اخبار آرشیوی
دانشجویان انجمن اسلامی دانشگاه شاهد با انتشار نامهای سرگشاده، نسبت به "مواضع اخیر برخی اطرافیان رئیسجمهور در زمینه حجاب" اعتراض کردند
به گزارش «نسیم»، متن این نامه به شرح زیر است: جناب آقای احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران سلام علیکم اکنون شش سال از روی کارآمدن حضرتعالی با شعار مهرورزی و عدالت خواهی گذشته است و جنبش دانشجویی کماکان به رأیی که به گفتمان فساد ستیزی و عدالت خواهی داده است، پایبند است. عدالت خواهی گفتمانی بود که با تدبیر مقام معظم رهبری و پیگیری و مطالبه جنبش دانشجویی در جمع نخبگان و دانشگاهیان، سالها قبلتر از ریاست جمهوری حضرتعالی به گفتمان غالب جامعه تبدیل شد و همانطور که خودتان هم بارها گفتهاید، انتخاب شما به واسطه آن بود که به عنوان یک فرد عادی از دل دانشگاه بیرون آمدید و به نوعی مدیون دانشگاه و دانشگاهیان هستید. دوره نهم ریاست جمهوری دورهای بود که جامعه دانشگاهی به واسطه انتخاب خوب خود و تبیین دغدغه رهبری در خصوص مسأله عدالت خواهی سربلند بود و اگر انتقادی میشد، هم شما با گوش دل آن را میپذیرفتید و هم به واسطه اینکه این انتقاد از بطن دانشگاه بر آمده است به آن ترتیب اثر میدادید. شعارهای شما در سال 84 بسیار نزدیک بود به گفتمانی که رهبر انقلاب آن را تبیین میکردند و خودتان هم این موضوع را بخوبی میدانید؛حتی یکی از
دلایل اصلی انتخاب شما توسط ملت، پیوندی بود که با رهبری و علما داشتید. به خاطر بیاورید زمانی را که هنوز بطور رسمی اعلام کاندیداتوری نکرده بودید و جمعی از دانشجویان با شما دیدار میکنند و سؤال میپرسند که فرض کنید دیدگاه کارشناسی شما در یک مسئله خلاف نظر رهبری بود، در آن صورت شما چه کار میکنید؟ شما هم جواب می دهید: "من اصلاً به عشق رهبری به این میدان آمدم تا لبخند رضایت بر لبان ایشان بنشیند." البته غیر از این پاسخ هم از شما انتظاری نمیرفت و شاید در آن زمان طرح این پرسش فقط به منزله اتمام حجت با حضرتعالی بوده است؛ البته الآن هم بد نیست که روزی چندبار مواضع سابق خود را مرور کنید تا کمتر گرفتار دسیسه اطرافیانتان شوید. اطرافیانی که در کمتر از چند سال بر دید سیاسی و فرهنگی انقلابی شما تأثیر گذاشتند و وقتی که در همان اواخر دولت نهم و به واسطه اظهارات شاذ آقای مشایی این خطر را به شما گوشزد میکردیم، پاسخ میدادید که من ایشان را میشناسم و قلباً انسان پاکی هستند، از کودکی پای منبر بزرگ شدند و خود نیز از همان دوران نوجوانی و جوانی منبر میرفتند و ... بد نیست به رویکردهای فرهنگی خود از گذشته تاکنون نگاهی بیاندازید، آن زمان
که دانشجویی ساده بودید و با چفیه سر کلاس میرفتید و بستههای فرهنگی حضرتعالی برای امر به معروف و نهی از منکر بدحجابها همیشه مهیا بوده است؛ اما اکنون تا حرف بدحجابی میشود، کل دغدغه حضرتعالی خلاصه میشود در گفتن این که "باید کار فرهنگی کرد". حتی وقتی نهادی مانند نیروی انتظامی با طرح گشت ارشاد خود وارد عمل میشود، مورد شدیدترین تهاجمها از جانب دولت و رسانههای وابسته به آن قرار میگیرد چراکه نظر شما این است که نمیتوان با بدحجابی برخورد سلبی کرد و باید کار فرهنگی کرد. اگر در حال حاضر نهایت کار فرهنگی دولت میشود تهیه ویژه نامه "خاتون"؛ در این صورت باید گفت از طلا گشتن پشیمان گشته ایم/ مرحمت فرموده ما را مس کنید ویژه نامهای که چادر و حجاب اسلامی و زنان متدین جامعه را با یک مصاحبه به سخره میگیرد و میگوید که چادر مشکی اشرافی و متکبرانه است و همچنین میراث عیاشیهای شبانه فرانسه است که ناصرالدین شاه با خود به ایران آورده است.