اخبار آرشیوی
قاسم روانبخش، عضو جبهه پایداری در گفتگو با پایگاه "برهان" به تبیین بیانات نوروزی رهبر معظمانقلاب در مورد انتخابات رقابتی سالم پرداخت/ "هر نمایندهای وظیفه دارد که دغدغههای رهبری را محقق سازد و نگرانیهای ایشان را برطرف نماید"
برهان،نوشت: یکی از مباحثی که مقام معظم رهبری در بیانات نوروزی خودشان در حرم رضوی، به آن تأکید نمودند، ضرورت وحدت و پرهیز از اختلافها و منازعات سیاسی بود. با توجه به فاصلهی زمانی اندک این توصیهها از انتخابات مجلس نهم، این سؤال در ذهن شکل گرفت که شاید این بحث ناظر به انتخابات و رقابتهای گاه ناسالم برخی جریان های سیاسی در آن هم باشد! در این زمینه، برای تحلیل نگاه یکی از جریانهای حاضر در رقابت انتخاباتی اخیر، با حجت الاسلام «قاسم روانبخش»، عضو «جبههی پایداری انقلاب اسلامی» به گفتوگو نشستهایم؛ ارزیابی شما از رقابتی که در انتخابات اخیر وجود داشت چیست؟ آیا این نوع رقابت را وحدت شکن قلمداد میکنید؟ در واقع آیا در انتخابات گذشته، وحدت شکسته شد؟ به نکتهی بسیار مهمی اشاره فرمودید چرا که این امکان وجود داشت که هر یک از افراد و گروهها از فرمایشات اخیر رهبر انقلاب به نفع خودشان برداشت نمایند و اینگونه مطرح کنند که مثلاً ما گفتیم باید وحدت داشت و رهبر انقلاب هم بر همین موضوع و پرهیز از اختلاف تأکید کردند و این مسأله را به بهانهای برای محکوم کردن کسانی که در انتخابات موجب رقابت شدند، تبدیل نموده و آنها را به
حرکت در جهت خلاف منویات معظمله متهم کنند. رهبر معظم انقلاب در همان سخنرانی راجع به جوانان انقلابی به نکتهی مهمی اشاره داشتند که این حرفهای من بهانهای نشود تا عدهای بخواهند با فرزندان انقلابی من به اسم تندرو برخورد کنند. عبارت ایشان این بود که من از اینها حمایت میکنم و من پشت سر اینها ایستادهام. یقین بدانید که اگر این مسأله نبود، برخی همین فرازها از فرمایشات رهبری را برای کنار گذاشتن نیروهای انقلابی و ارزشی بهانه قرار میدادند. به اعتقاد بنده بحث وحدت همیشه امر مطلوبی است. البته وحدت نیروهای مؤمن، انقلابی و متدین؛ نه وحدت با هرکسی. وحدت خود فینفسه چیز مطلوبی نیست. ممکن است که مثلاً کفار و منافقین برای ریشه کن کردن اسلام با هم متحد شوند، نمیتوان گفت که این وحدت هم مطلوب است بلکه این وحدت ضد ارزش است. یا آن که عدهای از مسلمانان با کفار وحدت نمایند تا نظام اسلامی را براندازند. همان طور که در فتنهی 88 چنین چیزی اتفاق افتاد. کسانی که به حسب ظاهر ادعای اسلام میکردند و بعضاً در ظاهر هم لباس روحانیت به تن داشتند و شعارهای اسلامی میدادند، با شیاطین، کفر و الحاد برای ریشه کن کردن نظام اسلامی وحدت
کردند.خب، معلوم است که این نوع وحدت مطلوب نیست. وحدتی که ما میگوییم مطلوب است، وحدت نیروهای مؤمن، انقلابی، مسلمان و کسانی است که به ارزشهای اسلام و انقلاب باور دارند. این امری است مطلوب و محور آن نیز به عقیدهی بنده ولایت فقیه است. به بیان دقیقتر باید حول محور ولایت متحد شوند. اما نکتهای که باید به آن توجه کرد این که رهبر انقلاب در حالی از لزوم وحدت سخن میگویند که چند ماه قبل در سخنرانی 19 دی که بعد از ثبت نام نامزدها برگزار شد و تقریباً تمامی کسانی که بنا بود در رقابتهای انتخاباتی شرکت کنند، ثبت نام کرده بودند و همه هم میدانستیم که اصلاحطلبها به واسطهی رویکرد تحریم، چراغ خاموش بنای حضور جدی در انتخابات ندارند. در چنین شرایطی مقام معظم رهبری بر انتخابات حداکثری و رقابتی تأکید نمودند. ایشان تأکید ویژهای بر انتخابات رقابتی سالم داشتند. همان گونه که معظمله اشاره داشتند، انتخابات رقابتی سالم هیچ منافاتی با مقولهی وحدت ندارد. به بیان دقیقتر اصولگرایان همه با هم وحدت دارند؛ اما با وجود این وحدت، در عین حال با هم رقابت نیز میکنند. مانند این که فرض کنید در تیم ملی در رویارویی با یک تیم خارجی همهی
بازیکنان یک دست و یک رنگ هستند اما در داخل، همین تیم ممکن است هر یک از بازیکنانش عضو یک تیم دیگر باشند که اینجا به واسطهی ارزشی مشترک در کنار هم به مواجهه با رقیب میپردازند. در واقع آنها در داخل رقابت دارند اما موقعی هم که در برابر دشمن و رقیب خارجی قرار میگیرند، متحد میشوند. همان گونه که معظمله اشاره داشتند، انتخابات رقابتی سالم هیچ منافاتی با مقولهی وحدت ندارد. به بیان دقیقتر اصولگرایان همه با هم وحدت دارند؛ اما با وجود این وحدت، در عین حال با هم رقابت نیز میکنند. یعنی شما اعتقاد دارید در انتخابات گذشته وحدت شکسته نشد؟ به نظر بنده وحدت شکسته نشد و رقابت هم رقابتی به نسبت سالم بود. «جبههی پایداری انقلاب اسلامی» نیز که یک طرف ماجرا بود به رغم تأکید زیاد برخی از دوستان اصولگرا مبنی بر این که باید به «جبههی متحد» ملحق شود، با حفظ استقلال وارد انتخابات شد و یک انتخابات رقابتی و پرشور رقم زد که نتیجهی بسیار خوبی داشت. قریب به 65 درصد مردم در انتخابات شرکت کردند و حدود 48 درصد تهرانیها پای صندوقهای رأی حاضر شدند که رکورد بسیار خوبی به شمار میرود. الان هم بسیار خوشحال هستیم که تعداد زیادی از این
50 نفری که در تهران وارد دور دوم شدند از دو جریان جبههی متحد و جبههی پایداری میباشند. میشود در درون جریان اصولگرایی با حفظ وحدت و همدلی رقابت سالم داشت و هر کس از این 50 نفر به مجلس راه پیدا کرد چه از جانب جبههی پایداری و چه از سوی جبههی متحد باید در نهایت به یکدیگر تبریک بگویند و همکاری خوبی را در مجلس نهم رقم بزنند. به نظر میآید رهبر انقلاب برخی از مبانی شکسته شدن اتحاد یا تحقق اختلاف را اساساً رد کردند. ایشان تأکید داشتند «گاهى در یک قضیهاى سلیقهى یک نفر، دو نفر با هم یکسان نیست؛ این نباید بهانهى اختلاف بشود. گاهى در کسى یک گرایشى هست، در دیگرى نیست؛ این نباید مایهى اختلاف بشود.» اگر توضیح خاصی در این خصوص دارید، بفرمایید. آیا شما کماکان قائلید که این اختلاف اتفاق نیفتاد؟ اختلافی که ریشهی آن را باید در تفاوت گرایشها یا حتی اختلاف سلایق جستوجو کرد. هر فرد یا گروه میتواند گرایش و سلیقهی خود را داشته باشد اما این مسأله نباید موجب جدایی شود. ما نمیتوانیم به یک جریان تحمیل کنیم که شما به طور حتم باید وارد فلان جبهه شوید و سلیقهی آن را بپذیرید. ما ممکن است سلیقهی یک گروه را نپسندیم؛ اما
اصولگرا هستیم. بلکه فراتر از آن معتقدیم که پایدار بر اصولیم. در این شرایط میتوان با هم رقابت نمود ولی در مقابل هم شمشیر نکشید. کاری که برخی دوستان درست روز بعد از مرحلهی اول انتخابات شروع کردند. هر چند متوجه خطای زشت خود شدند و به واسطهی تذکرهای مطرح شده، دو روز بعد عذرخواهی کردند. این که بداخلاقیهایی اتفاق افتاد، بر کسی پوشیده نیست. حالا بخش زیادی از این بد اخلاقیها هم همانگونه که رهبر انقلاب اشاره داشتند به عملکرد رسانهها باز میگردد. اما نکتهای که وجود دارد این است که عملکرد پایداری با رویکرد خالص سازی شاید به یک نحوی باعث شد این درگیری به درون خانوادهی نظام برسد. اتفاقی که به تعبیر مقام معظم رهبری موجب فشل شدن میشود. ارزیابی شما از این نگاه چیست؟ آیا بیانات رهبری را ناظر به عملکرد پایداری میدانید؟ اصل تشکیل پایداری که بد نبود، خوب بود. در واقع به جرأت میتوان گفت اگر پایداری تشکیل نشده بود، جریان انحرافی میداندار اصلی انتخابات میگردید. مقصود، رویکرد این جبهه تحت عنوان خالص سازی است که حرف و حدیثهایی را به همراه داشت. ما همیشه از اول انقلاب همواره باید خالص سازی میکردیم، چه از جریان فتنه و
چه از جریان انحراف. اگر در این انقلاب خالص سازی نبود، باقی نمیماند. باید همواره کسانی که در جریان انقلاب از تفکرات التقاطی به هر شکل آن برخوردار میشوند، از جریان انقلاب خارج شده و جای خود را به نیروهای خالص بدهند. جریان خالص انقلاب، جریان فکری امام و مقام معظم رهبری است. هرکس در این مسیر حرکت کند، خالص است. کسانی که میخواهند بخشی از غرب و بخشی از شرق بگیرند و برخی از هوا و هوسهای خودشان بگیرند، این حرکت خالص نیست و ماندگار نمیماند و وقتی یک جریان ناخالص شکل گرفت ممکن است در ابتدا ناخالصی آن کم باشد ولی اگر جلوی این جریان گرفته نشود، به ناخالصی آن افزوده شده و به انحرافی بزرگتر میانجامد. امر به معروف و نهی از منکر برای همین قضیه است که ناخالصی وارد دین نشود. این ناخالصی وارد افراد و تشکلها نشود. کسی نمیتواند بگوید که چرا جبههی پایداری در جهت خالص سازی حرکت میکند. همه باید در جهت خالص سازی حرکت کنند. اگر در این انقلاب خالص سازی نبود، باقی نمیماند. باید همواره کسانی که در جریان انقلاب از تفکرات التقاطی به هر شکل آن برخوردار میشوند، از جریان انقلاب خارج شده و جای خود را به نیروهای خالص بدهند. رهبر
انقلاب تأکید داشتند که «مخالفین دو جورند. یک مخالفى است که دنبال حق است، او هم دنبال جمهورى اسلامى است، او هم دنبال انقلاب است، او هم دنبال دین و خداست، منتها راه را اشتباه کرده؛ با این نباید دشمنى کرد؛ این فرق دارد با کسى که در جهت غیر نظام اسلامى، با هدف معاندانه علیه نظام اسلامى حرکت میکند.» دریافت اولیهی شما از این مسأله چیست؟ به نظر میآید رهبری روی بحث دفع حداقلی جذب حداکثری بیشتر تأکید دارند. بحث روشن است، مخالفین دو جور هستند، عدهای مخالفین معاند هستند و عدهی دیگر مخالفین نادان که راه را اشتباه رفتهاند. مقام معظم رهبری میفرمایند میان این دو تا فرق بگذارید. مخالفِ معاند آن کسی است که به اپوزیسیون تبدیل شده است. معاند که تکلیفش روشن است؛ یا به خارج فرار کرده یا در داخل است. در داخل هم همان اپوزیسیون به مخالفتش ادامه میدهد. ولی بعضی از مخالفین هستند که بصیرت ندارند؛ صلاح است که به اینها بصیرت بدهیم؛ نمیشود به طور کلی حذفشان کنیم و از هستی ساقط شان نماییم. منظور رهبری این نیست که او را بیاورید پیش نماز کنید. منظور این است که در نظام حضور داشته باشد. نمیگوییم نمایندهی مجلس نباشد ولی رییس مجلس
نشود، ما نمیگوییم به کلی از نان خوردن بیافتد بعد به ضد انقلاب تبدیل شود. ولی باید قبول کرد که این فرد بصیرتش ضعیف است و در جایگاه بصیرت دهی قرار نگیرد. به طور مثال یک امام جماعت، به خاطر بیبصیرتی کاری را انجام داده است حالا نباید آن را مرجع تقلید کنیم یا مجدد در همان جایگاه امامت جمعه قرار دهیم اما ممکن است به درد کار دیگری بخورد ولی به جهت این که امامت جمعه، جایگاهی مهم است؛ این فرد، مناسب این جایگاه نیست. بنابراین ما نمیگوییم با همه یک جور برخورد کنیم. رفتار ما در مواجهه با معاند نسبت به بیبصیرت باید متفاوت باشد؛ اما معنای آن این نیست که این را در جایگاههای حساس قرار بدهیم. امام(ره) همان اوایل انقلاب میفرمود قلم به دست این گونه افراد ندهید. به نظر میآید فرمایش مقام معظم رهبری کلی بود، اما مسلماً ناظر به انتخابات هم هست. حالا که دور دوم انتخابات را پیش رو داریم، بحث انتخابات از دو منظر قابل بررسی است؛ یکی بعد از انتخابات است که مجلس شکل میگیرد و دیگری هم حین انتخابات. در مورد بعد از انتخابات که موضع جبههی پایداری که مشخص است به هر حال بیانیه دادند و تأکید کردند که ما به صورت ید واحده خواهیم بود و
با همهی طیفهای اصولگرایی که وارد فضای انتخابات شدهاند، دست خواهیم داد و آنجا با یک رویکرد وحدت آمیز به ادارهی امور خواهیم پرداخت. به نظر شما این مسأله تا چه حد اجرایی است؟ بعضی از دوستان میخواستند که همه را در زیر پرچم جبههی متحد در انتخابات جمع کنند و جبههی پایداری را هم به آنجا بکشانند، ولی در حال حاضر مشاهده کردند کاری که انجام شد خیلی بهتر بود یعنی هم انتخابات رقابتی به صورت حداکثری شکل گرفت و هم آدمهای خوبی به مجلس راه یافتند. اما حالا همان دوستان این بحث را مطرح میکنند که کار جبههی پایداری ایجاد نفاق نمود و حالا جمع شدنی نیست و مسألهی جدایی روحانیون از روحانیت را مطرح میکنند. از آن طرف هم باز مطرح میکنند که این اختلاف در مجلس هم ادامه پیدا خواهد کرد. اینها یک طرف خواهند بود و ما یک طرف دیگر و این اختلاف ادامه پیدا میکند. سؤال این است که در دورهی قبل که این اتفاقها رخ نداده بود، در انتخابات مجلس هشتم که جبههی پایداری نبود، زمانی که تنها یک جبههی متحد اصولگرایی بود و همه ذیل آن جمع شدند، آیا در مجلس فراکسیونهای مختلف شکل نگرفت؟ چرا در مجلس فراکسیون انقلاب اسلامی شکل گرفت؟ یک
فراکسیون بزرگ اصولگرایان بود و یک فراکسیون انقلاب اسلامی که حدود 90 نفر عضو داشت. چرا با این که در انتخابات همه در لیست متحد بودند، فراکسیون مستقلی به نام فراکسیون انقلاب اسلامی تشکیل دادند؟ علتش این بود که آن فراکسیون اصولگرایان مواضعی که اتخاذ میکرد اینها را قانع نمیکرد، طبیعتاً به سراغ یک فراکسیون دیگر که انقلابیتر بود، رفتند و مواضع انقلابی اتخاذ کردند و مواضع انقلابی آنها را همه شاهد بودند، بنابراین در مجلس نهم هم ممکن است یک فراکسیون اصولگرایان داشته باشیم، یک فراکسیون جبههی پایداری داشته باشیم، یک فراکسیون دیگری هم باشد اما این به معنای تنازع و جنگ نیست. اگر تمامی فراکسیونهای اصولگرایان مواضع انقلاب را اتخاذ کنند، دیگر نیازی نیست که مثلاً جبههی پایداری در آن جا موضع جدیدی بگیرد، ولی اگر فراکسیون اصولگرایان جایی که باید موضع بگیرد، موضع نگرفت طبیعی است، فراکسیون دیگری که انقلابیتر است، ننشیند و موضع بگیرد. مثلاً امروز احساس میکنیم که باید خواستهی مقام معظم رهبری در مورد مطلبی که بیان فرمودند، محقق شود. به طور مثال فراکسیون اصولگرایان تصمیمی نگرفت و در مورد وقف دانشگاه آزاد کوتاه آمد،
حالا ما هم باید کوتاه بیاییم؟ خیر! هر نمایندهای وظیفه دارد که دغدغههای رهبری را محقق سازد و نگرانیهای ایشان را برطرف نماید. اگر فراکسیون اصولگرایان این کار را انجام نداد، فراکسیون دیگری که وجود دارد باید عَلَم بردارد و حرکت کند. این به معنای اختلاف نیست، اگر این اختلاف بود، چرا فراکسیونهای مختلف در مجالس قبلی به وجود آمد؟ موضوعی که میفرمایید ناظر به عملکرد چهار سالهی مجلس است اما آیا همین فضا و همان رقابتها که امروز در انتخابات مجلس وجود دارد، در مقاطع خاص مجلس مانند انتخاب هیأت رییسه به وجود نخواهد آمد؟ در این دوره، اکثریت مجلس نهم از اصولگرایان هستند و نسبت به اینکه جریان اصلاحطلب هیأت رییسه را به دست بگیرد نگرانی نداریم. اگر چند نفر نامزد مجلس بشوند و همه هم توانمند باشند. هرکس رأی بیشتری آورد، رییس مجلس میشود. مردم حتماً به کسانی رأی دادهاند که توان ادارهی مجلس را دارند. بالاخره نمایندگان، کسانی هستند که توانمندی نمایندگی مردم را داشتهاند، در حال حاضر هم به مجلس راه پیدا کردهاند. حتماً نباید فراکسیون، لیست نامزدهای اعضای هیأت رییسه را مشخص کند، چند نفر نامزد ریاست میشوند، هرکس که اکثریت
آرا را آورد، رییس مجلس میگردد و نائب رییس مجلس هم مجلس را اداره میکند. بنابراین معلوم نیست حتماً فراکسیون برای مجلس لیست ببندد. در خیلی از نقاط کشور مردم به لیست جبههی پایداری و حتی جبههی متحد هم رأی ندادهاند و مستقل رأی دادهاند. اتفاقاً به آدمهای خوبی هم رأی دادهاند، خب حالا در مجلس هم که میآیند ممکن است فراکسیونی عمل نکنند اما ممکن است تصمیمهایشان هم تصمیمهای خوبی باشد، فرد بهتری را برای ریاست مجلس معرفی کنند. نکتهی دیگر این است که آیا در دور دوم لیست مشترکی ارایه خواهد شد یا نه؟ پاسخ این است که در دور اول که خطر اصلاحطلبها احساس میشد-البته ما که خطری احساس نمیکردیم- اما آقایون اصرار داشتند که خطر وجود دارد، دو جبهه متحد نشدند و خطری هم احساس نشد، اکنون هم نباید زیاد نگران لیست واحد بود.