اخبار آرشیوی
غلامحسین الهام، مشاور حقوقی رئیسجمهور: ورود به وظایف رئیسجمهور بخشی از اختیارات رهبری است/ ولیفقیه میتواند احکام اولیه را تعطیل کند
رئیس مرکز تحقیقات شورای نگهبان به مناسبت سالروز بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، در گفتگویی تفصیلی با "فارس"، تصریح کرد: وجود فقیه در راس امور یک وجود تشریفاتی نیست بلکه بر اساس اصل 57 قانون اساسی قوای حاکم زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت فعالیت خود را انجام میدهند، ولی تعریفی که در قانون آمده است قوا را مستقل از هم بیان کرده و این مسئله بر طبق اصول قانون به قوای 3 گانه برمیگردد.
متن کامل این گفتگوی تفصیلی بدین شرح است: * فارس: به عنوان اولین سوال لطفا بفرمایید چه شرایطی موجب شد که امام(ره) بحث بازنگری در قانون اساسی را مطرح کنند؟ - الهام: طراحی و ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران طبق قانون اساسی است و به همین دلیل امام(ره) از ابتدا بر این مسئله تأکید کردند که قانون اساسی مدون و تصویب شود. در همان زمان برخی بزرگان معتقد بودند که پرداختن به قانون اساسی ممکن نیست همچنین این عده میگفتند که نیازی به قانون اساسی وجود ندارد؛ چرا که امام(ره) یک شخصیت بسیار برجسته بود که مسیرانقلاب را با تدابیر خود به خوبی پیش میبرد؛ ایشان همچنین یک رهبر بزرگ با قدرت بود که میتوانست کشور را به خوبی اداره کند و بر همین اساس برخی عنوان میکردند که نیازی به قانون اساسی نیست. برخی افراد، کشورهای را مثال میزدند که بدون قانون در ابتدا اداره شده بود اما امام(ره) به این سخنان اعتنایی نداشتند و تأکید کردند که قانون اساسی بعد از رفراندوم تصویب شود. ** امام(ره) تداوم نظام اسلامی را در نظام حقوقی می دانستند * فارس: استدلال امام(ره) در برابر این عده چه بود؟ - الهام: امام(ره) میخواستند نظام از اراده و تکیه بر یک
فرد خارج شود؛ امام(ره) نمیخواستند نظامی بسازند که تا زمانی که در قید حیات هستند پابرجا باشد؛ امام(ره) میخواستند نظام اسلامی پایدار و متداوم باشد که تداوم نظام اسلامی هم در نظام حقوقی بود. نظام حقوقی یک سندی بود که امروز از نظر عرف دنیا و نیز در داخل به عنوان یک معیار برای اداره کشور بر روی آن تکیه میشود. قانون اساسی که با تدبیر امام(ره) به صورت اسلامی تنظیم شود و مورد تأیید مردم از طریق رفراندوم قرار گیرد میتوانست نقطه وفاق ملی باشد؛ وفاقی که برای اداره کشور همه به آن پایبندند؛ بنابراین قانون اساسی میتوانست اسباب وحدت همه قشرها باشد و جای دیکتاتوری و تک روی ارکان نظام را هم بگیرد. بر اساس قانون اساسی بود که معلوم میشد رئیسجمهور و نخستوزیر باید در چه چارچوبی کار کنند که دچار دیکتاتوری نشوند یا توهم دیکتاتوری پیش نیاید. با این نگرش بود که قانون اساسی تدوین شد؛ فضایی که قانون اساسی در آن تدوین شد به شدت ضد استبداد و دیکتاتوری بود و هم ترس از استبداد داخلی و نیز نگرانی از سلطه خارجی در آن وجود داشت. * فارس: این فضا کجا حاکم بود؟ - الهام: فضای عمومی انقلاب و کشور اینگونه بود. در آن زمان کشور تازه از
انقلاب و نیز از سلطه آمریکا خارج شده بود؛ این دو نکته کلیدی برای کشور و مردم مهم بود چرا که کشور باید به شکلی اداره میشد که دوباره به استبداد برنگردد و زمینه سلطه خارجی هم در آن فراهم نشود. امام(ره) زمانی میگفت که کشورمان "از خان و شاه گزیده است "؛ بالاخره ما از آسیبهای جدی از این ناحیه دیده بودیم؛ پس باید مراقبت میکردیم که دوباره گزیده نشویم. به طور کلی چنین فضای از نظر روحی و روانی بر کسانی که میخواستند، قانون اساسی تدوین کنند حاکم بود. ** امام(ره) میگفتند که ولایت فقیه ضد استبداد است *فارس: این افراد چه کسانی بودند؟ - الهام: عموم این عده افرادی عادل، متدین و دلسوز بودند و نمیخواستند از فضای به وجود آمده سوء استفاده کنند بلکه میخواستند نظام اسلامی مردمی و ماندگاری را پایهریزی کنند؛ این افراد واقعا ارزشگرا و اصولگرا بودند. بخش عمده این افراد کسانی بودند که در نظام شاه آسیب استبداد و استعمار را دیده بودند، زندان رفته و شکنجه شده بودند. یعنی اختناق را درک کرده بود و افقی به آینده پیرامون آزادی داشتند. این عده وقتی میخواستند قانون اساسی بنویسند از هر کاری که موجب تمرکز قدرت می شد وحشت داشتند. حتی به
قدری بدبینی پیدا کرده بودند که برای چنین ساختاری ابزار کنترل زیادی گذاشتند. به نظر من آن طوری که این عده قانون اساسی نوشتند مدیریت کشور دچار اختلال میشد؛ به تعبیر دیگر این عده آنقدر قدرت را پراکنده کردند که استبداد گسترش نیاید ولی از سوی دیگر اجرا و مدیریت دچار مشکل میشد. زمانی که قانون اساسی تصویب شد در بحث ولایت فقیه امام(ره) فرمودند این چیزی که تصویب کردید اختیارات ولی فقیه نیست. اختیارات ولایت فقیه بسیار بالاتر از این حرفهاست. تعبیر ولایت مطلقه فقیه در قانون اساسی قبلا وجود نداشت و آن را محدود کرده بودند. در اصل 110 جوری نوشته بودند که اختیارات ولی فقیه محدود باشد. یکی از این رجال سیاسی مخالف و روشنفکر آن زمان در مورد ولایت فقیه گفته بود: "استبداد نعلین " و تعابیری از این دست؛ حرفهایی که به شکل دیگرش در دوره موسوم به اصلاحات بخش دیگری از روشنفکران به اصطلاح دینی زدند و الان هم برخی اوقات این حرفها را میزنند. امام(ره) به این دلایل بود که فرمودند ولایت فقیه ضد استبداد است. * فارس: در مورد تصویب موارد دیگر در تدوین قانون اساسی توضیح دهید؟ - الهام: پس از بررسیهای اولیه نوبت به سیستم دولت رسید؛ در این
بخش سیستم ریاستی پارلمانی را با هم تلفیق کردند، یعنی رئیسجمهور در واقع هماهنگ کننده باشد و اگر کار نیاز به هماهنگی داشت رئیسجمهور آن را انجام دهد و بعد از آن هم تصمیم گرفتند که اختیارات را به نخست وزیر بدهند، یعنی نگرشی در بین آن افراد وجود داشت که ابزارهای کنترلی را بر روی قوای مختلف بگذارد؛ افراد قانونگذارابزارهای نظارتی را وضع میکردند تا قوا یکدیگر را کنترل کنند، این عده قوا را آنقدر از هم جدا میکردند که جزایر پراکنده شده بود. این مسائل به این دلیل بود که شاید افراد مذکور تجربه مدیریتی نداشتند و طی این ده سال یعنی از سال 58 تا 68 این تجارب به دست آمد که موجب بازنگری قانون اساسی شد. مثلا در همان قانون اساسی سال 58 پس از آنکه ریاست جمهوری را وضع کردند و برای آن نخست وزیر گذاشتند نتیجهاش دعواهای بنیصدر و شهید رجایی شد که این مسئله برای کشور هزینه زیادی داشت؛ یا نگرانیهایی که از اختلافات میرحسین با رهبر معظم انقلاب که در آن مقطع رئیس جمهور بودند پیش آمد؛ در آن زمان نخست وزیر به عنوان مصلحت و ضرورت به رئیس جمهور توصیه شد اما رئیس جمهور این مسائل را کنترل و مدیریت میکرد، البته مسائلی که بین نخست وزیر و
رئیس جمهور مطرح بود موجب طرح پرسشهایی هم شده بود. ** بنی صدر مسائل را به خیابان و مردم میکشاند * فارس: از نوع مواجهه بنی صدر و رهبر انقلاب با مشکلات پیش آمده بگویید؟ - الهام: بنی صدر مسائل را به خیابان و مردم میکشاند ولی رهبر معظم انقلاب در زمان ریاست جمهوری خود مسائل را از درون مدیریت میکرد و برخی از این موارد را تنها در بین خواص متذکر میشد؛ گاهی ایشان موضعگیریهای تندی هم می کردند ولی مسائل سختی در آن زمان بود که اساسا یک پرسش را مطرح می کرد، رئیسجمهور میگفت طبق قانون ما سوگند خوردیم و این سوگند آثار شرعی دارد ولی لوازم این سوگند دراختیار رئیسجمهور نیست و این یک مشکل بود. در قوه قضاییه یک شورای عالی قضایی درست کرده بودند که مسئول قوه قضاییه بود و ارتباط آن را با قوه مجریه قطع کرده بودند، الان هم این وضعیت تقریبا هست که دولت در قوه قضاییه هیچ نقشی ندارد. کار حتی اوایل به جایی رسیده بود که شورای عالی قضایی گاهی آئین نامه میداد مجازات وضع میکرد و قانون گذاری میکرد و یادم هست بنی صدر تذکری داده بود که شما آییننامههایتان جای قانون را گرفته و طبق قانون اساسی حق تعیین مجازات را ندارید. شورای عالی
قضایی اختلاف را به شورای نگهبان رساند و جالب است که شورای نگهبان اعلام کرد که حق با رئیس جمهور است و حرکت شورای عالی قضایی خلاف قانون اساسی است. به طور کلی نظام با چارچوب حقوقی همراهی میکرد؛ بعد از جنگ امام(ره) در جاهایی ورود کرد و مستقیما به قوه قضاییه فرمودند که در فلان شهر تعرض به حقوق مردم شده است. ** در قوه قضائیه پراکندگی مدیریت وجود داشت چون حقوق و امنیت مردم مطرح بود بعضا خودشان قاضی تعیین کردند آقای رئیسی مامور بود که برود در برخی شهرهایی که تعرض به حقوق مردم شده مشکلات را رسیدگی کنند. در آن زمان رئیس دیوان سر موضوعی ناراحت شده بود و امام(ره) فرموده بودند خودتان موضوع را حل میکنید یا من ورود کنم؟ ببینید رهبر انقلاب باید بنشیند مشکلات را خود حل کند. چون قضات شورای عالی و دیوان هرکدام وظایفی داشتند؛ در اینجا مدیریت متمرکزی نبود و به همین دلیل امام(ره) فرمودند تقسیم کار کنید. پس قوه قضاییه چنین وضعیتی از لحاظ پراکندگی مدیریتی داشت. * فارس: موارد پراکندگی مدیریتی به غیر از قوه قضاییه بازهم وجود داشت - الهام: بله همین صداو سیما. در مورد رسانهها هم که صدا و سیما از این مراکز بود، شورای سرپرستی وجود
داشت مثلا در جنگ مدیریت اطلاع رسانی مهم است، اینکه ما اینگونه این مسئله را مدیریت کردیم از معجزات جمهوری اسلامی ایران بود، موضوع صدا و سیما چند بار مطرح بود که امام(ره) آن را حل کردند؛ ایشان اختلافاتی که بین سرپرست یا شورای سرپرستی بود را حل کردند؛ یکبار آقای محمد هاشمی به عنوان شورای سرپرستی صدا و سیما پیش امام(ره) رفتند که امام خط مشی یک خبر را مطرح یا تبیین کردند و تذکری دادند که لزومی ندارد عنوان خبرهای من را در رأس قرار دهید. ** امام(ره) معتقد بود که اهمیت خبر مهم است نه شخصیت از حاج احمدآقا نقل است که در جایی گفته بودند روزی ساعت 2:30 ظهر در حین پخش اخبار نیمروزی امام فرمودند "الان باید رئیس دیوان روی آنتن باشد " این شیوه اطلاع رسانی را امام(ره) مطرح کردند که اهمیت خبر مهم است نه شخصیت. خود رهبری محدودیتهایی را از نظر وظایف داشت ولی خود به خود نظام دید که باید برخی مسائل با تدبیرامام(ره) حل شود. *فارس: نحوه تدوین احکام ثانویه چگونه بود؟ - الهام: آن زمان آقای هاشمی در مجلس بود و از امام(ره) در مورد احکام ثانویه تعیین تکلیف کرد و امام با توجه به شرایط اجازه دادند که مجلس در چارچوب احکام ثانویه با رعایت
برخی ضوابط و با دو سوم نظر نمایندگان قانونگذاری کند؛ البته بعدها بین مجلس و شورای نگهبان در تعیین موضوع اختلاف نظر پیش آمد. * فارس: اختلاف نظر در چه موضوعی؟ - الهام: برخی میگفتند که ضرورت را چه مرجعی باید تشخیص دهد؛ شورای نگهبان یا مجلس؟ این اختلاف نظر منجر شد که برخی دلخوریها و دلنگرانیها به وجود آید. امام(ره) فرمود من چیزی از اختیارات شورا را کم نکردم که به مجلس بدهم تشخیص موضوع با مجلس است و تشخیص حکم با شوراست؛ امام(ره) اینگونه حل اختلاف میکردند. سال 66 که بحث اختیارات دولت مطرح شد وزیر کار وقت از امام(ره) پرسید آیا دولت این اختیار را دارد که برای قراردادها شرط بگذارد؛ آن زمان محدودیتهای اقتصادی وجود داشت.مثلا یک خودرو را زمانی که میخواستند بفروشند شرط میگذاشتند این ماشین باید در این قسمت فقط کار کند؛ یعنی مالکیت آن را محدود میکردند یا مثلاً اینکه میگفتند ماشین در فلان مسیر میتواند عبور و مرور کند که در موضوع مسکن، قراردادها و... نیز این نوع محدودیتها وجود داشت. برخیها میگفتند این خلاف شرع است که از امام پرسیده شد آیا دولت نمیتواند باتوجه به ضرورت این شروط را بگذارد امام(ره) فرمودند
میتواند؛ برخی گفتند از لحاظ شرعی این شروط دولت ممکن است خلاف شرع باشد؛ در اینجا بحثها و جدلهایی شد که همان جا مباحث ولایت فقیه و بحث ولایت مطلقه مطرح شد و امام(ره) در آخر سال 66 مجمع تشخیص مصلحت نظام را راهانداختند. ** تشکیل مجمع تشخیص در قانون اساسی پیشبینی نشده بود * فارس: تشکیل مجمع تشخیص بر اساس قانون اساسی بود؟ - الهام: مجمع در قانون اساسی پیش بینی نشده بود اما تشکیل آن ضرورت انقلاب بود. همچنین تشکیل مجمع حرف امام(ره) را اثبات میکرد که فرمود آن چیزی که راجع به ولایت فقیه زده شد درست نیست و ولایت فقیه بیش از این است و استبداد هم نیست چرا که همه چیز به خاطر حل مشکلات مردم، عدالت اجتماعی، رفع بن بستها صورت میگیرد و مردم هم با همه وجود این را درک میکنند که ولایت فقیه استبداد نیست بلکه عدالتخواهی است. مجموعه مباحث ذکر شده ظرف 10سال رفتارهایی را در کشور شکل داد، این در حالی بود که یک دهه کشور با این مسائل اداره میشد و آینده هم در معرض تهدید بود. * فارس: برخی شبههای را وارد کردند مبنی بر اینکه چرا شرط مرجعیت دربازنگری قانون اساسی حذف شد، در این باره توضیحی بفرمائید؟ - الهام: علت شرط مرجعیت برای
رهبری در سال 68 تصحیح شد، اما امام(ره) بعدا فرمودند من از اول با شرط مرجعیت موافق نبودم. * فارس: ایشان در کجا این مسئله را مطرح کردند؟ - الهام: در نامه به آیتالله مشکینی قبل از اصلاح قانون در تاریخ 9اردیبهشت 68 این مسئله را ذکر کردند. ازآنجا که یکی از محورهای اصلاح قانون اساسی بحث رهبری بود آیت الله مشکینی در نامهای از امام(ره) سؤالی را در مورد این موضوع مطرح کردند. امام(ره) در پاسخ فرمودند خودتان میدانید من نمیخواهم دخالت کنم اما از اول من با شرط مرجعیت مخالف بودم. الان هم میگویم مجتهد جامع الشرایطی که مردم آن را قبول داشته باشند کافی است. * فارس: چرا امام(ره) چنین نظری داشتند؟ - الهام: چون کشور به بنبست میرسید، چرا که دارا بودن دو شرط مرجعیت و مدیر و مدبر بودن شرط سختی بود. شاید مرجعی وجود داشته باشد که از لحاظ علمی و مرجعیت فوق العاده بالا باشد اما از اداره کردن امور اجتناب می کند؛ چون اداره کشور و اجرا، شرایط زیادی میخواهد و جمع شدن تمام شرایط در یک فرد سخت بود و با این شرایط کشور هم دچار مشکل میشد. بعد از جنگ امام خمینی (ره) طی نامهای اعلام کردند که با توجه به تجربه ده ساله در اجرا و در
شرایطی که هم اکنون بعد از جنگ است قانون اساسی باید مورد بازنگری قرار گیرد اما شکل این بازنگری پیشبینی نشده بود و این مسئله یکی از ضعفها بود چرا که معلوم نبود قانون اساسی را چگونه باید مورد بازنگری قرار دهیم و آن را اصلاح کنیم و این مسئله هم جزء چیزهایی بود که جز تمسک به ولایت فقیه راهی نداشت. امام خمینی (ره) در نامه یاد شده تأکید کردند که ده سال تجربه عینی و عملی از اداره کشور اکثر مسئولین و دست اندرکاران و کارشناسان نظام مقدس جمهوری اسلامی را بر این عقیده قرار داده که قانون اساسی با وجود دارابودن نقاط قوت بسیار خوب دارای نقایص و اشکالاتی است که در تدوین و تصویب آن به علت جو ملتهب پیروزی انقلاب و عدم شناخت دقیق معضلات اجرای جامعه کمتر به آن توجه شده است. ** برخی رجال چپ امروز در دوره امام (ره) به شدت مدافع ولایت فقیه بودند * فارس آیا در آن زمان مباحثی درخصوص تغییر قانون اساسی وجود داشت؟ - الهام: به صورت علنی مباحثی در این زمینه وجود نداشت ولی در محافلی که امام(ره) این مسائل را مطرح میکرد زمزمههایی در مورد تغییر قانون اساسی وجود داشت. البته از سال 67 به بعد بود که این مسئله مقداری علنی شد و تقریبا در یک
سال بعد از جنگ، رسانهها به این موضوع میپرداختند. رفع نواقص قانون اساسی ضرورتی اجتناب ناپذیر بود؛ امام خمینی (ره) در آن نامه نوشته بودند که از سالها قبل در فکر اصلاح قانون اساسی بودند ولی جنگ و مسائل دیگر مانع از این مسئله میشد، بنابراین باید گفت که امام(ره) تمام مسائل را پیشبینی میکرد. * فارس: آیا نفر بعدی امام(ره) هم میتوانست ولایت مطلقه را مانند ایشان اعمال کند؟ - الهام: برخی از رجال به اصطلاح چپ امروز در دوره امام خمینی (ره) به شدت مدافع ولایت فقیه شده بودند و هر کسی که نقدی داشت به عنوان ضد ولایت مطلقه تلقی میکردند، اما بعد از امام(ره) این عده 180 درجه چرخیدند زمانی که دلیل این تغییر مواضع را از این افراد جویا شدیم این افراد در پاسخ گفتند که ما از اول ولایت مطلقه را قبول نداشتیم ولی جاذبه و هیمنه امام(ره) و همچنین ترس ما از بیان برخی مسائل باعث میشد که واقعیات را بیان نکنیم. این عده همچنین میگفتند که امام بنیانگذار انقلاب بود و بنیانگذار هم یک حقوق ویژه دارد، بر این اساس باید گفت که پایه اعتقادات این افراد بر اساس مسائل شرعی نبود. حال اگر در این وضعیت قانون اساسی وجود نداشت مشکلات زیادی در کشور
به وجود میآمد. البته با همین قانون اساسی در دوره اصلاحات تلاشهای زیادی برای شکستن فضا انجام شد. * فارس: یعنی اصلاحطلبان از همین قانون هم تمرد کردند؟ - الهام: بله، همینطور است. بسیاری از افراد در دوره آقای هاشمی مسائلی را بیان کردند ولی رهبر انقلاب با اتکا به قانون اساسی این مسائل را رد کرد، به هر حال امام(ره) برای بازنگری در قانون اساسی گروهی را تعیین کردند که این گروه ترکیب خوبی هم داشت. * فارس: ترکیب این کمیته خاطرتان هست؟ - الهام: اسامی این افراد موجود است، عدهای از این افراد اشخاص حقیقی بودند که امام خمینی (ره) از بین مجلس خبرگان و شورای نگهبان و فقهای مختلف آنها را برگزید، آقای مشکینی و آقای طاهری خرمآبادی از مجلس خبرگان و حوزه، از مجلس هم آقای هاشمی، آقای مؤمن هم از شورای نگهبان، آقای امینی از حوزه و آیتالله خامنهای به عنوان رئیس جمهور و آقای موسوی به عنوان نخست وزیر، آقای حسن حبیبی وزیر وقت دادگستری، آقای موسوی اردبیلی رئیس دیوان عالی کشور، آقای موسوی خوئینیها دادستان وقت کل کشور، آقای محمدی گیلانی عضو شورای نگهبان، آقایان خزعلی و یزدی و امامی کاشانی و جنتی و مهدوی کنی از اعضای شورای نگهبان،
آقای توسلی که در دفتر امام مشغول بودند، آقای کروبی به عنوان رئیس بنیاد شهید، آقای عبدالله نوری به عنوان نماینده امام در سپاه و جهاد. امام فرمودند این آقایان از مجلس خبرگان، قوای مقننه، اجراییه و قضاییه و مجمع تشخیص مصلحت نظام در کمیته عضو باشند. 5نفر هم قرار شد که از نمایندگان مجلس به انتخاب خود مجلس در این کمیته عضو باشند که در آن زمان در مجلس سوم یک رأی گیری صورت گرفت و 5 نفر انتخاب شدند که یکی از آنها آقای زنجانی بود که از طرف مجلس وارد کمیته شد آقای نجفقلی حبیبی یکی دیگر از افرادی بود که از طرف مجلس وارد کمیته شد. ** 8 محور مورد تاکید امام(ره) در بازنگری قانون اساسی * فارس: در مورد نحوه بازنگری در قانون اساسی بیشتر توضیح دهید. - الهام: امام خمینی (ره) حوزه بحث را در 8 محور معین کردند که این 8 بند عبارتند از رهبری، تمرکز در مدیریت قوه مجریه، تمرکز در مدیریت قوه قضاییه، تمرکز در مدیریت صدا و سیما به صورتی که قوای سه گانه بر آن نظر داشته باشند، تعداد نمایندگان مجلس شورای اسلامی، مجمع تشخیص مصلحت برای حل معضلات نظام و مشورت رهبری به صورتی که قدرتی در عرض قوای دیگر نباشد، راه بازنگری قانون اساسی و تغییر نام
مجلس شورای ملی به مجلس شورای اسلامی. * فارس: چرا نام مجلس از مجلس شورای ملی به مجلس شورای اسلامی تغییر پیدا کرد؟ - الهام: برخی افراد قصد داشتند که از نام مجلس استفاده ابزاری کنند و جهت مجلس را از اسلامیت خارج و به سمت ملیگرایی ببرند ولی بر اساس قانون مجلس نامش اسلامی شد توجه امام به محتوای اسلامیت نظام را میشد در تغییر نام مجلس از مجلس شورای ملی به مجلس شورای اسلامی مشاهده کرد. اما امام برای بازنگری در قانون با 8 محور تعیین شده زمانی را تعیین کردند و گفتند که این کار حداکثر طی دو ماه انجام شود و بعد هم فرمودند که تغییرات به آرای عمومی گذاشته شود. * فارس: شما فرمودید که امام روی مسئله اسلامیت نظام تأکید زیادی داشتند بر این اساس آیا میتوان گفت که نامگذاری انقلاب به نام جمهوری اسلامی ناشی از شرایط آن زمان بوده باشد؟ - الهام: سخنان حضرت امام(ره) تنها بر مبنای حکومت اسلامی بود؛ زمانی که همه متوجه شدند میتوان با جمهوری اسلامی حکومت اسلامی و اساس اسلام را اجرا و پیاده کنند با عنوان جمهوری اسلامی انقلاب را نامگذاری کردند و بعد از آن هم شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی در کشور مطرح شد که این مسئله از نظر تئوریک