(!) آیا اعتقادات حضرتعالی در سال 84 و قبلتر از آن نیز اینگونه بود؟ آقای احمدی نژاد وقتی به یکی از مریدان حلقه به گوش آقای مشایی که نگارش ضعیف و بی عمق مطالب و مقالاتش طعنه به سابقه خبرنگاریاش
میزند، مدیریت 2 رسانه مهم کشور یعنی خبرگزاری ایرنا و روزنامه ایران را میسپارید، بیش از این هم انتظاری نمیرود که اینگونه با پول بیتالمال و از جیب ملت اعتقادات غلط را علیه اسلام و فرهنگ غنی اسلامی کشور عزیزمان تبلیغ کند. کسی که برخلاف نامش از بیفکری رنج میبرد و از پختگی عقل بی نصیب مانده است. جای تأسف دارد درحالی که علما و مراجع عظام محتویات این ویژهنامه را محکوم کردهاند و مطالب آن را خلاف شرع مقدس دانستهاند، مدیرمسئول روزنامه ایران در دفاع از مطالب خاتون و در جواب به حضرت آیت الله مکارم شیرازی نامهای سرگشاده مینویسد و با فرار رو به جلو مینویسد: "ممکن است بنده و همکاران عزیزم در ویژه نامه خاتون به خاطر گناه ناکرده به صورت غیابی به ارتداد و صدور حکم مرگ محکوم شویم ..." در آخر نامه هم با بیشرمی تمام خطاب به ایشان مینویسد: "در این برهه از زمان که آماج حملات ناجوانمردانه بدخواهان و بدسیرتان قرار گرفتهایم، از خداوند متعال مسألت میکنیم تا به لطف و رحمت واسعهاش، همگان را به راه راست هدایت فرماید." آیا پاسخ به نقد دلسوزانه یک مرجع عالیقدر باید اینگونه باشد؟ آقای احمدی نژاد قطعاً شما نیز اینگونه برخورد با
علما را نمیپسندید کما اینکه خودتان بارها و بارها از شأن مرجعیت و جایگاه عالمان دینی دفاع کردهاید. به خاطر بیاورید دیدارهایی را که در اواخر سال 85 با مراجع و علمای قم داشتید. و در آنجا گفته بودید: "مرجعیت و روحانیت شیعه همواره پرچمداری اسلام ناب را برعهده داشتهاند و در سختترین شرایط و فشارها با ایستادگی بر اصول اسلام ناب محمدی(ص) و مقاومت در برابر مستکبران و ستمگران، سنگری مستحکم در برابر دشمنان اسلام بودهاند." در همان دیدار، آیت الله مکارم شیرازی برای حل مشکلات فرهنگی کشور و جلوگیری از تهاجم فرهنگی راهکارهایی ارائه میکنند که این نشان از دلسوزی ایشان برای فرهنگ کشور دارد اما گویا امروزه تعاملات رسانهها و افراد وابسته به دولت با مراجع و بزرگان به گونهای شده است که حتی به خود اجازه میدهند در پاسخ به دغدغههای آنان، نامه سرگشاده هم بنویسند و در وبلاگها و سایتها خود بیشرمانه بیان کنند که "هرچند هجمه به خاتون بسیار بود اما مهم این است که ما به آنچه که میخواستیم رسیدیم" آقای جوانفکر به جهت نقش از پیش طراحی شدهشان، بسیار از مظلومنمایی استقبال میکنند و به محض اینکه نامه و بیانیهای از شخص و یا نهادی علیه
ایشان نوشته میشود، جوابشان را با همان ادبیات خاص خودشان میدهند و به این شکل حتی به بهای شنیدن انتقادهای شدید حاضرند پرچم جریان انحرافی و اعتقادات فاسد آن را همچنان در رسانهها بالا نگه دارند که در این راستا نسبتاً هم به خوبی توانستهاند به این جریان غلط فکری سواری دهند که اگر همین استعداد را نیز در وجود خود تقویت نمیکردند، باید کرسی مدیریت "ایرنا" و "ایران" را رها میکردند و به فکر تلمذ محضر اساتید برای ارتقای سطح علمی خود در زمینه خبرنگاری و تبدیل مدرک فوق دیپلمشان به مدارج علمی بالاتر میبودند. متأسفانه برخی اطرافیان شما به علت تحلیل غلطی که از بیداری ملتها دارند و آن را نقشه غرب و آمریکا میخوانند، دائماً مترصدند تا به لطایفالحیلی واقعیت بیداری ملتها را به حاشیه برانند و حال که سوژهای در برابر انقلابهای منطقه و برای کمرنگ نشان دادن آن ندارند، در خوشبینانهترین حالت سعی میکنند خود را در رأس اخبار و رسانهها قرار دهند و نام جریان انحرافی را حتی شده با یک ویژه نامه در باب حجاب زنده نگهدارند. البته این هم طبیعی است چرا که روز به روز به انتخابات مجلس نزدیکتر میشویم و دوستان شما کماکان به دنبال پارامتری
میگردند تا در انتخابات آتی به عنوان متغیر جریان انحرافی نقش بازی کند اما ملت بصیر ایران از مدتها قبل تکلیف خود را هم با ساکتین و متحیرین فتنه 88 مشخص کرده است و هم با وابستگان جریان انحرافی که به حمدالله همین امر باعث شده است تا متغیر جریان انحرافی در یک معادله نامعین گم شود. اما انحرافی بودن و خشنودی به جهت در صدر توجه و اخبار بودنِ مسألهی جریان انحرافی دلیل نمیشود که دانشجویان خشم انقلابی خود را فرو خورند و نسبت به این جریان و تریبون های کرم خورده آن موضعگیری نکنند چراکه وظیفه دانشجویان و قشر نخبه کشور اعلام خطر در برابر انحرافاتی است که نظام اسلامی را تهدید میکند. آقای رئیسجمهور شاید حضرتعالی آنقدر تحت تأثیر القائات فکری این جریان قرار گرفته باشید که وقتی ما واژه جریان انحرافی را به کار میبریم، خندهتان بگیرد اما ای کاش سری بر میگرداندید و نگاهی به مبداءتان میانداختید و میدیدید که همان زاویه کوچکی که در اواخر دولت نهم ایجاد شد، اکنون چه فاصلهای با مسیر صحیح و اصیل انقلاب ایجاد کرده است. آقای احمدی نژاد اتمام حجت ما دانشجویان دانشگاه شاهد را که به فرموده مقام معظم رهبری دانشگاه شاهد گلخانهای عطرآگین
و منشأ خیر است، به آقای جوانفکر برسانید و به ایشان بگویید که ما دانشجویان انقلابی هیچ ابایی نداریم همانگونه که اسلافمان در سال 82 و بخاطر مواضع منحرف فرهنگی سیاسی دکتر معین -وزیر وقت علوم- با ایشان برخورد عملی کردند، با آنها و رهبران فکریتان نیز به همان شکل برخورد کنیم. به جوانفکر بگویید که رضا قلدر هم آن زمانی که سیاستهای آتاتورک ملعون را در دستور خود قرار داد ملت ایران تکلیف خود را با او روشن کردند و قطعاً امثال این فرتوت فکران هم هرگز نمیتوانند با خزعبلات خود ذرهای از قداست و حرمت چادر و حجاب که ارثیهی مادرمان زهرای اطهر(س) برای ماست، کم کنند و انشاءالله تعالی و به حرمت دعای مردم ایران در شبهای قدر به زودی مکر خداوند متعال گریبان این مکاران سیاسی را خواهد گرفت. و العاقبة للمتقین انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شاهد