اخبار آرشیوی

کدخبر: 230955

مهدی فضائلی، کارشناس مسائل سیاسی در گفتگوی تفصیلی با سایت برهان، انتقادات اصولگرایان به "جریان انحرافی" را از نظر جنس و ماهیت با نقدهای گروه‌های ضدانقلاب به این جریان متفاوت دانست و شائبه "هم‌صدایی ناخواسته میان نیروهای انقلاب و دشمنان نظام در برابر جریان انحرافی" را رد کرد

برهان نوشت: در ماه‌های اخیر مشاهده می‌شود در اثنای نقد دولت و نیز در مواجهه با جریان انحراف، یک همسویی و هم صدایی ناخواسته میان نیروهای انقلاب و دشمنان بوجود آمده است که بی توجهی به آن سوء استفاده ضد انقلاب را به همراه داشته است. در این خصوص در گفتگو با یک کارشناس رسانه ابعاد این مسأله را واکاوی نمودیم. در یک ماه گذشته و به دنبال ماجراهایی که با استعفای وزیر اطلاعات شروع شد، شاهد نقد گسترده‏ی جریان انحرافی از سوی چهره‏ها، جریان‏ها و رسانه‏های مدافع نظام بودیم. به نظر می‏رسد زمان آن رسیده که جریان‏های مدافع انقلاب به خصوص رسانه‏های آن‏ها یک نقد درونی داشته باشند و معضل افراط و تفریط در مواجهه با جریان انحرافی را بررسی کنند. نظر شما در این خصوص چیست؟ جریان‏های مدافع انقلاب همیشه باید محاسبه رفتار خود را به صورت مستمر در دستور کار داشته باشند و مراقبت بکنند که دچار افراط یا تفریط نشوند. مخصوصاً این‏که بعضی از انحراف‏ها و خروج از مسیر عدالت خیلی ظریف آغاز می‌شود و اگر به آن توجه کافی نشود زاویه با مسیر حق، لحظه لحظه بیشتر شده و ممکن است خطاهایی صورت بگیرد که قابل جبران نباشد. لذا نقد و بررسی رفتار در این زمان و هر زمان دیگری می‌تواند کار ارزشمندی باشد. در نقد جریان انحرافی گاهی خواسته یا ناخواسته یک همسویی بین رسانه‏های مدافع نظام و رسانه‏های ضد انقلاب دیده می‏شود. مانند ترسیم اختلاف بین رهبری و دولت، هجمه به دولت با اتهام قانون‏گریزی، و ... . از سویی مخالفین و نیز رسانه‏های ضدانقلاب بخش زیادی از این مباحث را در فضای انتخابات و نیز حوادث پس از آن مطرح می‏کنند و از دیگر سو تأکید امام و مقام معظم رهبری بر این است هرگاه با دشمن هم صدا شدید به خودتان شک کنید. با توجه به همسویی ظاهری، در مورد اهداف جریان‏های مدافع نظام و ضدانقلاب از این نقدها توضیح داده و بفرمایید جریان مدافع نظام چگونه می‏تواند این تفاوت هدف را در نقدهای خود مشخص کند؟ سوءاستفاده جریان ضدانقلاب از این شرایط یک واقعیت است و قابل پیش‏بینی نیز بود که چنین اتفاقی خواهد افتاد. این مسأله مربوط به این زمان نبوده و تجربه آن در گذشته وجود داشته است. کما اینکه ممکن است در آینده هم قابل تصور باشد. وقتی اتفاقی در کشور می‏افتد جریان ضد انقلاب سعی می‌کند حداکثر بهره‏برداری را از آن داشته باشد. اما این موضوع با همسویی متفاوت است. به اعتقاد بنده مرز ظریفی بین این همسویی ظاهری که سوء‏استفاده‏هایی را به همراه داشته وجود دارد. نیروهای انقلاب، جریان انحرافی را از موضع دفاع از انقلاب و دفاع از مهمترین رکن آن یعنی ولایت فقیه نقد می‌کنند؛ اما وقتی جریان ضد انقلاب به آن می‏پردازد حتماً خاستگاهش دفاع از رهبری و دفاع از نظام و ارکان آن نیست. لذا مشاهده می‏شود در همین اتفاقات اخیر این جریان به نوعی حامی جریان انحرافی است، چرا که احساس می‌کند در مقابل رهبری نظام ایستاده است. بنابراین این دو کاملاً با هم متفاوت است. هر چند که جریان‏های مدافع انقلاب باید این مراقبت‎ها را داشته باشند تا مواضع‏شان به همسویی منجر نشود، لکن این همسویی دارای ابعادی نظیر خاستگاه، انگیزه، ادبیات نقد و ... است. اگر مجموعه‏ی آن‏ها با جریان ضدانقلاب یکسان شود همگرایی قابل تأمل را به وجود می‌آورد. یکی از ملاحظات ما در چالش‏های میان جریان‏های سیاسی و دعواهای سیاسی از رهبری نظام هزینه نشود. به نظر می‏رسد در نقد جریان انحرافی پیوسته رهبری هزینه شد. مانند برجسته شدن عدم تمکین به حکم رهبری در حالی که این جریان از ابعاد دیگر قابل نقد بوده و هست. برای دوری از این آسیب چه توصیه‏ای دارید؟ وقتی امروز در مورد جریان‏های مدافع انقلاب صحبت می‌کنیم نقد بخش رسانه‏ای این جریان به‏عنوان مهمترین حوزه موردنظر ما است. از یک وبلاگ تا رسانه‏های بزرگ در این قالب قابل تعریف است. این جریان بسیار متنوع و گسترده است و طیف وسیعی را در بر می‌گیرد واقعاً این بحث نمی‌تواند در برگیرنده همه این گستردگی باشد؛ لکن در این طیف بخش‏هایی از نیروهای مدافع نظام وجود دارند که رفتارهای‏شان افراط گونه و تفریط آمیز است، باید بخش‏ها را مصداقی مشخص کرده و در مورد آن‏ها صحبت شود. بحث ما مربوط به بخش‏هایی از جریان اصولگرا است که در حقیقت یک نوع تشخص و برجستگی دارند و به نوعی می‌شود گفت که تریبون جریان اصولگرایی یا بخش عمده‏ای از آن را شامل می‏شوند. لذا مجموعه‏ مواردی که دچار افراط و تفریط شده‏اند وجود دارند. متأسفانه این مسأله‏ی ناخوشایند به کرات مشاهده شد. لذا با توجه به جایگاه ولایت فقیه به عنوان مهمترین سرمایه‏ی نظام اسلامی و با عنایت به این‏که هیچ عاقلی قائل نیست چنین سرمایه ارزشمندی به دفعات و حتی در مواردی غیرضروری هزینه شود، بایستی از هزینه کردن رهبری پرهیز کنیم. گذشته از این موضوع، وقتی که موضوع آقای مصلحی پیش آمد و رهبری به صراحت نظر دادند و در مقابل، رییس جمهور و اطرافیانش تمکین نکردند به اعتقاد بنده خیلی طبیعی بود که مسأله ولایت‏مداری و عدم تمکین این جریان نسبت به رهبری و ولی فقیه در این رابطه مورد نقد قرار بگیرد. به هر حال ما نمی‌توانستیم این مسأله را نادیده گرفته و در آن شرایط، تنها مسائل روزمره کشور نظیر لایحه بودجه و امثال آن را مورد نقد و واکاوی قرار دهیم. طبیعی بود از بحث رهبری و عدم تمکین در مقابل جایگاه رهبری بحث شود. لکن مسأله به همین مورد خاتمه پیدا نکرده و به‏سرعت مسائل دیگری نظیر انحرافات مالی - اقتصادی و انحرافات فکری جریان انحراف به طور گسترده مطرح شد؛ نیروهای انقلابی بیشتر در این بخش‏ها متمرکز شدند. اگرچه یکی از شاه بیت‏های نقد این جریان بحث رهبری بوده و هست، لذا به اعتقاد بنده بخشی از این انتقادها درست است و نمی‏توان این مسأله را هزینه کردن رهبری تلقی کرد، بلکه نوعی دفاع از جایگاه ولی فقیه بوده که البته گریزی هم از آن نبود. با عنایت به آن‏که از سویی رییس جمهور را هم‏چنان فردی اصول‏گرا و مدافع آرمان‏های انقلاب می‏دانیم و از دیگر سو به تعلق خاطر رییس جمهور به سرکرده جریان انحرافی آگاهیم. به اعتقاد شما آیا نقد این جریان و وقوع اختلاف درون اصول‏گریان در پی آن، به شور و شعف جریان مقابل و حتی جریان‏های ضد انقلاب منجر نشد؟ برای نیفتادن در چنین دامی و برای آن که اختلاف بوجود نیاید، یا حداقل بازتاب آن اختلاف میان اصول‏گرایان به چشم نیاید چه پیشنهادی دارید؟ این سؤال، سؤال قابل توجهی است و باید به آن توجه ویژه‏ای کرد. نکته‏ی اول: جریان انحرافی هیچ نسبتی با اصول‏گرایی و اصول‏گرایان ندارند. نه خودشان چنین ادعایی داشته و نه اصول‏گرایان تا به حال آن‏ها را پذیرفته‏اند. کما این‏که افراد برجسته‏ی این جریان در اظهارنظرهای خود به صراحت گفتند ما با اصولگرایان نیستیم و خود را نزدیک به اصلاح‏طلبان و همسوی با آن‏ها نشان دادند. در همین ایام بعضی از رسانه‏های این جریان برای دفاع از سرحلقه‏ی خود، به صراحت از نیروهای اصلاح‏طلب استمداد طلبیده شد. بنابراین روشن است این جریان هیچ نسبتی با جریان اصول‏گرایی نداشته و ندارد؛ اساساً یکی از انتقادات جدی که از مدت‏ها قبل به آقای دکتر احمدی‏نژاد مطرح می‏شد، این بود؛ چرا از چهره‏های شناخته شده‏ی اصول‏گرا استفاده نمی‏شود و حتی نیروهایی که رابطه‏ای با اصول‏گراها داشتند به تدریج ترد و حذف شدند. در حقیقت حلقه‏ی اول اطراف آقای دکتر احمدی‏نژاد را کسانی تشکیل دادند که کمترین قرابتی با جریان اصولگرایی نداشتند. نکته‏ی دیگر: متأسفانه رییس جمهور نه تنها هیچ تلاشی برای مرزبندی میان این جریان انحرافی با خود نکرد، بلکه همان‏گونه که مشاهده می‏شود ایشان هم‏چنان از این جریان حمایت می‏کند. طبیعی است که در چنین شرایطی دفاع از آقای احمدی‏نژاد خیلی سخت‏ می‏شود. به هرحال باید این واقعیت را پذیرفت آقای دکتراحمدی‏نژاد یک نیروی برخاسته از جریان اصول‏گرایی بوده و با جریان انحراف فرق دارد. مطلب دیگر: این مسایل علاوه بر آن‏که شور و شعف نیروهای ضدانقلاب را به همراه دارد، متأسفانه فرصت‏هایی برای سوءاستفاده و بهره‏برداری آن‏ها بوجود می‏آورد. به هرشکل یکی از تأکیدهای مقام‏معظم رهبری از ابتدا این بود که بعضی از رفتارهای صورت گرفته متأسفانه چنین نشاطی را به اردوگاه مخالفین نظام تزریق کرده و مسببان این جریان باید پاسخ‏گو باشند. نکته‏ی آخر: یکی از راه‏های جدی برای گریز از این آفات توجه به این نکته است که ضمن انتقاد به این جریان، مخالفین نظام فراموش نشوند. امروز یکی از مشکلاتی که وجود دارد با تمرکز بر روی جریان انحراف ما بخش‏های دیگری از مخالفین و فتنه‏گران را فراموش کرده‏ایم و یک نوع غفلت از آن‏ها شکل گرفته است و اصول‏گرایان در خصوص ورودهای مذبوحانه و فرصت‏طلبانه‏ی آن‏ها عکس‏العمل لازم را ندارند. لذا به اعتقاد بنده باید نسبت به این مسأله مراقبت شود و در مواردی که سوء‏استفاده آن‏ها محرز است در پاسخ، گذشته آن‏ها و نتیجه‏ی رفتار آن‏ها و خسارتی که به انقلاب و نظام و منافع مردم وارد کرده‏اند، به صورت مستمر گوشزد شود. و این‏گونه تلقی نشود اگر امروز جریان انحرافی یا خود رییس جمهور نقد می‏شود به معنی آن است که ما در مقابله با جریان فتنه دچار اشتباه شده و از آن گذشت کرده‏ایم. اتفاقاً این مسأله پرچم افتخارآمیزی برای جریان اصول‏گرایی است در هر زمانی سعی می‏کند به وظیفه خود عمل کند. اگر در یکی دو سال گذشته جریان فتنه و جریان همسو و حامی او در داخل و خارج کشور مورد نقد جدی نیروهای اصول‏گرا و مدافع انقلاب بودند امروز نیز جریان انحرافی از همان مبنا و با همان خاستگاه نقد می‏شود. این طور نیست که ما یک جریان قبیله‏گرایی داشته باشیم و با این توجیه، شخصی در مجموعه‏ی اصول‏گرایان است از او حمایت کرده و از اشتباهاتش چشم‏پوشی نماییم و در مقابل چنان‏چه اصلاح‏طلبان مرتکب خطایی شدند آن‏ها را به چالش بکشانیم. معنا و مفهوم اصول‏گرایی رفتار مبتنی بر اصول است. لذا هرجا به این اصول خدشه وارد ‏شد خواه از سوی منتسبین به این جریان و خواه از سوی جریان مقابل، اصول‏گرایان در مقابله با آن هیچ تعارف و ملاحظه‏ای نخواهند داشت. با تشکر از این که وقت خود را در اختیار برهان قرار دادید.
ارسال نظر: