اخبار آرشیوی

کدخبر: 323372

بازتاب خطبه‌های مهم رهبر معظم انقلاب// ۳۱- پایگاه "برهان" در گفتگو با حجت‌الاسلام محسن غرویان به بررسی نظرات رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های نمازجمعه پیرامون نقش مردم در برقراری عدالت اجتماعی پرداخت

سایت برهان نوشت: مقام معظم رهبری: «در عدالت اجتماعى هنوز به نقطه‌ى مورد نظر اسلام - که آرزوى خود ما بوده است - نرسیده‌ایم؛ این هم از نقطه‌ ضعف‌های ماست. این ضعف‌ها را بایستى جبران کنیم. این‌ها ضعف‌هایى است که نمی‌شود از آن‌ها گذشت. هم مسؤولین، هم آحاد مردم باید احساس کنند وظیفه دارند این ضعف‌ها را برطرف کنند.» در این راستا با حجت الاسلام و المسلمین «محسن غرویان» عضو هیأت علمی جامعه المصطفی(ص) و مدیر دفتر مطالعات و پژوهش‏های مرکز رسیدگی به امور مساجد در مورد این‏که چگونه حوزه‏های علمیه به محقق شدن عدالت اجتماعی می‏توانند کمک کنند به گفت و گو نشستیم. منظور خودتان را از سه کلید واژه‌ی عدالت، پیشرفت و توسعه برای ما بیان فرمایید: عدالت بعد انتزاعی خود را در چارچوب مفاهیم نمایان می‌سازد؛ به این معنا، عدالت ماهیتی در کنار ماهیت‌های دیگر همانند انسان نیست، چه آن که رابطه‌مندی افعال خاص از اهداف مورد نظر منتزع می‌شود، یعنی عدالت معقول ثانی است. از نگاهی دیگر، می‌توان وجود نسبیّت در عدالت را متصور شد؛ چرا که ممکن است در حاق بعضی مفاهیم، نسبت و اضافه ملحوظ شود. پس عدالت به تنهایی تعریف نمی‌شود بلکه نسبت به امر دیگری طرح و تعریف می‌شود. اما در مورد توسعه و پیشرفت؛ ‌سه شاخص عمده‌ی پیشرفت علم، اقتصاد و فرهنگ و ارزش‌های اخلاقی است که اگر این سه شاخص به صورت همزمان در کشوری وجود داشته باشد ما با کشوری توسعه یافته، مواجه‌ایم. در منابع درجه‌ی اول دینی، سخنی از عدالت و پیشرفت آمده است؟ در فرهنگ دینی، عدالت براساس آموزه‌های دینی و اسلامی مطرح می‌شود اما در نمای کلان، مفهوم عدالت مختص به دینداران نیست بلکه غیردینداران هم از عدالت بهره می‌گیرند. براساس منابع دینی؛ از عقل، کتاب، سنت و اجماع، تعریف خاصی از عدالت متبادر می‌شود که متفاوت با دیگر تعاریف است. از این لحاظ بین تعریف مسبوق و تعاریف غیردینی از عدالت، اختلاف‌های اساسی وجود دارد. از زوایه‌ی دینی، عدل یکی از صفات اصلی خداوند و عدالت ثمره‌ی اجرای احکام الهی بیان می‌شود. بدین سبب تمامی احکام باید و نبایدها، از جانب او و بر مبنای عدالت و حکمت صدور یافته است. پس انتزاع عدالت، از تحقق منویات الهی صورت می‌یابد. در مورد پیشرفت باید گفت که بایدها و مواد خام آن در منابع دست اول شیعه وجود دارد، ولی متأسفانه چون بحث فقهی ما عمدتاً به عبادیات پرداخته و به مسایل دنیا، زندگی و حیات این جهانی نپرداخته‌ است، زمینه برای تحقیق و پژوهش‌های جدید به صورت کامل باز است و باید رویکرد فقهی جدیدی در حوزه‌ها شکل بگیرد که این مطالب را استخراج کند. به هر حال مفاهیم کلیدی‌ در منابع است که راه را به ما نشان می‌دهد مانند عدم تکیه بر بیگانگان، برای این که استقلال فقط استقلال سیاسی نیست، بلکه شرایط گوناگونی مانند استقلال فرهنگی، نظامی، اجتماعی و فرهنگی را شامل می‌شود. در واقع استقلال نشانه‌ی توسعه است. چه نسبتی بین عدالت و پیشرفت وجود دارد؟ عدالت ملازم پیشرفت است و از آن جا که صفت عدالت در برابر ظلم معنا می‌یابد، با پیشرفت جامعه هم چهره‌ی ظلم از جامعه رخ می‌کشد. این نسبت به هر فردی در‌ جامعه مصداق می یابد. در نتیجه بین عدالت و پیشرفت لزوماً رابطه‌ای اثباتی و ایجابی برقرار می‌شود. پیشرفت حقیقی در جامعه‌ی اسلامی و ایمانی، بالذات پیشرفت کیفی است و کمیّت از آثار کیفیت ناشی می‌شود و این مسأله در فرد و جامعه وجود دارد. واضح‌تر این که، اگر هر فردی در درون خودش پیشرفت روحی، باطنی و معنوی ایجاد کند، پیشرفت‌های کمّی هم برای او معنا خواهد یافت. در غیر این صورت، اگر پیشرفت فقط در جهت کمیّت باشد، این مسأله لزوماً به عدالت نخواهد انجامید. بنابراین در نسبت عدالت و پیشرفت باید گفت که عدالت با نگاهی کیفی به پیشرفت سازگاری دارد. عدالت مانع پیشرفت نیست و حتی در تضاد با آن هم قرار ندارد، زیرا عدالت یک صفت کمالی برای فرد و جامعه است و از آن جا که پیشرفت در ادبیات دینی به معنای کمال، استکمال و پیشروی است، در نتیجه این دو مفهوم ربطی وثیق با یک‌دیگر می‌یابند. اگر پیشرفت به معنای پیشرفت مادی و کمّی در نظر گرفته شود، در آن صورت می‌توان عدالت را یکی از اصلی‌ترین مصادیق پیشرفت قلمداد کرد. گاهی عدالت می‌تواند مانع پیشرفت صرفاً مادی و کمّی شود؛ مانند فردی که با دزدی، اختلاس و رشوه به ثروت می‌رسد. در حالی که این فرد در شرایط عادلانه نمی‌تواند به چنین ثروتی دست یابد. این‌گونه عدالت مانع از پیشرفت اقتصادی و مادی فرد سودجو می‌شود. از منظر رویکرد دینی؛ اول، پیشرفت تعریفی متفاوت با پیشرفت مادی صرف دارد و دوم، عدالت گاهی مانع پیشرفت مادی می‌شود و عدالت مدد رسان پیشرفت مورد تأیید اسلام است. در گفته‌های خود، به پیشرفت کمّی و کیفی اشاره کردید! در این مورد توضیح دقیق‌تری ارایه فرمایید: لازم است تحلیل مفهومی دقیقی از پیشرفت انجام شود. در تعریف پیشرفت می‌توان دو بعد کمیّت و کیفیت را لحاظ کرد. به نظر می‌رسد هر نوع پیشرفت معطوف به آخرت، سبب‌ساز رشد و تعالی انسان‌ها به سمت قرب الهی است. پیشرفتی که مانع از حرکت انسان‌ها به سوی خداوند شود، باعث تباه شدن آخرت می‌شود و از نظر مبانی دینی و ایمانی فاقد ارزش است اما برخی معتقدند کشورهای غربی از لحاظ مادی و تکنولوژی پیشرفت‌های زیادی کرده‌اند که در این مسأله بحث چندانی وجود ندارد. اما آیا این کشورها از لحاظ معنوی و اخلاقی پیشرفت داشته‌اند؟ می‌توان این کشورها را بسیار عقب‌تر از کشورهای اسلامی و مذهبی دانست. به این اعتبار، فضایل و ارزش‌های اخلاقی‌ای که در کشورهای اسلامی مشاهده می‌شود در کشورهای غربی بسیار کم‌رنگ است. برای قضاوت صحیح‌تر، باید حاصل ضرب و برآیند پیشرفت‌های مادی و پسرفت‌های اخلاقی و معنوی غرب را حساب کرده و این نتیجه را با کشورهای اسلامی از جمله ایران، مقایسه کرد. نباید از پیشرفت مادی مغفول ماند بلکه باید رشد و تولید ثروت ملی در زمینه‌های صنعتی و کشاورزی را همگام با فضایل و ارزش‌های اخلاقی و معنوی کرد. با چنین مساحتی از کیفیت و کمیّت مدنظر اسلام می‌توان تمدن‌ها، نظام‌ها و مکاتب گوناگون را سنجید. جای تأسف است برای مردمانی که در پیشرفت مادی و رفاهی مانند افزایش ثروت و ارتقای تکنولوژی، مفهوم پیشرفت را می‌جویند و از ابعاد آن غافل‌اند. اگر آیه‌ی «ولله العزه و لرسوله و للمؤمنین»[1] راهگشای باورمان باشد، در آن صورت پیشرفت همزمان در جامعه، کارگشا خواهد بود. عزت، مفهومی عام و مطلق است که در تمامی زمینه‌ها می‌تواند، رخ دهد. درک معنای نفوذ‌ناپذیری از عزت در آیه‌ی شریفه‌ی یاد شده، عزت مؤمن را هم‌ساز با جامعه‌ای مقتصد، سیّاس و فرهنگ‌دار می‌داند نه با سرافکندگی عطف عزت با توسعه‌ی مادی مفهوم دقیق‌تری از پیشرفت را می‌نمایاند. زمینه‌های تاریک اخلاق در جهان غرب به پیشرفت مادیان ضمیمه شده که صفت عزت را از آن‌ها ربوده و جامعه‌ی غرب را دچار دهشت کرده که صفت پیشرفت برازنده‌شان نخواهد بود. برای دست‌یابی به مدلی از عدالت و پیشرفت، چه لوازمی لازم است؟ باید پایگاه علمی از مجتهدین و فضلای جوانی که با مسایل روز جهانی آشنا هستند؛ تشکیل شود و رساله‌های علمی تحقیقاتی اجتهادی در مسایل روز دنیا ارایه گردد و این احتیاج به پشتیبانی دارد و فرصتی بسیار خوب برای فضلا و مجتهدین جوان‌تری است که با مسایل جهانی آشنا هستند که با توجه به حمایت مقام معظم رهبری می‌توانند محصول این امر به صورت مکتوب و درس‌های خارج از فقه ارایه کنند تا در آینده ثمرات این بحث‌های علمی آشکار شود. در تمام دنیا برای تدوین الگو مسایل تئوری و نظری در حوزه‌ی فکری و دینی به صورت تئوریک مطرح می‌شود و صاحب‌نظران به صورت سؤال و جواب و گفت‌وگو الگوی مورد نظر را تئوریزه و محوربندی می‌کنند و بعد وارد مراحل اجرایی می‌شود تا جنبه‌ی عملی پیدا کند. دنیا بعد از 30 سال انقلاب اسلامی از ایران اسلامی توقع داشته به هر حال مدل توسعه‌ی خود را ارایه کرده و برای این امر علمای دین، مراجع و حوزه‌های علمیه و انقلاب متفکران و علمای دینی ما باید مدلی برای توسعه ارایه کرده، به طور مثال در مسأله‌ی تکنولوژی، کشاورزی، ‌ورزش یا در علوم خاص بررسی شود که نظر اسلام چیست؟ ما باید بعد از این 30 سال محصولاتی را به جهان ارایه دهیم برای این که صرفاً طرح مسایل نظری و دینی برای دنیای امروز کافی نیست و دنیای امروز از ما که مدعی به این هستیم که ایران صاحب تمدن عمیق و باسابقه است، دست‌آورد‌هایی می‌خواهد؛ به همین دلیل ضروری است حوزه و دانشگاه دست در دست هم و با تلاش و جدیت بتوانند محصولات و نتایج این تمدن را به جهان ارایه دهند. حوزه باید دفتری تأسیس کرده و رویکرد اصلی‌اش پرداختن به مسایل حیات دنیوی باشد. به نظر می‌رسد باید مواد درسی حوزه‌های علمیه که به صورت سنتی تدریس می‌شوند،‌‌ آسیب شناسی شوند تا بتوان از ظرفیت بیش‌تری از حوزه‌های علمیه استفاده کرد، ‌نظر شما در مورد این ایده که گفته شود «عمده‌ترین مسایل حوزوی ما رویکردش طرح مسایل باطنی بوده است، از این رو از طرح تخصصی مسایلی هم‌چون عدالت و پیشرفت، غفلت شده است» چیست؟ و راهکار شما برای وارد کردن موضوع پیشرفت و عدالت در دروس سطح عالی حوزه چیست؟ غور بیش از حد لزوم و معمول در مسایل نظری، اندیشمندان، علمای مسلمان و حوزه‌های علمیه را به مباحث مطرح شده گرفتار و در نظر و انتزاع اسیر کرده است. شنیدنی است سخن «آیت‌الله جوادی آملی» که ما مفاتیح ‌الجنان نوشته‌ایم اما مفاتیح الحیات ننوشته‌ایم. به عبارتی ضرورت مسایل اخروی و معنوی را ملازم عطف با زندگی مادی درک نکردیم. اقتضای عدالت ایجاب می‌کند تا تعادلی در مباحث مطرح در حوزه‌های علمیه صورت گیرد و بین مباحث نظری و انتزاعی با مباحث کاربردی و معطوف به زندگی مساوات برقرار شود. از این رو مباحثی مانند اصول و شیوه‌های کشورداری و اداره‌ی حکومت، شیوه‌های بهبود وضعیت اقتصادی و صنعت که جزو ملزومات زندگی‌اند، در حوزه‌ی علمیه و میان اندیشمندان مسلمان بحث‌های کاربردی‌تری صورت گیرد. البته قدمای علما به این مسایل، کم و بیش پرداخته‌اند، مثل شیخ الرییس «ابوعلی‌سینا» که به اموری مانند ریاضیات، نجوم و حتی مسایل پزشکی التفات کرده‌اند؛ چیزی که امروزه کم‌تر مشاهده می‌شود و مطالبه‌ی توجه اندیشمندان مسلمان به بعد دنیوی حیات بشر و تحولی بنیادین در این زمینه است. دنیای سرشار از کالاها و تکنولوژ‌های جدید، فرهنگ خاصی را به ارمغان می‌آورند. بنابراین باید حوزه‌های علمیه و متفکران مسلمان به این مسأله توجه کنند و در برابر پدیده‌های جدید رویکردی پویا و فعال داشته باشند. در این صورت می‌توان انتظار پدیداری همزمان عدالت و پیشرفت واقعی داشت و جامعه و نظام اسلامی را به الگویی برای تمامی جهان تبدیل کرد. به عنوان سؤال آخر، دهه‌ی چهارم انقلاب اسلامی از سوی مقام معظم رهبری به نام «دهه‌ی پیشرفت و عدالت» نامیده شد، این نام‌گذاری بر مبنای چه حساسیتی از سوی ایشان تحقق یافته است؟ تحقق عدالت از آرمان‌های همان انبیای الهی و یکی از منویات اصلی تمامی مصلحان جهانی بوده است. به طوری که در فرهنگ اسلام شیعی بیان شده که سرانجام تاریخ به سمت حکومت‌های عادلانه سوق خواهد یافت و عدل صفت اصلی و مشخصه‌ی اساسی جامعه‌ی مهدوی است. تمامی انسان‌ها فطرتاً تمایل به عدالت دارند، صفت عدالت با وجدان بشریت هم‌سو و در فطرت تمامی انسان‌ها نهفته است. بدون شک، نام‌گذاری دهه‌ی 90، به دهه‌ی عدالت و پیشرفت از طرف مقام معظم رهبری، به لحاظ این ویژگی‌ها بوده است. زیرا ایشان راه صحیح نظام اسلامی را حرکت در مسیر انبیای الهی، ائمه‌ی معصومین(علیه‌السلام) و مصلحان اجتماعی می‌دانند و به همین دلیل بر مسأله‌ی عدالت و پیشرفت ارج می‌نهند. با این تسمیه، ضمن ترسیم مسیر صحیح و آینده‌ی نظام جمهوری اسلامی، امید بسیار زیادی در جامعه‌ی ایران و حتی جوامع مسلمان شکفته شده؛ چرا که مقام معظم رهبری همانند امام خمینی(ره) جزو مصلحان اجتماعی هستند و رهنمودهایشان مورد التفات بسیاری در سطح جهان قرار می‌گیرد. تحولات اخیر در کشورهای اسلامی هم گواه بر این مدعاست که جوامع گوناگون به سوی عدالت در حال حرکت‌اند و رهنمودهایی که ترسیم کننده‌ی مسیر تداوم انقلاب اسلامی است، زایش روحیه‌ی نشاط، امید و زوال یأس و دل‌مردگی در جامعه را به همراه خواهد داشت. پی‌نوشت: 1. «و حال آن که عزت از آن خدا و از آن رسول او و مؤمنان است»؛ منافقون/ 8 با تشکر از این‌که وقت خود را در اختیار «برهان» قراردادید/
ارسال نظر: