اخبار آرشیوی

کدخبر: 362600

حاشیه‌نگاری خبرنگار اعزامی «نسیم» به مذاکرات بغداد/ روایت اول - خلبان پرواز به سعید جلیلی پیشنهاد می‌کند برای امنیت بیشتر در قسمت جلوی هواپیما بنشیند ولی او همان وسط را انتخاب می‌کند؛ مگر جایی امن‌تر از آغوش ملت هست؟

روایت اول: بناست گزارش گونه ای آماده کنم، از اوضاع و احوال این روزهای ایران و چند کشور دیگر که در کشوری دیگر، جمع اند تا گفتگوهایی با هم داشته باشند. چندین هزار نفر دست به دست هم داده اند تا ایران و 6 کشور دنیا دور یک میز به گفتگو بنشینند. از هیئت ایرانی شروع می کنیم؛ هرچند در نگاه اول ورود زودهنگام هیئت ایرانی از باب دیپلماتیک کمی شتاب زده به نظر می رسد، اما از زاویه ای دیگر این اقدام جدیت در مذاکرات و آمادگی برای یک ماراتن را هم به ذهن متبادر می کند. البته فرصتی نیز برای گفتگو با مقامات عراقی نیز فراهم آورده است. اکثریت ایرانیانی که از تهران تا بغداد گفتگوهایی با آنها انجام داده ام، جلیلی را نماینده مورد اعتماد ملت ایران می دانند و برای او و تیمش آرزوی موفقیت می کنند. از کارکنان و مسافران فرودگاه امام تا کسانی که همسفر دبیر شورای عالی امنیت ملی در پرواز هما بودند و مدام خیره به او و معاونش، که در کنار مسافرین عادی نشسته بودند. از پسر جوانی که کمی در نظر گرفتن مشکلات مردم را از سرپرست تیم مذاکره کننده ایرانی خواستار شد، تا پیرمردی که از حضور او متعجب شده بود و از بقیه می خواست کنار بروند تا او نیز با گوشی خود، عکسی از جلیلی بگیرد و از او به خاطر مقاومت تشکر کند... با کادر پرواز صحبت کردم و نظرشان را پرسیدم. آنها هم متعجب بودند. پرسیدم مسئولین دیگر هم همین طور رفتار می کنند؟ جوابش نه بود. خلبان که مسئولیت پرواز با او است، از جلیلی خواست که در قسمت جلوی هواپیما بنشیند چرا که امن تر است و او به تشخیص خودش یعنی دبیر شورای عالی امنیت ملی کشور، همان کنار مردم بودن را انتخاب کرد؛ مگر جایی امن تر از آغوش ملت می توان یافت. این، فرصت خوبی برای مردم بود که با وی درد دل کنند و مدام برای سلامتی و موفقیتش صلوات بفرستند. در حین فرود در فرودگاه بغداد، محفظه اکسیژن بالای سرمان باز شد و سوژه ای شد برای خبرنگاران و عکاسان. چهره خندان ناظر به ماسک علی باقری نیز بر اهمیت سوژه و تعداد صدای شاتر دوربین افزود! به علت هماهنگی خیلی خوبی(!) که برای حضور خبرنگاران انجام شده است، تقریبا تاکنون همه برنامه ها را از دست داده اند. البته بماند که تعدادی از دوستان خبرنگار صرفا برای مسافرت خارج از کشور، عازم شده اند و حتی اندک اطلاعاتی در رابطه با موضوعات سیاسی و پرونده هسته ای ایران ندارند! اعضای اصلی هیئت ایرانی در دارالضیافه نخست وزیری ساکن اند و بقیه به همراه خبرنگاران در هتل الرشید پنج ستاره. الرشید ظاهرا تنها هتل منطقه سبز بغداد که در اختیار شرکت ترک است. هیئت های دیگر چهارشنبه وارد بغداد می شوند هرچند پیش قراولان شان هم اکنون در بغداد حضور دارند و خبرنگاران ایرانی دنبال صحبت با آنها هستند. حضور آیت الله خوشوقت و سعید حدادیان در پرواز بغداد، جالب بود. حاج آقا می گفت باید تلاش کنیم مذاکرات برد-باخت باشد نه برد-برد! یکی از سوژه های محوری این سفر، سید ناصر حسینی پور نویسنده کتاب «پایی که جا ماند»، در ترکیب هیئت ایرانی است. شرح صحبت با آقای حسینی پور فرصت مفصلی می طلبد؛ در این مجال به چند جمله بسنده می کنم. حسینی پور بیست و چهار سال پیش در شانزده سالگی در عملیات بازپس‌گیری جزایر مجنون مجروح و اسیر می شود و سپس به بغداد منتقل می شود. همان جا پای راستش به دلیل جراحت و عفونت قطع می کنند. سید پس از سال ها با جلیلی که او نیز پای راستش قطع شده، در کسوت هیئت دیپلماتیک وارد بغداد شده و حس و حال جالبی دارد. به هر صورت، برگزاری نشست 1+5 اتفاق بزرگی برای عراق به شمار می رود. دولت عراق نیز به خوبی به این مساله واقف است و به صورت جدی در حال تمرین میزبانی در فضای دیپلماتیک است. اما باید منتظر ماند و دید که چند سال طول می کشد تا گرد و غبار اشغال فروکش کند غباری که این روزها نمود عینی آن در آسمان بغداد خودنمایی می کند. عراق حتی پس از خروج اشغال گران، همچنان ملتهب است و فعلا یک کشور جنگ زده اما با اعتماد به نفس بالا و آرزوهای بزرگ. دوم خرداد ماه 1391
ارسال نظر: