اخبار آرشیوی

کدخبر: 224475

فائزه هاشمی در واکنش به مصاحبه اخیرش با مجله "نسیم بیداری": من اصلا به "آقای خمینی" نمی‌گفتم امام، همیشه می‌گفتم و الآن هم می‌گویم "آقای خمینی" و اصلا قبول ندارم که آقای هاشمی، "یار" آقای خمینی بوده، بلکه "همراه" ایشان بوده و کمک می‌کرده است

به گزارش «نسیم»، سید محمد هادی طباطبایی، از مسئولان ماهنامه "نسیم بیداری" با نگارش مطلبی در وبلاگ شخصیش"گوشه‌نشین"، ضمن تشریح جزئیات تماس تلفنی فائزه هاشمی به نقل از وی می‌نویسد: «اونجا از قول من نوشته شده "مقام معظم رهبری"، من اصلا توی عمرم اینو نگفتم، همیشه میگم آقای خامنه ای! اصلا این برای من خوب نیست که از زبون من بنویسن مقام معظم رهبری، این حرف من نیست...»
در پی انتشار مصاحبه فائزه هاشمی در شماره 16 ماهنامه «نسیم بیداری»، وی با اعتراض به مسئولان این نشریه، اعلام کرد وی چنین سخنانی نگفته است. محمدهادی طباطبایی از مسئولان مجله جزئیات اعتراض فائزه هاشمی را بیان کرده است. در بخشی مطلب وی آمده است: پرسیدم: "خانم هاشمی، مشکل چیه؟ چی رو توی حرفاتون عوض کردن؟ کجاش مشکل داره الان؟" آروم تر ادامه داد: "بیینید آقای طباطبایی، اونجا از قول من نوشته شده "مقام معظم رهبری"، من اصلا توی عمرم اینو نگفتم، همیشه میگم آقای خامنه ای! اصلا این برای من خوب نیست که از زبون من بنویسن مقام معظم رهبری، این حرف من نیست..." حرفشو قطع میکنم، میگم: "خانم هاشمی، همه اعتراضتون اینه؟ ما که چیز بدی نگفتیم، تازه، حرف شما را تبدیل به احسن کردیم؛ این که حرف خوبیه..." زود واکنش نشون میده "ببینید آقای طباطبایی، من چند روزیه که وقت دادگاه دارم، منتظر نامه دادگاه هستم، اونم این روزا که آقای احمدی نژاد با ولایت فقیه مشکل پیدا کرده و منم نامه دادگاهم اومده، اگه یکی این حرفای منو اینجوری ببینه، فکر میکنه منم دارم مصلحت اندیشی میکنم تا دادگاه رو بدون مشکل بگذرونم..." خنده م گرفته از حرفاش، میگم "خب، آخه ما که توی مجله مون مرسوم نیست بزنیم آقای خامنه ای، حرف شما رو ویرایش کردیم، بهتر شده، نه؟" میگه: "نه، این اصلا به ادبیات من نمیخوره آقای طباطبایی، تازه، یه جایی دیگه از قول من نوشتن که "آقای هاشمی، یار امام بوده"، درحالی که من اصلا به آقای خمینی نمیگفتم امام، همیشه میگفتم و الان هم میگم آقای خمینی؛ و اصلا قبول ندارم که آقای هاشمی، یار آقای خمینی بودن و از این حرفا، بلکه میگم همراه امام بودن و به ایشون کمک کردن..."! موندم چی بگم، میگم "خب، دیگه چی؟ مشکل دیگه ای هم هست؟" جواب میده "ببینید، مثلا یکی دو جای دیگه هم، آقای شمس، جوری سؤال رو بازنویسی کرده بود که با جواب من جور در نمی اومد، اینم کار درستی نیست..."! موندم چی بگم، میگم "خب، حالا چی کار باید کرد؟" میگه: "ببینید، باید یه متن بنویسین و توی اون، از من عذرخواهی کنید که متن مصاحبه من، با بی دقتی مواجه شده و دارای اشکال است و اون رو توی رسانه ها و خبرگزاری ها منتشر کنید..." بهش میگم "خانم هاشمی، این که کار درستی نیست، آخه اینجوری که نبوده؛ باشه، ما یه متن کار میکنیم واسه شماره بعد نسیم، و توی اون یه توضیحی میدیم به مخاطبان" زود جواب میده "نه، من نمیتونم یه ماه صبر کنم آقای طباطبایی، اینجوری آبروم میره؛ حتما باید زودتر کار کنید، اگه هم نمی تونید، من خودم به چند تا رسانه میگم که اون خبر رو کار کنم..." بهش میگم "خانم هاشمی، اجازه بدید من با آقای طباطبایی صحبت کنم، به خبرنگار مجله هم بگیم ببینیم داستان چیه؟ باشه، من تماس می گیرم خدمتتون تا ببینم چه جوری مشکال حل میشه..." قبول میکنه حرفمو، اما وقتی میام خداحافظی کنم، میگه "ببینید آقای طباطبایی، من اصلا نمیخوام تهدید کنم، ولی اگه کاری نکنید، مجبور میشم خودم دست به کار بشم و یادداشتی بدم که "مصاحبه من با نسیم بیداری تحریف شده است"
ارسال نظر: