اخبار آرشیوی
دبیرخانه شورای عالی امنیتملی متن اظهارات سعید جلیلی در جلسه علنی مجلس درباره مذاکرات هستهای ایران با کشورهای غربی را منتشر کرد + متن کامل
به گزارش«نسیم»، متن کامل اظهارات سعید جلیلی به شرح زیر است: الحمد لله رب العالمین و صلی الله و علی سیدنا محمد و آله الطاهرین، سلام علیکم، خیلی خوشحالم که در جمع شما عزیزان نماینده مجلس قرار دارم. تبریک عرض میکنم به همه شما، مسئولیتی را که ملت به شما واگذار کرده و امیدواریم که مثل همیشه مجلس که عصاره فضائل ملت است در جهت دفاع از حقوق ملت بتواند وظیفه اش را به نحو احسن انجام دهد. یکی از بحثهای اساسی که امروز در موضوع حقوق اساسی ملت ما مطرح هست ، حقوق هستهای است. موضوع هستهای و آنچه امروز درباره فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران مطرح هست همانطور که مقام معظم رهبری در سخنرانی 14 خرداد مطرح فرمودند یک بهانه بیش نیست. تقابلی که امروز با جمهوری اسلامی ایران به بهانه هستهای وجود دارد بیشتر تقابلی است برای آن اندیشهای که نظام اسلامی و مردمسالار دینی امروز دنبال میکند. در حقیقت آنها از این نگران هستند که ایران اسلامی بتواند الگویی برای پیشرفت باشد. الگویی برای مقاومت باشد. نکته مهمی که برای آنها بسیار قابل اهمیت هست این است که امروز جمهوری اسلامی ایران مقاومتی را که در عرصههای مختلف در برابر آن الگوی حاکم بر
نظام جهانی ارائه میکند چه در عرصههای سیاسی و چه در عرصههای اقتصادی، چه در عرصههای فرهنگی و سایر عرصهها، صرفاً یک مقاومت تنها نیست بلکه یک مقاومت همراه با پیشرفت است. توأم شدن مقاومت ملت ایران در عرصههای مختلف با پیشرفت، و پیشرفتی که قابل توجه است مهمترین دغدغه آنهاست. هستهای و فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی ایران که حقوق مشروع ملت ایران مبتنی بر آن است نمادی از مقاومت و پیشرفت است. یعنی جمهوری اسلامی ایران توانسته است به خوبی از حقوق خودش دفاع کند، در برابر زیادهخواهیها مقاومت کند و پیشرفت هم داشته باشد. این جای انکار نیست که به هر حال دشمنان ما در این سی و سه سال در عرصههای مختلف هر آنچه را که داشتهاند برای جلوگیری از شکلگیری شجره طیبه انقلاب و نظامی جمهوری اسلامی ایران بکار گرفتهاند. چند وقت پیش معاون اول رئیس جمهور آمریکا در جمع خاخامهای یهودی، صحبت کرده و به صراحت بیان کرده بود که ما چیزی نبوده است که بتوانیم بکار بگیریم و نگرفته باشیم، ظرفیتی نبوده که بتوانیم آن ظرفیت را علیه ملت ایران بکار بگیریم و بکار نگرفته باشیم این نکته قابل اهمیت است. در عرصههای مختلف دشمنان در این سی وسه سال
ظرفیتهای مختلفی را علیه کشور ما بکار گرفتند. در موضوعات مختلف از جمله در موضوع هستهای. هستهای بعنوان نمادی از مقاومت و پیشرفت ملت ایران برای آنها قابل پذیرش نبود. کارهای مختلفی را بکار گرفتند برای اینکه مانع این موفقیت و این پیشرفت شوند. از فعالیتهای سختافزاری در بدترین شکلش تا فعالیتهای نرمافزاری. از زمانی که بحث تعلیق را به مدت 5/2 سال به کشور تحمیل کردند که عملاً آنچه که در فعالیتهای هستهای ما بود در زمینه غنیسازی را معلق کردند و بعد فعالیتهای دیگری که از تحریمهایی که خودشان میگفتند که این تحریمهای هدف اصلیاش این است که ایران نتواند در موضوع هستهای پیشرفت کند؛ اگرچه طیف تحریم ها خیلی گسترده بود و به این بهانه میخواستند در حقیقت به ملت ایران فشار بیاورند. از ترور، اینکه دانشمندان هستهای ما را هدف قرار بدهند، از برخی اقدامات خاص مثل فرستادن بدافزارهایی مثل استاکس نت، برای اینکه عملاً فعالیتهای ما را دچار اختلال و مانع آن روند و پیشرفت بشوند. مجموعه اقداماتی را بکار بردند. یعنی کاری نبوده است که بتوانند در مسیر پیشرفت ملت ایران انجام بدهند و از آن کار ابا داشته باشند. یادم هست در یکی از
گفتگوها که زمان برادرمان جناب آقای دکتر لاریجانی انجام شد، یکی از طرفها به صراحت بیان کرد که ما میخواهیم شما دانش هستهای نداشته باشید. بحث، بحث چند تا سانترفیوژ و اینها نیست فراتر است. در توافق سعدآباد به صراحت بیان کرده بودند که باید جمهوری اسلامی آبجکتیو گارانتی- یعنی ضمانتهای عینی- بدهد. بعداً از آنها سئوال میشد که این ضمانتعینی منظورتان چیست میگفتند که نداشته باشید این مهمترین ضمانت عینی است. یعنی اینکه نخواهید.غرب می گفت نمیگوییم که شما نمیخواهید این کار را بکنید یا میخواهید بلکه ما میگوییم شما نباید بتوانید آن کاری را که به هر حال ما نگران آن هستیم انجام بدهید. این را به آبجکتیو گارانتی تعریف میکردند. بر همین مبنا میگفتند اصولاً شما توانانمندی هستهای را نباید داشته باشید. خوب، مقاومت ملت ایران امروز جواب داده، امروز شما بخوبی میبینید مسیری که طی شد از آن مسیری که اینها یک روز بیان میکردند شما نباید حتی یک دانه سانتریفیوژ داشته باشید رسیده است به ده هزار سانترفیوژ. از اینکه زمانی آنها میگفتند که شما نباید غنیسازی کنید شما امروز میبینید غنیسازی 5/3 درصد که صورت میگیرد هیچ، غنیسازی
20% هم انجام میشود. آن چیزی که مهم است این است که برای فعالیتهای هستهای خود آن چرخه سوخت هستهای را با تمام آن اعضا و اجزای آن چرخه، امروز با استفاده از ظرفیتهای بومی خودمان داریم. من یادم نمیرود که در یکی از گفتگوها آقای سولانا به من میگفت که شما مثل کسی میمانید که در حالی که هنوز هیچ ماشینی ندارد میروید و بنزین میخرید، این منطقش چیست و این برای ما قابل سئوال است که شما در فکر تهیه بنزین هستید در حالی که اصل ماشینش را ندارید. من آنجا به ایشان این را گفتم، گفتم شما عکسش را بگویید اگر کسی بخواهد برود یک ماشین را با هزینه گران قیمت و سنگین بخرد و بعد سوخت آن را نداشته باشد و هیچ تضمینی نداشته باشد که بنزین خواهد بود برای آنکه آن را استفاده کند، این چه منطقی خواهد داشت؟ رفتار شما عملاً همین را نشان داده است همه شما حتی برای نیروگاه بوشهر، مخالفت کردید و آن قراردادهایی را که داشتید لغو کردید. امروز آن ظرفیتی که جمهوری اسلامی ایران پیدا کرده این است که از معدن و کیک زرد و غنیسازی و تبدیل به میلههای سوخت، همه این ظرفیت را خودش بر اساس ظرفیتهای بومی خودش دارد و این را میتواند بخوبی استفاده کند. هم به
لحاظ حقوقی و هم این به لحاظ فنی علیالارض است که امروز ما یک چنین پیشرفت خوبی را داشتیم و به آن اهدافی که داشتیم رسیدیم و همینطور داریم موفق عمل میکنیم برای مقاصد صلحآمیز هستهای. به لحاظ حقوقی هم همینطور بوده است. اینها ادعاها و اتهاماتی را مطرح میکردند. در سال 86 با آنها صحبت شد که ما هر آنچه که شما ادعا دارید میتوانیم و مدعی هستیم که ثابت میکنیم که اینها غلط است. خوب یک چارچوب کاری با آژانس بسته شد، ادعاهای آژانس شش مسئله بود آن شش مسئله را جمهوری اسلامی توانست با آنها حل کند و برای تک تک آنها آژانس نامه داد که این موضوع تمام شده است. فقط یک نکته آنها داشتند و میگفتند آن چیزی که از نظر ما مسئله باقی مانده است در موضوع هستهای یک مجموعهای را بعنوان برخی مطالعات ادعایی یا اتهاماتی که در اخبار هست را مطرح میکردند و از ما خواستند که ارزیابیتان را در این باره توضیح بدهید. که آن هم بر اساس همان چارچوب کاری آن ارزیابی توضیح داده شد و آژانس باید پرونده جمهوری اسلامی ایران را عادی میکرد. اما به لحاظ سیاسی؛ خوب اینها بعد از اینکه به لحاظ فنی و حقوقی ترفی نبستند بسیار امید بسته بودند که با برخی فشارهای
سیاسی و برخی از امیدهایی که میتوانند به چیزهای دیگر داشته باشند مانع این مسیر پیشرفت و مقاومت ملت ایران بشوند. خوشبختانه آن روندی که طی شده است در این 33 سال بخصوص در این چند سال روندی بوده که روز به روز در کشور ما ثبات و امنیت و تثبیت نظام بیشتر شده است. خوب مهمترین بحث تثبیت این نظام مردم سالار دینی بود. بخصوص با همین انتخابات اخیر که شما عزیزان ثمرات آن انتخابات هستید و حاصل این انتخابات اخیر هستید، آنها دیدند که به هر حال نظام جمهوری اسلامی ایران یک نظام مردم سالار با ریشه های عمیق هست، نظامی که در آن رقابت و مشارکت تواْمان هست و این رقابتهای سیاسی و بحث های سیاسی موجب تثبیت روز به روز نظام میشود ، در زمینههای اقتصادی همینطور، من در گفتگوهای ژنو3 به آنها گفتم که شما به امید تحریم نباشید، آنها در همان سال 89 دنبال این بودند و بر اساس تحریمها می گفتند که تحریمهای فلج کننده و شکننده یک ماه دیگر جواب خواهند داد و یا دو ماه دیگر جواب خواهد داد، در همانجا بیان شد که شما درحالی امید به تحریمها بستید که امروز جمهوری اسلامی ایران در اوج اقتدار خودش دارد بزرگترین جراحی اقتصادی کشورش را شروع میکند و این
اعتماد به نفس کشور است که در این عرصه دارد با این اقتدار و با این قوت عمل میکند. من براساس این مقدمه میخواهم آنچه که در گفتگوهای اخیر گذشته است را برای شما توضیح بدهم. ما در قبل از این دو دور گفتگوی اخیر و دو سال گذشته گفتگوهایی که داشتیم در بهمن 89 بحث گفتگوهای استانبول یک بود که بعد از گفتگوهای ژنو3 انجام شد. مختصات گفتگوی ژنو3 را برای شما توضیح می دهم، بعد از جریان فتنه بود، بعد از ناکامی اینها در آن فشارهای اقتصادی بود که عرض کردم بحث فعالیتهای جمهوری اسلامی ایران به لحاظ سیاسی و اقتصادی یک تثبیت بسیار خوبی پیدا شده بود. در آنجا صحبتی که با آنها داشتیم و توافق ژنو3 این بود، ما حاضریم با شما گفتگو کنیم برای همکاری، برای همکاری ما مانعی در گفتگو نمیبینیم، آن هم حول نقاط مشترک، نه هر موضوعی که شما بخواهید، این توافق ما در ژنو3 بود، قرار شد در گفتگوهای استانبول این موضوع را دنبال کنیم. در استانبول که در اول بهمن 89 بود این بحث مطرح شد، گفتیم خیلی خوب، لازمه همکاری پذیرش حقوق ملت ایران هست، اگر ما پذیرفتهایم در ژنو3 که گفتگوها برای همکاری حول نقاط مشترک باشد لازمه آن این است که شما رسماً به حق ملت ایران
اعتراف کنید. این همان چیزی بود که آنها از آن به عنوان پیششرط یاد کردند و گفتگو را ترک کردند و گفتند که ایران پیششرط گذاشته است. نکته جالب این بود که در همانجا من در مصاحبه گفتم، موقعی که ما گفتگوها را شروع کردیم اینها قبلش میگفتند که فشارها و تحریمها موجب شد که ایران بیاید پای گفتگو، در پایان گفتگو خودشان میگفتند که ایران در گفتگوها پیششرط میگذارد که من گفتم که این چه فشاری است؟ اگر فشار هست چطور طرفی که تحت فشار است میآید برای شما پیششرط قرار میدهد! خوب آنها گفتگوها را ترک کردند. ترک آن گفتگو مصادف شد با ایام شروع بیداری اسلامی در منطقه، در کنار ظرفیتهای دیگری که جمهوری اسلامی ایران داشت آنها به خوبی دیدند که امروز ظرفیتها و توازن قدرت در منطقه دارد به ضرر رژیم صهیونیستی و همپیمانان امریکا تغییر میکند. پس از مدتی بود که شروع به نامهنگاری کردند و گفتگوها را شروع کنیم. اولین نامه را نوشتند، گفتم ما گفتگو را ترک نکردیم. من در همان پایان گفتگوهای استانبول یک هم در مصاحبه گفتم که حاضریم همین الان هم گفتگوها را دادمه دهیم. نامهنگاریها شروع شد که حالا گفتگو کنیم، چند دور نامهنگاری بین من و خانم
اشتون شد، قرار شد که گفتگوها دوباره شکل بگیرد، در این فاصله یک اتفاق دیگر هم افتاد در مسیر پیشرفت ملت ایران، ما در گفتگوهای ژنو2 وقتی که با آنها مطرح کردیم که جمهوری اسلامی ایران برای حقوق هستهای که دارد امروز به سوخت 20درصد نیازمند است. در خرداد ماه سه سال پیش بود که نامهای نوشتیم و گفتیم که رآکتور تحقیقاتی تهران که مصارف داروی دارد، این راکتور سوختش دارد تمام میشود و وظیفه آژانس هست که تسهیل کند این سوخت در اختیار جمهوری اسلامی ایران قرار بگیرد، سوخت 20 درصد هست، ما هم دنبال این سوخت هستیم و باید این سوخت برای ما تامین شود، گزینه اول ما هم این هست که این سوخت را بخریم، آنها خوب این موضوع را خیال کردند که یک موضوعی است که معطوف به نیاز جمهوری اسلامی ایران است و گفتند که خیلی خوب ما این را نمیفروشیم اما حاضریم با سوخت 5/3 درصد شما تبادل کنیم یعنی شما آن سوخت 5/3 درصد را بدهید، 20 درصد را ما به شما تحویل بدهیم. جمهوری اسلامی ایران با این هم مخالفتی نداشت چون ما میخواستیم سوخت 20 درصد ما تأمین بشود. خوب، در تبادل هم آنها آن بازیها را درآوردند که سیرش را در جریان هستید. شروطی را میگذاشتند که اصلاً معقول
و منطقی نبود. گفتیم این قرار است یک موضوع همکاری باشد ما حاضریم سوخت 5/3 درصد بدهیم و 20 درصد بگیریم که منجر شد به آن بیانیه تهران که من در همین مجلس محترم فردایش آمدم و توضیح دادم. در این بحث به هرحال نه به ما فروختند و نه حاضر به تبادل این سوخت شدند. من یادم نمیرود وقتی که در گفتگوهای ژنو 2 این موضوع را مطرح کردیم که شما این سوخت را بدهید و آنها هم این وعده را دادند و گفتیم که اگر اینها انجام نشود ما خودمان میرویم و تهیه میکنیم. من لبخندی را که بعضیاز اینها زدند را فراموش نمیکنم که شما خودتان نمی توانید فراهم کنید. آنها ادعایشان این بود که این سوخت ما که الان فنآوری و امکانش را داریم از روزی که بخواهیم تهیه کنیم و بعد برای شما یک خط تولید مجزا درست کنیم این حداقل 2 سال طول میکشد و یکی از بهانههایی که ما نپذیرفتیم همین بود. گفتیم که ما این سوخت را نیاز داریم و شما باید این را در تبادل همزمان باشد یعنی وقتی که ما 5/3 درصد را میدهیم 20 درصد را از شما بگیریم. آنها میگفتند نه. شما بدهید ما 2 سال بعد تازه این که تولید شد در اختیارتان قرار میدهیم. که خوب جمهوری اسلامی ایران گفت اگر این فرمی است ما
خودمان تولید میکنیم. خوب، به ظرفیت جوانان خودِ کشور و دانشمندان خود ما این اقدام بسیار بزرگ انجام شد. یک یادی هم بکنیم از شهید بزرگوار شهید شهریاری، که نقش بسیار ارزشمندی در این موضوع داشت. سوخت 20 درصد تهیه شد و اینها نکته بعدش گفتند خوب سوخت 20 درصد یک بحث است اما تبدیل آن به صفحات سوخت یک بحث جدی است. این را دیگر شما نمیتوانید. حرفشان هم حرف غلطی نبود چون تبدیل سوخت به صفحات سوخت یک کار بسیار پیچیده، محاسبات بسیار دقیق میخواهد و به هر حال یک بحث جدید در جمهوری اسلامی ایران بود که شهید بزرگوار شهریاری این کار را انجام داد و خوشبختانه جمهوری اسلامی ایران در 25 بهمن 90 توانست این سوخت 20 درصد را تبدیل به صفحات سوخت کند و در راکتور تحقیقاتی تهران قرار بدهد و استفاده کند. خوب این یک ظرفیت بسیار بزرگ برای جمهوری اسلامی ایران فراهم شد یعنی اگر آنها آخرین امیدهایی داشتند که براساس نیاز ما بتوانند فشاری را بر جمهوری اسلامی ایران تحمیل کنند این هم از دستشان رفت لذا منجر به آن نامهنگاریهایی که دنبال شد و گفتند که بیایید گفتگوها را شروع کنیم. ما بحثمان همان بحث استانبول 1 بود که گفتگو، ما برای گفتگو و همکاری
مشکلی نداریم اما آن چیزی را که ما در استانبول 1 مطرح کردیم و آنها گفتگوها را بخاطر آن ترک کردند و گفتند که ایران پیش شرط میگذارد این است که لازمهاش این است که حق جمهوری اسلامی ایران طبق ان پی تی به رسمیت شناخته بشود. گفتگوهای استانبول 2 بر این مبنا شکل گرفت. و آنها در استانبول 2 این حق را اعلام کردند که ما بله قبول داریم حقوق جمهوری اسلامی ایران را طبق ان پی تی. در استانبول 2 بحث ما این بود که پس بر این مبنا اولاً این گفتگو برای گفتگو از نظر جمهوری اسلامی ایران پذیرفته نیست. گفتگو باید هدفمند باشد، ابتدا و انتها داشته باشد و مشخص باشد که این گفتگوها میخواهد به چه هدف و نقطهای برسد. لذا باید یک چارچوب برای گفتگوها و اصول و اهداف این گفتگوها مشخص باشد. نکته دوم این که این گفتگوها اگر میخواهد شکل بگیرد و دنبال شود باید مبتنی بر گامهای متقابل باشد یعنی باید مابهازائی که دارد یک طرفه نباشد اگر گامی انجام میدهیم متقابلاً باید همزمان شما هم آن گام دیگر را بردارید. این باید بر اساس اعتماد متقابل و گامهای متقابل باشد آنها در استانبول 2 این بحث را پذیرفتند که ما بر این مبنا بیاییم و گفتگوها را شکل بدهیم بعد
از آن که قرار شد در بغداد گفتگو کنیم در فاصله بین گفتگوهای استانبول 2 و بغداد جناب آقای باقری از طرف جمهوری اسلامی و معاون خانم اشتون با هم گفتگوهایی را داشتند برای اینکه بر این مبنا دستور کاری برای گفتگوهای بغداد مشخص بشود. ملاحظه فرمودید که در این فاصله یکی از بحثهای اساسی که ما مطرح کردیم این بود که جمهوری اسلامی ایران امروز با استفاده و با پشتوانه از ظرفیتهای خوب ملی و منطقهای و بینالمللی خودش و ظرفیتهایی که دارد وارد این گفتگوها شده و آنها نباید دچار اشتباه محاسباتی بشوند. آنها نباید این تصور را داشته باشند که اگر این گفتگوها شروع بشود میتوانند دوباره وارد مسیر غلط گذشته بشوند که من قبل ازگفتگوهای بغداد بیان کردم که اگر شما دچار اشتباه محاسباتی بشوید بدانید که این گفتگوها دوباره بینتیجه خواهد بود. بر همین مبنا گفتگوهای بغداد شکل گرفت در گفتگوهای بغداد جمهوری اسلامی ایران وارد بحث های جدی شد ما پنج پیشنهاد مشخص را بیان کردیم براساس توافقهای استانبول. اولاً یکی از بحثهای جدی که ما با آنها داشتیم این است که اگر هفت کشور قرار است با هم گفتگو کنند این لزوماً دلیلی ندارد که فقط راجع به موضوع هستهای
صحبت کنند موضوعات دیگری هم وجود داردکه ما در بسته پیشنهادیمان ارائه کردیم. آنها در استانبول 2 قبول کردند که هم موضوع هستهای و هم غیرهستهای باشد. ما برای چند موضوع پیشنهاد مشخص داشتیم و گفتیم اینها موضوعاتی است که میشود درباره آن صحبت کرد. یکی بحث بحرین بود، که خوب این یکی از بحثهای اساسی است و میتواند به عنوان یک موضوع همکاری باشد آنها هم پیشنهادهایی داشتند مثل بحث مبارزه با مواد مخدر و یا مبارزه با دزدی دریایی، ما برای آنها هم حرف داشتیم و مخالفتی نداشتیم. نکته دومی که مطرح شد این بود که اگر ما میگوئیم گامهای اعتمادساز و یک مسیر همکاری را شروع کنیم و توافق ما در بغداد این بود که اگر طرفی گام برداشت، طرف دیگر هم متقابلاً گام بردارد، ما امروز یک گام بسیار اساسی و جدی برداشتیم، تمام بحث شما این است که میگوئید ما نگران انحراف فعالیتهای صلحآمیز ایران به سمت مقاصد نظامی هستیم. ما در عالیترین سطح در جمهوری اسلامی ایران، مقام معظم رهبری فتوی دادند بر حرمت سلاحهای کشتار جمعی، این یک گام بسیار بزرگ هست. این فقط یک بحث و یک ظرفیت در فعالیتهای جمهوری اسلامی ایران نیست بلکه با توجه به اهمیت فتوی، این یک ظرفیت
بزرگ برای خلع سلاح هست. متقابلاً امروز باید شما آن گامتان را بردارید برای مسیر بعد و اینکه باید در این مرحله شما حق غنی سازی اورانیوم را در جمهوری اسلامی ایران به رسمیت بشناسید و پیشنهاد ما این بود که میتواند بیاینه بغداد همین باشد، ما تأکید کنیم بر حرمت سلاحهای کشتار جمعی و شما تأکید کنید بر حق غنیسازی اورانیوم در جمهوری اسلامی ایران . این یک بحث اساسی است برای اینکه بتواند گفتگوها را براساس مدل استانبول جلو ببرد. یعنی گامهای متقابل. نکته سومی که مطرح شد این بود که بر این مبنا باید چارچوب گفتگوها مشخص بشود که ما بدانیم که انتهای این گفتگوها چه وقت میخواهد باشد و چگونه باشد و این مسیر را چگونه میخواهیم طی کنیم که برای این هم یک پیشنهاد مشخص داشتیم و قبل از آن هم به معاون خانم اشتون ارائه شده بود قبل از گفتگوها. چارچوب کاری . و اما بحث چهارم و پنجمی که مطرح شد در بحث حقوق و تکالیف جمهوری اسلامی ایران بود و اعضای ان پی تی. ما یکی از بحثهای اساسی ای که داشتیم این است که جمهوری اسلامی ایران به هیچ عنوان نمیپذیرد یک استثناء باشد. یعنی بخواهد از حقوق آن کاسته شود یا تکالیفی بیشتر از ان پی تی به آن تحمیل
بشود. لذا اگر در این موضوعات بحثهایی مطرح میشود باید در چارچوب همکاری و گامهای اعتمادساز باشد. این باید مشخص بشود و بتوانیم آن بحثها را دنبال کنیم و برای اینکه آن موضوع را دنبال کنیم. آنها در بغداد یک پیشنهاد داشتند آن بحث فعالیتهای غنی سازی 20 درصد جمهوری اسلامی ایران بود من اینجا این توجه را به دوستان بدهم این نکته قابل توجه است که من یادم نمیرود ما اولین دور گفتگوها را که به نیویورک رفتیم خدمت برادرمان جناب آقای دکتر لاریجانی، اولین بار در دولت نهم شهریور 84 بود اولین دور گفتگوهای این تیم جدید بود که جناب آقای لاریجانی مسئولیت داشتند در آنجا آن تیم مذاکره کننده قبلی که وزرای خارجه سه کشور اروپا بودند آقای فیشر به صراحت بیان کرد آن زمان فعالیتهای جمهوری اسلامی ایران در حال تعلیق بود آنجا بیان کرد که شما این تعلیقی را که الان دارید آن زمان حدود 2 سال بود که تعلیق شده بود باید تبدیل کنید به تعطیل و سپس تخریب دستگاهها. این را آقای فیشر وزیر وقت آلمان به صراحت بیان کرد. آن پاسخ مقتضی توسط جناب آقای لاریجانی آن زمان به ایشان داده شد. بنده عرضم این است که این مسیر را ببینید که طی شد تا امروز که آنها چه
میخواستند. بعد مطرح شد که تعلیق کنید دیدند جواب نمیدهد در یک گفتگوهایی میگفتند که حالا در حد همین سه هزار دستگاه متوقف کنید ملت ایران مقاومت کرد بعد صحبت کردند که حالا فریز کنید. امروز به اینجا رسیده بودند که در بغداد صحبتشان این است که آمده اند مطرح میکنند که این فعالیتهای 20 درصد شما برای چیست؟ این را بیایید بحث کنیم. آنجا من این را مطرح کردم گفتم اتفاقاً بحث فعالیتهای 20 درصد یک بحث زمانداری نیست در همین گفتگوها ما شروع کردیم بحثش را همین نکتهای که خدمت شما عرض کردم. ما خرداد سال 88 به شما نامه نوشتیم گفتیم ما برای یک میلیون بیمارمان این را نیاز داریم و شما از اینکه این را در اختیار ما قرار بدهید اِبا کردید. ما حتی گفتیم حاضریم بخریم ما گفتیم حتی حاضریم تبادل کنیم شما این کار را انجام ندادید و امروز بر اساس ظرفیتهای ملی خودمان این را انجام دادیم و نیاز خودمان را برطرف کردیم این بعنوان یک موضوع همکاری اگر میخواهد مطرح بشود باید ابعادش مشخص باشد نه تنها 20 درصد، ما بحثی که داریم این است که طبق ان پی تی غنی سازی حق مسلم جمهوری اسلامی ایران و هر عضو ان پی تی است. هر نوع غنی سازی که برای مصارف صلح
آمیز باشد هیچ مانعی نه در ان پی تی و نه در آژانس وجود ندارد. ما برای هر نوع مصارفی که صلح آمیز است و غنی سازی نیاز داشته باشد این را حق خودمان میدانیم البته اگر در این حق این مفروض این باشد که حق جمهوری اسلامی ایران باشد اما در این موضوع که بعضی چیزها و همینطور الان دیروز شما دیدید مطرح شد ما ممکن است برای برخی مصارف دیگر صلح آمیز حتی به غنیسازی بیشتر یا کمتر نیاز داشته باشیم. این حق ماست و ما باید بتوانیم این حق را تأمین کنیم و این میتواند یک موضوع برای همکاری باشد اما در جهتی که اعتماد ملت ایران جلب بشود. عرضم این است که روندی که تاکنون طی شد و بعد از گفتگوهای بغداد این بود که ما پنج پیشنهاد مشخص دادیم بر مبنای این پنج پیشنهاد مشخص و پیشنهادی که شما دادید میتوانیم بسترهای مشترکی را برای همکاری پیدا کنیم و گفتگوها برای همکاری حول هر شش موضوع باید باشد. در گفتگوهای بغداد در اجلاس ماقبل آخر وقتی که صحبت شد آنها جمعبندیشان این بود که ما یک موضوع پیشنهاد دادیم قرار شد درباره این صحبت بشود قبل از آن دور آخر گفتگوها که با من صحبت شد گفتند که ما میخواهیم این را بخوانیم. گفتم اگر این را شما بخواهید بخوانید
این به معنای این است که پس ما دیگر به گفتگو نیاز نداریم. یعنی شما یک حرفی را ابتدای یک جلسه بیان میکنید بعد انتهای جلسه میخواهید همان را جمعبندی کنید و بروید بخوانید. این میشود همان موضوعی که عرض کردم که حالا بعضاً هم مطرح شد. گفتم این که بشود بنده هم حتماً صحبت خواهم کرد و خواهم گفت که این حرف غلط است و این را ما نپذیرفتیم و جمهوری اسلامی ایران خودش پنج محور مشخص برای گفتگوها ارائه کرده است. اینها خیلی نگران شدند و گفتند اجازه بدهید که ما صحبت کنیم و 8 ساعت رفتند با هم صحبت کردند بعد آمدند پذیرفتند که مجموعه این بحثها را با هم ادامه بدهیم در این فاصله 30 روز قرار ما این بود که بنشینیم و این شش موضوع را با هم بحث کنیم. یکی ، دوبار آنها در مکاتباتی که با اینها شد این بود که ما آماده هستیم برای اینکه بنشینیم راجع به هر شش موضوع بحث کنیم و دستور کار برای گفتگوهای مسکو تهیه کنیم. معاون خانم اشتون در مکاتباتی که با آقای باقری داشت طفره میرفت بیان میکرد و در انتها میگفت ما راجع به موضوع خودمان حاضریم صحبت کنیم که من در نامهای به خانم اشتون نوشتم و رسانهای هم شد و بیان کردم که این موضوع گفتگوهای مسکو را
در ابهام و تردید میبرد. اگر شما میخواهید دوباره همان گفتگویی را که یک موضوعی را که دارید مطرح کنید این که اصلاً گفتگو نیست و این بحث تمام خواهد شد. لذا این یک بحث اساسی بود که به ایشان تذکر دادم که اگر اینگونه باشد ما نمیتوانیم نسبت به گفتگوهای مسکو نگاه روشنی داشته باشیم. ایشان پریشب تماس تلفنی با من گرفت من همین را برایش توضیح دادم و ایشان قبول کرد و گفتم این را شما بیان کنیدکه امروز جمهوری اسلامی ایران و آنجا بیان کردند و گفتند جمهوری اسلامی ایران یک نظام مردمسالار است ما توافقهایی را که میکنیم را به مردم خودمان بیان میکنیم بر این توافقها جدی هستیم و مردم ما انتظار دارند همانجا من گفتم روز چهارشنبه بنده باید در مجلس شورای اسلامی حضور پیدا کنم وبه نمایندگان مردم توضیح بدهم و پاسخ بدهم. اینطور نیست که شما خیال کنید یک چیزی را میتوانید بگویید بعد طوری دیگر عمل کنید. ایشان پذیرفت که هر پنج موضوع جمهوری اسلامی ایران جزء موضوع گفتگوهای مسکو باشد. حتی موضوع غیر هستهای. بر این مبنا ما به گفتگوهای مسکو با این نگاه وارد میشویم اما آن چیزی که مهم است من چند نکته عرض کنم ظاهراً وقت من هم تمام شده این است
که ما 3 مؤلفه اقتدار، منطق و ابتدار عمل باید حاکم بر گفتگوهای ما باشد که انشاءالله ما هم این را دنبال میکنیم. اقتدار جمهوری اسلامی ایران در عرصههای مختلف امروز این ظرفیت را ایجاد کرده که بتواند با قدرت از حقوق جمهوری اسلامی ایران دفاع کند. ضمن اینکه منطق جمهوری اسلامی ایران یکی از مولفههای بزرگ اقتدار ماست. این پیشنهادی که اخیراًجناب آقای ضرغامی مطرح فرموده بودند که ما حتی حاضریم گفتگوها را مستقیم پخش کنیم واقعاً یکی از آن بحثهایی است که من در همان پایان نشست بغداد هم گفتم و گفتم که میتوانیم همین گفتگوها را الان در جمع خبرنگاران و رسانهها ببریم. آنجا بیان کنیم شما دیدگاهتان را بیان کنید ما هم بیان میکنیم افکار عمومی جهان قضاوت کند که کدام طرف بر اساس منطق و استدلال مباحثش را بیان میکند و همینطور ابتکار عمل. آن چیزی که امروز مهم است این است که ما باید از ظرفیتهای خودمان بخوبی بتوانیم استفاده کنیم اما آن چیزی که لازمه پیشرفت این گفتگوها است که ما به آنها هم گفتیم امروز هم در محضر شما نمایندگان عزیز ملت دوباره بیان میکنیم این است که آن چیزی که به پایان رسیده است چون در برخی از این گفتگوها آنها چند
بار بیان میکردند که پنجره برای گفتگو دارد رو به پایان میرسد زمان برای دیپلماسی کم است و من این را به صراحت در همان اجلاس استانبول گفتم و هم در بغداد گفتم و هم در اینجا در محضر شما عرض میکنم که آن چیزی که به پایان رسیده راهبرد فشار است، راهبردهای غیر منطقی است . اتفاقاً زمان برای گفتگو و برای همکاری شروع شده است اگر آنها میخواهند این مسیر گفتگو را به شکل موفق تجربه کنند لازمهاش این است که باید در راهبرد گفتگو، همکاری حرکت کنند این نمیشود که بخواهند از یک طرف در راهبرد رفتارهای خصمانه با ملت ایران باشند و از یک طرف گفتگو کنند. لذا این بسیار اهمیت دارد که آنها بدانند که گفتگوها فقط در مسیر همکاری میتواند موفق باشد و تجربه 33 سال گذشته و چند سال گذشته بخصوص در این موضوع بخوبی خودش را نشان داده است که نه ادبیات تهدید و نه گفتگوهای بیفایده و نه راهبرد فشار نمیتواند برای آنها مفید فایده باشد. انشاءالله ما هم بتوانیم در این مسیر آن چیزی که شایسته ملت ایران هست و حقوق ملت ایران هست از آن دفاع کنیم و دنبال کنیم. ----اگر دوستان سوالی دارند؟---- آن چیزی که وجود دارد ما غنیسازی را برای مصارف صلحآمیز حق ملت
ایران میدانیم، حالا این غنیسازی متناسب با نیازهای ما است، البته در مصارف صلحآمیز است و تمام فعالیتهای غنیسازی ما چه در فوردو و چه در نطنز زیر نظر آژانس هست و مطابق ان.پی.تی است و آژانس هیچگونه ایرادی نتوانسته است بگیرد که بگوید به یک فعالیت غنیسازی ما کمتر از آن ضوابط آژانس و ان.پی.تی آیا آن دسترسی را داشته و یا نداشته است. این فعالیتهای ما فعالیتهای کاملا صلحآمیز است اما حتما ما تاکید داریم که حق غنیسازی اورانیوم برای مصارف صلحآمیز از حقوق مسلم ملت ایران است و انشاءالله بتوانیم به خوبی این مسیر را دنبال کنیم. والسلام