اخبار آرشیوی
علی اکبر جوانفکر در سرمقاله امروز روزنامه ایران با انتقاد از آنچه "روند اعطای مجوز به نشریات جدید" خوانده است، نوشت: امواج تبلیغاتی و خبری که اغلب در کانونهای خاص سیاسی طراحی و ساخته و پرداخته میشود، افکار خصوصی و حتی ارکان اصلی اداره کشور را نیز تحت تأثیر جهتگیریهای خود قرار میدهد
به گزارش «نسیم»، سرپرست روزنامه ایران در شماره امروز این روزنامه نوشت: تعداد نشریات منتشره در کشور، هر روز افزایش مییابد و اکنون نه تنها همه استانها صاحب روزنامه شدهاند بلکه در برخی از استانها نیز چند روزنامه سراسری منتشر میشود. اگر یکی از شاخصهای عمده مربوط به وجود آزادی را تعداد نشریات منتشره در نظر بگیریم، ایران در زمره کشورهایی قرار خواهد گرفت که بالاترین درجه آزادی را برای شهروندان خود تأمین کرده است. با وجود افزایش تعداد نشریات، سؤال این است که ادامه این روند چه سودی به حال مردم و منافع و مصالح عمومی دارد؟ آیا به راستی راه حل مشکلات امروز کشور از این مسیر، عبور میکند و اگر همچنان روزنامهها، هفتهنامهها، ماهنامهها و فصلنامههایی با عناوین جدید مجوز انتشار پیدا کنند، در مسیر درستی حرکت کردهایم؟ آیا افرادی که به مجوز انتشار نشریات دست پیدا میکنند، متخصص هستند یا آنکه باز هم عناصر سیاسی با تکیه بر منابع خاص مالی میخواهند تریبونی را تصاحب کنند تا بر فضای فکری و روانی جامعه تأثیر بگذارند؟ در کشورهایی که بیشترین داعیه آزادی را دارند، کیفیت بر کمیت غلبه دارد. یعنی به جای آن که تعداد بیشماری نشریه
کمشمارگان، بیکیفیت و با جهتگیریهای خاص منتشر شود که حاصل آن آشفتگی فکری و اطلاعاتی در جامعه است، چند نشریه با شمارگان بالا، با کیفیت و برخوردار از غنای فکری و گستردگی و تنوع اطلاعاتی در دسترس مردم قرار میگیرد. به این ترتیب هم حمایت عادلانه و مؤثر دولت از رسانههای ارتباط جمعی امکانپذیر خواهد شد و هم مدیران و تصمیمگیران اصلی کشور بهتر میتوانند با کمک رسانهها، انسجام فکری جامعه و همبستگی ملی را که یک عامل مهم و اساسی برای پیشرفت کشور، بیاثر کردن تلاش دشمنان و نیل به اهداف و آرمانهای بزرگ محسوب میشود، محقق کنند. به تجربه اثبات شده است، امواج تبلیغاتی و خبری که اغلب در کانونهای خاص سیاسی طراحی و ساخته و پرداخته میشود، نه تنها سایه سنگین خود را بر افکار عمومی تحمیل میکند بلکه افکار خصوصی و حتی ارکان اصلی اداره کشور را نیز تحت تأثیر جهتگیریهای خود قرار میدهد، به گونهای که بسیاری از آنها خواسته یا ناخواسته مواضع خود را با فضای رسانهای همساز و هماهنگ میکنند و تصمیماتی متناسب با آن اتخاذ مینمایند که این امر اراده ملی را تضعیف و زیانهای غیرقابل جبرانی نیز به جهتگیریهای اصلی کشور وارد میکند.
این آسیب به قدری جدی است که رهبر حکیم انقلاب از آن برای دستگاه قضایی به عنوان یک خطر بزرگ یاد میکنند و هشدار میدهند که مبادا جوسازیهای سیاسی و رسانهای بر مجرای صحیح قضاوت و چرخه رسیدگی به پروندهها تأثیر بگذارد. بدون تردید فضای رسانهای کشور از رویکردها و تصمیمات شخصیتها و گروههای سیاسی متأثر میشود و از آن نیز تأثیر میپذیرد و این امر، به صورت دور مستمر همواره ادامه دارد. امروزه در سطوح رسانهای شاهد یک آشفتگی و ناهنجاری رفتاری هستیم که بخشی از آن ناشی از طیفبندیهای سیاسی رسانهها و در نتیجه رقابت متمایل به خصومت میان آنها برای همساز کردن افکار عمومی با دیدگاهها و علائق خود است تا از این طریق عرصه قدرت و تصمیمگیری در کشور بویژه در حوزه اجرایی را به انحصار خود در آورند که این امر رسانهها را از یک وسیله مهم ارتباط جمعی برای اطلاعرسانی شفاف و صادقانه به مردم خارج کرده و به ابزاری در خدمت اهداف سیاسی افراد و گروههای خاص تبدیل میکند. اما یک بخش دیگر این وضعیت نگرانکننده نیز متأثر از جهتگیریهای غلط حوزه رسانهای نسبت به انعکاس سخنان و نظرات افرادی است که بتدریج به عناصر ذینفوذ تبدیل میشوند.
منظور آن است که سخنان نامربوط صادره از هر فرد غیرمسئولی به راحتی وارد حوزه انتشار در رسانههای ارتباط جمعی میشود. یعنی به یکباره افراد گمنام و ناشناختهای در فضای فکری جامعه سر برمیآورند و به خود حق میدهند که درباره مسائل مختلف به اظهار نظر بپردازند، به دیگران توهین کنند و تهمت و افترا بزنند و طیف خاصی از رسانهها نیز این اظهارات و اتهامات را در قالب تیترهای برجسته در فضای روانی جامعه بازتاب میدهند، بدون آنکه از سوی هیچ مرجع قانونی مورد بازخواست قرار گیرند. انتشار سخنان نامربوط از زبان افراد غیرمسئول، نه فقط دادن آدرس غلط به مردم است بلکه به تجربه اثبات شده که این رویه، نتیجهای جز التهابآفرینی و دامنزدن به تنشهای سیاسی در کشور در پی نداشته است. چنین رویکردی، سبب میشود تا برخی افراد و گروههای ذینفوذ نیز به جای مسئولیتپذیری نسبت به سخنان و اظهارات خود، بیمحابا اقدام به فرافکنی کنند و به راحتی وارد حوزههایی از مسائل عمومی کشور شوند که هیچ ارتباط مستقیم یا غیرمستقیمی به آنها ندارد. انتشار سهل و آسان نظرات این افراد و گروهها در سطح افکار عمومی، بتدریج آنها را دچار توهم میکند که گویا حرف و سخن مهم
و تعیینکنندهای بر زبان آوردهاند و این دور باطل رسانهها و افراد غیرمسئول همچنان ادامه دارد.