اخبار آرشیوی

کدخبر: 267585

مهدی محمدی در یادداشتی در پایگاه "ایران هسته‌ای" با اشاره به اتصال نیروگاه بوشهر به شبکه برق سراسری، به بررسی تغییراتی که از این پس در نوع نگاه جامعه بین‌المللی به برنامه هسته‌ای ایران ایجاد خواهد شد پرداخت

مهدی محمدی در پایگاه "ایران هسته‌ای" نوشت: مهدی محمدی، کیهان- اعلام خبر اتصال نیروگاه بوشهر به شبکه سراسری برق کشور به فاصله یک روز از انتشار گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی و در حالی که یک طرح مبسوط هسته ای از جانب روس ها روی میز ایران قرار دارد دهد علامتی است از اینکه پرونده هسته ای ایران مجددا پس از یک دوره فترت ناشی از تحولات منطقه در آستانه طرح مجدد در محافل دیپلماتیک است. این یادداشت تلاش می کند با تمرکز روی مباحث کلیدی، چند نکته عرضه کند که توجه به آنها احتمالا برای تحلیل دقیق تر آینده پرونده هسته ای ایران مفید خواهد بود. سناریوهایی که در آینده پرونده هسته ای ایران با آنها مواجه خواهیم شد، به احتمال بسیار زیاد ترکیبی از این نکات است. در وهله اول راه اندازی نیروگاه بوشهر و اتصال آن به شبکه برق سراسری تغییری اساسی در نوع نگاه جامعه بین المللی به برنامه ایران ایجاد خواهد کرد. این نیروگاه یک ضلع منحصرا صلح آمیز (بدون کاربرد دوگانه) به برنامه هسته ای ایران اضافه می کند که در عین حال خود توجیهی بسیار قدرتمند برای توسعه یک چرخه سوخت بومی در داخل ایران است. هچ یک از منابع غربی تا امروز ادعا نکرده اندکه نیروگاه بوشهر از حیث مسائل مرتبط با اشاعه یک نگرانی است یا احتمال دارد در آینده باشد. حتی در قطعنامه های شورای امنیت نیروگاه بوشهر استثنا شده و تعلیق عملیات آن درخواست نشده است. اما همین نیروگاه، سالانه چیزی حدود 30 تن اورانیوم 5/3-5 درصد غنا مصرف می کند و در نتیجه نیازی بسیار قابل توجه به عملیات غنی سازی ایجاد می کند که به هیچ روشی جایگزین پذیر نیست. در واقع اگر زمانی به ایران گفته می شد که چون نیروگاه ندارد، پس لاجرم هدف آن از غنی سازی باید چیزی غیر از تامین سوخت راکتورها باشد امروز این استدلال به طور کامل از روی میز حذف شده و روشن است که ایران نیروگاهی در اختیار دارد که اگر نطنز با ظرفیت کامل 50 هزار ماشین نوع اول هم به بهره برداری برسد، در طول یک سال فقط قادر به تامین سوخت مصرفی همین یک نیروگاه خواهد بود. از طرف دیگر این استدلال که روسیه تامین سوخت نیروگاه بوشهر را بر عهده گرفته و لذا ایران نمی توان از تولید سوخت برای بوشهر به عنوان توجیهی برای غنی سازی استفاده کند کاملا بی پایه است. روس ها بیش از یک دهه نیروگاه بوشهر را که ابتدا قرار بود ظرف 5 سال به بهره برداری برسد گروگان گرفتند وتا آنجا که ممکن بود از آن به عنوان ابزاری برای معامله با امریکا سود بردند. با این وصف، چه تضمینی وجود دارد که تامین سوخت راکتور بوشهر هم مثل راه اندازی آن تبدیل به اهرمی برای چانه زنی میان روسیه و امریکا نشود و روس ها در طول چند دهه -عمر مفید نیروگاه بوشهر- به طورمستمر و مطمئن سوخت آن را تضمین کنند؟ روسیه نشان داده است که همواره اهل معامله است به شرط آنکه طرف و ثمنی برای معامله وجود داشته باشد. روس ها هیچ وقت هیچ معامله چرب و نرمی با امریکا را به این دلیل که خواهان عمیق کردن روابط با ایران هستند از دست نداده اند. اگر دنبال یک فرمول کلی در روابط روسیه و ایران بگردیم اینطور می شود گفت که برای روسیه درباره مسائل مرتبط با ایران اصل بر معامله با امریکاست اما در مواردی که معامله امکانپذیر نباشد -که چنین مواردی وجود دارد- در مقابل درخواست های امریکا مقاومت می کند. مشخصا درباره نیروگاه بوشهر، علت های این موضوع که نیروگاه در این مقطع راه انداز می شود، به این شکل قابل خلاصه سازی است: 1- ظرفیت کیس نیروگاه بوشهر در فرایند مبادله امتیاز با امریکا دیگر به پایان رسیده و به اصطلاح این گاو بیش از این قابل دوشیدن نیست. در نتیجه، این نیروگاه از سبد گزینه های در حال چانه زنی خارج شده است. 2- ایجاد ترتیبات ایمنی و بازرسی بسیار مستحکم در بوشهر هرگونه نگرانی در این باره که این نیروگاه ممکن است به محلی برای اشاعه تبدیل شود از بین برده است. 3- روس ها حس کرده اند که اگر راه اندازی نیروگاه را بیش از این به تاخیر بیندازند اولا ممکن است ایران خود بتواند دانش فنی تکمیل کار را به دست بیاورد و ثانیا قطعا آنها از مشارکت در بسیاری پروژه های مشابه در داخل و خارج ایران محروم خواهند شد. همین حالا بحث های بسیار جدی وجود دارد که آیا روسیه می تواند یک پیمانکار در فاز 2 نیروگاه بوشهر باشد؟ و مهم تر از این، طولانی شدن اجرای این قرار داد به اندازه ای بیش از این، ضربه ای مهلک به حضور روسیه در بازار جهانی عرضه فناوری های سطح بالا که فناوری هسته ای فقط یکی از آنهاست وارد می کرد. روشن است که در مقایسه با امریکا و اروپا، روسیه سهم بسیار کوچکتری از بازار نیروگاه های هسته ای جهان را در اختیار دارد و اگر در ذهن سفارش دهندگان پروژه ها این تلقی جای گیر شود که روسیه طرفی است که یا معامله های سیاسی از انجام تعهدات خود سر باز می زند، آن وقت روسیه بدون تردید فرصت های بسیار بیشتری را از دست خواهد داد. به عنوان نمونه، همین حالا روسیه در آستانه امضای قرارداد احداث یک واحد نیروگاهی دقیقا با مشخصات نیروگاه بوشهر در هند است اما هندی ها نهایی کردن قرارداد را به بهره برداری کامل نیروگاه بوشهر مشروط کرده اند چرا که هم می خواهند توانایی فنی روسیه را تست کنند و هم نسبت به قابل اعتماد بودن آن از حیث تکمیل قراردادها مطمئن شوند. بنابراین، واضح است که راه اندازی بوشهر و وصل آن به شبکه برق سراسری اولا ارزیابی ها درباره ماهیت برنامه ایران و کاربردهای آن را به شدت تغییر می دهد، ثانیا توجیهی بسیار مستحکم و منطقی برای عملیات غنی سازی در ایران ایجاد می کند و ثالثا از این به بعد، برنامه ایران را از فاز سیاسی- امنیتی دور کرده و به یک فضای تجاری نزدیک می کند که مسلما محل رقابت بسیاری از کشورهای دیگر خواهد بود. سناریوی دوم درباره آینده برنامه هسته یا ایران از دل گزارش اخیر آمانو هویدا می شود. گزارش آمانو در واقع از حیث داده های جدید تا حدودی فقیر است اما روندهایی درون آن قابل تشخیص است که باید نسبت به آنها هشیار بود. در اصل، این گزارش دو روند کلی رامعین می کند. نخست اینکه درون گزارش کاملا واضح است برنامه هسته ای ایران بدون تاثیر پذیری از هیچ نوعی از فشار یا عملیات خرابکارانه در حال طی کردن مسیر خود بر مبنای یک برنامه از پیش نوشته شده است و غرب در یافتن راهی برای تغییر دادن محاسبات راهبردی ایران در این حوزه به طور مطلق شکست خورده است. در کنار این موضوع، این هم واضح است که ایران تمامی برنامه خود را بدون هراس در معرض دید آژانس -که مسلما چشم های آن محرم نیست- قرار داده و از حیث حقوقی هیچ کدام از تاسیسات ایران را نمی توان یافت که مشکل پادمانی داشته باشد. جالب است که در همین گزارش مکررا اذعان شده در همه آن تاسیساتی که برغم قطعنامه های شورای امنیت تعلیق نشده، ترتیبات پادمان به نحو کامل اجرا می شود. روند دوم اما ظریف تر، مهم تر و پیچیده تر است. از چند ماه پیش اراده ای قابل تشخیص درون گزارش های آژانس وجود داشت که تلاش می کرد کل مباحثات درباره مسئله هسته ای ایران را در یک موضوع به نام «ابعاد احتمالی نظامی» (PMD) خلاصه کند. این اراده اکنون برجسته تر شده است و آمانو تلاش کرده بی آنکه کوچکترین مستندی در اختیار داشته باشد همه مسائل دیگر درمورد برنامه ایران را نسبت به این موضوع فرعی جلوه بدهد. سوال این است: آیا غربی ها واقعا فکر می کنند ایران در حال ساخت سلاح هسته ای است؟ پاسخ این سوال قطعا منفی است. در اینجا جای بحث درباره این موضوع نیست اما سر جای خود می توان به تفصیل استدلال کرد که جامعه اطلاعاتی امریکا و اروپا و حتی اسراییل چنین دیدی ندارد. در بدترین حالت، ارزیابی ها این است که ایران قصد دارد در چارچوب پادمان به نقطه فرار برسد. اگر اینطور باشد پس تمرکز آژانس روی موضوع ابعاد احتمالی نظامی و تلاش برای برجسته سازی بیش از حد آن چه هدفی می تواندداشته باشد؟ پاسخ دادن به این سوال مستلزم بحثی طولانی درباره آن چیزی است که «نگاه امنیتی به برنامه ایران» نامیده می شود. در یک جمله کوتاه به نظر می رسد هدف از همه این بحث ها و بهانه جویی ها نه نگرانی واقعی از ساخت سلاح هسته ای در ایران بلکه تلاش برای سوق دادن ایران به سمت مشارکت در پروژه های سیاسی خاص شبیه آنچه که روس ها اخیرا پیشنهاد کرده اند باشد. اگر اینطور باشد -که شواهدی در تایید آن هست- آژانس را اکنون با اطمینان می توان عضو هفتم گروه 1+5 نامید.
ارسال نظر: