اخبار آرشیوی
مسعود میرکاظمی: بعضی علاقه دارند همه مشکلات را به سمت تحریم سوق دهند/ تدابیر اقتصادی نقش بیشتری نسبت به تحریم در اوضاع فعلی وضعیت ارز داشته و دارد
به گزارش «نسیم»، به نقل از روابط عمومی جبهه متحد اصولگرایان، مسعود میرکاظمی چهره شناخته شده ای در دولت نهم و دهم است. عنصری متواضع که در مقاطع مختلف در راس دو وزارتخانه بازرگانی و همچنین نفت مشغول خدمت رسانی به مردم بود. داستان جدایی او از دولت نیز همچون بیشتر عناصر متعهدی که از دولت نهم و دهم جدا شده اند جالب و خواندنی است و از قضا به دخالت های گروه انحرافی هم مرتبط است. دکتر میرکاظمی عضو فهرست جبهه متحد اصولگرایان در شهر تهران، در گفتگوی تفصیلی با پایگاه اطلاع رسانی جبهه متحد بخشی از ناگفته های خود را بازگو کرده که در ادامه می خوانید: * به نظر شما در آستانه انتخابات و رقابتهای انتخاباتی اعضا و رسانههای جبههها و گروههای مختلف چگونه باید رفتار کنند؟ به نظر من انتخابات مجلس در مقطع بسیار حساسی قرار دارد چرا که هجمه اروپا و امریکا آغاز شده است. مرتباً بحث تحریمهای اقتصادی و غیر اقتصادی را بیان میکنند. از طرفی هم تغیر و تحولاتی در کشور دارد اتفاق میافتد، مانند طرح هدفمندسازی یارانهها، ادغام دستگاههای اقتصادی را داریم و همچنین انتخابات مجلس هست که موج سیاسی و اجتماعی جدیدی در کشور ایجاد میشود. توجه به
مشکلاتی که در سطح کلان کشور داریم مانند بیکاری، قیمت سکه و ارز، بحث تورم مشکلات بهره وری و ... شرایط به گونه ایست که نقش مجلس میتواند روشنتر از گذشته باشد. نکته مهم این است که اصولگرایان اگر متحد باشند در مقابل دشمنان و حساس باشند در مواقعی که منافع ملی به خطر میافتد، خیلی خوب است بسیار اتحاد ارزنده است و باید هم چنین باشند. و همه باید بدون چون و چرا در خط رهبری حرکت کنند. اما اگر منافع ملی در خطر نباشد و اختلاف سلایقی وجود داشته باشد نباید این اختلاف سلایق را به اختلاف در مبانی تبدیل کرد. باید مذاکره کرد و با توجه به سال جهاد اقتصادی با توجه به مشکلاتی که مردم با آن درگیر هستند در این زمینه اتحادی قوی ایجادکرد. بحث رقابت سالم است و همه اصولگرا هستیم و از ولایت پیروی میکنیم. باید مسائلی را رعایت کنیم. اولین آن اخلاق است. اگر نقطه نظر سیاسی یا اقتصادی داریم بگوییم ولی سعی کنیم که چهار چوب اخلاقی را رعایت کنیم و در خط رهبری باشیم. در مسائل راهبردی کشور از رهبر انقلاب تبعیت کنیم، در غیر این صورت نظرات مختلف و متناقضی مطرح میشود.قبل از اینکه جبهه های انتخاباتی شکل بگیرد جلساتی تشکیل میشد تا نحوه ورود
اصولگرایان به انتخابات تعریف شود. بنده در آن جلسه شرکت میکردم تا بگویم ما باید با هم باشیم و اتحاد داشته باشیم، چراکه ممکن است برای مقابله با تحریمهای اقتصادی و جنگ اقتصادی دشمن بیشتر به یکدیگر نیاز داشته باشیم. در آن جلسات گفتم که ما باید با هم باشیم تا برخیها از فضای تشتت برای روی کار آمدن استفاده نکنند. * ترکیب لیست جبهه متحد را چگونه میبینید؟ قبل از ایجاد این جبههها که گروههای مختلف جلسه میگذاشتند، من پیشنهاد دادم، اگر میخواهید یک کار اصولی کنید بهتر است افرادی که در سرتاسر کشور انتخاب میکنید بیایند و بگویند به کدام کمیسیون میخواهند بروند. که وقتی وارد شدند تکلیف مشخص باشند. چونکه گاهی کمیسیونها قومی پُر میشوند. خیلی بد است که کشور را به دست بگیریم و نتوانیم ادارهاش کنیم، اصلاً اصولگرایی این نیست. در مورد لیست جبهه متحد اصولگرایان هم نقطه قوتی که دارد این است که لیست صرفاً سیاسی نیست. حضور افراد برجسته و با تجربه در زمینهی اقتصاد و مفاسد اقتصادی و همچنین شخصیت های برجسته و با تجربهای در سطوح رد بالایی همچون وزارت در امر آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، سیاست خارجی و ... نشان از تعامل مناسب
این افراد و تنوع دیدگاهها و دغدغهها در جبهه متحد اصولگرایان دارد. * بعد از خروج از دولت به چه کاری مشغولید؟ پس از انتخابات شورای شهر دوم بود که دوران گفتمان توسعه سیاسی تمام شده بود و مردم به سمت اصولگرایی آمده بودند، من آن موقع به دوستان گفتم که رئیسجمهور بعدی اصولگراست . آیا او برنامهای دارد؟ ارز را میخواهد چه کار کند؟ توسعهی علمی را میخواهد به چه سمت و سویی ببرد؟ صنعت و تجارت را چگونه می خواهد اداره کند؟ ذرهای بد عمل شود به پای اصولگرایی خواهد بود و آسیب آن در جامعه بیشتر، مشخص میشود، باید با امور اجرایی آشنا بود. حزب که نیست باید چه کار کنیم؟ باید برنامه و تیم داشته باشیم. من بودم، آقای دکتر زاکانی، آقای زارعی بسیج اساتید، آقای دانش جعفری و چند تن از دوستان. گروهی شکل گرفت. گروهی که حالت NGO داشت. این به دلیل شکل گیری مجلس و عدم حضور برخی دوستان تاکنون رها شده بود که چندی ات این NGO را مجددا راه اندازی کردیم. یک جمع دانشگاهی است که عدهای از اساتید جمع شدهاند و روی مسائل اساسی کشور مطالعه میکنند که برای آینده کشور برنامه ارائه کنند. برای هر کسی که رئیس جمهور شد، که دستش خالی نباشد. در حال حاضر
دانشگاه حرف برای گفتن دارد اما نمیداند به کجا باید متصل شود و حرفش را بزند. ما زمینهای برای این کار فراهم کردیم. آن زمان، کار ناتمام ماند و هم اکنون دوباره بنده چند ماهی است شروع کردهام. * در مورد آخرین جلسه ای که با آقای احمدی نژاد داشتید مطالبی نقل می کنند اکنون می خواهیم از زبان شما بشنویم. بله، روز آخر سال 89 بود و بودجه را بسته بودند. من به آقای احمدی نژاد گفتم که روز به روز وابستگی به نفت بیشتر میشود. مشکلی که هست اینجاست که مجلس زیاد روی عملکرد ریز نمیشود. گزارشهایی هم که بعضا داده می شود بر اساس بودجه مصوب است. در حالی که عملکرد مهم است. یعنی نه بودجه نویسان در دولت و نه در مجلس به این موضوع توجه نمی کردند. *محتوای گزارشتان به آقای احمدی نژاد چه بود؟ بله اختلاف ما بخشی به دلیل بحث های کلان اقتصاد بود. و نفت و نگاه به درآمد و هزینه کشور. گزارشی که من سال 88 تهیه کردم تراز عرضه کشور را گزارش کردم که ایشان توجهی نکردند و گفتند که این طور نیست. من براساس درآمدهای نفتی که ارز اصلی کشور را تشکیل میدهد شبیه سازی کردم 5 تا 10 سال آینده را. که ارزی که به دست می آوریم و ارزی که جامعه نیازدارد طی چند سال
آینده چه میشود؟ اگر روند سرمایه گذاری این باشد، چه به روز درآمد ما و اقتصادمان خواهد آمد. در آن روز به آقای احمدی نژاد دادم و ایشان توجهی نکردند. گزارش را تکمیل کردم و به برخی مقامات دادم که خیلی توجه کردند مقرر شد به دلیل حساسیت مطلب، این گزارش را با نمایندگان مجس در میان بگذاریم. فکر میکنم فکر میکنم نوزده اردیبهشت سال گذشته بود که در جلسه ی غیرعلنی مجلس مطرح کردم. در آن جلسه یک ساعت وقت من بود. آنقدربرخی از سخنرانیها را طول دادند که به من 25 دقیقه وقت رسید. به آقای ابوترابی گفتم که وقت نمیشود و ایشان گفتند حالا صحبت کنید. من شروع به صحبت کردم. در آن مقطع مجلس توجهی به آن نداشت لیکن در بودجه سال بعد قدری این موضوع اصلاح شد. من گزارش را مجددا به مقامات دادم. لیکن آقای احمدی نژاد خیلی ناراحت شدند که چرا گزارش دولت را داده است. که این موضوع مصادف شده بود با خانه نشینی ایشان. * ظاهرا در همین مقطع هم خواستار خروج از دولت شدید؟ پایان دولت نهم من گفتم که می خواهم برگردم دانشگاه. گفتم که دیگر نمیخواهم ادامه همکاری بدهم. دو جلسه با آقای احمدینژاد داشتیم که گفت باید بیایی وزارت نفت به هر حال نفت به شما نیاز دارد.
چونکه من رشته ام مهندسی صنایع است و در دانشگاه تدریس میکنم. علت اینکه بازرگانی هم رفتیم به دلیل سبقه ی لجستیکی بود که در سپاه داشتم و تشکیل زنجیره های علمی در کشور بود. که دوستان تعجب میکردند و می گفتند تو رشته ات فنی است. بعد که نفت میخواستم بروم گفتند تو که بازرگانی بودی چرا آمدی نفت؟ نمی دانستند که من صنایع خواندم. آقای احمدی نژاد گفت که ما به نتیجه ی قطعی رسیده ایم که تو باید بیاییی نفت. من گفتم که نمیتوانم و عذر خواهی میکنم میخواهم برگردم دانشگاه. و حتی آقای شیخ الاسلام که مسئول دفتر ایشان بود فرم هایی را می فرستاد و وزرایی را که کاندیدای وزارت خانه ها بودند. آنها را پر میکردند با برنامه هایشان. من این را خالی برگرداندم. کسی هم اینها را نمی داند. آقای احمدی نژاد با من جلسه ای گذاشتند و گفتند که بیا و من گفتم نمیتوانم با شما کارکنم و نمیتوانم این و آن را به دستور شما عوض کنم. در وزارت بازرگانی که شما میگویید عوض کن. خب بی عدالتی ست بچه هایی متعهد هستند که خوش فکر هستند و خوب کار میکنند چرا باید عوض کنم؟ نمی توانم البته تا آخر هم این دعوای ما ادامه داشت. در هرصورت ایشان خیلی اصرار داشت که من به نفت
بروم. حتی در جلسه ی آخر هم به من گفت که شما داری مرا دراین فتنه تنها میگذاری و نامردی میکنید. من و آقای احمدی نژاد از سال 57 با هم در علم و صنعت بودیم. من گفتم اگر فکر میکنید این طور است من حاضرم هر کمکی را انجام دهم ولی پست نمی خواهم. هم از دولت از یک طرف و هم از سوالات بی منطق و باج خواهی برخی نمایندگان مجلس از یک طرف احساس می کردم در محیط دانشگاه، موثرتر هستم. با اصرار بیشتر ایشان، گفتم: اگر فکر میکنی میخواهم شانه خالی کنم هرکاری تشخیص می دهید بکنید. اگر یادتان باشد اسم من جزو نفرات آخر اعلام شد. بالاخره رفتیم وزارت نفت و پس از چند ماه دوباره اختلافات شروع شد. و گاهی نامه های من 4 ماه جواب داده نشد. یکبار هم استعفا دادم. * در چه مقطعی؟ اوائل 89 بود. البته کسی نمیدانست. بعد از مذاکرتی به نتیجه رسیدم که برای ماندن در نفت، تکلیف دارم. * در مورد فشارهایی هم که از سوی جریان انحراف به شما می آمد با آقای رییس جمهور صحبت کردید؟ در مورد جریان انحرافی باید بگویم که، وقتی افرادی را معرفی میکردند مطمئنا از آن جبهه هستند، شک نکنید. بعضی از افراد را شاید اصلا نشناسد. ولی تایید و رد میکنند. برخی از افراد بودند که
تایید میشدند و ظرف یک هفته رد میشدند یا بالعکس. خُب چطور ممکن است؟ با مقومتهایی که داشتیم جریان انحرافی نمیتوانست با بنده ارتباط برقرار کند. تحریم ها در عرصه نفت بیش از همه ظهور وبروز دارد چرا که بر اقتصاد کشور به طور مستقیم ارتباط دارد. چه راههای جایگزینی داریم البته اگر قدری موضوع از خود موضوع تحریم نفتی ایران بحث شود بیشتر قابل توجه خواهد بود؟ اوایل انقلاب که جنگ نابرابر تحمیلی آغاز شده بود، تولید کشور نیز بیشتر مونتاژ بود و همه چیز با پول نفت خریداری میشد و در همه زمینهها نیز کسری داشتیم چنانکه حتی یک پیچ خودرو را نیز به ما نمیفروختند. امروز ما به طور متوسط ?? تا ?? درصد ظرفیت مازاد در کشور داریم. یعنی ظرفیت تولید وجود دارد اما بازاری در اختیار ندارد. بهرهوری ملی سرمایه در ایران قریب به ?? سال است که منفی است. یعنی ما همواره در حال ایجاد ظرفیت تولید هستیم اما این ظرفیتها به دلیل عدم وجود تقاضای داخلی منجر به تولید نمیشود. نگاهها نیز صادرات گرا نبوده است و به همین دلیل ظرفیتهای ایجاد شده معطل مانده است. در مورد تحریم اخیر نیز من تصور میکنم اروپا ناآگاهانه در حال بازی در زمین آمریکا است و در
این بازی امنیت انرژی خود را به خطر میاندازد. پیشبینی مجموعههای تولید کننده و مصرف کننده انرژی برای آینده آن است که در ???? یا ???? به نقطه پیک اویل (peak oil) یا نقطه اوج تولید تولید نفت خواهیم رسید. از آن به بعد بحث آن است که میزان تولید منابع هیدرو کربوری در جهان به خصوص نفت از تقاضای جهانی عقب میماند یا اگر بتوان نفت را تامین کرد این نفت ارزان نخواهد بود. در 2020 یا 2025 اوج تولید اتفاق میافتد چنانکه محور مذاکرات مجمع بینالمللی انرژی IEF در سال 2010 همین نکته بود. پس چنین نگرانی برای آنها وجود دارد. امنیت انرژی برای کشورهایی که صاحب آن نیستند بسیار مهم است. در کشور ما چون روی مخازن نفت و گاز زندگی میکنیم کسی دغدغه امنیت انرژی ندارد اما مصرفکنندهها از این بابت دغدغههای زیادی دارند و به دنبال امنیت انرژی هستند. آمریکا میخواهد جهان تک قطبی بماند. در آینده و حتی حال نیز نمیتواند با لشکرکشی نظامی مشکل خود را حل کند. اما بعضی کشورها را به وسیله اهرم انرژی میتواند مهار کند که کشورهای اروپایی، چین و ژاپن از آن جملهاند و باید در این زمینه بسیار دقت کنند. در زمان وزارت نفت به یکی از این کشورها سفر
کردم. این کشور قرار بود خرید نفت از ایران را کاهش دهد و کشورهای منطقه آن را جبران کنند. به یکی از مسئولان بلند پایه اقتصادی آن کشور گفتم کشور شما در حال رشد است و اقتصاد شما در حال بزرگتر شدن است و برای آمریکا یک رقیب جدی محسوب میشود. آمریکا نیز نمیخواهد کشوری بزرگتر از خود را ببیند و البته با شما از نظر نظامی نیز درگیر نخواهد شد بلکه روی حوزههای اقتصادی شما از جمله انرژی دست خواهد گذاشت. یعنی همان کشوری که به یک اشاره آمریکا گفته است میخواهد تولید نفت خود را برای شما بالا ببرد با یک اشاره آمریکا صادرات نفت خود را به کشور شما قطع میکند. به وی گفتم ایران کشور مستقلی است و میتواند امنیت انرژی شما را تأمین کند. این نکته نیز باید برای شما مهم باشد که سبد انرژی خود را از کشورهای وابسته به آمریکا انتخاب نکنید و انواع منابع را برای خود حفظ کنید. آن مقام اقتصادی بلافاصله بعد از جلسه مصاحبه کرد و گفت ما به دلیل امنیت انرژی ارتباط نفتی با ایران را قطع نخواهیم کرد. اتحادیه اروپا نیز ناآگاهانه و جاهلانه در حال بازی در زمین آمریکا است. لشکرکشیهای آمریکا در شمال آفریقا، خاورمیانه حساسیت این مناطق را در راستای
مدیریت انرژی برای آمریکا نشان میدهد. حضور و سرمایهگذاری آمریکا در عراق و نوع قراردادها در عراق که مدیریت فروش را در اختیار آنها قرار میدهد نیز نشانه دیگری برای همین برنامه است. * جنابعالی به دلیل سوابقتان در وزارت بازرگانی بیش از همه نوسان قیمت ارز را متوجه می شدید نظر شما در مورد نوسانات اخیر بازار ارز چیست؟ و به طور کلی چه عواملی بر نوسانات ارزی موثر بود؟ من ده عامل را بر نوسانلت نرخ ارز احصا کرده ام؛ شرایط اقتصادی کشور، بالا بودن حجم نقدینگی، عدم جمع آوری نقدینگی در بازار، تحریم و تشدید آن، شبکه توزیع ارز، ضرورت اعتماد سازی، ضعف شورای پول و اعتبار و نرخ دستوری، رشد اقتصادی وتولید مستمر، چند نرخی بودن ارز داخل کشور و وضعیت موازی سرمایه گذاری. * اما تحریم که همیشه وجود داشته است؟ بله تحریم مقوله جدیدی در کشور ما نیست، بعد از پیروزی انقلاب، همواره با این موضوع روبه رو بوده ایم. از آنجایی که مخالفت آنان با اصل نظام است تا زمانی که پرچم جمهوری اسلامی در این کشور برافراشته است تحریم هم وجود دارد وموضوعاتی همچون هسته ای و... بهانه است. و با این مقوله بخشهای مختلف کشور آشنایی دارند. بعضی علاقه دارند همه مشکلات
را به سمت تحریم سوق دهند. البته تحریم بی تاثیر نیست ولی تنها عامل نیست بلکه تدابیر اقتصادی نقش بیشتری نسبت به تحریم در اوضاع فعلی وضعیت ارز داشته ودارد. در هر صورت تحریم بانکی نقل وانتقال را با مشکلاتی روبه رو می کند که هزینه به همراه دارد وداشتن ارز در خارج از کشور برای واردات کالا در شرایط تورمی ودر شرایط تحریم مطلوبیت بیشتری ایجاد می کند. بنابراین نبایستی اجازه دهیم تا سایه تحریم باعث کمرنگ کردن سایر عوامل شود. * یکسری کلماتی هستند که دوست داریم نظر شما را درخصوص آنها در حد چند کلمه بدانیم: تحریم: زورگویی غرب و عدم موفقیت آن شعب ابی طالب: بدر و خیبر بدر و خیبر: صبر و تلاش و نُصرت بازار سکه و ارز: بی تدبیری مشایی: پیچیده احمدی نژاد: ... هدفمند کردن یارانهها: تنها راه اصلاح اقتصاد کشور غضنفری: دوست حدادعادل: شخصیتی موجه و معتدل