لااقل طرف مقابل در ظاهر با کت و شلوار و ادبیات دیپلماتیک مواجهه میکند - آنهم با شاید و اما و اگر -، اما در نبردی که دشمنان آن از داعش و النصره و القاعده گرفته تا شیخهای تازه به قدرت رسیده آلسعود و سیاستمداران بلندپروازی که رویای احیای امپراطوری عثمانی را در سر میپرورانند، با همه توان و قدرتشان بر سر نابودی ایران و ایرانی قمار بسته اند، باید با "زبان قدرت" برخورد کرد. ( اینجا را بخوانید ) محبوبیت روز افزون "حاج قاسم" و یارانش و شهدای مدافع حرم در بین مردم ایران - از هر قشر و گرایشی - و مسلمانان سایر بلاد اسلامی یک "پیام ویژه" دارد؛ برای خلاصی از شر داعش و داعشیان، چشم مردم بیشتر به شمشیر حاج قاسم است تا میز مذاکره با شیوخ!