اخبار آرشیوی
یک کارشناس مسائل ژئوپلتیک با تشریح ناگفته هایی از سفر اخیر وزیر امور خارجه ایران به برخی کشورهای عربی، نسبت به نفوذ "جریان انحرافی" در دستگاه دیپلماسی کشور هشدار داد
"فاطمه کوشا" در یادداشتی که سایت برهان آنرا منتشر کرده، نوشته است: رویکردی در دستگاه دیپلماسی کشورمان دیده میشود، که هدف آن ایجاد ارتباط با کشورهای وابسته و مستبد منطقه است و این نشان از نفوذ جریان انحرافی در این وزارت خانهی مهم دارد.
گروه سیاسی برهان/فاطمه کوشا؛ با توجه به وضعیتی که منطقه، به خصوص حوزهی خلیج فارس، در آن قرار دارد و مردم مظلوم بحرین، عربستان و دیگر کشورهای این حوزه در حال مبارزه برای به دست آوردن حقوق پایمال شدهی خود میباشند و نظامیان بحرین و اشغالگران سعودی و اماراتی در حال قلع و قمع شدید مردم هستند و تمام نگاه مسلمانان منطقه به ویژه مردم مظلوم بحرین به «ام القری» جهان اسلام که همان جمهوری اسلامی ایران است، معطوف میباشد؛ سفر دکتر صالحی به امارات متحده عربی با چه اهداف و موازینی طراحی شده است؟ این سؤالی است که هر آزادهی حق طلبی میتواند در این موقعیت، داشته باشد و آنچه این سفر را تأسف بارتر مینماید عدم استقبال گرم مقامهای اماراتی به خصوص نخست وزیر این کشور «شیخ محمدبن راشد آل مکتوم» از هیأت ایرانی است و از جهت دیگر عدم دیدار هیأت ایرانی با امیر امارات متحده عربی «شیخ حمدبن زاید آل نهیان» بوده که این نوع برخورد در عرف دیپلماتیک نوعی بیاحترامی تلقی میشود و پاسخهای مغرورانه و سربالای طرف اماراتی در قبال جنایات بحرین قابل تأمل و تأسف است البته کشور امارات متحده در گذشته نیز حُسن همجواری را رعایت نکرده و
بارها با ادعاهای موهوم ارضی در بسیای از سازمانهای بین المللی و منطقهای، کشور ما را دچار چالش نموده و این ادعاها بهانهای برای نظام سلطه بوده که از آن به عنوان اهرمی جهت فشار و جوسازی علیه جمهوری اسلامی ایران، استفاده نمایند. حال جای این پرسش مطرح است که این سفرها بر کدام سه اصل مهم سیاست خارجی کشور که همان عزت، حکمت و مصلحت میباشد، صورت گرفته است؟ با توجه به قیامهای مردم منطقهی خلیج فارس، این گونه رفتارهای غیر اصولی حس نا امیدی را در بین مردم مظلوم این کشورها به وجود میآورد. چرا که اگر هدف یاری رساندن و حمایت از تحولات منطقه باشد، امارات متحده عربی خود یک طرف ماجرا میباشد و اگر طبق اعلام وزیر محترم خارجه بحث سرمایهگذاری اقتصادی در دو کشور مطرح باشد، به خاطر شرایط خاص ایران و به خصوص ارتقای جایگاه ژئوپلتیکی آن در تحولات اخیر، جز بدگمانی و خدشه دار کردن اذهان عمومی مردم مظلوم منطقه، نسبت به ایران ثمری دیگر نخواهد داشت. رویکردی در دستگاه دیپلماسی کشورمان دیده میشود، که هدف آن ایجاد ارتباط با کشورهای وابسته و مستبد منطقه است و این نشان از نفوذ جریان انحرافی در این وزارت خانهی مهم دارد و نمونهی بارز آن
در مراسم معارفهی دکتر صالحی به عنوان سرپرست وزارت خارجه مشاهده شد که ایشان در جلسهی معارفهی خود گسترش روابط با کشورهای عربستان سعودی، مصر، اردن و یمن را در اولویت جدید دستگاه دیپلماسی کشور دانست و اظهار داشت: «عربستان مستحق داشتن روابط ویژهی سیاسی با ایران است. ایران و عربستان دو کشور مؤثر در جهان اسلام و منطقه هستند که با همکاری یکدیگر میتوانند بسیاری از مشکلات منطقه در دنیای اسلام را حل و فصل کنند»، این تمایل در دخالت دادن بیشتر عربستان در معادلات منطقهای البته زمانی روشنتر شد که در سفر ترکیه و زمانی که مذاکرات سوری- سعودی برای حل و فصل مسایل لبنان به شکست انجامید و دولت حریری با استعفا و رأی طیف مقاومت سقوط کرد، اظهار امید نمود که مسایل داخلی لبنان بهوسیلهی مذاکرات منطقهای حل شود و این در حالی بود که دولت سوریه نیز دیگر اعتماد چندانی به عربستان سعودی در مذاکرات نداشت و قابل تأمل است که این حوادث قبل از خیزشهای اسلامی بوده و میتوان از آن به عنوان یکی از اولین خطاهای آقای وزیر در مناسبات سیاسی منطقه، یاد کرد. پر واضح است که روابط با سه کشور نام برده پس از انقلاب اسلامی ایران به دلیل
موضعگیریهای خصمانه و کمک به دشمنان جمهوری اسلامی ایران با فراز و نشیبهای فراوانی روبهرو بوده است که این موضوع برای وزیری چون آقای دکتر صالحی که از دیپلماتهای با سابقه به شمار میآیند، محرز بوده و روشن است که بر مبنای اهداف خاص جریان انحرافی درون دولت طراحی و هدایت شده است و با بررسی عملکرد دستگاه دیپلماسی کشور متوجه میشویم که در رابطه با بیداری اسلامی کشورهای منطقه از خود ضعفهای بسیاری نشان دادهایم، با توجه به اینکه از همان ابتدا مقام معظم رهبری در خطبههای نماز جمعه هدایت افکار عمومی در داخل کشور و کل جهان اسلام را برعهده داشتند، ولی جریان نام برده با اشارهی اشتباه، این حوادث را نشأت گرفته از تصمیمها و استراتژیهای سران آمریکا دانسته و سعی در القای این تفکر نمودند که بیداری اسلامی در منطقه پروژهای از قبل تعریف شده میباشد که از جانب اتاقهای فکر نظام سلطه دیکته شده است و تا آنجا پیش رفتند که به جای واژهی «بیداری اسلامی» از واژهی مجعول «بیداری انسانی» استفاده نمودند و با این کار سعی داشتند نقش انقلاب اسلامی ایران و اسلام ناب محمدی(صلیاللهعلیهوآله) را در تحولات بیداری اسلامی منطقه از یکدیگر
جدا سازند. بنابراین با تمام احترامی که برای وزیر امور خارجه قائل هستیم و ایشان را یکی از دیپلماتهای با تجربه و آشنا به صحنهی روابط بینالمللی میدانیم و با توجه به اینکه ایشان از اندک وزرای امور خارجهی جمهوری اسلامی ایران میباشند که علاوه بر تسلط به زبان انگلیسی بر زبان عربی نیز مسلط هستند، توقع بیش از این داریم که در این برههی حساس منطقه، از خود هوشیاری و زکاوت بیشتری نشان داده و نگذارد عزت، مصلحت، حکمت که سه اصل اساسی دستگاه دیپلماسی هستند دچار کمبود و نقصان گردد و دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران با درایت و زیرکی بتواند در جهت تقویت بیداری اسلامی در منطقه، گام بردارد.* (*)فاطمه کوشا؛ کارشناس ارشد ژئوپلتیک