اخبار آرشیوی
حسین موسویان، عضو اسبق تیم مذاکرهکننده هستهای ایران در دولت اصلاحات، در یادداشتی که وبسایت "اندیشکده شورای آتلانتیک امریکا" آن را منتشر کرده، به تشریح موانع برقراری رابطه ایران و آمریکا پرداخت
پایگاه اینترنتی اشراف نوشت: یک عضو ارشد سابق گروه مذاکرات هسته ای ایران با پنج کشور دارای حق وتو به اضافه آلمان در مقاله ای که وب سایت اندیشکده شورای آتلانتیک آمریکا آن را منتشر کرد راههای تعامل موفقیت آمیز کشورهای غربی با ایران را برشمرد. به گزارش اشراف، پنج کشور آمریکا ، روسیه ، انگلیس ، فرانسه و چین از چند سال قبل به برنامه های هسته ای ایران سوءظن دارند و عنوان می دارند که ممکن است ایران به سمت تولید سلاح های اتمی برود. اما هیچ یک از گزارشهای آژانس بین المللی انرژی اتمی چنین موضوعی را تایید نمی کند. سید حسین موسویان، اکنون در دانشگاه پرینستون کار میکند، او سفیر سابق ایران در آلمان در دولت سیدمحمد خاتمی است. اکنون متن مقاله آقای موسویان را در وب سایت اندیشکده شورای اتلانتیک آمریکا منتشر شده و به بررسی راههای تعامل موفق غرب با ایران پرداخته را می خوانید. به گزارش اشراف در این مقاله آمده است: باراک اوباما رئیسجمهور آمریکا در اولین سال به روی کار آمدن خود اقدامهای دیپلماتیک بیسابقهای را در مورد ایران اتخاذ کرد که این امید را برانگیخت که میتوان دشمنیهایی که طی سه دهه گذشته روابط ایران و آمریکا را تحت
تاثیر قرار داده، غلبه کرد و یک قدم به برقراری روابط دوستانه بین دو کشور نزدیک شد. اوباما در پیام ویژهای به مناسبت سال جدید ایرانی در 21 مارس 2011 وعده داد رویکرد جدیدی که با برخورد خصمانه دولت قدیم تفاوت دارد و "با تهدید علیه ایران پیش نمیرود"، در مورد این کشور اتخاذ کند. وی در سخنرانی خود در قاهره سه ماه پس از این وعده یک گام پیشتر نهاد و وعده داد که "ما تمایل داریم بدون هرگونه پیششرطی و بر اساس احترام متقابل با ایران پیش برویم". چنین دعوتی به تعامل بدون پیششرط یا تهدید از زمان انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 از سوی رئیسجمهور آمریکا بیسابقه بوده است. حتی پیش از این گفتههای اوباما، احمدینژاد رئیسجمهور ایران با نوشتن نامههایی به جرج دبلیو بوش و اوباما، ازجمله نامهای به اوباما به مناسبت پیروزیاش در انتخابات ریاست جمهوری 2008 آمریکا، گامهایی آزمایشی به سمت گفتگو با آمریکا برداشت. با این حال، همتایان آمریکایی وی پاسخی به نامههای او ندادند. احمدینژاد به دلایل گوناگون آزادی عمل بیشتری در مقایسه با روسای جمهور سابق ایران برای شرکت در مذاکره مستقیم با آمریکا داشته است. از این رو، اقدامهای اوباما با
واکنشهای مثبتی از سوی تهران مواجه شد. اوباما دو نامه به آیتا... خامنهای (مدظله) رهبر ایران فرستاد که وی به یکی از آنها پاسخ داد. با آن که نقاط کور روابط متقابل ایران و آمریکا در این تبادل بطور کامل قابل مشاهده بود، هر دو طرف دستکم تمایل خود را برای گفتگو ابراز کردند. با توجه به نتایج ناچیز دیپلماسی پیشین ایران و آمریکا، این مورد موفقیت چشمگیری محسوب میشد. در اکتبر 2009، ردهبالاترین مذاکراتی که تاکنون بین اران و آمریکا صورت گرفته، بین "ویلیام برنز" (William Burns) معاون وزیر امور خارجه آمریکا و سعید جلیلی مذاکرهکننده ارشد هستهای ایران برگزار شد. همزمان با این مذاکرات ردهبالا، دولتهای ایران و آمریکا در سکوت "گفتوی یک و نیم طرفه" (track 1 ½ dialogue) را پیش میبردند که طی آن، مقامات ردهبالای پیشین آمریکا با مقامات کنونی ایران ملاقات و گفتگو میکردند. به گزارش اشراف ، موسویان در این مقاله تصریح می کند: با وجود این ، تمایل بیسابقه تهران و واشنگتن برای مذاکره، تعامل بین دو کشور تاکنون با شکست روبرو شده و تا زمانی که این کشورها به "رویکردهای دوسویه" خود ادامه دهند، با شکست روبرو خواهد شد. بیانیههای
رسمی و اکنون مکاتبات دیپلماتیکی که ویکیلیکس منتشر میکند، نشان میدهند که از اوایل روی کار آمدن اوباما، حتی از زمانی که دولت وی سخن از برقراری روابط دوستانه با ایران به میان آورد، آمریکا به سیاست دولت بوش مبنی بر افزایش فشار بر ایران ازطریق اعمال تحریمهای جدید، اشاره به آمادگی این کشور برای دست زدن به اقدامی نظامی علیه ایران، و پشتیبانی از کارشکنیهای پنهانی در برنامه هستهای ایران ادامه میدهد. این رویکرد، غیرسازنده بوده و نتایج معکوس در پی داشته است. این رویکرد باعث شده ایران چنین برداشت کند که آمریکا علاقهای حقیقی به گرمی روابط ندارد و گفتههای اوباما درباره تعامل با ایران چیزی جز سخنپراکنی نیست. اقدامهای خصمانه از گفتگوهای دوستانه کارآمدتر هستند. آیتا... خامنهای (مدظله) در این باره گفت که "آنها گفتند که دست خود را به سوی ایران دراز میکنند. چه نوع دستی؟ اگر دستی آهنی پوشیده در دستکشی مخمل است، هیچ معنا و مفهومی ندارد". به نظر میرسید که در عمل هم، چیزی با دوره بوش فرقی نکرده است؛ به جز آن که دولت اوباما توانسته در اعمال تحریمهای بینالمللی علیه ایران موفقیتآمیزتر عمل کند. این برداشت در خارج از
ایران هم رایج است: پس از انتخابات نوامبر سال گذشته، مدیر "شرکت تحلیلگران سیاسی و اقتصادی خاورمیانه" (Middle East Economic and Political Analysts Company) مستقر در تلآویو از اعضای تازهوارد جمهوریخواه کنگره آمریکا خواست از سیاست اوباما در قبال ایران پشتیبانی کنند چرا که "اوباما در دو سالی که از روی کار آمدنش میگذرد، توانسته بیش از آن چه که بوش در دوره هشتساله خود پیش برده، ایران را تضعیف نماید". تهدیدها و تحریمها همان قدر که شک و تردید ایران را برانگیخته، فضا برای مانور دادن مقامات ایران را هم محدود کرده است. اگر مقامات ایران سازش کنند، مخالفان سیاسی آنها را به تسلیم شدن به قلدری خارجی متهم میکنند. ایران هم در عین حال سیاست دوسویهای را پیش برده است. احمدینژاد با گفتههای فتنهانگیز علیه آمریکا و متحدانش، زیر سوال بردن هولوکاست، گفتن این که حملات 11 سپتامبر توطئه دولت آمریکا بوده، و بیان این که اسرائیل باید از صفحات تاریخ پاک شود، در سیاست تعامل خود کارشکنی کرده است. در واقع، این موارد همگی تلاشی برای بالا بردن بنیان سیاسی احمدینژاد و دادن آزادی عمل به وی برای پیشبرد عملی برقراری روابط دوستانه با
آمریکا بدون از دست دادن حمایت حزب راستگرای ایران، که اصطلاحاً به آنها "اصولگرایان" گفته میشود، بوده است. گزارش اشراف به نقل از مقاله موسویان حاکی است: گفتههای احمدینژاد که منعکسکننده تحریمها و تهدیدهای مضر آمریکاست، بهای سیاسی را برای آن گروه از سیاستمداران آمریکایی که نسبت به ایران نرم و سازشگر قلمداد میشوند، به میزان هنگفتی افزایش داده است. در عین حال، آمریکا سختترین سیاستهای ممکن تا به امروز را علیه ایران اتخاذ کرده است: قوانین تحریمی بسیار فراگیری که تاکنون در تاریخ روابط ایران و آمریکا سابقه نداشته، طبق "قانون جامع محرومیت، پاسخگویی و تحریمهای ایران" (Comprehensive Iran Sanctions, Accountability, and Divestment Act) که در سال 2010 تصویب شده، تحریمهایی علیه مقامات ایران، و تامین قطعنامه 1929 شورای امنیت سازمان ملل، به عنوان فراگیرترین تحریمهایی که جامعه بینالملل تاکنون علیه ایران وارد کرده، بر این کشور اعمال شده است. نیروی دریایی آمریکا حتی پا را از این حد فراتر گذاشته و در آن چه که به نظر اقدامی بر اساس کینهجویی محض میرسد، به همه واحدهای تحت فرمان خود دستور داده برچسب "خلیج فارس" را به
خلیج عربی تغییر دهند. این اقدامها به نوبه خود به بهای شیوه نگرش ایران به برقراری روابط دوستانه با آمریکا تمام شده است. ایران و آمریکا در حوزههای عمده بسیاری منافع مشترک دارند؛ برای مثال: ایجاد ثبات در افغانستان و برخورد با طالبان، خنثیسازی القاعده، ریشهکن کردن ترافیک بینالمللی مواد مخدر و گسترش بخش انرژی ایران. با این حال، کانالهای متقابل رسمی چندانی که ازطریق آنها بتوان همکاری د این زمینهها را پیش برد، ایجاد نشده است. عملاً تنها جایی که دیپلماتهای ایرانی و آمریکایی میتوانند بطور رسمی در آنجا گفتگو کنند، مذاکرات چندجانبه هستهای است که انگلیس، فراسه، روسیه، چین و آلمان هم در آن شرکت دارند. آمریکا به گونهای همه جوانب تعامل با ایران را به مسئله هستهای منوط کرده و از ایران میخواهد خوستههای آمریکا و متحدانش را به عنوان پیشنیاز روابط بیشتر بپذیرد. ایران، با احتیاطی که از گذشتهای از آغازهای اشتباه در روابط خود با آمریکا ناشی میشود، میخواهد نقشه کامل مسیر به سمت برقراری روابط دوستانه با آمریکا را ازپیش ببیند تا مبادا ایران نیت نیک خود را نشان دهد ولی درعوض چیزی نصیبش نشود. واضح است که اگر هیچ یک از
دو طرف کاری از پیش نبرند، بحران موجود در روابط آنها بدتر خواهد شد. می توان با مذاکرههای سطح پایینی که بدون تبلیغات انجام میشود، اختلاف بر سر آن که چه موضوعی در ابتدا مورد گفتگو قرار گیرد، را از بین برد تا زمینه را برای گفتگوهای فراگیر در سطح بالا آماده کرد. این امر تا زمانی قابل تحقق است که تعهد به این تعامل خالص و واقعی باشد. اصل مطلب آن که، دو طرف درباره این که این تعامل، برای طرف دیگر، یک استراتژی محسوب میشود یا یک تاکتیک، سردرگم هستند. تقاضاهای ایران برای مذاکره فراگیر با رد واشنگتن روبرو شده چرا که واشنگتن آن را تاکتیکی طفرهآمیز برای بدست آوردن وقت برای پیشبرد برنامه هستهای ایران میداند. گفتههای آمریکا مبنی بر کنار گذاشتن اختلافها برای بازگرداندن اعتماد و اطمینان هم در تهران بدین دلیل رد میشود که ایران آن را پیشدستی واشنگتن با این هدف قلمداد میکند که آمریکا میخواهد از انتقادهای بینالمللی مبنی بر این که این کشور پیش از آغاز جنگ با ایران گزینه دیپلماتیک را بطور کامل اجرا نکرده است، فرار کند. رویکردهای دوسویه، از دیدگاه بقای سیاسی داخلی، راهی ساده برای رهبران این دو کشور است؛ ولی راه نجات آنها
از این مخمصه نیست. ازسرگیری روابط دوستانه بین واشنگتن و تهران تنها هنگامی ممکن میشود که در طول مدت سیاست تعامل: • زبان تهدید و گفتههای خشمآمیز کنار گذاشته شود، • اقدامهای خصمانه، تحریمها و سایر اشکال فشار قهرآمیز به حال تعلیق درآید، • یک دستور کار فراگیر، شامل همه مسائل متقابل، منطقهای و بینالمللی ازطریق گفتگوهای مستقیم مورد بحث و مذاکره قرار گیرد، • در این گفتگوها به مسائل مربوط به منافع مشترک اولویت داده شود، و • گروههای سیاسی داخلی هر دوی این کشورها به همکاری هرچند موقت در زمان برقرای گفتگوها متقاعد شوند. با توجه به پیروزی اخیر جمهوریخواهان، که به نظر میرسد حکایت از کنگرهای سختگیرتر از مجموع اکثریت دموکرات کنگره و سنای آمریکا دارد، مورد آخر اهمیت خاصی پیدا میکند. افراطیون ایران و آمریکا، با اشاره به عدم پیشرفت در آن دوره دو-سه ساله مذاکرات، تعامل با طرف دیگر را رد کرده و چنین استدلال میکنند که این اقدام قبلاً صورت گرفته و با شکست روبرو شده است. ممکن است که این تعامل حقیقتاً با شکست روبرو شود. ولی بدون آزمایش حقیقی که طی آن همه دشمنیها کنار گذاشته شود، به هیچ گونه نمیتوان چنین قضاوتی کرد.
واضح است که چنین کاری برای رهبران هر دو کشور مخاطرهآمیز خواهد بود؛ ولی پذیرفتن خطرات آن بهتر از تضمین شکست ادامه سیاستهای کنونی و درنتیجه وخیمتر شدن رویارویی دو کشور است. اقدامی که از شجاعت و خرد در واشنگتن و تهران ناشی میشود، میتواند مسیری دراز را بپیماید.