اخبار آرشیوی
فاطمه حقیقتجو در مصاحبه با مؤسسه صلح آمریکا: فائزه هاشمی در انتخابات مجلس پنجم، از روابط فامیلی خود استفاده کرد و پیروز شد/ محمدرضا خاتمی هم که بیشترین آرا در مجلس ششم را به خود اختصاص داد، آن را مرهون نسبت خود با محمد خاتمی بود
پایگاه اشراف نوشت: موسسه صلح ایالات متحده در مصاحبه با فاطمه حقیقتجو ، که سابقه نمایندگی مجلس را در کارنامه خود دارد به موضوع انتخابات آتی مجلس ایران و نقش و تاثیر زنان در این مجلس پرداخت. به گزارش اشراف ، این گفتگو هفتمین مورد از مجموعه مصاحبههای انجام شده پیرامون انتخابات مجلس است که در ماه مارس سال 2012 برگزار خواهد شد. تذکر : انعکاس این مصاحبه در سایت اشراف به مفهوم تایید محتوای آن نیست • نقش زنان در مجلس ایران پس از انقلاب سال 1979 چه بوده است؟ میتوان نمایندگان زن در مجلس را به دو گروه تقسیم کرد: نخست، گروهی که ذهنیت و توجهات فمنیستی [طرفداری از تساوی حقوق زنان] داشته و آنهایی که دارای چنین گرایشاتی نیستند. با پیروزی اصلاحطلبان در انتخابات سال 2000 مجلس، ما برگزاری جلسات و همایشهایی را با حضور فعالین حقوق زنان آغاز کردیم. وعده ما در دوره ششم مجلس ( بین سالهای 2000 تا 2004 ) تغییر قوانین تبعیضآمیز موجود علیه زنان بود. در کنار زنان، مردانی هم بودند که از حقوق زنان دفاع میکردند. یکی از نمایندگان مرد مجلس، در یکی از لوایح مربوط به مسائل زنان به ما گفت: این نکته حائز اهمیت است که من نیز به عنوان یک
روحانی، مانند شما زنان؛ از این لایحه حمایت میکنم. از این رو، مجلس ششم جو کاملا متفاوتی از مجالس دوره بعد داشت. زهرا رهنورد -رئیس پیشین دانشگاه الزهرا و همسر میرحسین موسوی، رهبر مخالفان ایران- از یکی از همایشهای ما حمایت کرد. این همایش اولویت مسائل زنان در مجلس را مورد بررسی قرار میداد. همه زنان عضو مجلس، برای مد نظر قرار دادن چنین مسائلی، کمیتههای حزبی تشکیل دادند. اگر چه برخی از این سیزده نماینده زن مجلس، دیدگاههای ارزشی داشتند، ولی همه آن ها جزو اصلاحطلبان به شمار میآمدند. ولی زنان در مجلس هفتم ( بین سالهای 2004 تا 2008 ) و مجلس هشتم ( از سال 2008 تا کنون ) نقش متفاوتی را ایفا کردهاند. زنان در این دو دوره، گرایشات مردسالارانه داشتهاند. متاسفانه هیچیک از نابرابریهای جنسیتی که به نام اسلام مورد توجیه قرار گرفته، توسط آنها زیر سوال نرفته است. به عنوان مثال، نمایندگان زن از طرح تعدد زوجات حمایت کردند؛ چرا که آن را ارزشی اسلامی میدانستند. این نمایندگان همچنین از طرح جداسازی و تفکیک جنسیتی کارگران حمایت کردند. در مورد دیگری عشرت شایق- نماینده مردم تبریز در مجلس هفتم- اظهار داشت: اگر تا به حال ده
روسپی اعدام شده بودند، از آن جایی که این عملی خطرناک و مجرمانه به شمار میآمد، دیگر هیچ تنفروشی در کشور وجود نداشت. • علت برتری نمایندگان زن از جناح محافظهکار در دورههای اخیر مجلس چیست؟ قانونی نانوشته وجود دارد که بر اساس آن برخی از زنان میتوانند برای انتخابات مجلس نامزد شوند. بیشتر احزاب سیاسی پس از انقلاب سال 1979 حداقل دو نامزد انتخاباتی زن را در تهران و دیگر شهرهای بزرگ در لیست خود گنجاندهاند. ولی شورای نگهبان که صلاحیت افراد را مورد تایید قرار میدهد، از مشارکت اصلاحطلبان در انتخابات سال 2004 و 2008 ممانعت به عمل آورد. بیش از 2500 نامزد اصلاحطلب رد صلاحیت شدند و تنها کسانی که وفادار به رژیم تشخیص داده شدند، اجازه شرکت در انتخابات را پیدا کردند. بنابراین تنها زنان جناح محافظهکار توانستند به مجلس راه یابند. • به طور کلی کدام دسته از زنان - از لحاظ وابستگی سیاسی، پیشینه مذهبی یا طبقه اجتماعی - نامزد انتخابات مجلس شدهاند؟ هیچ زنی بدون گرایشات اسلامی حق شرکت در انتخابات مجلس را ندارد. البته این قضیه هم در مورد مردان و هم در مورد زنان صادق است. تنها افرادی که به رژیم و رهبری عالی ( ولایت فقیه )
وفادار باشند، اجازه شرکت در انتخابات پیدا میکنند. بنابراین از دیدگاه ایدئولوژیک میتوانیم بگوییم که تنها زنان مذهبی اجازه شرکت در انتخابات را کسب میکنند. از نقطه نظر اجتماعی نیز، ما اغلب زنانی که به طبقه متوسط تعلق دارند را مشاهده میکنیم. برای مثال بسیاری از معلمین نامزد نمایندگی شدهاند. برخی از نامزدهای انتخاباتی زن نیز با مقامات نسبت فامیلی داشتهاند. از جمله: • گوهر دستغیب ( دختر آیتالله العظمی دستغیب ) • عاطقه رجایی ( همسر محمدعلی رجایی، رئیسجمهور پیشین ) • فائزه هاشمی ( دختر اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیسجمهور پیشین ) • اعظم طالقانی ( دختر آیتالله محمود طالقانی ) • جمیله کدیور ( همسر عطاءالله مهاجرانی، وزیر پیشین و خواهر محسن کدیور ) • فاطمه کروبی ( همسر مهدی کروبی، رئیس مجلس پیشین و رهبر مخالفان ). در دنیای سیاست، روابط فامیلی بسیار مهم است و این مسئله تنها مختص زنان نیست. برای مثال، محمدرضا خاتمی بیشترین آرا در مجلس ششم را به خود اختصاص داد و آن را مرهون نسبت خود با محمد خاتمی ( رئیسجمهور پیشین ) بود. این دو برادر هم بودند. به عنوان نمونهای دیگر، سهیلا جلودارزاده ( نماینده مجالس دوره پنجم، ششم و
هفتم ) با کسی نسبت فامیلی نداشت. وی نماینده حزب اسلامی کار در مجلس بود. من نیز علاوه بر جنبش دانشجویی، از نمایندگان جبهه مشارکت ایران اسلامی در مجلس بودم. فعالیت من در جنبش دانشجویی منجر به قرار گرفتن نام من در فهرست انتخاباتی شده بود. در بیشتر موارد، شما میبایست از حمایت یکی از جناحهای سیاسی برخوردار باشید. با این حال، مجلس ایران زنان مستقلی را نیز به خود دیده است که هیچ وابستگی به احزاب سیاسی و روابط فامیلی نداشتهاند. • کدام دسته از زنان، امکان کسب رای بیشتری داشتند؟ این قضیه بستگی به زمان دارد. تاکنون گروههای مختلفی از زنان، بسته به جو جامعه، وارد مجلس شدهاند. به عنوان مثال، نام فائزه هاشمی در انتخابات دوره پنجم مجلس ( 2000-1996 ) در بالای لیست نامزدها در تهران قرار گرفت. این امر صرفا به خاطر این که وی دختر هاشمی رفسنجانی ( رئیسجمهور پیشین ) بود، صورت نگرفت، بلکه بیشتر به خاطر وعدههای انتخاباتی و برخی از اقدامات شخصی وی- مانند دوچرخه سواری- که به ویژه برای زنان جوان جذابیت داشت، اتفاق افتاد. گرچه فائزه هاشمی در انتخابات مجلس پنجم پیروز شد، اما در انتخابات بعدی توفیقی حاصل نکرد. وی از روابط فامیلی
خود استفاده میکرد و به عنوان دختر هاشمی رفسنجانی وارد صحنه شد - عاملی که در آن زمان دیگر پرطرفدار نبود. • علت کاهش تعداد نمایندگان زن از سال 2004 چیست؟ نقشی که زنان جناح محافظهکار در مجلس هفتم ( 2008-2004 ) ایفا کردند، باعث شد که زنان این پرسش را مطرح کنند که آیا واقعا نمایندگان زن در مجلس در راستای منافع آنها حرکت میکنند یا نه؟ موضع مردسالارانه نمایندگان زن محافظهکار احتمالا بر الگوی رایگیری بیتاثیر نبود. در نتیجه، ایران فاقد نامزدهای زنی شد که بتوانند نماینده واقعی مسائل و نیازهای زنان در دورههای هفتم و هشتم مجلس باشند. • نمایندگان زن در مجلس به طور کلی در برابر مسائل مرتبط با زنان- مانند طلاق یا قوانین جنجالی خانواده-چه موضعی اتخاذ میکنند؟ تغییراتی که به نفع زنان باشد، اغلب توسط نمایندگان زن مطرح میشود. به عنوان یک الگوی کلی، زنان نماینده در تمام دورههای مجلس جهت لیبرال کردن قوانین- حتی اگر حرکت کوچکی باشد - به نفع زنان تلاش کردهاند. قوانین مربوط به وضعیت شخصی، مانند قوانین طلاق موضوعات اصلی بودند که نمایندگان زن در مجلس برای تجدیدنظر در آنها تلاش کردهاند. اما هر دفعه تنها توانستهاند تغییرات
اندکی ایجاد کنند. ما هنوز نتوانستهایم که در مسئله طلاق به حقوق برابر دست پیدا کنیم. لایحه مناقشهبرانگیز حمایت از خانواده ( که در کنار دیگر مسائل، به مردها اجازه میداد بدون رضایت همسر اولشان، ازدواج مجدد داشته باشند ) در مجلس هفتم، در واقع از سوی دولت، قوه قضاییه و دفتر ریاست جمهوری ارائه شد. جنبش زنان در ایران، در تحت تاثیر قرار دادن موضع مجلس پیرامون مسائل زنان-به ویژه در مورد لایحه حمایت از خانواده- نقش مهمی ایفا کرده است. اما باید در نظر داشت که نمایندگان زن در مجلس، الزاما حامی جنبش زنان نیستند. نمایندگان زن در مجلس هفتم ( 2008-2004 ) و مجلس هشتم ( از سال 2008 تا کنون ) بسیار سنتی عمل کرده و اکثر آنها از تعدد زوجات حمایت کردهاند. جنبش زنان- از سکولارها تا اسلامگرایان و از حامیان جناح چپ تا جناح راست- قادر به سازماندهی و اعلام موضع واحد علیه مسائلی مانند تعدد زوجات ( که در لایحه حمایت از خانواده مجاز شمرده شده است ) هستند. فکر میکنید چرا لایحه حمایت از خانواده در هفت سال گذشته مسکوت مانده است؟ این لایحه به خاطر مخالفت جنبش زنان مستقل تاکنون به تصویب نرسیده است. عملگرایی زنان در اجتماع و فشارهای
پایین به بالا بر مجلس و روحانیت، روایت موفقی از جنبش زنان مستقل است. این امر نشان دهنده آن است که چگونه حتی مجلس محافظهکار نیز میتواند به سمت سیاستهای مطلوب زنان سوق داده شود.