اخبار آرشیوی
یک کارشناس مسائل سیاسی طی یادداشتی در سایت برهان با عنوان "با ثباتیم اما رکود نداریم"، به تبیین فرمایشات رهبر معظم انقلاب در جمع کارگزاران نظام پرداخت و نوشت: حکومت ولایت فقیه در کشور مهمترین اهرمی است که مؤلفههای ثبات امروز ایران را در کنار هم منسجم میکند
امیر ابراهیم رسولی در سایت برهان نوشت: در تمامی کشورها رهبران و مسؤولان سیاسی گرایش دارند که نظام سیاسی خود را در گذر زمان جاودانه سازند. اما نظام سیاسی و حکومتی زمانی میتواند پایدار بماند که با شورشها، بحرانهای سخت و خشونت بار رو به رو نباشد، از این رو «ثبات» یا پایداری همواره یکی از اهداف مهم حاکمان سیاسی بوده و هست. نظامهای سیاسی بیش از همه چیز نیازمند ثبات و آرامش سیاسی هستند تا به دور از هر گونه تهدید در کمال اقتدار به اهداف خود برسند. تحقق چنین وضعیتی تا حدی مستلزم یگانگی فکری و عقیدتی میان نخبگان سیاسی و رهبران یک نظام میباشد. در اغلب نظامهای سیاسی، مجموعهای یک دست از اندیشهها و افکار که تمامی نخبگان سیاسی به آن پایبند باشند، وجود ندارد؛ در عین حال تضارب و اختلاف آرای نخبگان سیاسی امری محترم و در بسیاری از موارد مثبت بوده است. نکتهی قابل توجه این که هر نظام سیاسی علی رغم تمایل به ثبات و پایداری، در تعامل با محیط داخلی و خارجی خویش، درگیر تنشها و بیثباتیهایی نیز میباشد. درحقیقت اقتدار نظام حاکم، با توانایی آن در مهار و بازگشت به ثبات اولیه، مشخص میگردد. اما کدام نهاد و چه کسانی بیشترین
سهم را در راهبری یک نظام و مدیریت ثبات آن دارند؟ بیشک رهبران هر نظامی جزو اولین گزینههای مدیریت آن جامعه به شمار خواهند آمد. نظام سیاسی برآمده از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران نیز با رهبری فرزانهی امام خمینی(ره) و پس از آن حضرت آیتالله خامنهای و مراقبت دقیق ایشان از نحوهی شکلگیری و عملکرد نهادها و نیز نظارت بر امور مختلف، تا به امروز توانسته ثبات لازم را در ساختارهای سیاسی خود حفظ نموده و ارتقا بخشد. البته مشکلات طبیعی تغییر رژیم با مقاومتها و کارشکنیهای پی در پی عوامل داخلی و خارجی، ثبات لازم جهت پیشرفت کشور را در ابتدا اندکی به تأخیر انداخت. وقوع درگیریهای قومیتی، ترورهای سیاسی، تبلیغات سوء در جهت مخدوش کردن چهرهی نظام نوپای اسلامی و به راه انداختن جنگ تحمیلی از جملهی این مشکلات بود که روند ثبات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... کشور را مختل ساخت. در مورد ثبات ایران امروز و با توجه به اشارهی مقام معظم رهبری در دیدار با مسؤولین بلند پایهی نظام این طور به نظر میرسد که با در نظر گرفتن تحولات منطقه میتوان با قاطعیت به ثبات سیاسی ایران نظر داد. چرایی این مدعا را با طرح شبهاتی بررسی خواهیم کرد. حضور
رسانههای تصویری، مکتوب و رایانهای متعدد باعث شده تا القای شبهه به صورت یکپارچه و هدفمند با نیات مغرضانه و در بعضی اوقات غیر عمد و بهطور سهوی و یا از روی جهالت در سطح جامعه افزایش یابد و به تحلیلهای کوچه بازاری بدل شود. افزایش تحریمها و سختتر شدن شدت آن، طرح تحول اقتصادی، اتفاقات ناخوشایند خیابانی همچون قتل، تجاوز و تورمهای پیش آمده در روزمرهی زندگی مردم در بخش خوراک، پوشاک و مسکن، عواملی است که در مجموع این سؤال را پیش میآورد که آیا با تمام این مسایل، ایران امروز دارای ثبات است، یا نه؟ در این باره لازم است در دو حوزه به این سؤال پاسخ داده شود؛ 1. حوزهی علم؛ 2. حوزهی اجتماع. در حوزهی علم سیاست، مسألهی ثبات در جهان امروز بحثی شناخته شده و مشخص است. استمرار حکومت و سیستم در زمانی معقول، نشان از ثبات سیاسی یک نظام دارد که امروز ایران از آن برخوردار است. مؤلفههای ثبات در ایران امروز به مراتب بیش از دههی اول انقلاب پررنگ شده است. مشارکت مردم در صحنههای مختلف به خصوص انتخابات در 15 سال اخیر، نشان از روند رو به رشد حضور مردم در صحنه و ادارهی کشور حکایت دارد. مؤلفههای قانونمندی و قانونگرایی به
عنوان ابزارهای مهم دیگر ثبات، مورد توجه است. چنانکه در انتخابات 88، بیاعتنایی بعضی خواص به قانون با واکنش شدید مردم مواجه شد. مسألهی مهم در حوزهی اقتصاد، امنیت اقتصادی است که موجب ثبات میشود. میزان ارتقای شیوهی زندگی مردم، حضور در بازارهای بینالمللی و ایجاد یک فضای آرام اقتصادی جهت سرمایهگذاری، دوری از تنشهای قومی، وجود نداشتن جنگ داخلی و خارجی در به وجود آمدن فضای امنیت اقتصادی و در نتیجه ثبات آن مؤثر است. آمارها نشان میدهد از سال 60 تا 68 به طور متوسط سالانه 106 میلیون دلار سرمایه از کشور خارج شده است. این در حالی است که در حد فاصل سال 71 تا 76 این میزان با سیر نزولی قابل توجه، به 28 میلیون دلار رسیده است. هم اینک نیز با نظر همگان هیچ جا چون ایران برای سرمایهگذاری امن نیست. برای یقین به این واقعیت کافی است به ورشکستگی بانکهای اروپایی به ویژه در انگلستان توجه شود. در عین حال، وجود رقابت سیاسی در لوای قانون، باعث شده تا سیستم حکومت، نه تنها دچار رکود نگشته که ثبات خود را نیز حفظ نماید. کشورهای منطقه که هیچکدام دارای شرایط خاص ایران به لحاظ جمعیتی، اقتصادی، اجتماعی نیستند به چنان بیثباتی دچار
شدهاند که لزوم ریشهیابی بیداری اسلامی مردمان در آن سرزمینها، در نتایج این عدم ثبات به خوبی نمایان است. مسألهی مهم دیگر در بحث علمی ثبات و ثبات سیاسی، مشروعیت سیاسی است. چنانچه حاکمان مشروعیت سیاسی نداشته باشند عمل به قانون، مشارکت مردمی و اعتماد به وجود نمیآید تا ضامن ثبات کشور باشد. در این رابطه میتوان به جرأت گفت حماسهی 9 دی سندی بر مشروعیت سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران و رهبری است. اما در حوزهی اجتماع ممکن است، ناهنجاریهای اجتماعی به واسطهی عواملی چون: 1- تحصیلات؛ 2- خانواده؛ 3- مذهب؛ 4- جمعیت، متغیر باشد. بروز ناهنجاریهای اجتماعی از قبیل اعتیاد، قتل و تجاوز، به واسطهی عوامل یاد شده سنجیده میشود و با توجه به اینکه هر اجتماعی ناگزیر دچار حوادث میشود، کشور ما نیز از این قائده مستثنا نیست از این رو امروزه برخی اتفاقات هر چند تلخ و ناگوار چون: «قتل مرحوم داداشی، قائلهی خمینی شهر و ...» نمیتواند نشانهی بیثباتی باشد برعکس دستگیری فوری عوامل ناهنجاری و برخورد قاطع با آنها نشانههای ثباتی است که در سایهی قانون و مجازات انجام میگیرد. حرف و نقلهایی کوچه بازاری که در تاریخ ایران سر دراز دارد
امروز نیز کم و بیش رایج است اما مهم سطح جامعهی ایران است که روند زندگی و جوشش در آن حالت طبیعی را طی میکند. جریان رو به رشد تولید علم، کسب و کار، ازدواج و زاد و ولد، نشانههای پویایی اجتماعی است. با اجرای طرح تحول اقتصادی و تحریمهای سنگین بینالمللی، اقتصاد کشور دچار تورم شده اما سر خم نکرده و با منطقی مثال زدنی در جریانی طبیعی، تحولات را پذیرفته است. به طور مثال سیر تغییر در چرخهی سوخت بنزین که برای عموم مردم قابل لمس میباشد، نمونهای است از برخورد منطقی اجتماع با تحولات کلان کشور که هیچ گونه عوارض بیثباتی را در پی نداشت. بنزین بدون محدودیت با نرخ 100 تومان، امروز جای خود را به بنزین آزاد با نرخ 700 تومان داده است، اما مردم با درک موقعیت کشور به همکاری با نظام پرداختهاند. این نمونه تنها مثال کوچکی از صدها مورد تعاملی است که میان مردم و نظام وجود دارد و کوچکترین ضربهای به ثبات کشور وارد نساخته است. به نظر میرسد مردم مفهوم استقلال کشور را درک کرده و آن را با هیچ عنوان دیگری معامله نمیکنند. ثبات امروز نظام جمهوری اسلامی ایران اگر چه عواملی متعدد دارد اما حکومت ولایت فقیه در کشور را میتوان مهمترین
اهرمی دانست که مؤلفههای ثبات امروز ایران را در کنار هم منسجم میکند.(*) *امیر ابراهیم رسولی؛ کارشناس مسایل سیاسی