در حاشیه اعتراف کارگردان فیلم انتخاباتی روحانی و سیاست خاص دولت در چهار سال گذشته؛
من بازیگر نیستم!
همه آنچه که حسین دهباشی به عنوان کارگردان فیلمهای تبلیغاتی روحانی در سال ۹۲ بیان داشته، بیانگر یک واقعیت برجسته پیرامون عملکرد دولت یازدهم است که مربوط به سیاست گَرتهبرداری روحانی و دولت برای ارائه تصویری خاص از شخص رئیسجمهور به جامعه میشود.
به گزارش « نسیم آنلاین »، حسین دهباشی سازنده فیلمهای تبلیغاتی روحانی در سال 92 میگوید: هیچ کس تصور نمیکرد آقای روحانی رئیسجمهور شود بنابراین کسی اطراف او نبود چون کسی احتمال نمیداد رئیسجمهور شود لذا من رئیس تبلیغات شدم؛ چون کسی طمع در این نداشت که با آقای روحانی عکس یادگاری داشته باشد چون تصور نمیکرد اقبالی داشته باشد.
وی در رابطه با این که متنهای سخنرانی روحانی را در سال 92 مینوشته، نیز میگوید: 27-28 جمله طراحی شده بود که قرار بود آقای روحانی بگوید. مثلاً جمله «هم چرخ سانتریفیوژها باید بچرخد هم چرخ زندگی مردم» را من طراحی کرده بودم و میخواستیم به هر صورت که شده آقای روحانی بگوید.
دهباشی پیرامون مطالبی که حسن روحانی در فیلمی که در ماشین نشسته و جملاتی راجع به جامعه میگوید، نیز نکات قابل تأملی بیان داشته است. وی میگوید روحانی پیشنهاد من در این زمینه را قبول کرد، ابتدا میخواستیم خودش پشت فرمان بنشیند ولی گفت که خیلی وقت است پشت فرمان ننشسته لذا من پشت فرمان نشستم.
دهباشی درباره این جمله روحانی در آن فیلم که میگفت: «من سالهاست که وقتی بین منزل و اداره تردد میکنم و مردم را میبینم و چهرهها را مطالعه میکنم میبینم چقدر گرفته و چقدر عبوس است و خنده در چهرهها نیست»؛ تأکید میکند که این جمله هم متعلق به روحانی و واقعی نبوده بلکه این جمله را خود دهباشی به او یاد داده است تا بگوید!
همه آنچه که حسین دهباشی به عنوان کارگردان فیلمهای تبلیغاتی روحانی در سال 92 بیان داشته، بیانگر یک واقعیت برجسته پیرامون عملکرد دولت یازدهم است که مربوط به سیاست گَرتهبرداری روحانی و دولت برای ارائه تصویری خاص از شخص رئیسجمهور به جامعه میشود. دهباشی این واقعیت را در جریان تبلیغات انتخاباتی سال 92 بیان میکند، اما نکته قابل توجه این است که عملکرد دولت و نوع مواجهه رئیسجمهور با مسائل مختلف در طول چهار سال گذشته نیز به وضوح سیاست تلاش برای ارائه تصویری تصنعی از روحانی و دولتش را نشان میدهد.
این واقعیتی است که از ابتدای روی کار آمدن دولت در دستور کار دولتمردان قرار داشته و در شرایط فعلی نیز همچنان در حال ارائه آن هستند. تلاشهای رئیسجمهور و حامیان رسانهای او برای ارائه چهرهای مردمی و طرفدار آزادی از روحانی که به عنوان اصلیترین برنامه انتخاباتی وی در دستور کار قرار گرفته، نمونه بارز این سیاست است. یعنی در شرایطی که خواستگاه و سوابق سیاسی و همچنین روحیات فردی حسن روحانی نسبتی با مسئله آزادی ندارد، اما وی و اطرافیانش به هر طریقی که شده در تلاش هستند تا از روحانی تصویری اینچنینی ارائه کنند.
اما نکته قابل توجه، این است که تصویرسازی -و به قول معروف- فیلم بازی کردن برای مردم، نمیتواند برای همیشه دوام داشته باشد؛ به طوری که عملکرد دولت یازدهم در چهار سال گذشته و نوع مواجهه دولتمردان با مردم و منتقدین، واقعیت این تصویرسازیهای تصنعی را برملا کرده است. تا جایی که رئیسجمهوری که تلاش میکند خود را طرفداری آزادی نشان دهد، همزمان انواع اهانتها را نیز به منتقدان خود حواله میدهد و آنها را با عناوینی چون بیسواد، بیشناسنامه، ترسو، بزدل و... خطاب میکند. نوع مواجهه چند روز قبل همراهان دولت با اعتراض کارگران در روز کارگر نیز نمونه دیگری است که واقعیت دولت یازدهم در قبال مسئله آزادی و انتقاپذیری را نشان داد.
اما اینکه چرا دولت یازدهم و رئیس آن چنین سیاستی را اتخاذ کردهاند، به میزان توجه و پذیرش آنها از واقعیت برمیگردد. کسانی که حاضر نیستند واقعیتهای موجود را بپذیرند، سعی میکنند آن را تحریف کنند و چیزی غیر از آن برای مردم و جامعه به نمایش بگذارند. سبک برخورد دولتمردان با مسائل مختلف جامعه به وضوح نشان میدهد که آنها تا چه حد از واقعیتهای کشور فاصله دارند. به عنوان نمونه تصویری که این روزها جناب روحانی و کاندیدای ضربهگیرش در جریان تبلیغات انتخاباتی خود، از جامعه به مردم ارائه میدهند بیش از هر چیز فاصله ژرف آنها با واقعیات را نشان میدهد. این در حالی است که، برخی مواضع خاص رئیس دولت در چند ماه اخیر مانند سخن گفتن از شرمنده نبودن به دلیل انجام وعدهها، بدترین پرسش دانستن سوال از موفقیت دولت در تحقق اقتصاد مقاومتی، عذاب الهی دانستن گردوخاک خوزستان، افزایش نیروی جویای کار را نشانه امیدواری تلقی کردن و... نیز مصادیقی است که دوری رئیسجمهور و دولت از واقعیات را حکایت میکند.