اخبار آرشیوی

کدخبر: 233627

حجت الاسلام مهدی طائب: نمی‎توانید فتنه‎ای در ایران پیدا بکنید که منشأ خارجی نداشته باشد/ اگر می‎بینیم مثلا جریان اصلاحات آمده فتنه کرده، باید برویم ببینیم چرا آقای مهدی‎ هاشمی هم اکنون در انگلستان و تحت حمایت دولت این کشور، زندگی می‎کند

عضو شورای مرکزی جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی تاکید کرد: ما در فتنه‎‎ها زمانی خطر خواهیم داشت که اهل بصیرت نباشیم؛ چه در زمان امام و چه در زمان کنونی، باید بدانیم که عبور از فتنه‎‎ها به‎خاطر بصیرت‎ ملت ماست.
به گزارش «نسیم»، هفته نامه "دانشجویان" در مصاحبه‌ای با حجت‎الاسلام مهدی طائب، عضو شورای مرکزی جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی به واکاوی موضوع رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای پس از رحلت امام خمینی (ره) پرداخته است که متن کامل این گفتگو بدین شرح است: بیش از 20 سال از آغاز رهبری مقام معظم رهبری می‎گذرد، به نظر شما رهبری و هدایت انقلاب و کشور، در این دو دهه اقتضائات خاصی داشته که با 11 سال پیش از آن، یعنی با سال‎های آغازین انقلاب متفاوت باشد. نظرتان در این خصوص چیست؟ نوع تدبیر مقام معظم رهبری در سیاست و امور، ذره‎ای با نوع تدبیر امام تفاوت ندارد. این را بار‎ها در مصاحبه‎‎هایم گفته‎ام. به این دلیل که تدبیر فقیه ناشی از مبانی فقهی است و مبانی فقهی ناشی از کتاب و سنت است، بنابراین اگر دو فقیه بر مسند امور قرار بگیرند و بر اساس فقه امور را تدبیر کنند مجموعه تدبیر‎ها همسان می‎شود. به همین جهت ما می‎توانیم حاکمیتی را که در رأسش ولایت فقیه است، به عنوان یک مجموعه‎ای در نظر بگیریم که با نقشه‎ای، در حال ساخت یک بناست و این نقشه مورد قبول مهندسینی است که می‎خواهند این بنا را بسازند. بنابراین هر مهندسی کار را به مهندس بعدی واگذار می‎کند و کار نیز همان‎طور و طبق همان نقشه جلو می‎رود. مهندس عوض شده، اما نقشه ثابت است. مهندس فقط کارش خواندن نقشه و پیاده کردن آن است. ولی فقیه در حقیقت مجری فقه است. فقه یک امری است که در شاکله و ذات خود ثبات دارد، اگر در بعضی جزئیات هم تغییراتی صورت بگیرد، اصول و شاکله ثابت است. بنابراین حضرت امام به عنوان یک فقیه، جامعه را مدیریت می‎کرد و براساس همان نقشه فقهی، ساختمان حکومت را می‎ساخت که این در یک مقطعی واگذار شد به ولی فقیه بعدی که مقام معظم رهبری بودند و ایشان نیز همان نقشه را ادامه دادند. اگر گاهی هم تفاوت‎هایی به نظر دیگران می‎آید، تفاوت در اجرای نقشه نیست. بلکه مثل آن است که ما از یک مرحله ساختن، وارد مرحله دیگری شده باشیم و این شکل جدید به اقتضای خود آن نقشه است. مثلا اگر حضرت امام در سال 88 به جای مقام معظم رهبری بودند، همان کاری را انجام می‎دادند که مقام معظم رهبری انجام دادند. اگر که در سال 60 هم در جایگاه ولایت فقیه، حضرت آقا بودند، ایشان نیز همان کاری را انجام می‎دادند که حضرت امام انجام دادند. بنابراین اگر چیزی به نظر متفاوت جلوه می‎کند، این تفاوت نیست و این تفاوت در ساخت در مرحله جدید است. می‎شود گفت در دوره حضرت امام، نظام اسلامی بیشتر در مرحله تثبیت خود و ایجاد ساختار‎‎ها بوده، ولی در دوره مقام معظم رهبری در حالی که نظام باید حفظ ‎شد و از خطر فروپاشی آن جلوگیری می‎شد، جمهوری اسلامی باید به یک مسأله دیگر، یعنی کارآمدی هم پاسخ ‎داده و جهت‎گیری‎های نظام نیز در این راستا قرار می‎گرفت و این خود شاید یکی دیگر از پیچیدگی‎های دهه دوم و سوم و البته دهه پیشرفت و عدالت، یعنی دهه چهارم از حیات انقلاب است. ببینید من اصلا با این تعبیر اولویت‎‎ها موافق نیستم. این شاید نوعی نگاه مکانیکی، به معنای غیر قابل انفکاک بودن و البته استاتیکی، به معنای ثلب و جامد بودن به انقلاب است؛ در حالی که ماهیت انقلاب اسلامی یک ماهیت پویاست و شما اگر بخواهید یک ساختمان را بسازید، بدون این‎که پایه ستون‎‎ها را درست کرده و بتون‎ریزی کنید و یا دیوارهای پایه را بگذارید، نمی‎توانید سقف را بسازید. بحث این نیست که ما ابتدا ستون بزنیم و بعد سقف بزنیم، بلکه تا وقتی که شما ستون نزنید، اصلا سقف زدن امکان ندارد. آن چیزی که امروز می‎گویند، امام استقرار داد و آقا باعث ریشه دواندن و توسعه دادن انقلاب، اصلا غلط است. وقتی انقلاب پیروز شد، باید این نقشه پیاده می‎شد، شما اول کشور را از دست دشمن گرفتید. اما هنوز دشمن در پایه‎های این‎جا هست. شما می‎خواهید پایه‎های حکومت را بریزید، ولی این پایه‎‎ها پر از آجرهای سست و خراب است و بعضی از آن‎‎ها برای ساختمان شما، حکم مواد منفجره را دارند. لذا شما مجبورید پی‎‎ها را از این عناصر سست خالی کرده تا بتوانید پی‎ریزی کنید. بعد تاره وقتی که آمدید و پی‎ریزی کردید، باید مواظب باشید که این پی‎ریزی شما توسط عوامل مهاجم خراب نشود. از زمان پیروزی انقلاب تا زمانی‎که زمان و فرصت اجازه می‎داد، حضرت امام این روند را دنبال کردند؛ در مقطعی که ایشان از دنیا رفتند، هنوز بسیاری از همان اموری که برای استقرار لازم بود، باقی مانده بود. وقتی‎که حضرت امام از دنیا رفتند، هنوز صدام در حال تهدید کشور بود، به ما می‎گفت که اروند را واگذار کنید و یا فلان جا و فلان جا را به ما بدهید! لذا مقام معظم رهبری، با کمال اقتدار آن مرحله استقرار را پشت سر گذاشتند. ببینید یک مسئله از آغاز مورد توجه امام بوده و اکنون هم مورد نظر مقام معظم رهبری‎ست منتها همه به اقتضای امکانات زمان ظهور و بروزش متفاوت بوده و آن این است که ما در گذر زمان برای نظام‎مان و توسعه آن نیرو‎ها لازم را تربیت بکنیم. از آغاز این تربیت بوده و به هر میزان که نیرو تربیت بکنیم، قابلیت برای افزایش بیشتر می‎شود. مثلا شما در آن آغاز می‎دانید 5 میلیون نفر برای این نظام و کار آمدی آن تربیت بکنید، ولی کل اساتیدی که دارید 50 نفر است. بنابراین از آن 5 میلیون در آغاز، تعداد کمی را می‎توانید تربیت کنید؛ وقتی وارد تربیت شدید و تعداد اساتید شما از 50 به تعداد بیشتری رسید حالا قابلیت شما بالا می‎رود و می‎توانید مثلا 5 میلیون را تربیت کنید. به همین میزان با افزایش نیروهای تربیت شده، قابلیت‎‎ها نیز بالا می‎رود. وقتی هم که قابلیت‎‎ها نیز بالا برود ظهور و بروز بیشتر می‎شود. بنابراین همه این اقدامات که مقام معظم رهبری انجام می‎دهند، همان منویاتی بوده که حضرت امام از آغاز می‎خواستند، منتها اقتضائات آن زمان به برخی از امور در چشم ما ظهور و بروز می‎داد و برخی هم نمی‎داد. به همین جهت است که امروز آقا همان تدابیر امام را ادامه می‎دهند البته به اقتضای زمان بار محوری روی تربیت نیرو گذاشته شده و به دلیل این‎که اقتضائات بیشتر خواهد شد. در واقع مقام معظم رهبری در حال مهندسی نظام با همان شاخصه‎هایی هستند که امام می‎فرمودند، اما به شکلی پویا. عده‎ای منویات درونی خود و زوایایی را که با نظام و انقلاب داشتند، اما بنا به دلایلی در دهه اول نتوانسته بودند یا نخواسته بودند بروز دهند، در دهه دوم و سوم بروز دادند، یا عده‎ای از انقلابیون دچار استحاله شدند و از انقلابی بودن خود نادم شدند و این خودش به پیچیدگی‎های شرایط افزود. ما در زمان حضرت امام، چند مدل افراد داشتیم که در منشور حکومت ما آمده و جای گرفته بودند.یک عده افرادی که توان‎شان در یک حدی بود که در آن روز برای یک سری پست‎‎ها و مقام‎‎هامناسب بودند، یک عده افرادی هم بودند که این‎ها اصلا برای این پست‎‎ها مناسب نبودند و با رانت‎‎ها یا به دلایل شرایط ویژه و پاره‎ای اعمال نظر‎‎ها می‎آمدند و در منشور حکومت قرار می‎گرفتند. آن افرادی هم که برای حکومت در آن زمان لازم بودند، خودشان به دو دسته تقسیم می‎شوند، یک دسته کسانی که وقتی وارد قدرت شدند، توانستند بفهمند که این قدرت و مقام مربوط به آخرت است و باید در آن برای آخرت کار کرد، یک عده وقتی آمدند این قدرت، آن‎‎ها را از واقعیتیکه باید از آن پیروی و بدان توجه کنند دور کرد و وارد دنیا و دنیا گرایی شدند. پس ما دریک منظر سه دسته افراد را داشتیم: 1- کسانی که مناسب بودند، خدمت کرد و توانستند خود را حفظ کنند؛ 2- کسانی که مناسب بودند، ولی در طول کار و در ادامه نتوانستند خودشان را حفظ کنند و 3- کسانی که با رانت وارد شدند و مناسب نبودند. اغلب گذر زمان آرام آرام باعث بروز و ظهور وقایعی می‎شود که حقایق را روشن می‎کند، مثلا در زمان حضرت امام، آقای کروبی مسئول بنیاد شهید بود. ایشان در آغاز که رفته بود در بنیاد شهید، مناسب آن جا بود، اما آرام آرام وقتی یک دفعه اموال بنیاد شهید در اختیارشان قرار گرفت، با توجه به قدرتی که به ایشان داده شده بود، نتوانستند خودشان را حفظ کنند. در نتیجه در زمان خود حضرت امام و در آن اواخر، افراد متدین به ایشان نقد داشته و می‎گفتند: چرا آقای کروبی این کار‎ها را می‎کند؟ می‎گفتند فلان مجلس را چرا گرفته، چرا این ماشین را سوار می‎شود. یا حتی آقای میرحسین موسوی که در دوره نخست‎وزیری ایشان، بعضی از اعضای هیئت دولت وقتی که تهران موشک باران می‎شد این‎ها می‎رفتند به شمال در ویلاهای خودشان. طرف وزیر دولت بود، وزیر کار بود و هنگام موشک باران فرار می‎کرد و می‎رفت شما در ویلاهای شمالش! ببینید کسانی بودند که اول با نیت‎های خوبی آمدند سرکار اما نتوانستند از گرایش خود به دنیا جلوگیری بکنند. منتها هر چقدر ما از جنگ دور شده و به یک فضای امن خوب رسیدیم، این افراد ماهیت‎شان بیشتر پیدا و آشکار شد. ولی فقیه در آن بالا ایستاده و در جایگاه مراقبت بود. لذا وقتی می‎خواست این افراد را از انحراف دور کند، موجب تعارض آن‎ها با ولی فقیه می‎شد. بنابراین یا باید ولی فقیه را کنار بگذارند یا این‎که خود از گردونه کنار بروند. این تعارض بین خط صحیح انقلاب و این آقایان بود. یک عده‎ای هم که اصلا از اول با رانت و با نفوذ آمده بودند و اصلا لیاقتی برای کار‎ها نداشتند؛ این‎‎ها آمده بودند و در خیلی جا‎ها نیز حضور داشتند. این آقایان در گذر زمان می‎خواستند قدرت خود را حفظ کنند. در همین زمان نیروهای انقلابی در حال رشد بودند و طبیعتا می‎آمدند تا که جای این منافقینی را که بارانت آمدند، بگیرند؛ از طرفی آن‎‎ها هم مقاومت می‎کردند، در نتیجه این وسط تعارض ایجاد می‎شد. ولی به هر حال انقلاب راه خودش را می‎رود. یعنی انقلاب مثل یک بدن سالم است و هر چه بیماری‎‎ها می‎شود و می‎خواهند آن را نابود کنند، این بدن سالم آن‎‎ها را دور می‎ریزد. لذا آن کسانی که ابتدا در جریان قدرت خوب بودند، اما بعد منحرف شدند نیز از خود دور می‎کند و همچنین آن کسانی که با رانت آمدند بالا و پست و مقام گرفتند. به همین‎خاطر چنین افرادی می‎روند و بحران ایجاد می‎کنند، ولی خوب در برابر این قبیل حرکت‎ها، جریان قوی انقلاب مقاومت کرده و پیداست که آن‎ها محکوم به شکست هستند. یکی از موارد دیگر شاید این باشد که در زمان جنگ فضای سیاسی جامعه نمی‎توانست خیلی باز بوده و اختلافات گروه‎‎ها و احزاب، جنبه عام پیدا کند؛ در حالی که در دهه دوم و سوم این‎گونه نبود و بسیاری از یاران انقلاب به سبب اختلافات جبهه متحد انقلاب را متشتت و متفرق کردند. ببینید نظام و انقلاب حتی در زمان جنگ و در زمان امام، هیچ‎گاه مخالف حضور نظرهای متفاوت نبوده و اگر در آن موقع آقایان میرحسین موسوی و دیگران در دولت نمی‎توانستند نظر مخالف را تحمل کنند، یک داستان دیگری است؛ والا ما حتی آن موقعی که جنگ بود، در جبهه بودیم در گردان‎‎ها حضور پیدا می‎کردیم، در همان جا مباحث سیاسی و نظرات مختلف مطرح می‎شد و جواب هم می‎گرفت. همان موقع در مجلس شورای اسلامی اختلاف‎‎ها بود، بچه‎‎ها جبهه‎شان را می‎رفتند و این مسائل را هم داشتند و منتها آن‎‎ها در هیئت دولت یک خط استبدادی را دنبال می‎کردند و من نمی‎خواهم خیلی وارد آن مسائل بشوم؛ حضرت امام هم دنبال همین بودند که این آزادی ‎اندیشه باشد، البته جوری که جلوی توطئه‎گر هم گرفته شود. اگر کسی ‎خواست بتواند برود حرفش را در دانشگاه یا حوزه بزند و هیچ اشکالی هم نداشت؛ چنان که در زمان جنگ هم این مباحث آزاد بود. و البته یک نکته‎ای درست است، ما در زمان دفاع مقدس، به دلیل این‎که مشغول جنگ بودیم، کمتر وارد نقادی و پاسخ آن‎‎ها می‎شدیم، این‎ها حرف‎های‎شان را می‎زدند حتی طرفداران نهضت آزادی تا همین اواخر هم به دانشگاه‎‎ها می‎رفتند و سخنرانی می‎کردند، تازه ضد جنگ هم حرف می‎زدند. حتی رفتند در دانشگاه و آقای منتظری را ضد جنگ معرفی کردند. هنگام توطئه هم حرف خود را می‎زدند و گمان می‎کردند که اگر به تبلیغات خود شدت دهند بلایی بر سر نظام می‎آورند، اما مقام معظم رهبری با سعه صدر کامل ایستادند و گفتند شما حرفتان را بزنید تا موقعی که وارد توطئه عملی و دست به سلاح نبرده‎اید. انقلاب هیچ‎گاه انقلاب جلوی آزادی‎اندیشه را نگرفته است، ما از فهم مردم لطمه نمی‎خوریم، بلکه وقتی مردم ندانند ما لطمه می‎خوریم. در این بگو مگو‎های سیاسی، مردم رشد پیدا می‎کنند و آن چیزی که باید جلویش گرفته شود، خدعه و نیرنگ است، یعنی حرفی که در دانشگاه باید زده شود، بیایند و در یک مدرسه ابتدایی بزنند، خوب مدرسه ابتدایی جای این حرف‎ها نیست، خدعه یعنی کارهای جاسوسی و به اصطلاح امروز ضد امنیتی و... والا آزادی‎ اندیشه و گفتمان، از اول جزو خواسته‎های رهبری بوده و ایشان ایستاده‎اند که مبادا این قضیه خدشه‎دار شود، زیرا آن روزی که این امر خدشه‎دار شود، انقلاب ما خدشه‎دار شده است. و این هم در زمان امام و هم در زمان مقام معظم رهبری بوده است، البته با مقتضیات زمان خودش و با اعمال مهندسی کلان نظام. شاید این نکته هم مهم باشد که ما در دهه اول، بیشتر با تهدیداتی از جنس سخت مواجه بودیم که در دهه‎های بعد، جای خود را به تهدیدات نرم داد و این خود پیچیدگی‎های مضاعفی را سبب شد، نظر شما در این زمینه چیست؟ ما در زمینه جنگ نرم موفق‎ترین‎‎ها خواهیم بود. چراکه ما منطقی اسلامی داریم که وقتی بر فطرت‎‎ها وارد شود، همه را جذب خود می‎کند؛ همین حرکت‎هایی که شما در کشورهای اسلامی می‎بینید و حالا آرام آرام به اروپا نیز رفته، این‎‎ها همان مبارزه نرمی است که آن‎‎ها شروع کردند و البته ما هم از قبل نمونه‎‎ای را داشتیم. حضرت امام می‎فرمودند که ما انقلاب فرهنگی‎مان را به جهان صادر می‎کنیم. البته آن‎‎ها آمدند از و از طرق مختلفی، مثل شبکه‎های ماهواره‎ای، ترویج بی‎حجابی و یا القای یاس در میان مردم وقتی دنیاگرایی در میان مسئولین، این جنگ را دنبال کنند ولی می‎بینیم که 32 سال است، جواب نداده و ما توانمند بوده و در مقابل این رفتار ایستاده‎ایم. ما به مردم اعتماد به داریم چراکه مردم دین‎دار و دین‎باوری هستند، و حالا اگر تظاهری در راستای برخی مفاسد مثلا بی‎حجابی دیده شود، این‎‎ها هم با تذکرات صحیح و البته مبارزه با کسانی که برنامه‎ریزی شده این کار‎ها را کرده و به‎عبارتی در جریان امنیت مداخله می‎کنند، حل می‎شود. البته این بد حجابی‎‎ها دو بعد دارد، یک عده از افراد ناآگاهانه اقدام به چنین کارهایی می‎کند و عده‎ای دیگر هم حقوق بگیر‎ها و مزدوران دشمن هستند. لذا در هر زمینه با عمل مناسب، همه این توطئه‎‎ها به راحتی شکست خواهد خورد. ما در عملیات نرم به دلیل قوتی که در منطق داریم و به دلیل باورهایی که بین مردم‎مان داریم، پیروزیم. خب همین مواجهه نرم سبب شده که دو نوع فتنه داشته باشیم، فتنه‎هایی که در دهه اول همه بودند و فتنه‎‎ها در دهه دوم و سوم که البته بسیار با هم قرابت دارند، اما نوع فتنه‎های از سال 68 به بعد از جنس نرم هستند. فتنه‎هایی که از اول انقلاب تا به‎حال داشتیم، همه یک مدل است. دو منشا دارند: 1- خارجی و 2 -داخلی. شما نمی‎توانید فتنه‎ای در ایران پیدا بکنید که منشأ خارجی نداشته باشد. یعنی همیشه فتنه یک عامل نفوذی بین ما دارد که از عناصر سست، دنیاطلب و یا قدرت‎طلب، که این‎‎ها با هم عجین شده و فتنه درست می‎شود. بنابراین امروز اگر می‎بینیم مثلا جریان اصلاحات آمده فتنه کرده، باید برویم ببینیم چرا آقای مهدی‎ هاشمی هم اکنون در انگلستان و تحت حمایت دولت این کشور، زندگی می‎کند. ما امروز باید دقت کنیم، ببینیم آقای مشایی چه کاره است؟ ایشان با چه کسی مرتبط بوده چرا؟ از کجا آمده و سابقش چه بوده؟ بنابراین اگر ما آن ریشه‎های خارجی این فتنه‎‎ها را قطع بکنیم، داخلی‎‎ها هیچ‎کاری نمی‎توانند بکنند. این فتنه‎‎ها در زمان حضرت امام هم بوده؟ و آیا اگر بوده با فتنه‎های امروز تفاوت داشته؟ آیا نمونه‎ای برای فتنه جریان انحرافی در زمان امام هم داشته‎ایم؟ بله بوده و این فتنه‎‎ها در زمان رهبری و امام ماهیتا هیچ تفاوتی با هم نکرده است. بله ما جریان انحرافی در زمان امام هم داشته‎ایم، مثلا فتنه بنی‎صدر را داشتیم، فتنه جریان انحرافی سید مهدی‎هاشمی که نفوذ کرده بود در بیت آقای منتظری بود و فتنه اعضای جبهه ملی و... همه آن‎‎ها هم ریشه‎های خارجی داشتند؟ بله، همه آن‎ها؛ اصلا ما نداریم که فتنه‎ای در درون کشور و بدون عضو خارجی جریان یافته باشد. درباره جریان انحرافی امروز هم باید دقت کنیم و ریشه‎های خارجی آن را پیدا کنیم. فتنه جریان انحرافی چه شباهت‎‎ها و تفاوت‎هایی با فتنه 88 دارد؟ هیچ تفاوتی ندارد. همیشه نفوذی‎‎ها می‎آیند و کار می‎کنند. مثلا امشب می‎خوابیم و صبح بیدار می‎شویم و می‎بینیم که آقای مهدی ‎هاشمی گذاشته و رفته. ولی دیگر نباید تکرار شود و زمانی از خواب بیدار شویم که آقای الف یا ب از کشور گریخته باشند. ما در فتنه‎‎ها زمانی خطر خواهیم داشت که اهل بصیرت نباشیم. چه در زمان امام و چه در زمان کنونی، باید بدانیم که عبور از فتنه‎‎ها به‎خاطر بصیرت‎ ملت ماست. به‎عنوان آخرین سئوال چند ویژگی شخصیتی حضرت آقا که باعث صلابت و تدام انقلاب شده است، را برای ما بازگو کنید. خدای متعال می‎داند کجا رسالت خود را قرار دهد. اولا ایشان عالم است؛ ثانیا بصیر است و ثالثا متدین. یعنی تمام آن اوصافی که در آن نوشته آمد، یعنی «اما من کان من الفقها صاینا، حافظا لدینه، مخالفا لهواه...»، اولا ایشان فقیه و خوددار است و دنیاگرا نیست، مطیع امر مولاست، یعنی نگاه می‎کند و می‎بیند که خدا چه می‎گوید. کاری ندارد که بندگان خدا چه می‎گوید و... همه این اوصاف را ایشان در حد اعلا دارد. ببینید در تمام فتنه‎هایی که در زمان زعامت ایشان روی داد، همین عوامل بالا در وجود ایشان بود که سبب شد، تمام تهدید‎‎ها تبدیل به فرصت شوند و البته امتی هم نگاه‎شان به اشارت انگشتان ایشان، در مورد جریان انحرافی هم همین‎طور است و ما نباید جلوتر با عقب‎تر از ایشان حرکت کنیم.
ارسال نظر: