اخبار آرشیوی
یک کارشناس مسائل سیاسی طی یادداشتی در پایگاه "برهان" ضمن تبیین سخنان رهبر معظم انقلاب در مراسم افتتاحیه اجلاس سران عدم تعهد نوشت: گفتمان "اقتصاد مقاومتی" زائیده شرایط تحریم است/ این گفتمان میتواند به نظریه اقتصادی انقلاب اسلامی بدل شود
به گزارش «نسیم»، علی روحانی در پایگاه تحلیلی0تبیینی "برهان" نوشت: «پیشرفتهاى همهجانبه کشور ما در دو دههى اخیر واقعیتى است که در برابر چشم همگان قرار دارد و رصدکنندگان رسمى بینالمللى مکرراً بدان اذعان کردهاند؛ و این همه درشرائط تحریمها و فشارهاى اقتصادى و تهاجم تبلیغاتى شبکههاى وابسته به آمریکا وصهیونیسم اتفاق افتاده است. تحریمهائى که یاوهگویان، آن را فلجکننده نامیدند، نه تنها ما را فلج نکرده و نخواهد کرد، بلکه گامهاى ما را محکمتر، و همت ما رابلندتر، و اطمینان ما را به درستى تحلیلهاى خود و نیز به توانائى درونزاى ملتمان راسختر کرده است...» پردهی اول: هراس 1980م.، تسخیر لانهی جاسوسی، داراییهای ایران در آمریکا بلوکه میشود. قراردادهای نظامی میان ایران و آمریکا که پول آنها از طرف ایران پرداخت شده بود، یک طرفه ملغی میگردد. 1987م.، صادرات تجهیزات نظامی و ماشینهای صنعتی از آمریکا به ایران ممنوع میشود. 1995م.، هرگونه سرمایهگذاری شرکتهای آمریکایی در صنعت نفت ایران قانوناً منع میشود. 1996م.، تمامی شرکتهایی که با صنعت نفت ایران همکاری و سرمایهگذاری داشته باشند مورد تحریم آمریکا قرار
میگیرند. 1999م.، صدور تمامی تجهیزات و قطعات هواپیما به ایران ممنوع میشود. 2002م. چندین شرکت چینی، روسی، کرهای و... به دلیل صدور تجهیزات صنعتی به ایران تحریم میشوند. 2006م.، تحریمهای سازمان ملل شروع میشود. اجماع شورای امنیت برضد ایران. 2007م.، بر اساس قطعنامهی سازمان ملل، تمامی داراییهای چندین نهاد مرتبط با برنامههای هستهای و نظامی ایران مسدود میگردد و پرداخت وامهای بینالمللی به ایران محدود میشود. 2008م.، تمامی بانکهای آمریکایی از عمل کردن به عنوان واسطه برای نقل و انتقالهای بانکی ایران منع میشوند. 2010م.، سازمان ملل فروش تسلیحات نظامی و تجهیزات دارای کاربرد دوگانه به ایران را ممنوع میکند. 2010م.، آمریکا جریمههای سنگینتری برای شرکتهای سرمایهگذار در صنعت نفت ایران وضع میکند و فروش بنزین به ایران را مشمول تحریم مینماید. بانکهای ایرانی یکی پس از دیگری تحریم میشوند و امکان مبادلات مالی بینالمللی را از دست میدهند. بانکهای پوششی خارجی که توسط ایران تأسیس شدهاند، یکی پس از دیگری شناسایی و تحریم میشوند. شرکتهای بزرگ نفتی فعال در پارس جنوبی قراردادهایشان را فسخ میکنند. اروپا نیز
تحریمهای مشابهی برای سرمایهگذاران در صنعت نفت ایران و نیز بانکهای ایرانی وضع میکند. 2012م.، بانک مرکزی که پیشتر از سوی آمریکا تحریم شده بود، مورد تحریم اروپا نیز قرار میگیرد و قانوناً امکان مبادلات دلاری و یورویی را از دست میدهد. شرکت سویفت بانکهای ایرانی را از ارائهی خدمات محروم میسازد، نقل و انتقالهای بانکی بینالمللی به شدت پرهزینه شده است. تحریم نفتی ایران طی یک فرآیند مرحله به مرحله در دستور کار اروپا قرار میگیرد و مذاکرههای فشرده با واردکنندگان نفت از ایران، برای قطع امکان صادرات نفت ایران به سرعت پیگیری میشود. با شروع تحریم نفتی، صادرات نفت ایران کاهش جدّی مییابد. پردهی دوم: تحریمهای فنی تحریم صادرات تجهیزات نظامی به ایران در کنار شرایط جنگی باعث ورود جهاد دانشگاهی به این عرصه میشود. نیروهای علمی ارزشی بسیج میشوند و به تدریج نیازهای اساسی جنگ را با تولیدات داخلی تأمین میکنند. توان جنگ نامتقارن ایران هم در خشکی و هم در دریا به شدت افزایش مییابد که نمود بارز آن، درگیری ایران و آمریکا در خلیجفارس در جریان جنگ نفتکشهاست. این روند بعد از جنگ نیز ادامه مییابد. هر سال در رزمایشهای
مختلف نسلهای جدید موشکهای زمین به زمین، زمین به دریا، زمین به هوا و... رونمایی میشود. برد موشکی سال به سال افزایش مییابد و اسراییل را در معرض خطر جدّی قرار میدهد. موشکهای دریا به دریا، ناوچهها، زیردریاییها و... توان نیروی دریایی ایران را به شدت بالا میبرد. ایران تأمینکنندهی اصلی سلاح برای نهضتهای مقاومت در جهان میشود. بازدارندگی توان نظامی ایران مورد اذعان همهی کارشناسان نظامی قرار میگیرد. فشارهای مالی ناشی از جنگ و کاهش قیمت نفت در کنار تحریم صادرات تجهیزات فنی، کشور را مجبور به چارهاندیشی میکند. برای تأمین نیاز فزایندهی کشور به برق، شرکت مدیریت پروژههای نیروگاهی ایران (مپنا) تشکیل میشود و ضمن صرفهجویی ارزی قابل ملاحظه، به تدریج توان فنی کشور را در این حوزه ارتقا میبخشد و آرام آرام تبدیل به الگویی برای خودکفایی در عرصههای مهندسی میگردد. در عرصهی سدسازی، کشوری که پیش از انقلاب کاملاً وابسته بود، در یک فرآیند 30 ساله به سطح بالایی از توان فنی میرسد که تعجب خبرگان بینالمللی را برمیانگیزد. انواع سدهای خاکی و بتنی توسط متخصصان داخلی طراحی و ساخته میشود. ایران تبدیل به صادرکنندهی
خدمات فنی در حوزههای نیروگاهی و سدسازی میگردد. کشوری که برای یک دورهی طولانی، معطل متخصصان آلمانی و روسی برای تکمیل نیروگاه هستهای بوشهر مانده بود، خود پا به عرصه میگذارد و با تکیه بر متخصصان داخلی به تکمیل زنجیرهی سوخت هستهای مبادرت میورزد. سیاست چماق و هویج در کل این فرآیند از سوی غرب اعمال میشد. اما جنس چماقها و هویجها به طرز واضحی در حال ارتقاست. در ابتدا اجازهی واردات قطعات هواپیما به شرط تعطیلی کامل تأسیسات هستهای و کمکم تعهد تأمین کامل سوخت مورد نیاز نیروگاه به شرط عدم غنیسازی. هرچه جلوتر رفتیم، غرب مجبور به امتیازدهی بیشتری شد. در عرصهی فناوریهای نوین، حرکت کشور علاوه بر ایجاد خودکفایی، در میان کشورهای در حال توسعه و بهخصوص در جهان اسلام به شدت الهامبخش است. پیشرفتهای حاصل در نانوتکنولوژی، زیست فناوری، سلولهای بنیادی، هوافضا و... ثمرهی ارادهای است که در نسل انقلاب شکل گرفته است. پردهی سوم: تحریمهای اقتصادی اقتصاد کشور از مشکلات ساختاری بسیاری رنج میبرد. اتکای شدید دولت و به دنبال آن کل اقتصاد، به درآمدهای نفتی؛ بیتوجهی به زیرساختهای اطلاعاتی و تجمیع آنها به منظور
استفادههای درآمدی و امنیتی برای دولت؛ انتخاب سادهترین راه برای کسب درآمد: خامفروشی، در واقع سرزمین فروشی؛ بیتوجهی به توسعهی حلقههای زنجیرهی ارزش در بخشهای معدنی؛ هدر روی منابع عظیم برای تأمین یارانهی حاملهای انرژی؛ ... فشارهای ناشی از تحریم، کشور را مجبور به چارهاندیشی در این موضوعات میکند. تحریمهای بانکی و دشواری در تأمین دلار، تصمیمگیران را مجبور به افزایش نرخ ارز میکند، کاری که باید به شکل تدریجی و در طول زمان انجام میپذیرفت تا فضای اطمینان را در اقتصاد دچار آسیب نکند؛ کاری که سالیان متمادی به بهانههای واهی انجام نمیشد و تولید داخل را به شدت وابسته به واردات کرده بود. کمبود ارز، راهاندازی پورتال ارزی را به منظور کنترل جریان ارز در کشور ضروری میکند. کاری که سالها پیش باید انجام میپذیرفت. سامانهای که نبود آن و عدم اتصال آن به سامانهی گمرک، امکان مدیریت واردات را دشوار کرده بود و واردات، بلای جان صنعت و کشاورزی کشور شده بود. تحریم نفتی و دشوار شدن فروش نفت، سیاستگذاران و مجریان را مجبور به چارهاندیشی میکند. تصمیم به سرمایهگذاری در پالایشگاهها و پتروشیمیها برای حداقل یک مرحلهی
فراوری نفت تا اندکی از خامفروشی فاصله بگیریم؛ راهاندازی بورس نفت برای تسهیل فروش نفت که گامی در جهت تحقق آرزوی شفافیت در معاملات نفتی نیز هست؛ تلاش برای ابداع روشهای جایگزین کسب درآمد برای دولت و روشهای تأمین مالی پروژههای عمرانی، یعنی حرکت به سمت انضباط مالی دولت و توسعهی بخش مالی. زمزمههای تحریم سویفت (بستر مبادلات مالی بین بانکی) باعث شد کشور به فکر تأسیس شبکهای مستقل، حداقل برای نهادهای مالی داخلی بیفتد. حرکت مبارکی که منطقاً میبایست همان اوایل انقلاب انجام میشد، چرا که تا پیش از این، غرب نه تنها امکان دسترسی به اطلاعات تمامی مبادلات مالی خارجی را داشت، بلکه نقلوانتقالهای بین بانکی داخلی هم از دستبرد آنها محفوظ نبود. برکات تحریم به حوزههای فنی و زیرساختهای اقتصادی ختم نمیشود. تحریم در حوزهی نظر و نظریهپردازی هم منشأ برکت شده است. گفتمان «اقتصاد مقاومتی» زاییدهی شرایط تحریم است. گفتمانی که میتواند به نظریهی اقتصادی انقلاب اسلامی بدل شود. پردهی چهارم: خیر کثیر برکات تحریم در بُعد ارتقای توان علمی و فنی داخل روز به روز در حال افزایش است و اعتقاد مسئولان به این مسئله نیز به تدریج در
حال اصلاح. پیشرفتها در حوزههای نظامی، هستهای، فناوریهای نوین، خدمات مهندسی و ارتباط مستقیم این پیشرفتها با تحریم قابل تردید نیست. برکات تحریم در آشکار کردن اشکالات ساختاری اقتصاد کشور و فشار تحریمها برای چارهاندیشی برای این مشکلات ساختاری، بُعد دیگری از اثرات مثبت تحریم است که به وضوح انسان را متوجه آیات خداوند میکند: «عسی أن تکرهوا شیئاً و هو خیر لکم»[1] و بلکه بالاتر: «عسی أن تکرهوا شیئاً و یجعل الله فیه خیراً کثیراً.» مسئولان در تکاپو برای اصلاحاتی هستند که سالهای متمادی، دلسوزان نظام تحقق آنها را انتظار میکشیدند. اما برکات تحریم به حوزههای فنی و زیرساختهای اقتصادی ختم نمیشود. تحریم در حوزهی نظر و نظریهپردازی هم منشأ برکت شده است. گفتمان «اقتصاد مقاومتی» زاییدهی شرایط تحریم است. گفتمانی که میتواند به نظریهی اقتصادی انقلاب اسلامی بدل شود. گفتمانی که از یک سو متکی بر ارزشها و فروض ارزشی است (بر خلاف ادبیات اقتصادی رایج در دانشگاهها) و از سوی دیگر ناظر به مسئله و به دنبال حل مسائل واقعی کشور است (بر خلاف ادبیات رایج در اقتصاد اسلامی). «اقتصاد مقاومتی» یک چتر مفهومی است که تمامی تحقیقات
انجام شده با 2 ویژگی یاد شده را در بر میگیرد، یعنی تحقیقاتی که نخست معطوف به مسائل واقعی هستند و دوم گرایشهای ارزشی و ایدئولوژیک دارند. «اقتصاد مقاومتی» پرچمی است که تمامی محققان مسئله محور و تمامی نظریهپردازان ارزشی، باید زیر آن جمع شوند و برای تدوین آن در عرصهی نظر و تحقق آن در عرصهی عمل تلاش کنند. برکات تحریم در حال گسترش و تعمیق است و هرچه زمان بگذرد و تحریمها شدیدتر شود، باید منتظر برکات جدیدتر و عمیقتر باشیم. تحریم «خیر کثیر» است.