اخبار آرشیوی

کدخبر: 397508

یک کارشناس مسائل بین‌المللی در یادداشتی با اشاره به "فرصت‌‌ها و تهدیدهای ایران از ائتلاف با چین و روسیه" نوشت: ایران باید با توجه به توانایی‌‌های بالقوه و بالفعل خود، دستگاه دیپلماسی خود را سکان‌‌داری کند و به معادلات بین این دو بازیگر نگاهی "هزینه – فایده‌‌ای" داشته باشد

میرزا‌رضا لیلانی در برهان نوشت: در قسمت نخست این مقاله به زمینه‌های ائتلاف بین ایران، روسیه و چین اشاره کردیم و ضمن برشمردن فصول مشترک محسوس و نامحسوس سه کشور، ابعاد سیاسی، اقتصادی و نظامی بسترهای مناسب ائتلاف را برشمردیم. در قسمت دوم به بررسی مزایای ایران از ائتلاف سه‌گانه اشاره کردیم و از 4 فرصت یعنی؛ مقابله با یک‌جانبه‌گرایی غرب، افزایش وزن ایران در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی، ائتلاف نظامی در مقابل غرب و در نهایت رویارویی با اقتصاد جهانی که مدافع سرمایه‌داری غربی است به عنوان فرصت‌های ایران از برقراری ائتلاف با روسیه و چین یاد کردیم. در این بخش با توجه به شناخت کلی از مزایا تلاش خواهیم داشت تا معایب این ارتباط برای ایران را مورد بررسی قرار دهیم، این تلاش در جهت فهم بهتر از محیط اطراف خود، دوستان و دشمنان و مزیت نسبی عرصه‌ی دیپلماتیک و بهره‌مندی از بیشترین انتفاع دیپلماتیک با حداقل هزینه‌ها خواهد بود تا عزت اسلامی، مصلحت ملی و حکمت منطقی را پیگیری کنیم. همچنین در قسمت چهارم (نتیجه‌گیری) ضمن کاربرد رهیافت آینده پژوهی در حوزه‌ی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران تلاش خواهیم کرد تا با تکیه بر سناریوهای مطرح در آینده‌ی احتمالی سیاست خارجی کشور و با توجه به تمامی فرصت‌ها و چالش‌های ارتباط ایران با روسیه و چین بر لزوم داشتن این ارتباط و تداوم این ائتلاف پیکرسازی کنیم تا به فایده‌ی بیشتر فرصت‌ها نسبت به هزینه‌های ائتلاف برای هر 3 کشور پی ببریم. در این بخش ابتدا تهدیدهای سیاست خارجی از ائتلاف با چین را مطرح کرده و سپس به چالش‌های پیش روی سیاست خارجی ایران از پیوند با روسیه اشاره خواهیم کرد و در نهایت 2 تهدید کلی را نیز بررسی خواهیم کرد. 1. چین و تبدیل شدن ایران به منطقه‌ی نفوذ؛ چینی‌ها در ارتباطی که با ایران برقرار کرده و می‌کنند به دنبال دو هدف مهم هستند. نخست، تعریف ژئواستراتژیک از ایران به عنوان منطقه‌ی نفوذ و دوم، تعریف ژئواکونومیک از ایران و دستیابی به منابع انرژی و یافتن بازارهای امن برای فروش کالاهای خود. الف) تعریف ژئواستراتژیک از ایران؛ نیاز فزاینده‌ی چین به انرژی سبب شده که این کشور تا آینده‌ی نزدیک به طور جدّی‌تری درگیر تحولات منطقه‌ی تحت نفوذ ایران باشد و ایران را به عنوان بازیگری مهم در این عرصه، در نظر داشته باشد. نزدیکی ایران به منطقه‌ی استراتژیک خلیج‌فارس و اشراف این کشور بر روی این منطقه و تنگه‌ی هرمز دلایلی است که چینی‌ها به ایران نگاهی ژئواستراتژیک پیدا کرده‌اند. ب) تعریف ژئواکونومیک از ایران؛ رشد اقتصادی بالای چین در دهه‌های اخیر، لزوم دستیابی به ذخایر و منابع انرژی در جهت تأمین نیازهای این کشور را ضروری کرده است. معامله‌ی چین و ایران بر سر نفت و گاز، «مهم‌ترین پیمان عصر» [1] حاضر نام گرفته است. چین در این خصوص دو هدف را دنبال می‌کند: اول اینکه با ورود کالاهای چینی در پی دستیابی به بازارهای ایران هستند و دوم اینکه با طرح حمایت از برنامه‌ی هسته‌ای ایران، می‌خواهند مواد خام محصولات تولیدی خود را با شرایط ویژه دریافت کنند. در حال حاضر چین سعی دارد جای خود را در بازارهای انرژی دریای خزر و خاورمیانه باز کند. گفته شده که دولت چین پول خرید نفت ایران را نزد خود نگه داشته و مدیریت این پول را در دست دارد و این پول را با ارزهای مختلف به ایران می‌دهد. 2. سیاست خارجی ملاحظه‌ای چین در قبال ایران؛ سیاست خارجی ملاحظه‌ای چین در قبال ایران نیز در اینجا حائز اهمیتی فراوان برای ایران است که خود چالش مهمی در سیاست خارجی ایران محسوب می‌شود. این مقوله به خصوص در مسئله‌ی هسته‌ای شدن جمهوری اسلامی ایران به خوبی قابل مشاهده است. این نگاه ملاحظه‌ای را می‌توان در رویکرد 3 منظوره‌ی چین نسبت به ایران به خوبی مشاهده کرد. از یک طرف به روابط دراز مدت خود با ایران می‌اندیشد، چرا که ایران از منظر چین منبع انرژی است، از دیگر سو نمی‌خواهد برای تبدیل شدن به یک ابرقدرت اقتصادی که یکی از اهداف راهبردی چین است لطمه‌ای به رابطه‌ی این کشور با آمریکا و اروپا وارد شود و در نهایت همان طور که بارها توسط نخبگان دستگاه سیاست خارجی این کشور بیان شده است، تلاش می‌کند تا حل مسالمت‌آمیز پرونده‌ی هسته‌ای ایران را به عنوان معیار خود قرار دهد چرا که هم از پیمان منع اشاعه‌ی تسلیحات پشتیبانی کرده و هم وجهه‌ی آن کشور به عنوان یک قدرت مسئول در قبال مسائل هسته‌ای دچار خدشه نمی‌شود. 3. تحریم [البته] محترمانه. گفته می‌شود نگاه چشم بادامی‌ها به ایران نگاه تحریم محترمانه است. به عبارتی چین تحریم‌های بین‌المللی برضد ایران را قبول کرده ولی برای ایران مجاری تنفس نیز گذاشته است. مشکل عمده‌ی تحریم نفتی ایران روانه شدن پول به جای نفت بود، چین و هند نیز در این زمینه دچار مشکل بوده‌اند؛ اما تفاوت چین در این است که به‌جای بلوکه کردن پول ایران در این کشور، می‌تواند از این پول استفاده کند و از چشم بادامی‌ها کالا بخرد. دوئل بازی چینی که هم پول به ایران نمی‌دهد و هم کالا را «اجباراً» به ایران می‌فروشد و هم نفت خود را خریداری می‌کند. بنابراین تحت فشار قرار دادن ایران برای دریافت کالا در قبال نفت در صورتی که توسط نخبگان سیاسی ایران به درستی مدیریت نشود، می‌تواند موجبات ضرر ملی را فراهم کند. در زیر به گوشه‌هایی از سندی که در وزارت خارجه‌ی چین نسبت به ایران و خطاب به مسئولان این کشور است، اشاره می‌کنیم: «چین به گسترش روابط اقتصادی با ایران به منظور حفظ نرخ رشد اقتصادی خود اهمیت قائل است. مقام‌های چینی به همتایان ایرانی خود هشدار داده‌اند که آن‌ها از عدم پیشرفت در مسئله‌ی هسته‌ای ایران مأیوس شده‌اند، چرا که پیشرفت در این زمینه سبب نهادینه شدن سرمایه‌گذاری در بخش انرژی این کشور می‌شود. چینی‌ها به منظور ترغیب ایرانی‌ها به نشان دادن پیشرفت در موضوع هسته‌ای به آن‌ها هشدار داده‌اند که منافع اقتصادی چین در ایران را مسلم فرض نکنند. علاوه بر این چین در حال کاهش وابستگی خود به منابع انرژی ایران از طریق بهبود روابط و مناسبات خود با سعودی‌هاست.»[2] چالش‌های ائتلاف با روسیه مسکو نیز مانند پکن با فصل مشترک موقعیت ژئوپلتیک ایران مواجه است، با این تفاوت که موضوع ایران برای مسکو مسئله‌ی امنیت ملی روسیه است. حضور ایران در آنچه کرملین از آن تحت عنوان «منطقه‌ی نفوذ روسیه» یاد می‌کند، یکی از بنیادی‌ترین دلایل کرملین برای حفظ رابطه با ایران است که چین از این فصل برخوردار نیست و یا نسبت به روسیه کمتر بهره‌مند است. در زیر به برخی از چالش‌های تعامل ایران با روسیه نگاهی می‌اندازیم. 1. برخورد موضوعی با ایران؛ سیاست خارجی مسکو نسبت به ایران نه براساس یک معیار کلی و واحد، بلکه مطابق با مورد و موضوع خاص تعریف می‌شود. به عبارتی در هر اتفاق خاص و رویداد ویژه عکس‌العمل این کشور نسبت به ایران نیز مطابق با همان اتفاق ویژه تعریف می‌شود و نه تعریف رویکردی واحد، جامع و مستند. در خصوص تحریم‌ها به یک نوع با ایران برخورد می‌شود، در مورد امنیت ملی و مسئله‌ی سوریه به نوعی دیگر و در مسائلی دیگر مانند پرونده‌ی هسته‌ای نیز به همین شکل برخورد می‌نماید. به عبارتی این موضوعات خاص هستند که مناسبات این کشور با ایران را تشکیل می‌دهند و نه وجود یک طرح کلی. 2. برخورد برهه‌ای روسیه نسبت به ایران. در برخی دوره‌های زمانی مسکو تمایل به غرب داشته است و به این میل پیدا کرده که با آمریکا روابط حسنه‌ای داشته باشد. این مقوله در خصوص سیاست اروپا محور (و نه اوراسیا محور) «مدودف» به خوبی قابل مشاهده بود. در اینجا رویکرد مسکو در قبال ایران شفاف نبوده و برهه‌ای است. در دوران نزدیکی به آمریکا، ایران از ارتباط‌های گوناگون با مسکو محروم شده است (مثل تحویل ندادن اس300 از جانب مدودف و تعویق راه‌اندازی نیروگاه بوشهر) تا ایران به مسکو امتیاز دهد و در دوران تنش، همکاری مسکو با تهران زیاد شده تا غرب به مسکو امتیاز دهد. این مقوله در سیاست خارجی مسکو و در بخش خاصی از نخبگان سیاسی این کشور که «اروپا محورها» نام نهاده شده‌اند، مشهود است. در این گفتمان ارتباط بین مسکو - تهران و مسکو - غرب رابطه‌ی مستقیمی با هم داشته است. 11 سال تأخیر روس‌ها در ساخت نیروگاه بوشهر که هزینه‌های میلیارد دلاری بر ایران تحمیل کرد، در کنار تحویل ندادن موشک‌های (اس 300) نشان داد که مسکو نسبت به تهران مقطعی و ابزاری می‌نگرد. به عنوان مثال در مورد اس 300 بایستی اشاره کرد که فشار آمریکا و اسراییل بر روسیه مبنی بر تحویل ندادن و دادن رشوه از سوی این کشورها از جمله فروش هواپیمای بدون سرنشین اسراییلی به روس‌ها و نیز عضویت روسیه در سازمان تجارت جهانی دلایلی بوده که روس‌ها پس از فروپاشی شوروی با تغییر اولویت‌های سیاست خارجی خود و چرخش از مبنای ایدئولوژیکی به گسترش ارتباطات تجاری و کسب برخی از مزیت‌های نسبی برای نوسازی اقتصاد خود مدنظر قرار داده‌اند و سعی می‌کنند با بازی دو سویه و چانه‌زنی‌های دیپلماتیک امتیازهای مهمی از طرفین (ایران و آمریکا) کسب کنند. این را بایستی در کنار همین برخورد دوره‌ای روسیه نسبت به ایران تعبیر، تفسیر و واکاوی کرد. با اشاره به این موارد در زیر تلاش می‌کنیم 2 چالش کلی پیش روی ایران در برخورد با این 2 کشور را مورد بررسی کلی قرار دهیم: 1. کاهش حق انتخاب و انحصار رابطه‌ی ایران با روسیه و چین؛ رویکرد ایران به روسیه و چین و توجه نکردن به کشورهای اروپایی و سایر مناطق، قابلیت این را دارد که به عنوان نقطه ضعفی برای دستگاه دیپلماسی ایران محسوب شود، به گونه‌ای که سیاست خارجی را صرفاً با توجه به منافع شرق تعریف کند و این موضوع قابلیت‌های ایران را برای اظهار توانایی‌های ملی کم خواهد کرد و استفاده از توان بالای ایران را بی‌تأثیر خواهد کرد و ایران را از جامعه‌ی سیاسی - اقتصادی جهانی یا اقتصاد جهانی که در دست غرب سیاسی است، دور می‌کند. بی‌تردید یکی از موضوعاتی که در بحث آزادسازی اقتصادی از بخش دولتی در اقتصاد ایران وجود دارد، بحث پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی با لحاظ کردن معایب، چالش‌ها و فرصت‌هاست. علی‌رغم معایبی که پیوستن به این سازمان برای ایران به همراه دارد، منافع زیادی نیز پشت سر این پیوستن خوابیده است که توجه صرف ایران به شرق، تهران را از مواجهه با این منافع و تفکر در راستای آن باز می‌دارد. بنابراین نگاه هوشمندانه‌ی دستگاه سیاست خارجی، می‌بایست معطوف به عقلانیت ملی بوده و نقاط ضعف موجود در سیاست خارجی را شناسایی کرده و عزت و مصلحت اسلامی را مد نظر قرار دهد. زعمای دستگاه دیپلماسی کشور ما به خوبی خبر از حجم بالای وابستگی‌های متقابل چین و روسیه نسبت به ایران دارند و این مطلب می‌بایستی راهنمای عمل ایشان در این زمینه قرار گیرد. در این خصوص به طور مفصل در قسمت نتیجه‌گیری بحث خواهیم کرد. 2. بازی کردن با برگ ایران. روی آوری ایران به شرق و توجه به روسیه و چین، بی‌تردید این خطر را برای ایران ایجاد می‌کند که به عنوان برگی در دست این دو قدرت برای بازی در معادلات بین‌المللی مطرح شود و این دو کشور برای افزایش سهم‌خواهی خود در عرصه‌ی بین‌المللی از ایران استفاده کنند و بی‌تردید این مسئله، ایران را به «موضوع مذاکره‌های» این 2 کشور در عرصه‌ی بین‌المللی با آمریکا و غرب سیاسی مطرح خواهد کرد و نه «طرف مذاکره‌ها» و این مسئله، در مورد شیطنتِ بخشی از دستگاه دیپلماسی این 2 کشور در خصوص پرونده‌ی هسته‌ای ایران به نحوی قابل مشاهده است. ایران بایستی به خوبی از این موضوع مطلع بوده و به تمام معادلات رویاروی خود آگاه باشد و با توجه به توانایی‌های بالقوه و بالفعل خود، دستگاه دیپلماسی خود را سکان‌داری کند و قابلیت‌های ملی را بالا برده و به معادلات بین این 2 بازیگر نگاهی «هزینه - فایده‌ای» داشته باشد و پرداختن به این مقوله برای ایران که از توانایی‌های متعدد هم در عرصه‌ی سیاسی و هم اقتصادی برخوردار است، چندان دور از واقعیت نیست.(*) ادامه دارد... پی‌نوشت‌ها: [1]. «چین و بزرگ‌ترین معامله‌ی قرن با ایران»، روزنامه‌ی ایران: 30 فروردین 1384. [2]. تاریخ تهیه و تنظیم سند در سفارت چین 4 مارس 2009 و تاریخ انتشار سند در رسانه‌ها 28 دسامبر 2010م.
ارسال نظر: