اخبار آرشیوی
مهدی فضائلی، کارشناس مسائل سیاسی در گفتگوی تفصیلی با سایت برهان، انتقادات اصولگرایان به "جریان انحرافی" را از نظر جنس و ماهیت با نقدهای گروههای ضدانقلاب به این جریان متفاوت دانست و شائبه "همصدایی ناخواسته میان نیروهای انقلاب و دشمنان نظام در برابر جریان انحرافی" را رد کرد
برهان نوشت: در ماههای اخیر مشاهده میشود در اثنای نقد دولت و نیز در مواجهه با جریان انحراف، یک همسویی و هم صدایی ناخواسته میان نیروهای انقلاب و دشمنان بوجود آمده است که بی توجهی به آن سوء استفاده ضد انقلاب را به همراه داشته است. در این خصوص در گفتگو با یک کارشناس رسانه ابعاد این مسأله را واکاوی نمودیم. در یک ماه گذشته و به دنبال ماجراهایی که با استعفای وزیر اطلاعات شروع شد، شاهد نقد گستردهی جریان انحرافی از سوی چهرهها، جریانها و رسانههای مدافع نظام بودیم. به نظر میرسد زمان آن رسیده که جریانهای مدافع انقلاب به خصوص رسانههای آنها یک نقد درونی داشته باشند و معضل افراط و تفریط در مواجهه با جریان انحرافی را بررسی کنند. نظر شما در این خصوص چیست؟ جریانهای مدافع انقلاب همیشه باید محاسبه رفتار خود را به صورت مستمر در دستور کار داشته باشند و مراقبت بکنند که دچار افراط یا تفریط نشوند. مخصوصاً اینکه بعضی از انحرافها و خروج از مسیر عدالت خیلی ظریف آغاز میشود و اگر به آن توجه کافی نشود زاویه با مسیر حق، لحظه لحظه بیشتر شده و ممکن است خطاهایی صورت بگیرد که قابل جبران نباشد. لذا نقد و بررسی رفتار در این زمان و
هر زمان دیگری میتواند کار ارزشمندی باشد. در نقد جریان انحرافی گاهی خواسته یا ناخواسته یک همسویی بین رسانههای مدافع نظام و رسانههای ضد انقلاب دیده میشود. مانند ترسیم اختلاف بین رهبری و دولت، هجمه به دولت با اتهام قانونگریزی، و ... . از سویی مخالفین و نیز رسانههای ضدانقلاب بخش زیادی از این مباحث را در فضای انتخابات و نیز حوادث پس از آن مطرح میکنند و از دیگر سو تأکید امام و مقام معظم رهبری بر این است هرگاه با دشمن هم صدا شدید به خودتان شک کنید. با توجه به همسویی ظاهری، در مورد اهداف جریانهای مدافع نظام و ضدانقلاب از این نقدها توضیح داده و بفرمایید جریان مدافع نظام چگونه میتواند این تفاوت هدف را در نقدهای خود مشخص کند؟ سوءاستفاده جریان ضدانقلاب از این شرایط یک واقعیت است و قابل پیشبینی نیز بود که چنین اتفاقی خواهد افتاد. این مسأله مربوط به این زمان نبوده و تجربه آن در گذشته وجود داشته است. کما اینکه ممکن است در آینده هم قابل تصور باشد. وقتی اتفاقی در کشور میافتد جریان ضد انقلاب سعی میکند حداکثر بهرهبرداری را از آن داشته باشد. اما این موضوع با همسویی متفاوت است. به اعتقاد بنده مرز ظریفی بین این
همسویی ظاهری که سوءاستفادههایی را به همراه داشته وجود دارد. نیروهای انقلاب، جریان انحرافی را از موضع دفاع از انقلاب و دفاع از مهمترین رکن آن یعنی ولایت فقیه نقد میکنند؛ اما وقتی جریان ضد انقلاب به آن میپردازد حتماً خاستگاهش دفاع از رهبری و دفاع از نظام و ارکان آن نیست. لذا مشاهده میشود در همین اتفاقات اخیر این جریان به نوعی حامی جریان انحرافی است، چرا که احساس میکند در مقابل رهبری نظام ایستاده است. بنابراین این دو کاملاً با هم متفاوت است. هر چند که جریانهای مدافع انقلاب باید این مراقبتها را داشته باشند تا مواضعشان به همسویی منجر نشود، لکن این همسویی دارای ابعادی نظیر خاستگاه، انگیزه، ادبیات نقد و ... است. اگر مجموعهی آنها با جریان ضدانقلاب یکسان شود همگرایی قابل تأمل را به وجود میآورد. یکی از ملاحظات ما در چالشهای میان جریانهای سیاسی و دعواهای سیاسی از رهبری نظام هزینه نشود. به نظر میرسد در نقد جریان انحرافی پیوسته رهبری هزینه شد. مانند برجسته شدن عدم تمکین به حکم رهبری در حالی که این جریان از ابعاد دیگر قابل نقد بوده و هست. برای دوری از این آسیب چه توصیهای دارید؟ وقتی امروز در مورد جریانهای
مدافع انقلاب صحبت میکنیم نقد بخش رسانهای این جریان بهعنوان مهمترین حوزه موردنظر ما است. از یک وبلاگ تا رسانههای بزرگ در این قالب قابل تعریف است. این جریان بسیار متنوع و گسترده است و طیف وسیعی را در بر میگیرد واقعاً این بحث نمیتواند در برگیرنده همه این گستردگی باشد؛ لکن در این طیف بخشهایی از نیروهای مدافع نظام وجود دارند که رفتارهایشان افراط گونه و تفریط آمیز است، باید بخشها را مصداقی مشخص کرده و در مورد آنها صحبت شود. بحث ما مربوط به بخشهایی از جریان اصولگرا است که در حقیقت یک نوع تشخص و برجستگی دارند و به نوعی میشود گفت که تریبون جریان اصولگرایی یا بخش عمدهای از آن را شامل میشوند. لذا مجموعه مواردی که دچار افراط و تفریط شدهاند وجود دارند. متأسفانه این مسألهی ناخوشایند به کرات مشاهده شد. لذا با توجه به جایگاه ولایت فقیه به عنوان مهمترین سرمایهی نظام اسلامی و با عنایت به اینکه هیچ عاقلی قائل نیست چنین سرمایه ارزشمندی به دفعات و حتی در مواردی غیرضروری هزینه شود، بایستی از هزینه کردن رهبری پرهیز کنیم. گذشته از این موضوع، وقتی که موضوع آقای مصلحی پیش آمد و رهبری به صراحت نظر دادند و در مقابل،
رییس جمهور و اطرافیانش تمکین نکردند به اعتقاد بنده خیلی طبیعی بود که مسأله ولایتمداری و عدم تمکین این جریان نسبت به رهبری و ولی فقیه در این رابطه مورد نقد قرار بگیرد. به هر حال ما نمیتوانستیم این مسأله را نادیده گرفته و در آن شرایط، تنها مسائل روزمره کشور نظیر لایحه بودجه و امثال آن را مورد نقد و واکاوی قرار دهیم. طبیعی بود از بحث رهبری و عدم تمکین در مقابل جایگاه رهبری بحث شود. لکن مسأله به همین مورد خاتمه پیدا نکرده و بهسرعت مسائل دیگری نظیر انحرافات مالی - اقتصادی و انحرافات فکری جریان انحراف به طور گسترده مطرح شد؛ نیروهای انقلابی بیشتر در این بخشها متمرکز شدند. اگرچه یکی از شاه بیتهای نقد این جریان بحث رهبری بوده و هست، لذا به اعتقاد بنده بخشی از این انتقادها درست است و نمیتوان این مسأله را هزینه کردن رهبری تلقی کرد، بلکه نوعی دفاع از جایگاه ولی فقیه بوده که البته گریزی هم از آن نبود. با عنایت به آنکه از سویی رییس جمهور را همچنان فردی اصولگرا و مدافع آرمانهای انقلاب میدانیم و از دیگر سو به تعلق خاطر رییس جمهور به سرکرده جریان انحرافی آگاهیم. به اعتقاد شما آیا نقد این جریان و وقوع اختلاف درون
اصولگریان در پی آن، به شور و شعف جریان مقابل و حتی جریانهای ضد انقلاب منجر نشد؟ برای نیفتادن در چنین دامی و برای آن که اختلاف بوجود نیاید، یا حداقل بازتاب آن اختلاف میان اصولگرایان به چشم نیاید چه پیشنهادی دارید؟ این سؤال، سؤال قابل توجهی است و باید به آن توجه ویژهای کرد. نکتهی اول: جریان انحرافی هیچ نسبتی با اصولگرایی و اصولگرایان ندارند. نه خودشان چنین ادعایی داشته و نه اصولگرایان تا به حال آنها را پذیرفتهاند. کما اینکه افراد برجستهی این جریان در اظهارنظرهای خود به صراحت گفتند ما با اصولگرایان نیستیم و خود را نزدیک به اصلاحطلبان و همسوی با آنها نشان دادند. در همین ایام بعضی از رسانههای این جریان برای دفاع از سرحلقهی خود، به صراحت از نیروهای اصلاحطلب استمداد طلبیده شد. بنابراین روشن است این جریان هیچ نسبتی با جریان اصولگرایی نداشته و ندارد؛ اساساً یکی از انتقادات جدی که از مدتها قبل به آقای دکتر احمدینژاد مطرح میشد، این بود؛ چرا از چهرههای شناخته شدهی اصولگرا استفاده نمیشود و حتی نیروهایی که رابطهای با اصولگراها داشتند به تدریج ترد و حذف شدند. در حقیقت حلقهی اول اطراف آقای دکتر
احمدینژاد را کسانی تشکیل دادند که کمترین قرابتی با جریان اصولگرایی نداشتند. نکتهی دیگر: متأسفانه رییس جمهور نه تنها هیچ تلاشی برای مرزبندی میان این جریان انحرافی با خود نکرد، بلکه همانگونه که مشاهده میشود ایشان همچنان از این جریان حمایت میکند. طبیعی است که در چنین شرایطی دفاع از آقای احمدینژاد خیلی سخت میشود. به هرحال باید این واقعیت را پذیرفت آقای دکتراحمدینژاد یک نیروی برخاسته از جریان اصولگرایی بوده و با جریان انحراف فرق دارد. مطلب دیگر: این مسایل علاوه بر آنکه شور و شعف نیروهای ضدانقلاب را به همراه دارد، متأسفانه فرصتهایی برای سوءاستفاده و بهرهبرداری آنها بوجود میآورد. به هرشکل یکی از تأکیدهای مقاممعظم رهبری از ابتدا این بود که بعضی از رفتارهای صورت گرفته متأسفانه چنین نشاطی را به اردوگاه مخالفین نظام تزریق کرده و مسببان این جریان باید پاسخگو باشند. نکتهی آخر: یکی از راههای جدی برای گریز از این آفات توجه به این نکته است که ضمن انتقاد به این جریان، مخالفین نظام فراموش نشوند. امروز یکی از مشکلاتی که وجود دارد با تمرکز بر روی جریان انحراف ما بخشهای دیگری از مخالفین و فتنهگران را فراموش
کردهایم و یک نوع غفلت از آنها شکل گرفته است و اصولگرایان در خصوص ورودهای مذبوحانه و فرصتطلبانهی آنها عکسالعمل لازم را ندارند. لذا به اعتقاد بنده باید نسبت به این مسأله مراقبت شود و در مواردی که سوءاستفاده آنها محرز است در پاسخ، گذشته آنها و نتیجهی رفتار آنها و خسارتی که به انقلاب و نظام و منافع مردم وارد کردهاند، به صورت مستمر گوشزد شود. و اینگونه تلقی نشود اگر امروز جریان انحرافی یا خود رییس جمهور نقد میشود به معنی آن است که ما در مقابله با جریان فتنه دچار اشتباه شده و از آن گذشت کردهایم. اتفاقاً این مسأله پرچم افتخارآمیزی برای جریان اصولگرایی است در هر زمانی سعی میکند به وظیفه خود عمل کند. اگر در یکی دو سال گذشته جریان فتنه و جریان همسو و حامی او در داخل و خارج کشور مورد نقد جدی نیروهای اصولگرا و مدافع انقلاب بودند امروز نیز جریان انحرافی از همان مبنا و با همان خاستگاه نقد میشود. این طور نیست که ما یک جریان قبیلهگرایی داشته باشیم و با این توجیه، شخصی در مجموعهی اصولگرایان است از او حمایت کرده و از اشتباهاتش چشمپوشی نماییم و در مقابل چنانچه اصلاحطلبان مرتکب خطایی شدند آنها را به
چالش بکشانیم. معنا و مفهوم اصولگرایی رفتار مبتنی بر اصول است. لذا هرجا به این اصول خدشه وارد شد خواه از سوی منتسبین به این جریان و خواه از سوی جریان مقابل، اصولگرایان در مقابله با آن هیچ تعارف و ملاحظهای نخواهند داشت. با تشکر از این که وقت خود را در اختیار برهان قرار دادید.