یادداشت تحلیلی ۹ دی درباره حمایت رئیس سازمان سیا از دولت روحانی؛
حمایت های خارجی از روحانی به چه دلیل است؟
هفته نامه ۹ دی در یادداشتی در صفحه سیاسی خود درباره حمایت رئیس سازمان جاسوسی آمریکا از حسن روحانی و ابراز تمایل آنها برای روی کارآمدن مجدد روحانی، این حمایت ها روحانی را نشانه بدی برای روحانی دانسته است.
گروه سیاسی « نسیم آنلاین »؛ علی رستگاری در یادداشتی در هفته نامه 9 دی پیرامون حمایت رئیس سازمان جاسوسی سیا از روحانی نوشت:« روی خطرناک تر و فاجعه بار تر ماجرا آن است که دشمن این حمایت ها و علاقمندی ها را نسبت به سطحی از مسئولین و مدیران نظام اسلامی- نظامی که اساس آن بر کفر به طاغوت و مستکبرین بنا نهاده شده است- ابراز نماید. و خطرناک تر آنکه راس جریان استکباری ، راس مدیریتی اجرایی در نظام اسلامی را به عنوان شریک و همراه خود تلقی کرده و مع الاسف ابراز مخالفت علنی و رسمی همسطح و عملی با این اعلام حمایت ها نیز صورت نگیرد.»
نویسنده هفته نامه9 دی با مغایر دانستن رفتار دولت با اندیشه های امام راحل(ره) ادامه داد:« سوگمندانه باید گفت که این سخنان علنی رئیس سازمان جاسوسی آمریکا در حمایت از حسن روحانی و دولتش، علیرغم انتظار اما تاکنون هیچ واکنشی را از سوی وی به دنبال نداشته و ذهن مردم را با این سئوال درگیر ساخته است که چرا رئیس محترم دولت درست کاران که دست به تسلیت گفتن سریع و محکوم سازی او در مناسبات مختلف به خصوص در قبال همتایان غربی اش خوب می چرخد و حتی ذره ای درنگ به خرج نمی دهد، نخواسته این سخنان را محکوم کرده و تاکنون برابر آن سکوت اختیار کرده است؟ چه محملی باعث آن شده که دل دشمن اینچنین به سمت نیروهایی از جبهه داخلی گرایش یافته و چه پالس هایی او را به این سمت کشیده است؟»
متن کامل این یادداشت بدین شرح است:
از جمله معیارها و اصول برجسته زمامداری امام راحل(ره) مساله استکبار ستیزی و مقابله نشان دار و بی ملاحظه با مظاهر استکباری و به ویژه آمریکا است. به جرات نمی توان محقق و متتبعی را یافت که با اندک غوری در مباحث اندیشه ای معمار کبیر انقلاب اسلامی، رد و نشان استکبار ستیزی و آمریکادشمنی امام (ره) را به وضوح ندیده و اذعان نکند .
اما یکی از ملاک هایی که امام (ره) در این راه به شدت مورد تاکید و سفارش قرار می دادند، نوع نگاه دشمن به جبهه ها و افراد خودی است. امام راحل (ره) همواره تاکید داشت که یکی از خط کش های مقایسه و شناخت پشت صحنه و روش عملکردی افراد، نگاه آنان به دشمن و نگاه دشمن به آنان است. امام دائما می فرمود که فاصله با دشمن باید حفظ شده و اغتشاش خطوط مرزی بین افراد و دشمن، باعث جلب نگاه مستکبرین و طمع ورزی آنان شده و در این صورت است که نمی توان به افراد داخلی دیگر به چشم «خودی» نگریست. همچنین ایشان اصرار بر آن داشت، کسی که دشمن از او تعریف کرده وسعی دارد تا همه همت و تلاش خود را برای حمایت رسانه ای- سیاسی و تبلیغاتی از وی به کار گیرد، یقینا باید به رفتار و کردار او شک کرد که چه رفتاری مرتکب شده تا دشمن برای او کف زده و حاضر به حمایت علنی و رسمی از او شود .
این مبنایی بوده است که البته نمی توان هیچگونه خدشه ای به آن وارد آورد. تبیین آن این که دشمن مستکبر برای جبهه ای ساختن تحرکات خود و یارگیری از جبهه مستحکم مقابلش همیشه به دنبال سرباز گیری از طرف مقابل است . در این بین او درصدد است تا با حمایت از عناصر نزدیک به خود، ثقل حامیان و همراهان خود را افزون ساخته و بدین وسیله با نیروهای به ظاهر خودی ولی نزدیک به خود، در مومنین رسوخ کرده و شالوده آنان را بر هم زند .
این اما دارای مراتبی است. برخی اوقات دشمن با حمایت های پس پرده و تلویحی، تنها به کمک های پشت پرده و مخفی اکتفا کرده و برای آنکه نیروهای او در داخل، لو نرفته و سوخت نشوند، از حمایت علنی و رسمی از آنان خودداری می کند. در مقابل اما گاهی است که دشمن به صورت رسمی و علنی و آشکار از برخی نیروهای داخلی حمایت کرده و بعضی را به بعضی دیگر ترجیح داده و ابراز تمایل می کند که با برخی بیشتر نزیکی کرده و دیگران اساسا به مناصب قدرت نرسند .
این حمایت علنی و رسمی در دوحالت- حداقل- قابل تصور است. یا آنکه دشمن احساس می کند که در صورت اعلام رسمی از برخی از نیروهای داخلی، هیچ خلل و خدشه ای بر وضعیت نیروهایش رخ نداده و اتفاقا با حمایت رسمی اش، وضعیت آنان تغییری نخواهد کرد. وجه دوم هم آن است که دشمن وضعیت نیروهای دست پرورده یا نزدیک به خود در داخل را به حدی بغرنج و خطرناک حس می کند که ریسک حمایت علنی از آنان در داخل را به جان خریده و برای نجات دادن آنان و بسته نشدن باب مراوداتش با ایشان، حمایت ها را علنی و رسمی می کند .
این قاعده کلی در مکتب فکری امام (ره)، اما باعث می شود تا آنانی که خود را در جبهه داخلی و معتقدین به مبانی مبارزه همیشگی با استکبار فرض می کنند، به محض آنکه مشاهده کردند دشمن به آنان رغبت نشان داده و از آنان تعریف می کند، علت یابی کرده و شکافی که باعث این طمع ورزی دشمن شده را جبران نمایند .
گرچه نفس حمایت دشمن از افراد یا جریان های سیاسی لکه ننگ و مایه سرشکستگی است، اما این گناه آن زمان نابخشودنی و خطرناک خواهد شد که علیرغم حمایت دشمن از جریان یا عناصری از جبهه خودی، این افراد و جریان ها حاضر به مرزبندی با دشمن نشده ، از این حمایت ها خرسند شده و حداقل از آن ابراز نگرانی و برائت نکنند .
این سکوت و رضایت نشان می دهد که نشانه گیری دشمن برای «تور کردن» عناصر یا جریان های داخلی اتفاقا به هدف نشسته و راه بازگشت آنان به جبهه خودی، بسی سخت و ناهموار خواهد بود. اینجاست که دیگر سایر عناصر خودی باید علاوه بر حفظ مرزبندی با دشمن، مراقبت کنند که این مرزبندی باید توسعه یافته علاوه بر جبهه بیرونی استکبار، نسبت به آنانی که دشمن به آنان ابراز علاقمندی دارد نیز گسترش یابد .
اما همه این مباحث در حالی است که دشمن سعی کند تا نیروهایی را به داخل جبهه خودی وارد کرده و از آنان در شرایط خاص بهره برداری نماید .
روی خطرناک تر و فاجعه بار تر ماجرا آن است که دشمن این حمایت ها و علاقمندی ها را نسبت به سطحی از مسئولین و مدیران نظام اسلامی- نظامی که اساس آن بر کفر به طاغوت و مستکبرین بنا نهاده شده است- ابراز نماید. و خطرناک تر آنکه راس جریان استکباری ، راس مدیریتی اجرایی در نظام اسلامی را به عنوان شریک و همراه خود تلقی کرده و مع الاسف ابراز مخالفت علنی و رسمی همسطح و عملی با این اعلام حمایت ها نیز صورت نگیرد .
چه آنکه پله خطرناک تر ماجرا آن است که این اظهار علاقه های بی شائبه و اعلام رسمی حمایت از راس هرم اجرایی در نظام اسلامی، از سوی بالاترین مقام اطلاعاتی و جاسوسی استکبار در سخنرانی رسمی و علنی صورت گیرد. به واقع ننگ آورتر و شرمناک تر از این می تواند برای یک فرد یا جریان سیاسی اتفاق افتد؟
دقت در اظهارات «جان برنان» رئیس سازمان جاسوسی آمریکا CIA مساله را شفاف تر می کند: «توافق هستهای با ایران کار درستی بود چرا که جلوی پیگیری برنامه تسلیحات هستهای آنها را گرفت و این کار رئیسجمهور روحانی را نیز که از دید ما بین عناصر فعال در ایران فردی بسیار میانهروتر به شمار میآید، تقویت کرد. روحانی باید دستاوردهای بیشتری داشته باشد تا حمایت بیشتری جلب کند، به این دلیل که در حکومت ایران بین تندروها و میانهروها رقابت وجود دارد. در حالی که ایرانی ها سال آینده انتخابات برگزار میکنند، ما به دقت اوضاع را تحت نظر خواهیم داشت تا ببینیم موازنه رقابتی که درون حکومت وجود دارد، چطور پیش میرود. به نظر من روحانی نشان داده که علاقمند است که ایران را به جامعه ملل بازگرداند. نگرانی من این است که بسیاری از ایرانیها انتظار داشتند تا با آزاد شدن داراییهای این کشور، پول به زندگی آنها سرازیر شود، اما خوب این مسئله زمان میبرد »
سوگمندانه باید گفت که این سخنان علنی رئیس سازمان جاسوسی آمریکا در حمایت از حسن روحانی و دولتش، علیرغم انتظار اما تاکنون هیچ واکنشی را از سوی وی به دنبال نداشته و ذهن مردم را با این سئوال درگیر ساخته است که چرا رئیس محترم دولت درست کاران که دست به تسلیت گفتن سریع و محکوم سازی او در مناسبات مختلف به خصوص در قبال همتایان غربی اش خوب می چرخد و حتی ذره ای درنگ به خرج نمی دهد، نخواسته این سخنان را محکوم کرده و تاکنون برابر آن سکوت اختیار کرده است؟ چه محملی باعث آن شده که دل دشمن اینچنین به سمت نیروهایی از جبهه داخلی گرایش یافته و چه پالس هایی او را به این سمت کشیده است؟
واقعیت آن است که اظهارات رئیس سازمان اطلاعاتی آمریکا تنها اقدام حمایت آمیز غرب از روحانی و دولت وی نیست. مع الاسف باید اذعان کرد که از زمان تبلیغات انتخاباتی آقای روحانی تاکنون، جبهه رسانه ای و سیاسی دشمن در اغلب موارد هم آهنگ و هم راستا با وی و همکاران او فعالیت کرده و در این راستا تمام سعی خود را به کار بسته است. کسانی که به شبکه های ماهواره ای نظیر رسانه سازمان جاسوسی انگلستان - بی بی سی فارسی- دسترسی دارند، بر این هماهنگی صحه می نهند تا جایی که علاوه بر حمایت های محتوایی، حتی تبدیل شدن رنگ لباس و آرایش مجریان برنامه های تبلیغاتی به رنگ بنفش، نشانه ای از حمایت علنی و رسمی آنها از عناصری از دولت تدبیر دارد. کیست که نداند رسانه هایی نظیر بیبیسی یا ویاو ای یا من وتو، امروز به عنوان حامیان جدی دولت روحانی در حال سرویس دهی به سیاست های اعمالی و اعلامی او هستند؟ در این بین مردم اما چشم شان به اندک اظهار نظر جدی و ابراز برائت روحانی و همکارانش از بی بی سی یا سازمان جاسوسی آمریکا خشک شده و انتظار به حق آنان مبنی بر محکومیت حمایت دشمنان رسمی ملت، رنگی از به سر آمدن به خود ندیده است .
گرچه تاریخ کشور ما مشحون از دخالت های رسمی و علنی دشمنان و چینش نیروهای آنان در حکومت هاست، اما سخن آن است که کدام فرد و جریانی می تواند این کمک های علنی دشمن را پذیرفته و از آن استقبال نمایند؟ آیا افراد مردمی و مستظهر به حمایت توده ها، اساسا احتیاجی به دوپینگ خارجی ها دارند؟ چرا دلخوشی به دشمن در برخی از مسئولان تا بدانجا رسوخ کرده که حمایت های علنی و رسمی مفتضح ترین آنان، ایشان را به تحرک و محکومیت نمی کشاند؟
واقعیت آن است که آش حمایت رسمی غربی ها از دولتی ها به حدی شور شده که حتی صدای برخی از خارج نشینان همراه با دولتی ها را نیز در آورده چنانچه داریوش سجادی از عناصر نزدیک به مهدی کروبی که سالیانی است در خارج به سر می برد نیز اخیرا در یادداشتی گفته بود: «روزی که جناب آقای دکتر ظریف در یک بی مبالاتی محرز و برخلاف توقع از فردی استخوان خرد کرده در دنیای دیپلماسی سفره دل خود را نزد اجنبی باز کرد و در شورای روابط خارجی آمریکا نامُدبرانه متقاضی خاصه خرجی آمریکا بنفع جناح خود و علیه جناح داخلی شان شدند و ضمن تشریح و آموزش قطب بندی های سیاسی داخل کشور برای طرف آمریکائی ایشان را بدین شکل انذار دادند که:«اگر با وجود تلاشهای ما برای تعامل، این تلاشها بینتیجه بماند، مردم ایران این فرصت را خواهند داشت تا در انتخابات پیش رو به این عملکرد ما پاسخ دهند. در حالی که قبلا نیز (۲۰۰۴) وقتی در تعامل و مذاکرات درباره توافق هستهای با جامعه بینالمللی توافقهایی کردیم اما تلاشهای ما برای عملکرد شفاف، از جانب اتحادیه اروپایی رد شد آنموقع مردم جواب ما را با انتخاب رئیسجمهوری متفاوت دادند که مرا هم زود بازنشسته کرد ... حالا من بار دیگر زنده شدهام! به نظر من، در انتقال پیامی که جامعه بینالمللی و بویژه غرب میخواهد به ایران منتقل کند باید بسیار دقت کند.»طبیعتاً چنین اظهارات و نقشه راه دادن های غیر قابل انتظاری بود که امروز بسترساز گستاخی و دخالت دولتمردان آمریکا در امور داخلی ایران شده و در واقع اظهارات ژاژخواهانه کنونی ریاست سازمان سیا را باید به حساب درس پس دادن ایشان از آموزش و تدریس و راهنمائی های پیشین سکانداران دیپلماسی دولت تدبیر و امید گذاشت!لذا و بدین منوال اگر شماتتی لازم باشد چنین شماتت و نکوهیدنی قبل از «ریاست سازمان سیا» متوجه جبهه خودی و مهتران جبهه خودی است که علی رغم پیشینه بلند دیپلماتیک ظاهراً با الفبای محاجه دیپلماتیک غریبه اند !»
این قلم اما همچنان امیدوار است که دولت تدبیر و رئیس آن با قاطعیت و صلابت، و البته به صورت عملی و نه شعاری و لفاظی، حمایت های غربی ها از خود را محکوم نموده و رسما اعلام کند که با آنان زاویه دارد. در این صورت است که جای بسی خوشوقتی و خرسندی خواهد بود که تیر دشمن به سنگ نشسته و هدف گذاری او در جبهه خودی ناکام خواهد ماند. نکته آنجاست که دولت نباید وقت تلف کرده و تا دیر نشده و ذهن مردم به سئوالاتی ناخواسته پیش نرفته، مردانه و انقلابی عمل کرده و دشمن را از خود مایوس نماید. چنین باد ...
مطالب منتشر شده در این یادداشت نظرات نگارنده است و الزاما به معنای تایید « نسیم آنلاین » نیست