اخبار آرشیوی
یک کارشناس و تحلیلگر اقتصادی در پاسخ به یادداشت سردبیر روزنامه ایران در پایگاه برهان، نوشت: انحراف در دولت باعث شده دشمنان خارجی و دنبالههای بیمقدار داخلی آنان ادعا کنند دولت اصولگرا، رکورددار فساد در تاریخ ایران است
بابک اسماعیلی در برهان نوشت: روند حرکت دولت در طول 6 سال گذشته، از جهات مختلف، بیانگر نکاتی بس قابل اعتناست. این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا کرد که طی دو سال اخیر، دستاندازی جریانی منحرف و نفوذی در دل دولت به بیت المال، بر دامنه نگرانیهای عمومی جامعه افزوده و آخرین مورد آن هم، ردپای این باند انحرافی در جریان اختلاس نجومی 3 هزار میلیارد تومانی از بانک صادرات میباشد. شاید بتوان گفت علت اصلی بروز این نگرانیها در سطح جامعه، به عملکرد و شخصیت انقلابی دکتر محمود احمدی نژاد و انتظار بالای مردم از وی برمیگردد. واقعیت این است که مردم، رئیس جمهور خود را با ویژگیهایی نظیر پاکدستی، امانتداری بیت المال، مبارزه با مفاسد اقتصادی، کار و تلاش شبانهروزی و خدمت به مردم به ویژه طبقه محروم و پایبندی دولت به اصول و ارزشها و شعارهایی همچون عدالتخواهی، استکبارستیزی و خدمترسانی صادقانه میشناختند که انصافاً نیز باید اذعان کرد در بسیاری از این موارد و به ویژه در خدمترسانی به مردم و ایستادگی در مقابل باج خواهی نظام سلطه، رئیس جمهور سنگ تمام گذاشته است. این موضوع در صحنه عمل نیز تاکنون دستآوردهای ارزشمندی را چه در سطح
داخلی و چه در سطوح بین المللی در پی داشته و از خود به یادگار گذاشته است. اما در مقطع کنونی و طی 2 سال گذشته، با انحراف معناداری که باند منحرف و وابسته، در دل دولت انجام داده و بسیاری از وزیران و مدیران دلسوز و انقلابی را از ماندن در مجموعه دولت منصرف کرده یا کنار گذاشت، مردم بیم آن یافته اند که به این دستاوردهای عظیم دولت آسیب جدی برسد که البته متاسفانه باید گفت، در بسیاری از بخشها نیزاین دستاوردها با خلل و آسیب هایی جدی مواجه شده اند. این انحراف در دولت و بی توجهی به حفظ دستآوردهای آن، تا بدان اندازه پیش رفته است که طی یکی دو سال اخیر، دشمنان خارجی و دنبالههای بی مقدار داخلی آنان نیز، مجال آن را یافتهاند که ادعا کنند دولت اصولگرا، رکورددار فساد در تاریخ ایران است! به عنوان مثال پس از اختلاس نجومی در بانک صادرات یکی از سایت های ضدانقلاب در تحلیل موضوع اختلاس، این چنین نتیجه گیری کرد: «با رو شدن پرونده اختلاس های کلان در سیستم بانکی، وزارتخانه های دولتی و دیگر نهادهای حکومتی جمهوری اسلامی، دولت محمود احمدی نژاد که بیشترین شعار را علیه مفاسد اقتصادی داده رکوردار دار فاسدترین دولت جمهوری اسلامی شد!!!»
رهبر بصیر انقلاب اسلامی هم در همین راستا در دیدار چندی پیش خود با رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت، سخنان و توصیههای مهمی را خطاب به دولتمردان بیان کردند که به نظر، متاثر از تغییر رویکرد محتوایی و ظاهری دو سال اخیر دولت توسط جریان انحرافی مستقر در آن باشد. اگرچه محورهای بیانات معظمله در این دیدار، همگی کلیدی و نیازمند واکاوی و توجه است، اما به نظر نگارنده، مهمترین و به بیانی اساسیترین نکته آن، تاکیدی است که ایشان بر «لزوم پایبندی دولت به شعارها و وعده هایش» داشتند. این انحراف در دولت و بی توجهی به حفظ دستآوردهای آن، تا بدان اندازه پیش رفته است که طی یکی دو سال اخیر، دشمنان خارجی و دنبالههای بی مقدار داخلی آنان نیز، مجال آن را یافتهاند که ادعا کنند دولت اصولگرا، رکورددار فساد در تاریخ ایران است! معظم له در این دیدار، دادن وعده به مردم را باعث افزایش توقعات خواندند و افزودند: «تحقق وعده های داده شده دولت به مردم، امری مطلوب و ضروری است و باعث استحکام ایمان و اعتقاد مردم میشود و برعکس اگر این وعده ها محقق نشود، در ذهن مردم، مشکل ایجاد میکند.» به گفته رهبر معظم انقلاب، علت اقبال مردم در انتخابات سال 84 و
88 به رئیس جمهور، همین شعارهای جذاب و ضروری بود، چرا که مردم به ارزشها و آرمانها پایبند و دلبستهاند. ایشان، عدالتخواهی، استکبارستیزی، سادهزیستی، مقابله با منش اشرافیگری و ویژهخواری را از شعارهای جذاب دولت خواندند. « اصول و ارزشهایی که امام(ره)می فرمود وباعث محبوبیت ایشان درقلب ملتها شد از اساسیترین شعارهای دولت است که باید کاملاً به آن پایبند بود.» به اعتقاد نگارنده، در هیچ یک از هفت دیدار گذشته کابینه دولت با رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، سابقه نداشت که معظمله اینچنین صریح بر لزوم «پایبندی دولت به شعارها و جهتگیریهای اعلام شده» تاکید نمایند و مجموعه دولت را به تقید و پایبندی به وعده ها فرابخوانند. در واقع برخلاف دیدگاههایی که این روزها توسط عناصر رسانه ای وابسته به باند انحرافی در رسانه ها منتشر میشود و سعی دارد تا اینگونه وانمود کند که تغییری در مسیر شش ساله خدمتگزاری دولت رخ نداده است، صدور چنین تذکری از سوی رهبر انقلاب و دیگر دلسوزان نظام اسلامی، طی دو سال اخیر حکایت از آن دارد که تغییر و تحولات معناداری در منش و روش دولت ، با جابجایی ها و عزل های متعدد، انحراف بخشهایی از دولت و سردادن
شعارهایی غیر از آنچه وعده داده میشد و حاشیهدار شدن بسیاری از موضوعات کم و حتی بیاهمیت در مجموعه دولت اتفاق افتادهاست. رهبر انقلاب با اشاره به محدود بودن منابع و لزوم تعیین اولویتها در موضوعات فرهنگی، دولت را به پرهیز از حاشیه سازی توصیهکردند و با اشاره به نیاز فراوان کشور به کار و تلاش و روحیه کاری و خطر پذیری دولت، به نکتهای بس کلیدی اشاره کردند: «در چنین شرایطی شایسته نیست که دولت خود را درگیر حاشیهها کند که البته برخی اوقات، دولت با کم توجهی، زمینهساز این حاشیهها میشود و برخی اوقات هم حاشیههایی است که دیگران به وجود می آورند.» آنچه هویداست، این است که علیرغم آنکه حضرت آقا برای سومین سال متوالی از نامی اقتصادی و این بار تحت عنوان «جهاد اقتصادی» برای نامگذاری سال استفاده کردهاند، متاسفانه رصد اخبار پیرامونی نشان میدهد طی 6 ماهی که از سال 1390 می گذرد، همواره دستهای آلوده باندی منحرف و وابسته در دل دولت، تمایل ندارد مسائل اقتصادی و حرکت جهادگونه برای نیل به اهداف مورد نظر در اسناد بالادستی، در راس برنامه های دولت و مسئولان اجرایی کشور قرار گیرد. به همین دلیل این جریان انحرافی در ماههای اخیر
پروژه «مشغول سازی و ایجاد تعارض بین دستگاههای اجرایی» را با نقش آفرینی مهرههای خود، آن هم در سال جهاد اقتصادی و همزمان با اجرای قانون هدفمندسازی یارانهها دنبال میکند. البته همانطور که حضرت آقا نیز در دیدار با اعضای هیات دولت بر آن تاکید کردند،کار برای خدا رمز برخورداری از توفیق الهی و ایجاد جذابیت در دلهای مردم است. «اگر به هر علت تقید به شعارهای دولت سست شود توفیقات الهی نیز کم خواهد شد، بنابراین با همان شور و نشاط و تلاش به خدمت صادقانه و بدون توقع ادامه دهید.» این نکته مهم که مقام رهبری بدان اشاره کردند، به مثابه هشداری تکاندهنده است که اگر دولتمردان آن را جدی نگیرند، نه تنها الطاف الهی، بلکه علاقه و حمایت مردم را نیز از مجموعه دولت کاسته و در اثر بیتفاوتی به وعدهها، دلهای مردم و حامیان دولت را نیز کدر خواهد کرد. نتیجه ادامه یافتن چنین روندی، گسستن رشته اعتماد عمومی مردم به دولت و بیاعتباری آن و مهمتر از همه تغییر باورهایی است که مردم نسبت به شخص رییس جمهور و کابینه داشته اند. گویند روزی دزدی در راهی بستهای یافت که در آن چیزگرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش
برگرداند. اورا گفتند: چرا این همه مال را از دست دادی؟ گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا مال او را حفظ میکند. من دزد مال او هستم، نه دزد دین. اگر آن را پس نمیدادم و عقیده صاحب آن مال خللی مییافت، آن وقت من دزد باورهای او بودم و این کار دور از انصاف است.(*) *بابک اسماعیلی؛ کارشناس و تحلیلگر اقتصادی وعضو پیوسته انجمن اقتصاددانان ایرانبابک اسماعیلی؛ روند حرکت دولت در طول 6 سال گذشته، از جهات مختلف، بیانگر نکاتی بس قابل اعتناست. این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا کرد که طی دو سال اخیر، دستاندازی جریانی منحرف و نفوذی در دل دولت به بیت المال، بر دامنه نگرانیهای عمومی جامعه افزوده و آخرین مورد آن هم، ردپای این باند انحرافی در جریان اختلاس نجومی 3 هزار میلیارد تومانی از بانک صادرات میباشد. شاید بتوان گفت علت اصلی بروز این نگرانیها در سطح جامعه، به عملکرد و شخصیت انقلابی دکتر محمود احمدی نژاد و انتظار بالای مردم از وی برمیگردد. واقعیت این است که مردم، رئیس جمهور خود را با ویژگیهایی نظیر پاکدستی، امانتداری بیت المال، مبارزه با مفاسد اقتصادی، کار و تلاش شبانهروزی و خدمت به مردم به ویژه طبقه محروم و
پایبندی دولت به اصول و ارزشها و شعارهایی همچون عدالتخواهی، استکبارستیزی و خدمترسانی صادقانه میشناختند که انصافاً نیز باید اذعان کرد در بسیاری از این موارد و به ویژه در خدمترسانی به مردم و ایستادگی در مقابل باج خواهی نظام سلطه، رئیس جمهور سنگ تمام گذاشته است. این موضوع در صحنه عمل نیز تاکنون دستآوردهای ارزشمندی را چه در سطح داخلی و چه در سطوح بین المللی در پی داشته و از خود به یادگار گذاشته است. اما در مقطع کنونی و طی 2 سال گذشته، با انحراف معناداری که باند منحرف و وابسته، در دل دولت انجام داده و بسیاری از وزیران و مدیران دلسوز و انقلابی را از ماندن در مجموعه دولت منصرف کرده یا کنار گذاشت، مردم بیم آن یافته اند که به این دستاوردهای عظیم دولت آسیب جدی برسد که البته متاسفانه باید گفت، در بسیاری از بخشها نیزاین دستاوردها با خلل و آسیب هایی جدی مواجه شده اند. این انحراف در دولت و بی توجهی به حفظ دستآوردهای آن، تا بدان اندازه پیش رفته است که طی یکی دو سال اخیر، دشمنان خارجی و دنبالههای بی مقدار داخلی آنان نیز، مجال آن را یافتهاند که ادعا کنند دولت اصولگرا، رکورددار فساد در تاریخ ایران است! به عنوان
مثال پس از اختلاس نجومی در بانک صادرات یکی از سایت های ضدانقلاب در تحلیل موضوع اختلاس، این چنین نتیجه گیری کرد: «با رو شدن پرونده اختلاس های کلان در سیستم بانکی، وزارتخانه های دولتی و دیگر نهادهای حکومتی جمهوری اسلامی، دولت محمود احمدی نژاد که بیشترین شعار را علیه مفاسد اقتصادی داده رکوردار دار فاسدترین دولت جمهوری اسلامی شد!!!» رهبر بصیر انقلاب اسلامی هم در همین راستا در دیدار چندی پیش خود با رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت، سخنان و توصیههای مهمی را خطاب به دولتمردان بیان کردند که به نظر، متاثر از تغییر رویکرد محتوایی و ظاهری دو سال اخیر دولت توسط جریان انحرافی مستقر در آن باشد. اگرچه محورهای بیانات معظمله در این دیدار، همگی کلیدی و نیازمند واکاوی و توجه است، اما به نظر نگارنده، مهمترین و به بیانی اساسیترین نکته آن، تاکیدی است که ایشان بر «لزوم پایبندی دولت به شعارها و وعده هایش» داشتند. این انحراف در دولت و بی توجهی به حفظ دستآوردهای آن، تا بدان اندازه پیش رفته است که طی یکی دو سال اخیر، دشمنان خارجی و دنبالههای بی مقدار داخلی آنان نیز، مجال آن را یافتهاند که ادعا کنند دولت اصولگرا، رکورددار فساد در
تاریخ ایران است! معظم له در این دیدار، دادن وعده به مردم را باعث افزایش توقعات خواندند و افزودند: «تحقق وعده های داده شده دولت به مردم، امری مطلوب و ضروری است و باعث استحکام ایمان و اعتقاد مردم میشود و برعکس اگر این وعده ها محقق نشود، در ذهن مردم، مشکل ایجاد میکند.» به گفته رهبر معظم انقلاب، علت اقبال مردم در انتخابات سال 84 و 88 به رئیس جمهور، همین شعارهای جذاب و ضروری بود، چرا که مردم به ارزشها و آرمانها پایبند و دلبستهاند. ایشان، عدالتخواهی، استکبارستیزی، سادهزیستی، مقابله با منش اشرافیگری و ویژهخواری را از شعارهای جذاب دولت خواندند. « اصول و ارزشهایی که امام(ره)می فرمود وباعث محبوبیت ایشان درقلب ملتها شد از اساسیترین شعارهای دولت است که باید کاملاً به آن پایبند بود.» به اعتقاد نگارنده، در هیچ یک از هفت دیدار گذشته کابینه دولت با رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، سابقه نداشت که معظمله اینچنین صریح بر لزوم «پایبندی دولت به شعارها و جهتگیریهای اعلام شده» تاکید نمایند و مجموعه دولت را به تقید و پایبندی به وعده ها فرابخوانند. در واقع برخلاف دیدگاههایی که این روزها توسط عناصر رسانه ای وابسته به
باند انحرافی در رسانه ها منتشر میشود و سعی دارد تا اینگونه وانمود کند که تغییری در مسیر شش ساله خدمتگزاری دولت رخ نداده است، صدور چنین تذکری از سوی رهبر انقلاب و دیگر دلسوزان نظام اسلامی، طی دو سال اخیر حکایت از آن دارد که تغییر و تحولات معناداری در منش و روش دولت ، با جابجایی ها و عزل های متعدد، انحراف بخشهایی از دولت و سردادن شعارهایی غیر از آنچه وعده داده میشد و حاشیهدار شدن بسیاری از موضوعات کم و حتی بیاهمیت در مجموعه دولت اتفاق افتادهاست. رهبر انقلاب با اشاره به محدود بودن منابع و لزوم تعیین اولویتها در موضوعات فرهنگی، دولت را به پرهیز از حاشیه سازی توصیهکردند و با اشاره به نیاز فراوان کشور به کار و تلاش و روحیه کاری و خطر پذیری دولت، به نکتهای بس کلیدی اشاره کردند: «در چنین شرایطی شایسته نیست که دولت خود را درگیر حاشیهها کند که البته برخی اوقات، دولت با کم توجهی، زمینهساز این حاشیهها میشود و برخی اوقات هم حاشیههایی است که دیگران به وجود می آورند.» آنچه هویداست، این است که علیرغم آنکه حضرت آقا برای سومین سال متوالی از نامی اقتصادی و این بار تحت عنوان «جهاد اقتصادی» برای نامگذاری سال
استفاده کردهاند، متاسفانه رصد اخبار پیرامونی نشان میدهد طی 6 ماهی که از سال 1390 می گذرد، همواره دستهای آلوده باندی منحرف و وابسته در دل دولت، تمایل ندارد مسائل اقتصادی و حرکت جهادگونه برای نیل به اهداف مورد نظر در اسناد بالادستی، در راس برنامه های دولت و مسئولان اجرایی کشور قرار گیرد. به همین دلیل این جریان انحرافی در ماههای اخیر پروژه «مشغول سازی و ایجاد تعارض بین دستگاههای اجرایی» را با نقش آفرینی مهرههای خود، آن هم در سال جهاد اقتصادی و همزمان با اجرای قانون هدفمندسازی یارانهها دنبال میکند. البته همانطور که حضرت آقا نیز در دیدار با اعضای هیات دولت بر آن تاکید کردند،کار برای خدا رمز برخورداری از توفیق الهی و ایجاد جذابیت در دلهای مردم است. «اگر به هر علت تقید به شعارهای دولت سست شود توفیقات الهی نیز کم خواهد شد، بنابراین با همان شور و نشاط و تلاش به خدمت صادقانه و بدون توقع ادامه دهید.» این نکته مهم که مقام رهبری بدان اشاره کردند، به مثابه هشداری تکاندهنده است که اگر دولتمردان آن را جدی نگیرند، نه تنها الطاف الهی، بلکه علاقه و حمایت مردم را نیز از مجموعه دولت کاسته و در اثر بیتفاوتی به وعدهها،
دلهای مردم و حامیان دولت را نیز کدر خواهد کرد. نتیجه ادامه یافتن چنین روندی، گسستن رشته اعتماد عمومی مردم به دولت و بیاعتباری آن و مهمتر از همه تغییر باورهایی است که مردم نسبت به شخص رییس جمهور و کابینه داشته اند. گویند روزی دزدی در راهی بستهای یافت که در آن چیزگرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند. اورا گفتند: چرا این همه مال را از دست دادی؟ گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا مال او را حفظ میکند. من دزد مال او هستم، نه دزد دین. اگر آن را پس نمیدادم و عقیده صاحب آن مال خللی مییافت، آن وقت من دزد باورهای او بودم و این کار دور از انصاف است.(*) *بابک اسماعیلی؛ کارشناس و تحلیلگر اقتصادی وعضو پیوسته انجمن اقتصاددانان ایران