اخبار آرشیوی
حجتالاسلام خسروپناه: خطوط قرمز ما اصول نظام است/ آقایان قالیباف، لاریجانی و سیدحسن خمینی در درون نظام هستند ولی در بعضی موارد تحلیل اشتباهی داشتهاند/ برخورد با افروغ شدید بود ما باید نقد علمی کنیم
خبرنامه دانشجویان ایران نوشت: پس از پایان سخنان حجت الاسلام خسروپناه در دهمین اردوی تشکیلاتی آموزشی جهاد اکبر،سوالات مختلفی حول محورهای اعتقادی و سیاسی توسط دانشجویان از ایشان پرسیده شد. به گزارش خبرنگار«خبرنامه دانشجویان ایران»؛ ایشان در پاسخ به سوالی که حول گرایش و عملکردهای سیاسی سید حسن خمینی به عنوان یادگار امام خمینی (ره) پرسیده شد،رفتار ایشان را اینگونه ارزیابی کرد:سید حسن خمینی در اصول نظام با تفکر امام و رهبری مخالفت ندارد حتی رهبری را هم قبول دارد اما در مباحث و سلایق اجتماعی تفاوت دیدگاه دارد. تا آنجایی که بنده از سبک رهبری اطلاع دارم، ایشان از جوانان می خواهند بصیرت داشته باشند، افراد را دقیق بشناسند تا بتوانند عادلانه نقد کنند ولی اگر کسانی که با رای شما مخالف بودند ولی در چارچوب نظام بودند از او استفاده کنید و بگویید ما حرف شما را قبول نداریم یعنی جسارت وعدالت در نقد را داشته باشید ولی او را از دایره نظام خارج نکنید و اینگونه نباشد که ریزش های شما بیشتر از رویش ها باشد. وی افزود: بنا به فرموده مقام معظم رهبری هرکس در برابر نظام نایستاده باشد در درون نظام است مثلا میرحسین موسوی تا زمانی که نامزد
انتخابات بود و به انتخابات نقد داشت در چارچوب نظام بود ولی وقتی رفت و به دشمن پناه برد از نظام بیرون می رود. ایشان راجع به خط قرمز نظام خاطر نشان کرد: خطوط قرمز ما اصول نظام است و هرکس اصول را قبول نداشته باشد بیرون از دایره نظام است ولی اگردرون نظام اختلاف سلیقه داشتند نمی توان آن ها را بیرون از نظام به شمار آورد،مثلا آقایان قالیباف، لاریجانی و سید حسن خمینی در درون نظام هستند ولی در بعضی موارد تحلیل اشتباهی داشته اند. خسروپناه در پاسخ به این شبهه که هر کشوری ولایت مطلقه داشته باشد در علوم سیاسی ذیل نظریه هابز محسوب می شود و در نتیجه حکومت خشن و دیکتاتوری اروپایی دارد،گفت:ما می گوییم اصل بر عدم ولایت است و باید از نظر فقهی ادله باشد. هابز می گوید چون انسان ها گرک یکدیگر هستند، باید تمام حقوق خود را به حاکم واگذار کنند و حاکم حق دارد هر طور خواست با مردم رفتار کند حتی شکنجه کند و به زندان بی اندازد و تنها کاری که نمی تواند انجام دهد کشتار دسته جمعی مردم است. این معنای مطلقه ار نظر هابز است و خود حاکم، قانون را به این ترتیب وضع می کند. وی راجع به مطلقه بودن ولایت گفت:حاکمی که در راس حکومت است در اجرای احکام
اجتماعی ( احکامی که قانون گذار وضع کرده است) دستش باز است ولی در حکومت اسلامی خود حاکم مقید به قانون است و این نیست که حاکم در بخشی از مسائل جامعه حاکم باشد بلکه حاکم طبق شرع و قانون رفتار می کند پس معنی مطلقه ولایت با مطلقه هابز متفاوت است.در مطلقه، حاکم مقید به قانون است و حاکم در اسلام مقید به احکام شرع است یعنی می تواند گاهی اوقات به جای حکم اولیه، حکم ثانویه اعلام کند ولی نمی تواند از خود حکمی صادر کند. وی همچنین ادامه داد: حال اگر کسی بگوید حکومت اسلامی را قبول دارم ولی حکومت مطلقه اسلامی را قبول ندارم اینجا با یک پارادوکس مواجه است، چراکه حکومت یعنی پیاده کردن احکام و وقتی حکومت اسلامی است یعنی پیاده کردن احکام اسلامی مورد نظر است، بنابراین اگر کسی بگوید مطلقه حکومت اسلامی را قبول ندارم معتقد است که بخشی از احکام نباید اجرا شود.تعبیر وال المسلمین و سلطان الاسلام، ائمه اطهار هستند و بعد از آنها به فقهای جامع الشرایط نسبت داده می شود. رئیس موسسه حکمت و فلسفه ایران افزود: در حدیث عمر بن حنظله از امام صادق آمده است که راوی از امام سوال می کند ما شیعیان گاهی در مال و ارث و...اختلافاتی داریم می توانیم به
سلطان و قاضی مراجعه کنیم. امام می فرمایند که خیر چون اینها طاغوت هستند و هر حکمی بدهند باطل است ولو اینکه حق باشد.راوی می گوید چه کنیم؟ امام می فرماید به کسانی مراجعه کنید که حلال و حرام ما را می دانند و هچنین امام چند خصویت دیگر را ذکر می فرماید و می گویند اینها از سمت ما حاکم هستند که هم سلطان و هم قاضی را شامل می شود. وی ادامه داد: شیخ انصاری هم در کتاب "خمس" مطلقه بودن ولایت را قبول کرده و همچنین آیت الله خویی هم معتقد است فقیه جامع الشرایط باید حاکمیت مسلمین را در امور حسبیه (اموری که متولی خاصی ندارد) و در غیر امور قضایی داشته باشد.تئوری مطلقه بودن ولایت فقیه را علما قبل از امام هم بیان کرده اند و امام خمینی (ره) آن را به مرحله عمل رساند. ایشان در تشریح شبه وجود شورای نگهبان در ایران و نبودن چنین نهاد نظارتی در سایر کشورها چنین گفت: در هر جای دنیا هرکسی نمی تواند کاندید انتخابات شود و باید از شورای نگهبان نوعی یا فیلتر مانندی عبور کنند و صلاحیت آنها احراز شود فقط با اسم شورای نگهبان نیست و در ایران این سازمان و مجلس با نام شورای نگهبان است. وی اضافه کرد: در جامعه شناسی سیاسی «حزب» تشکل سیاسی مستقل از
دولت است که در چهارچوب قانون اساسی آن کشور فعالیت می کند. اگر کسی قانون اساسی را قبول نداشته باشد نمیتواند حزب تشکیل دهد در واقع مشروعیت حزب به پذیرش قانون اساسی است .بنابراین افراد شرکت کننده در انتخابات حتما بایدقانون اساسی مخصوصا اصل ولایت فقیه را پذیرفته باشند. کسانی که این را قبول نداشته باشند مسلم است که رد صلاحیت میشوند. یعنی اعضای مجلس خبرگان باید به ولایت فقیه معتقد باشند .کاندیدای مجلس خبرگان حتما باید مجتهد باشد تا بتواند در مجلس خبرگان بیاید. قانون به کسی که مجلس خبرگان تأییدش کند مشروعیت می دهد. حجت الاسلام خسروپناه با ارائه دلیل برای چرایی مشخص نبودن دوره رهبری ولایت فقیه به سوال ایجاد استبداد در صورت نامحدود بودن زمان تصدی سمت رهبری، چنین پاسخ داد: شرایط رهبری آنی است ، یعنی هر لحظه شرایطش را نداشته باشد، مجلس خبرگان او را عزل می کند ولی اگر دوره رهبری مثل ریاست جمهوری 4 سال بود، باید تا 4 سال صبرکنند که ضربات سنگینی به نظام وارد می زند. آقای منتظری با اینکه عالم فقیه و باتقوایی بود ولی مدیر و مدبر نبود چون رأی او سریع عوض می شد. وی همچنین افزود: برای امام خمینی (ره) مشروعیت الهی است به نوعی
قدسیت برای رهبری تعیین میکنند. البته که این قانون قدسیت دارد چرا که زمانی که قانون شرعی باشد قدسیت می یابد زیرا تمام شرع چون از جانب خداست مقدس است. وی ادامه داد: ولایت فقیه ولایت الهی و همان ولایت انبیاست. امام خمینی (ره) نیز می گوید: مشروعیت حکومت الهی است و ولایت فقیه الهی است و میزان رأی مردم است. یعنی روی هم رفته مردم سالار دینی می شود. وی با بیان اینکه مردم در تحقق حکومت نقش مؤثری دارند و تا مردم نخواهند حکومت دینی تشکیل نمی شود گفت: مشروعیت را مردم تعیین نمی کنند یعنی اگر مردم یزید را خواستند یزید حاکم می شود ولی مشروع نیست. ولی فقیه میتواند ایرانی نباشد چون در قانون اساسی نیست، نواب و نائب امام زمان در زمان غیبت صغری خاص و درزمان غیبت کبری عام هستند. وی همچنین اضافه کرد: در جریان آقای افروغ اولا ایشان به طراحی مباحث جدیدی در مورد ساختار نظام پرداختند که هیچ گونه اشکالی ندارد؛ثانیاٌ برخورد با ایشان شدید بود ما باید نقد علمی کنیم و نباید با هیاهو برخورد کنیم .ثالثاٌ نقد به صدا و سیماست که اگر این مباحث مطرح می شود باید نقد بیاورد تا ذهنیت ها درست شود؛ یکی از ملزومات آزاد اندیشی صبوری است. ایشان ضمن نقل
صحبتی از آیت الله بهجت (ره)، نظرآیت الله وحید خراسانی ، خویی و سیستانی راجع به ولایت فقیه را یکسان دانسته و افزود: آیت الله بهجت (ره)می فرمودند که من قدرت تدبیر و مدیریت ندارم یعنی با اینکه ایشان متقی و فقیه بودند اما رهبر نشدند؛ آیت الله گلپایگانی و اراکی نیز که هم دوره ای های امام خمینی بودند، ولایت فقیه مقام معظم رهبری را پذیرفتند و چون مراجع تقلید با تقوا و عادلی بودند و می دانند با این سن و سال نمی توانند کشور را اداره کنند. آیت الله وحید خراسانی ، خویی و سیستانی نظرشان راجع به ولایت فقیه یکسان است و معتقدند فقیه جامع الشرایط باید حکومت را از باب امور حسبیه در دست گیرند. ایشان همچنین گفت: در سفر اخیر رهبری به قم، سه نفر به دیدار نیمه خصوصی ایشان نیامدند. یکی آیت الله اردبیلی که کسالت داشتند و پسرشان به نمایندگی از پدر به جلسه رفتند و دیگری آقای صانعی که به جلسه نرفت چون موضعی مخالف داشت و آیت الله وحید خراسانی به جای خود دو پسرشان را به این دلیل که نظام را تایید کرده باشد فرستاد و در عین حال نمی خواستند دغدغه های خودشان را نسبت به اهل سنت در آن مجلس بیان کنند چرا که جلسه نیمه خصوصی بود و این نرفتن به
دیدار رهبری بر اساس مبنای فقهی بوده نه این که رهبری را قبول ندارد و مخالف نظام است. وی افزود: آیت الله وحید خراسانی که خود را مکلف به گفتن حرف هایی در باب اهل سنت می دانست در این جلسه شرکت نکردند که مبادا سخنی بگویند که ایذا به مومنی همچون مقام معظم رهبری باشد و گناهی کرده باشند. البته این حرف ها به طور صریح از طرف ایشان مطرح نشده است و این تحلیل من با توجه به گفته های قبلی ایشان است. ایشان در پایان خاطر نشان کردند: آقای هاشمی رفسنجانی مخالف ولایت فقیه و اصل رهبری نیست و هفته ای یک بار با ایشان جلسه دارد ولی در بحث انتخابات نقد هایی داشت که محکم پای آن ایستاده بود و همچنین نامه سرگشاده هم به رهبری نوشت و هنوز هم ممکن است سر حرف خود نیز باقی مانده باشد ولی مقام معظم رهبری او را طرد نکرد چون شرط رهبری حلم است.