امری دقیق و بسیار پیچیده است؛ چرا که مشارکت مردم در امور به عنوان یک مشارکت اسلامخواهانه تلقی میشود. نظر کلیدی امام بر محتوای اسلامیت نظام بود و هیچ تردید و شکی در این زمینه وجود ندارد. * فارس: یعنی فضای آن زمان بر نظرات امام تأثیر داشت؟ - الهام: کارشناسیها، نظرات مشورتی رجال سیاسی و دینی آن روز میتوانست روی نظرات امام تأثیر بگذارد. ** امام(ره) عدول از اسلامیت را موجب عدم مشروعیت کل نظام میدانست * فارس: آیا در جریان بازنگری هم امکان داشت که امام بخواهند عنوان نظام را تغییر دهند؟ - الهام: امام نخواست که این کار را انجام دهد، چرا که چنین کاری را به صلاح نمیدانست و ایشان قطعا به این باور رسیده بودند که با سبک قانونی جمهوری اسلامی میتوان اصل اسلامیت را حفظ کرد هیچ شکی نیست امام خمینی (ره) عدول از اسلامیت را موجب عدم مشروعیت کل نظام میدانست. آمریکاییها با طرح اسلام آمریکایی به دنبال این بودند که به اسم تجدد، اسلام تجددخواه را در مقابل اسلام سنتی قرار دهند و اسلام سنتی را به عنوان بنیادگرایی نفی کنند و نماد بنیادگرایی را هم آنطور که خودشان میخواهند معرفی کنند و بعد هم در صدد اسلام هراسی برآمدند. آنها
معتقد بودند که بنیادگرایان آدمهایی شلوغ و هیجانی هستند که روحیه انقلابی دارند و رهبران پوپولیست میتوانند آنها را به کف خیابانها بیاورند ولی در نهایت با مدیریت صندوقهای رأی اوضاع را به نفع خود تغییر دهند؛ چرا که بنیادگریان قدرت بیرون آمدن از صندوق رأی را نداشتند. ** تلاش دشمن برای جدا کردن اسلامیت و جمهوریت نظام همواره شکست خورده است قانون اساسی ما جمهوریتی را حفظ کرد که مردم را در صحنه نگه داشت و حقوق و رأیشان را هم محترم شمرد و رأی مردم را از دل صندوق بیرون آورد که این مسئله آمریکاییها را ناراحت میکرد. جمهوری اسلامی با وجود مشکلات و مشقات فراوان و پشت سر گذاشتن سختیهای فراوان جمهوریت واقعی را به وجود آورد و در طول 30 سال گذشته در عین پویایی، محتوای جمهوریت را هم به همراه اسلامیت حفظ کرد و دشمنان برای دوگانه کردن این موضوع ناکام ماندند. الگوی ما در طی 30 سال گذشته الگوی موفقی بوده اما اداره و مدیریت آن جدا سختیهای زیادی دارد. * فارس: آیا میتوان گفت که نظام جمهوری اسلامی مدلی تجربه نشده است؟ - الهام: بله دقیقا همین طور است، نظام جمهوری اسلامی ایران واقعا یک نظام تجربه نشدهای بود که باید آن را یک مدل
ابتکاری دانست البته در این مدل از برخی از تجارب و مسائل حقوقی دنیا استفاده شد، اما هیچ جا تجربه ولایت فقیه وجود نداشته است. تجربه رای مردم و سازمان دادن آن در قالب اسلامی در هیچ جای دنیا وجود نداشت. بعد از حکومت ائمه و معصومین کلا چنین نظامی وجود نداشت، ولایت فقیه دامنه حکومت گسترده نداشته و تنها در حداقلهای که امام مد نظر داشت شکل گرفت. البته در برخی موارد حاکم شرعی که در دامنهای ولایت داشته اجرای حد میکرده ولی این مسائل تنها در یک محدود خاص وجود داشت، مثلا در دوره صفویه پادشاهان با ملاحظاتی کسب اجازه از فقیه کردند تا با ملاحظاتی اجازه دهند تصرفات شاه را مشروع باشد. البته این مسئله تنها در مورد یکی از پادشاه صفویه مصداق داشت؛ تمام این مسائل نشان میدهد ولایت فقیه به شکلی که بسط ید داشته باشد و مستقیما وارد حکومت شود قبل از انقلاب اسلامی وجود نداشت. امروز تئوری ولایت فقیه و نظام ولایت فقیه پیش روی بشریت قرار دارد و موج جهانی هم که هم اکنون ایجاد شده است یکی از خلاهای آن فقدان چنین رهبریتی است و اگر این رهبری وجود داشته باشد سرعت و شتاب کار فوق العاده خواهد بود. وجود رهبری منسجم برای مستکبرین در کشورهایی
که در حال بیداری هستند یک خطر جدی محسوب میشود، چرا که یکی از مهمترین عوامل پیشرفت داشتن رهبری قوی است، مستکبرین میترسند که الگوی جمهوری اسلامی ایران به تدریج تاثیرات فکری بگذارد در وحدت شیعه و سنی موجی را ایجاد کند، یعنی شیعیان و سنیها در نحوه اداره حکومت به مشترکاتی برسند که این مسئله برای غرب وحشتناک است و به همین دلیل که غربیها و آمریکاییها همواره به دنبال این هستند که به اختلافات قومی و مذهبی دامن بزنند و جنگ شیعه و سنی به راه بیندازند. همگرایی که هم اکنون بین الازهر و تشیع ایجاد شد و فتواهایی که اخیرا رئیس الازهر در راستای وحدت شیعه و سنی صادر کرد نشان میدهد که همگرایی بین شیعه و سنیها رو به افزایش است همچنین قبول تشیع به عنوان بخشی از عقاید صحیح اسلامی و اقتدار تشیع و قبول آن توسط سنیها از جمله مسائل قابل توجه است. غربیها میگویند که بیش از 30 سال است که جمهوری اسلامی به راحتی اداره میشود و ما به آن جنگیدیم ولی شکست خوردیم. در جریان جنگ تحمیلی هم تمام قدرتها پشت صدام قرار گرفتند و طی 8 سال این جنگ را با شدت دنبال کردند ولی نتیجهای نگرفتند و حتی افرادی که مقاومت کردند، موفقیتهای بیشتری کسب
کردند. بعد از جنگ دشمن سعی کرد که با تحریم اقتصادی و فشارها و بحرانهای داخلی ما را تحت فشار قرار دهد ولی کشور با پویایی هر چه بیشتر حرکت خود را ادامه داد. در حال حاضر هم رژیم سلطنتی در ایران حکومت نمیکند که نسلش را غربیها تربیت کنند و ولیعهد بپروارنند و وارد کشور کنند؛ بلکه این طور است که ناگهان شخصی مانند احمدی نژاد در کشور ظهور و بروز پیدا میکند و دشمن هم نمیتواند او را محاصره کند و نقشههای خود را در مورد آن عملی کند. ** جمهوری اسلامی برای دشمنان غیر قابل پیش بینی است دشمن همواره به دنبال این است که راههای نفوذ به کشور را پیدا کند و در کشور نقشهای خود را دنبال کند ولی موفق به انجام این مهم نمیشود؛ قبل از انقلاب یک خاندان سلطنتی توسط دشمن تقویت میشد و در کشور به حکومت میرسید در حال حاضر دشمن نمیتواند روی فقیه نقشههایش را پیاده کند، البته دشمن تلاش خود را برای نفوذ در کشور قطع نمیکند ولی سیستم نظام جمهوری اسلامی ایران غیر قابل پیشبینی است و به همین دلیل است که دشمن همواره غافلگیر میشود. ** اگر ولایت فقیه نباشد نظام ما هم مشروعیت ندارد * فارس: به نظر شما ولایت فقیه را باید در چارچوب اصول قانون
اساسی دانست یا اینکه این اصل مترقی فراتر از اصول قانون اساسی است؟ - الهام: در این زمینه ما یک سری اصول اعتقادی داریم و قالب جامعه ما هم جزء اقشار متدین هستند که دیدگاه ولایت فقیه را قبول دارند؛ اگر ولایت فقیه در نظام ما نباشد نظام ما هم مشروعیت ندارد و این مسئله در واقع به بخش اسلامیت نظام برمیگردد، چرا که بخش اسلامیت نظام متاثر از وجود فقیه است. وجود فقیه در راس امور یک وجود تشریفاتی نیست بلکه بر اساس اصل 57 قانون اساسی قوای حاکم زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت فعالیت خود را انجام میدهند، ولی تعریفی که در قانون آمده است قوا را مستقل از هم بیان کرده و این مسئله بر طبق اصول قانون به قوای 3 گانه برمیگردد. برخی معتقدند که ولایت مطلقه بر طبق اصول آینده قانون است یعنی خود ولایت مطلقه اختیارتش در چارچوبی است که در قانون آمده است، در حالی که در قانون آمده است که همه قوا به طور مطلق زیر نظر ولی فقیه قرار دارند، اما قوا بر طبق اصول آینده قانون فعالیت میکنند، بر این اساس باید گفت که تعبیر قانون بر طبق اصول آینده این قانون اعمال میگردد، مربوط به قوای سه گانه است نه ولایت فقیه. طیفی که با این مسئله مخالفت
میکنند میگویند که ولایت فقیه هم باید در چارچوب قانون باشد که این مسئله درست نیست؛ در جریان بازنگری قانون اساسی جمله دیگری به این اصل از قانون اضافه شده است که بر اساس آن آمده که این قوا زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت قرار میگیرند، بر این اساس اگر ولایت مطلقه است نمیتوان گفت طبق اصول آینده این قانون فعالیت میکنند. در حال حاضر قوا دارای مشکلات جدی هستند به طور مثال قوه مقننه با قوی مجریه اختلافات جدی دارند. اجرای این اصل به عهده رهبری است، به هر حال اختلافاتی میان قوا در کشور به وجود میآید به طور مثال مجلس حکم میکند که دولت موظف است که ارتباطش را با فلان کشور قطع کند که این مسئله ورود به سیاست خارجی است و مجلس هم گاهی این کار را انجام میدهد از آن طرف دولت میگوید آیا این یک مسئله قانون گذاری است یا اینکه یک مسئله اجرایی بر این اساس باید برای حل این چالشها در قانون چارهای اندیشیده شود. ** دستورات ولی فقیه شرعی است و باید اجرا شود * فارس: آیا در برخی استنکافهایی که دولت برای اجرای برخی قوانین انجام میدهد با همین توجیهی است که شما گفتید؟ - الهام: بله عموما همین طور است که دولت توجیهی دارد و مثلا
میگوید که آن چیزی که به او تکلیف شده اختیارات قانونیاش را سلب کرده است. اخیرا رهبری نوشتند که شورای نگهبان وساطت کند و راه حلی را پیش روی دولت بگذارد تا من جواب نهایی را بدهم. باید مشکلاتی که به صورت معضل در کشور مطرح میشود حل و فصل شود و با لاخره باید در یک جایی از نظام این تشتتها که هنوز هم وجود دارد مدیریت شود. بالاخره بعضی از مسائل شرعی از لحاظ شرعی اختیاراتی به فقیه داده شده است چنانچه امام (ره) فرمودند که اختیارات فقیه اختیارات رسول الله است. بر این اساس همانطوری که دستورات رسولالله دستوراتی شرعی است که باید اجرا شود، اطاعت ولی فقیه هم موضوعیت دارد و دستورات ولی هم باید به اجرا در آید. به طور مثال حج یک واجب شرعی غیر قابل تعطیلی است ولی در زمان سال 66 شرایطی پیش آمد که بنا بر مصلحتهای کشور اعزام حاجیان از سال 67 تعطیل شد و امام هم فرمودند که ما حج نمیرویم. امام خمینی (ره) در جریان این مسئله حج را از واجبات شرعی حذف نکردند؛ اهمیت حج آنقدر زیاد است که امام همه ساله مهمترین پیام خود را راجع به اهمیت حج صادر میکردند اما در مقابل، ایشان با مسئلهای روبه رو شد که مجبور شد حج را تعطیل کند. برخی مواقع
باید حدود شرعی را حتما اجرا کرد ولی اجرای آن آثاری دارد که ممکن است ضررهای زیادی را متوجه کشور کند. گاهی مصالح بزرگتری در میان است که باید آنها را رعایت کرد یا اینکه بر اساس تقیه حقایقی را پنهان کنیم؛ در واقع یکی از ظرفیتهای حکومت اختیارات آن است و یک سری مسائل هم در حکومت عادی است؛ به طور مثال در قضیه مالیات شرعی مانند خمس و زکات اگر فقیهی بالای سر این حکومت نباشد و آن را تنفیذ نکند، مشروعیت ندارد؛ همچنین در برخی از مجازاتها مانند مجازات برای قاچاق مصالح اقتصادی کشور اقتضا میکند که مقابل آن گرفته شود حکومت میگوید که اگر قرار است کالایی از آن سوی مرزها به داخل کشور وارد شود باید ضوابط خاصی داشته باشد در غیر این صورت اقتصاد کشور اسلامی مختل میشود و مفاسدی به وجود میآید؛ مرجع تشخیص برخی مسائل حکومت مشروعه ولایت فقیه است. در واقع بخشی از اختیاراتی که مجلس هم اکنون اعمال میکند اختیارات ولایت مطلقه فقیه است که از کانال مجلس اعمال میشود. رهبر انقلاب فرمودند به طور عادی بنا ندارند در امور قوا مداخله و ورود کنند اما ناگهان تغییری مانند وزیر اطلاعات در کشور رخ میدهد و رهبری بنا بر شرایط زمانی و اوضاع فعلی
تغییرات در این وزارتخانه کلیدی را به صلاح نمیدانند و به همین دلیل ایشان در برخی مسائل ورود پیدا میکنند. البته رهبری در احکامی که صادر میکنند مبانی و ضرورتها را هم بیان میکنند به طور مثال ایشان ضرورت انسجام و کار آمدی و همچنین ضرورتهایی که باید در شرایط کنونی وجود داشته باشد را مد نظر قرار میدهند. **ولی فقیه میتواند احکام اولیه شرع را هم تعطیل کند ایشان مصلحتهای را در نظر میگیرند و به همین جهت تصمیم میگیرند که در برخی امور ورود پیدا کنند، ولی باید توجه کرد که ولی فقیه میتواند حتی احکام اولیه شرع را هم تعطیل کند به طور مثال میتواند مانع از اعزام حجاج به عربستان شود پس چطور است که نمیتواند در امور مربوط به رئیسجمهور دخالت کند. مجلس حق قانونگذاری دارد ولی ناگهان قانون مطبوعات به نحوی تغییر پیدا میکند که فضا برای دشمن باز میشود و رهبری هم در این مورد ورود پیدا میکنند ولی این طور نیست که رهبری بخواهند در تمام مسائل وارد شوند. * فارس: برخی سعی دارند که ولایت مطلقه فقیه را با کلمه استبداد همسانسازی کنند. نظر شما در این مورد چیست؟ - الهام: نظام ولایت فقیه واقعا نظامی ضد استبدادی است، بعضی جاها ممکن
است قوانینی تصویب شود که ذات استبدادی داشته باشد و ظاهر آن هم اشکالی نداشته باشد که این قانون را میتوان با همین اصل مترقی ولایت فقیه محدود کرد. ادامه دارد...