تحلیل روزنامه آرمان؛
به جای شعار نه شرقی نه غربی اوایل انقلاب، امروز روز تعامل با غرب و شرق است
کورش الماسی در روزنامه نزدیک به خانواده هاشمی رفسنجانی، شعار نه شرقی و نه غربی را مربوط به اوایل انقلاب دانست.
گروه سیاسی « نسیم آنلاین »؛ روزنامه آرمان در یادداشتی با اشاره به شعار نه شرقی و نه غربی نوشت:« راهبردها و راهکارهایی که ارتباط خود را با شرایط و اوضاع و احوال عینی قطع کنند محکوم به شکست هستند. در عرصه سیاسی بازیگرانی که بدون در نظر گرفتن اوضاع و احوال عینی، بر برخی راهبردها و راهکارها پافشاری کنند برخلاف میلشان از میدان سیاستورزی کنار خواهند رفت.»
نویسنده روزنامه آرمان ادامه داد:« یگانه راه پایدار و کم هزینه تعدیل نظرات، روشها، رهکارها و راهبردها؛ گفتوگو، تبادل نظر، گوش فرا دادن به دیگاهها ی مخالف، مغایر و بعضا متخاصم دیگر و دور یک میز نشستن بزرگان و سیاست ورزان با نفوذ رسمی و غیر رسمی کشور است.»
نویسنده روزنامه آرمان با اشاره به شعار نه شرقی و نه غربی اوایل انقلاب نوشت:« امروزه بحثها و اختلاف نظرها میان سیاست ورزان رسمی و غیر رسمی، بزرگان نظامی و امنیتی، اقتصادی، صنعتی، علمی، تجاری و... حول این محور است که ارتباط با غرب یا شرق میتواند به بهترین نحو امنیت و منافع ملی را تامین کند. چانهزنی در مبادلات سیاسی، اقتصادی، امنیتی، تجاری و... با کشورهای دیگر تابع یکپارچگی و هماهنگی میان تصمیمگیران ارشد کشور و وجود سیاستهای راهبردی بلندمدت که همه ابعاد امنیت و منافع ملی در آن لحاظ شده، است. در دوران معاصر راهبردهای موفق در روابط بینالملل راهبردهایی هستند که از روشها و راهکارهای نرم استفاده میکنند.»
متن کامل این یادداشت بدین شرح است:
شعار نه شرقی نه غربی در اوایل انقلاب به عنوان نقشه راه مدیریت کلان کشور تلقی میشد و طرفداران زیادی داشت. در آن زمان این شعار اشاره به اندیشهها، راهبردها و راهکارهای متفاوت برای مدیریت کلان کشور داشت. سرنوشت و تاریخ شعار نه شرقی نه غربی که نقشه راهی برای مدیریت کلان کشور بود لاجرم و ضرورتا باید یک درس عملی و کاربردی برای همه کشوردوستان، فعالان عرصه سیاستورزی و مسئولان ارشد کشور داشته باشد و آن اینکه راهکارها و راهبردها بنا بر جبر منطق تابع و حاصل شرایط عینی هستند. راهبردها و راهکارهایی که ارتباط خود را با شرایط و اوضاع و احوال عینی قطع کنند محکوم به شکست هستند. در عرصه سیاسی بازیگرانی که بدون در نظر گرفتن اوضاع و احوال عینی، بر برخی راهبردها و راهکارها پافشاری کنند برخلاف میلشان از میدان سیاستورزی کنار خواهند رفت. یگانه راه پایدار و کم هزینه تعدیل نظرات، روشها، رهکارها و راهبردها؛ گفتوگو، تبادل نظر، گوش فرا دادن به دیگاهها ی مخالف، مغایر و بعضا متخاصم دیگر و دور یک میز نشستن بزرگان و سیاست ورزان با نفوذ رسمی و غیر رسمی کشور است. در سالهای اول انقلاب بزرگان تشخیص دادند که کشور نباید به کشورهای غربی یا شرقی متکی باشد، بلکه میبایست با اتکا به توانایی های داخلی و ملی مشکلات گوناگون امنیتی، اقتصادی، علمی، سیاسی، صنعتی، فرهنگی و... کشور را حل و فصل کرد. اما امروزه بحثها و اختلاف نظرها میان سیاست ورزان رسمی و غیر رسمی، بزرگان نظامی و امنیتی، اقتصادی، صنعتی، علمی، تجاری و... حول این محور است که ارتباط با غرب یا شرق میتواند به بهترین نحو امنیت و منافع ملی را تامین کند. چانهزنی در مبادلات سیاسی، اقتصادی، امنیتی، تجاری و... با کشورهای دیگر تابع یکپارچگی و هماهنگی میان تصمیمگیران ارشد کشور و وجود سیاستهای راهبردی بلندمدت که همه ابعاد امنیت و منافع ملی در آن لحاظ شده، است. در دوران معاصر راهبردهای موفق در روابط بینالملل راهبردهایی هستند که از روشها و راهکارهای نرم استفاده میکنند. راهبردها، روشها، راهکارها و اندیشههای سخت که بسیار پر هزینه و مخرب هستند، در شرایط بسیار خاص مورد استفاده قرار میگیرند. اگر روزی بتوانیم علم، صنعت، کارخانه و کالاهای صنعتی صادر کنیم، امنیت و منافع ملی بهتر تامین میشود. در دوران معاصر جنگ اندیشهها (نرم) جایگزین جنگ نظامی (سخت) شده است. فاتحان؛ افراد، گروهها و کشورهایی هستند که بهتر میاندیشند، تحلیلهای واقع بینانه ارائه میدهند یا از سلاح اندیشه بهتر بهرهبرداری میکنند. امنیت و آرامش در داخل کشور بدون امنیت و آرامش در کشورهای همسایه، در بلندمدت، میسر نخواهد بود. در صورتی که مدیریت کلان کشور از مدیریت سنتی (احساساتی بودن، متکی به تجربه و دانش فردی، متکی به دوست و آشنا، فقدان تحلیلهای عمیق و...) به مدیریت علمی (اندیشیدن، بهکارگیری منطق در اظهارات و عملکرد، گروهی کار کردن، هم زیستی مسالمت آمیز با مخالف و...) تغییر کند، و بزرگان کشور در حوزهای گوناگون بتوانند حول یک راهبرد کلان میان خود اجماع نظر ایجاد کنند، در طول چند دهه ایران قابلیت آن را دارد که کشوری، در همه زمینهها، هم سطح آلمان و ژاپن شود. چرا که تمامی امور انسانی مستقیم یا غیر مستقیم وابسته به انرژی است. با منابع و ذخایر انرژی موجود و منابع انسانی آگاه و وطن پرست در کشور، باور کنید، با اجماع نظر بزرگان پیرامون یک راهبرد کلان واقع بینانه، بدون هیچ تردیدی میتوانیم در طول چند دهه در همه ابعاد همسطح آلمان و ژاپن قرار بگیریم .